نواقتدارگرایی در داخل و سیاست خارجی متوازن

کارنامه علی یف ها در جمهوری آذربایجان

۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۶ کد : ۱۹۹۹۳۱۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
الیاس واحدی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: درکارنامه علی یف ها که در شرایط دشوار اوایل دهه ۱۹۹۰ در جمهوری آذربایجان به قدرت رسیدند، هم از نظر سیاست داخلی (ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی) و هم از حیث سیاست خارجی (سیاست متوازن همه جانبه گرا و دیپلماسی مؤثر منفعت گرا) تاکنون نمرات قابل قبولی درج شده و پیروزی در جنگ اخیر قره باغ، این موفقیت را در چشم مردم چند برابر کرده است و ادامه مشروعیت حزب حاکم و خاندان علی یف در بین اکثریت مردم پیش بینی می شود. بنابراین حتی اگر حکومت به صورتی موروثی به نسل سوم این خاندان هم برسد، جهان و منطقه، باز شاهد قدرت یابی ملی بیشتر و بدون هیاهوی جمهوری آذربایجان خواهد بود.
کارنامه علی یف ها در جمهوری آذربایجان

نویسنده: الیاس واحدی، کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز 

دیپلماسی ایرانی: زمانی که گروه های زیادی از مردم جمهوری آذربایجان، بعد از سیاست های کمونیستی و ضد ملی ایاز مطلب اف و ناکامی های ناشی از کم تجربگی ملی گرایی ابوالضل ایلچی بیگ، از حیدرعلی یف، سیاستمدار باسابقه آذربایجانی و رئیس مجلس عالی جمهوری خودمختار نخجوان، خواستند تا مسئولیت دولت در این جمهوری نوپای طوفان زده را بپذیرد، به اقتدار وی در دوران دبیرکلی حزب کمونیست جمهوری سوسیالیستی آذربایجان شوروی، دل بسته بودند تا کشور را از خطر اضمحلال ناشی از حمله ارامنه و جنگ داخلی نجات دهد. اقتدار حیدر علی یف با کوله باری از تجربه امنیتی در «ک.گ.ب» و حضور در «پولیت بورو» (دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی)، عالی ترین نهاد سیاسی اتحاد جماهیر شوروی، هرچند قره باغ را آزاد نکرد زیرا به عوامل خارجی بسیار بالاتر از قدرت ملی آذربایجان بستگی داشت ولی موفقیت در برخی خطوط جبهه جنگ قره باغ ، مانع از پیشروی بیشتر ارامنه شد. همچنین یکپارچگی سیاسی را به کشور بازگرداند. 

جمهوری آذربایجان در این سال ها، افزون بر تجزیه طلبی ارامنه و جنگ با جمهوری ارمنستان، با اقدامات تجزیه طلبانه تالش ها و شورش لزگی ها روبه رو بود که بعد از سخنرانی آتشین حیدر علی یف، نظامیان تجزیه طلب تالش به رهبری علی اکرم همت اف سرهنگ شورشی تالش در لنکران که با تصرف شهر لنکران، استقلال جمهوری تالش – مغان را اعلام کرده بودند با مقاومت شدید مردمی روبه رو و مجبور به فرار از شهر شدند. شورش های لزگی ها در شمال شرق کشور نیز در سایه هیمنه این سیاستمدار، در نطفه خفه شد. 

حیدر علی یف کارکشته که از ضعف های درونی حزب کمونیست و پوشالی بودن حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی آگاه بود، پس از بی مهری روس ها با وی در زمان میخائیل گورباچف، افکار ملی گرایی خود را آشکار و با استعفاء از حزب کمونیست، خود را از بار تعهدات کمونیستی آزاد کرد. وی درگوشه عزلت سیاسی خود، گویا برای فروپاشی شوروی و استقلال سرزمینش لحظه شماری می کرد. از همین رو بود که بعد از کشتار مردم در 20 ژانویه 1991 (معروف به ژانویه سیاه) در باکو توسط ارتش سرخ شوروی، بیانیه بسیار تندی علیه حاکمیت اتحاد جماهیر شوروی صادر کرد و پس از استقلال کشور نیز تا زمینه مساعد نبود به باکو نیامد. وی پس از رسیدن به حکومت، دریافت که قدرت ملی جمهوری آذربایجان نه درتندروی های غربگرایانه و شرقگرایانه، بلکه در تقویت بنیه اقتصادی کشوری است که تکه ای نسبتا دورافتاده در پیکره فرتوت اتحاد جماهیر شوروی بود و پیشران اصلی اقتصاد کشور، منابع نفت و گاز است. از همین رو بود که هنگام افتتاح پروژه خط لوله نفتی باکو- تفلیس- جیهان (معروف به قرارداد قرن) در سال 1994، به سان نفت سالاران پیشین در دوران اوج استخراج نفت باکو، در اقدامی سمبلیک نفت خام را بر صورت خود و پسرش مالید تا به سیاستمدار جوان یاد دهد که مسیر نجات کشورش از این رهگذر است. 

