حمله ای که در نوع خود بی سابقه بود

پیام های بایدن با حمله به بوکمال

۰۹ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۰۰۳۹۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صابر گل‌عنبری در یادداشتی می نویسد: در این وضعیت، حملات سنگین پریشب چند پیام مهم داشت؛ نخست به ایران و محور تحت رهبری آن در منطقه بود. به این معنی که دولت بایدن با این اقدام در واقع می‌خواهد بگوید که تداوم این وضعیت را بر نمی‌تابد و این که نباید به رفتن ترامپ و آمدن بایدن به عنوان فرصتی برای امتیازگیری نگریسته شود. در این راستا انتخاب پایگاهی در البوکمال و نه پایگاه نیروهای هم پیمان در داخل خاک عراق برای رساندن این پیام‌ها قابل تامل است. ایران در عراق حضور فیزیکی نظامی ندارد، اما در سوریه به ویژه در این منطقه مرزی عراق و سوریه، در کنار نیروهای همسو حضوری نظامی دارد. در حقیقت اینجا انتخاب هدف معطوف به نوع، ماهیت و سطح پیامی است که دولت بایدن قصد ارسال آن را در شکلی مستقیم‌تر و هدفمندتر دارد. لُب پیام واشنگتن اینجا این است که به ایران فرصت استفاده از برگه‌های فشار منطقه‌ای خود به ویژه تداوم به تحلیل بردن حضور نظامی آمریکا در منطقه را نمی‌دهد. حالا در روزها، هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو باید دید با این پیام چه برخوردی خواهد شد.
پیام های بایدن با حمله به بوکمال

نویسنده: صابر گل‌عنبری، پژوهشگر، مترجم، روزنامه‌نگار و کارشناس مسائل منطقه‌ای و بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: پریشب آمریکا و نه اسرائیل، پایگاهی در منطقه البوکمال سوریه را هدف حملاتی قرار داد که نه تنها نخستین از نوع خود در دولت جو بایدن است، بلکه یکی از سنگین‌ترین حملات آمریکا در چند سال اخیر است. حمله مستقیما به دستور خود بایدن صورت گرفته و وزیر دفاع جدید آمریکا هم درباره چند و چون آن اطلاعاتی را بیان کرده است.

هر چند حملاتی از این دست بی‌سابقه نیست، اما به سادگی نمی‌توان از کنار این واقعه گذشت. دلیل آن هم اما و اگرها و حرف و حدیث‌هایی است که درباره آمریکایِ بایدن مطرح می‌شود؛ به نحوی که انگار این که آمریکا به دو دوره پیشا و پسا ترامپ تقسیم می‌شود. 

با شکست ترامپ و پیروزی بایدن سیاست ایران، چه در پرونده هسته‌ای چه در منطقه، شکل تهاجمی‌تری به خود گرفت. گام‌های هسته‌ای قابل توجهی در جهت کاهش تعهدات برداشته شده و این روند ادامه دارد و در منطقه نیز نه تنها حملات به منافع و نیروهای آمریکایی در عراق کاهش نیافت، بلکه روند تصاعدی معناداری هم پیدا کرد و مهم‌ترین این حملات چند وقت قبل با شلیک چند موشک علیه پایگاه نیروهای آمریکایی در اربیل انجام گرفت که به نوعی هدف از آن سنجش واکنش دولت جدید آمریکا و برنامه ریزی بر اساس آن درباره حملات بعدی و تنظیم ریتم و شدت و ضعف آن بود. 

در پرونده یمن نیز روند صعودی حملات انصار الله به اهدافی در عربستان تشدید شد و تحولات میدانی مهمی به ویژه در مارب بی‌توجه به سیاست اعلامی جدید واشنگتن در قبال این بحران رخ داد. در کنار این‌ها نیز چندین مانور نظامی متوالی در هفته‌های آخر دولت ترامپ برگزار شد و در آنها سلاح‌ها و موشک‌های بالستیک دور برد به کار گرفته شدند. هدف تنها پیشگیری از حملات احتمالی دولت ترامپ نبود. به نوعی ایران با این رفتارها در سه حوزه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای، می‌خواست با آمدن بایدن و درک اولویت‌‌ها و مشغله‌های داخلی وی، گربه را دم حجله بکشد. 

در این وضعیت، حملات سنگین پریشب چند پیام مهم داشت؛ نخست به ایران و محور تحت رهبری آن در منطقه بود. به این معنی که دولت بایدن با این اقدام در واقع می‌خواهد بگوید که تداوم این وضعیت را بر نمی‌تابد و این که نباید به رفتن ترامپ و آمدن بایدن به عنوان فرصتی برای امتیازگیری نگریسته شود. در این راستا انتخاب پایگاهی در البوکمال و نه پایگاه نیروهای هم پیمان در داخل خاک عراق برای رساندن این پیام‌ها قابل تامل است. ایران در عراق حضور فیزیکی نظامی ندارد، اما در سوریه به ویژه در این منطقه مرزی عراق و سوریه، در کنار نیروهای همسو حضوری نظامی دارد. در حقیقت اینجا انتخاب هدف معطوف به نوع، ماهیت و سطح پیامی است که دولت بایدن قصد ارسال آن را در شکلی مستقیم‌تر و هدفمندتر دارد. لُب پیام واشنگتن اینجا این است که به ایران فرصت استفاده از برگه‌های فشار منطقه‌ای خود به ویژه تداوم به تحلیل بردن حضور نظامی آمریکا در منطقه را نمی‌دهد. حالا در روزها، هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو باید دید با این پیام چه برخوردی خواهد شد.