نظام سیاسی جمهوری آذربایجان ، برابر قانون اساسی، بر اساس سیستم جمهوری ریاستی مبتنی بر تفکیک قوا و دولتی سکولار تعریف شده ولی در عمل قدرت در دست قوه مجریه و شخص رئیس جمهور است، شاید یکی از دلایل اصلی این امر، تصاحب هر سه قوه توسط حزب حاکم «آذربایجان نوین» است. این نظام سیاسی هرچند ساختاری دموکراتیک دارد ولی از حیث کارکرد، ماهیتی «نو اقتدارگرایانه»  (Neo-Totalitarianism) دارد که به رغم وجود ابزارهای سیاسی دموکراسی مانند مجلس، انتخابات و دادگاه قانون اساسی، تا زمان استمرار حاکمیت حزب حاکم، قدرت مطلقه در دست این حزب است و مخالفین به رغم فعالیت سیاسی، قدرت تاتیر گذاری در سیاست های کشور ندارند در آذربایجان، به دلیل نبود گزینه جایگزین برای حزب حاکم (به رغم وجود احزاب شناسنامه دار و با سابقه مانند حزب مساوات و جبهه خلق و ...) و نیز با توجه به عملکرد موفق دولت مستقر در اقتصاد و ثبات سیاسی، مردم پایگاه قابل اتکایی بجز حزب حاکم نمی شناسند. 

پس از پیروزی کشور در جنگ 44 روزه قره باغ و در دوران «پسامناقشه» (Post-conflict) در این کشور، به نظر می رسد کاریزمای حزب حاکم و الهام علی یف رهبر آن، بیش از پیش تقویت شده و نو اقتدارگرایی در سیاست داخلی کشور، استمرار خواهد یافت در مسائل اقتصادی، دولت جمهوری آذربایجان از ابتدای کار رهایی از اقتصادی سوسیالیستی را در دستور کار خود قرار داده و حرکت به سمت اقتصاد بازار در دوران علی یف پسر، بیش از پیش قوت گرفت. 

در این راستا بدون توجه به آموزه های رایج اقتصاد چپ و شعارهای دولت رفاه، سیاست های اقتصادی لیبرال در دستور کار قرار گرفت. بودجه دولت در این کشور عمدتا بر پایه درآمدهای حاصل از منابع داخلی مانند مالیات و... بسته می شود و پول حاصل از فروش نفت و گاز در صندوق ذخیره ارزی تحت کنترل شخص رئیس جمهور ذخیره می شود. از این ذخیره ارزی، سالانه مبالغی برای ایجاد زیرساخت های کشورهزینه می شود و جای خالی آن بلافاصله با درآمد سالانه صادرات نفت و گاز پر می شود. در چند سال گذشته نیز دولت باکو از همین محل، صنایع دفاعی و ارتش خود را متحول ساخت که نتیجه مثبت آن را در جنگ دوم قره باغ مشاهده کرد. هرچند در جمهوری آذربایجان از اقتصاد یارانه ای بجز در مواردی مثل کمک به جنگ زدگان قره باغ، خبری نسبت ولی این به معنی تحقق کامل اقتصاد بازار در این جمهوری نبوده و به اعتقاد برخی تحلیل گران، آذربایجان در میانه راه رسیدن به اقتصاد بازار است. علاوه بر این ها، دولت مجبور است در برخی مواقع با رویکرد اقتصاد کینزی، روندها را تغییر می دهد زیرا اقتصاد ملی جمهوری آذربایجان، توان خود تنظیمی مبتنی برعرضه و تقاضا را ندارد و نمی تواند به امید دست نامرئی مطرح در تئوری آدام اسمیت، دخالت دولت را نپذیرد. یکی از بارزترین دخالت های دولت در این زمینه، کاهش دستوری ارزش پول ملی کشور است. بانک مرکزی جمهوری آذربایجان، در راستای انطباق قیمت نفت و نرخ برابری ارزهای خارجی در برابر پول ملی خود، در آغاز و پایان سال 2015، به ترتیب 34 و 47 درصد از ارزش منات را در برابر ارزهای خارجی به ویژه دلار و یورو کاهش داد و با این اقدام هرچند تورم و هزینه زندگی مردم بیشتر شد ولی از کاهش درآمدهای صادراتی و بی ثباتی مالی جلوگیری شد. وابستگی درآمدهای صادراتی به نفت و گاز، اقتصاد زیرزمینی، انحصارگرایی فعالیت باندهای اقتصادی وابسته به قدرت و عدم توازن منطقه در توسعه اقتصادی از مشکلات اقتصادی جمهوری آذربایجان است ولی به دلیل کارآمدی نسبی سیاست های اقتصادی و وجود قوانین مناسب، این مشکلات اساسی منجر به بحران اقتصادی در کشور نشده است. پیوند تنگاتنگ اقتصاد این کشور با اقتصاد جهانی و نظارت نهادهای بین المللی تاکنون نتوانسته شفافیت را در اقتصاد کشور حاکم سازد ولی دست¬کم از تشدید این مشکلات پیشگیری کرده است. 

در حوزه سیاست خارجی بر خلاف سیاست داخلی، جمهوری آذربایجان از تک روی پرهیز می کند. این کشور بعد از روی کار آمدن خاندان علی یف، در سیاست خارجی رویکردی محافظه کارانه مبتنی بر حفظ رابطه با غرب و شرق و متحدین منطقه ای آن دو اتخاذ کرد که خود آن را «سیاست خارجی متوازن» Balanced Foreign Policy)) توصیف می کند. طبق این سیاست، آذربایجان از یک سو رابطه سنتی خود با روسیه وکشورهای مستقل همسود را حفظ کرده و با چین و آسیای جنوب شرقی روابط سیاسی و اقتصادی خود را گسترش می دهد و از سوی دیگر با جهان غرب شامل آمریکا، اروپا و کانادا روابط رو به رشدی دارد. درسطح منطقه ای نیز هم با ترکیه، عربستان و سعودی، امارات متحده عربی و اسرائیل در جبهه هم پیمانی با غرب و هم با ایران در محور روسیه - چین رابطه دارد. افزون بر این ها، جمهوری آذربایجان با کشورهای عربی و پاکستان هم رابطه خوبی دارد. پایه اصلی رابطه جمهوری آذربایجان با کشورهای خارجی از حیث سیاسی، عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر و اولویت دادن به نقاط مشترک و چشم پوشی از نقاط اختلاف است. از همین رو با ایران، روسیه، آمریکا و فرانسه، بدون توجه به مناسبات این کشورها با ارمنستان، رابطه دارد. 

دولت باکو در پیشبرد سیاست خارجی خود سعی دارد از دیپلماسی فعالانه ای بهره بگیرد و در این راه با مانع بزرگی به نام لابی ودیاسپورای ارامنه روبه رو است. ارامنه با نفوذی که در بین سیاستمداران و نهادهای غربی داشته اند و نیز با تبلیغات و تحریک تعصبات مسیحی محور جریان های سیاسی، از ابتدای استقلال، سعی در انزوای سیاسی جمهوری آذربایجان در محیط بین المللی و نزد کشورهای اروپایی و آمریکایی داشته است. در برابر این اقدام ایروان و ارامنه جهان، جمهوری آذربایجان نیز در دوران علی یف ها سعی داشته ضمن تشکیل و تقویت دیاسپورای آذری های جهان، در کشورهای غربی برای خود لابی ایجاد کند. 