اما به نظر می‌رسد که پیام دوم به اسرائیل، لابی اسرائیلی در آمریکا، جمهوری‌خواهان و شرکای منطقه‌ای است؛ به این معنا که سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا با آمدن بایدن قرار نیست تغییر کند و تاکید بر دیپلماسی نباید به معنای چرخشی در این سیاست قلمداد شود. در واقع انجام چنین حملات نسبتا بی‌سابقه‌ای هم نوعی اطمینان بخشی نسبت به عدم تغییر راهبرد منطقه‌ای آمریکا و هم تاکیدی بر این است که گزینه نظامی در مواجهه با چالش‌ها از دستور کار خارج نشده و آمریکایِ بایدن حاضر است در این خصوص حتی از ترامپ نیز فراتر برود. 

این پیام دوم از آنجا حائز اهمیت است که اخیرا هم در اسرائیل و هم در آمریکا، دولت بایدن به نشان دادن ضعف در برابر ایران متهم شده است و تهاجمی‌ شدن رویکرد تهران را مویدی بر این مدعا مطرح می‌کنند. اما دولت جدید آمریکا به هیچ وجه نمی‌خواهد نظر به پیامدهای آن در مظان اتهام قرار گیرد. بایدن در قبال ایران حاضر نیست بدون اجماع داخلی و خارجی حرکت کند و همین رفتار نیز ناشی از نگرانی از تبعات در پیش گرفتن سیاستی جدید در قبال ایران بدون اجماع داخلی است. وی سال‌ها سناتور بوده و در کنگره فعالیت داشته است و از این رو نمی‌خواهد در این پرونده بدون جلب نظر حداقل بخش مهمی از جمهوری‌خواهان و لابی‌های قدرت حرکت کند. این خود مفروض الزاماتی عملی است که با آنها مواجه است و او را همیشه در مقابل ایران دست به عصا نگه می‌دارد. 

در پایان ذکر این نکته نیز ضروری است که تداوم حضور نظامی آمریکا در راهبرد خاورمیانه‌ای بایدن اهمیت ویژه‌ای دارد؛ به گونه‌ای نسبتا متفاوت از دوره اوباما و ترامپ. در همین حال نیز در حال کشاندن بیشتر ناتو به مسائل منطقه است و تقویت حضور آن در عراق هم در این راستاست.

کلید واژه ها: حمله به بوکمال جو بایدن سوریه عراق حمله امریکا به عراق حمله امریکا به سوریه حمله امریکا حمله امریکا به الحشد الشعبی


( ۱۳ )

نظر شما :

امیر ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ | ۰۵:۲۶
من همیشه تاکید کردم که متاسفانه بزرگترین توانایی دیپلماسی ما تنها «موج سواری» است مثل شکست طالبان دشمن ما در افغانستان توسط آمریکا ...و مثل شکست صدام دشمن ما در عراق توسط آمریکا ...و مثل اتفاقات بهار عربی که پای ما را به سوریه باز کرد و پدیدار شدن داعش همزمان با حضور شخصیتی ضعیف مثل اوباما در آمریکا که به ما کمک کرد بتوانیم جایگاه خود را در آنجا به شکل امروزی برسانیم... و مثل انقلاب مردم یمن و سقوط حکومت دیکتاتوری در آن کشور که باعث شد تنها گروه مسلح باقی مانده که همان حوثی ها باشند بتوانند به راحتی با کودتا و همکاری دیکتاتور سابق به قدرت برسند. همه و همه بیشتر از اینکه اقدامات و برنامه ریزی های استراتژیک ما باشد نوعی موج سواری بوده. تا اینجا اشکالی ندارد موج سواری هم خود نشان از زرنگی است اما مشکل آنجاست که وقتی بادی نمیوزد و موجی هم وجود ندارد ما چون شنا بلد نیستیم غرق میشویم! خیلی راحت میتوانستیم از فرصت آمدن ترامپ و خودنمایی و نفوذ او در سنا استفاده کنیم و یک پیمان امنیتی و اقتصادی کامل با آمریکا ببندیم به شکلی که بیشترین سود نصیب ما بشود اما امان از دوستان نادان و کوته بین در چپ و راست چه آنها که موج سواری و ضعف اوباما را اشتباهی مساوی با قدرتمندی و نامرئی بودن خود پنداشته بودند و چه آنها که لبخند و خوش و بش با جان کری رو مساوی به نفوذ در قبل بکی از دو حزب آمریکا پنداشتند و همچون دایه مهربانتر از مادر به دفاع از دموکرات ها و دشمنی با جمهوری خواهان روی آوردند و حتی طبق همان سنت حسنه موج سواری وقتی مردم آمریکا ترامپ را کنار زدند آنرا نتیجه تلاش ها و استقامت خود پنداشتند!‌
صهیب بابایی توسکی ۱۰ اسفند ۱۳۹۹ | ۱۴:۳۶
پیام: شکست سیاستهای آمریکا در سوریه.