تلاش باکو برای جلب حمایت سیاستمداران و نهادهای غربی با دو هدف انجام می شود که هدف اول، خنثی سازی تبلیغات منفی ارامنه و اثبات حقانیت آذربایجان در مناقشه قره باغ و هدف دوم، تلاش برای چشم پوشی این نهادها از موارد نقض آزادی های سیاسی در داخل کشور است. محدودیت آزادی های سیاسی در جمهوری آذربایجان دو طیف عمده را در بر می گیرد که اولی، احزاب سیاسی مخالف عمدتا غرب محور هستند و دومی دینداران متمرکز در شهرک نارداران نزدیک باکو هستند که دنبال اسلام سیاسی و تغییر رژیم سیاسی سکولار در جمهوری آذربایجان هستند. در این زمینه برخی کارشناسان از تأثیر گذاری دولتمردان جمهوری آذربایجان بر تصمیمات پارلمان اروپا از اصطلاح «دیپلماسی خاویار» Caviar diplomacy/Kürü diplomatiyası) ) استفاده می کنند که به هدایای دولت جمهوری آذربایجان به سیاستمداران اروپایی شامل خاویار، فرش ابریشمی، جواهرات و ... به منظور جلب دوستی آنها و تأثیرگذاری بر تصمیمات اروپایی ها در مسائل مربوط به سیاست خارجی و داخلی آذربایجان اشاره دارد.

در روابط اقتصادی خارجی نیز، رابطه آذربایجان با کشورهای دیگر عمدتا با منطق اقتصادی و بر پایه مزیت های کشورها در تأمین منافع اقتصادی آذربایجان است. بر اساس همین منطق، ایتالیا به اندازه مجموع دو کشور ترکیه و روسیه و کشور چین بیش از سه کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه با جمهوری آذربایجان مبادله سالانه تجاری دارند. خطوط لوله نفت و گاز شریان های اصلی جریان تجاری بین آذربایجان و خارج هستند که خطوط انتقال نفت باکو ـ تفلیس ـ جیهان، باکو ـ نووروسیسک، باکو ـ سوپسا و خطوط انتقال گازطبیعی قفقاز جنوبی، ترانس آناتولی(TANAP)، ترانس آدریاتیک (TAP) و نوباکو در این زمره بوده و نقشه انرژی منطقه دریای خزر را متحول ساخته اند. مشارکت جمهوری آذربایجان در کریدورهای تجاری بین المللی شمال- جنوب (هندوستان به شمال اروپا) ، یک راه یک کمربند (چین به اروپا) ، جاده ابریشم آهنین (مسیر ترکیبی ریلی – جاده ای – دریایی ترکیه به چین از طریق آذربایجان)، در کنار پروژه تبدیل آذربایجان به هاب دیچیتال بین شمال اروپا و قفقاز جنوبی و آسیای میانه (خطوط فیبر نوری خشکی و کف دریای خزر)، موقعیت شبکه ای آذربایجان در منطقه را کامل تر خواهد کرد. 

جمهوری آذربایجان به موازات توسعه مبادلات تجاری با کشورهای خارجی که هنوز در گرو نفت و گاز است، از سرمایه گذاری به منزله تضمینی برای استمرار درآمد ملی در دوران بعد از اتمام ذخایر هیدروکربوری نیز غافل نیست. این سیاست اقتصادی، علاوه بر داخل، در برخی کشورهای خارجی از جمله گرجستان و ترکیه نیز نمود بارزی دارد. یکی از شاخص ترین پروژه ها در این زمینه، احداث پالایشگاه نفت «استار» توسط شرکت دولتی نفت جمهوری آذربایجان (SOCAR) با هزینه بیش از 6 میلیارد دلار در ازمیر ترکیه است که در سال 2018 افتتاح شد. این پالایشگاه نه تنها در ترکیه بلکه در کل اروپا بی نظیر است و با احتساب این پروژه، جمهوری آذربایجان با 20 میلیارد دلار، رتبه اول را در سرمایه گذاری خارجی ترکیه دارد. هرچند نظام های سیاسی جمهوری، حکمرانی موروثی را در جهان از بین برده ولی هنوز کشورهایی هستند که در قالب همین ساختارهای دموکراتیک و با بهره کشی از ابزارهای قانونی مثل احزاب سیاسی و انتخابات، حکومت دو یا چند نسل از یک خاندان را می پذیرند که ماهیت حکمرانی خاندانی درآنها متفاوت است. مثلا درکشورهای کره شمالی و کوبا پس از جنگ منجر به استقلال و در سوریه پس از کودتا حاکمیت های خاندانی شروع شده ولی در جمهوری آذربایجان، خاندان علی یف در یک فرآیند دموکراتیک به حکومت رسیدند ولی ادامه کارچندان دموکراتیک و مبتنی بر موازین جامعه مدنی نبوده است. زیرا حزب حاکم و دولت مستقر، در عمل ابزارهای قانونی را در جهت استمرار حکمرانی خاندانی بکار می گیرند و به دلیل نبود احزاب سیاسی قوی، این دور تسلسل ادامه می یابد. 

حکومت علی یف ها در جمهوری آذربایجان با توجه به موفقیت های داخلی و خارجی دولت، به اشکال مختلف، دارای پتانسیل استمرار هست. با توجه به سن الهام علی یف و در صورت عدم وقوع شرایط خاص، وی توان حکومت نزدیک به دو دهه بعد از این را نیز دارد و بعد ازآن احتمال قدرت گرفتن پسرش حیدر که هم نام پدرش است وجود دارد که در این صورت وی ملقب به حیدر علی یف دوم خواهد شد. البته دراین مدت، ممکن است دولت جمهوری آذربایجان برای کاهش حساسیت ها، از یک دوره گذار استفاده کند که در آن الهام علی یف، پست ریاست جمهوری را (مانند مدل پوتین – مدودوف در روسیه) یک یا دو دوره به شخص دیگری واگذار و قدرت خود را در پشت پرده اعمال کند. خاندان علی یف برای این مدل هم پیش بینی های لازم را انجام داده اند و با انتصاب خانم مهربان علی یوا همسر رئیس جمهور به پست معاون اولی رئیس جمهور، احتمال انتخاب وی در دوره های بعدی ریاست جمهوری وجود دارد تا زمان قدرت یابی نسل سوم علی یف ها فرا رسد و دراین مدت حیدر علی یف جوان مانند پدرش، کشورداری را درون خانواده یاد خواهد گرفت. تفاوت مهم دیگری که حکومت خاندان علی یف با خاندان های کیم در کره شمالی، اسد در سوریه و کاسترو در کوبا دارد سیاست خارجی است. این خانواده ، در سیاست خارجی همه جانبه گرا هست و مانند کره، سوریه و کوبا، خود را در بلوک شرق محبوس نکرده که محصول مثبت این رویکرد را هم تاکنون برداشت کرده است. 

با توجه به آنچه گفته شد، درکارنامه علی یف ها که در شرایط دشوار اوایل دهه 1990 در جمهوری آذربایجان به قدرت رسیدند، هم از نظر سیاست داخلی (ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی) و هم از حیث سیاست خارجی (سیاست متوازن همه جانبه گرا و دیپلماسی مؤثر منفعت گرا) تاکنون نمرات قابل قبولی درج شده و پیروزی در جنگ اخیر قره باغ، این موفقیت را در چشم مردم چند برابر کرده است و ادامه مشروعیت حزب حاکم و خاندان علی یف در بین اکثریت مردم پیش بینی می شود. بنابراین حتی اگر حکومت به صورتی موروثی به نسل سوم این خاندان هم برسد، جهان و منطقه، باز شاهد قدرت یابی ملی بیشتر و بدون هیاهوی جمهوری آذربایجان خواهد بود. البته در این مسیر، تحولات پیش بینی نشده در محیط منطقه ای و بین المللی و احتمال «فرسودگی درونی» (Metal fatigue) ناشی از اقتدار دیرپا در داخل حاکمیت وجود دارد که سبب آنتروپی و فروپاشی تدریجی اقتدار می شود و اگر دولتمردان بموقع این روندها را تشخیص نداده و چاره جویی نکنند، حاکمیت این خاندان در جمهوری آذربایجان استمرار نخواهد داشت.

کلید واژه ها: آذربایجان جمهوری آذربایجان الهام علیف حیدر علیف


( ۲۳ )

نظر شما :

رضا ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۸
پیشرانه اقتصاد باکو مانند تمام کشورهای عربی نفت و گاز است و تنها دارنده انرژی در قفقاز جنوبی است (گرجستان ارمنستان )غیر روسیه ، مبارزه با ایده‌های پانترکی و نظامی ابوالفضل ایلچی بیک (ترک خوانده آذری ها ) باعث شورش در تالش شد ، تاکید بر آذری بودن زبان و نژاد نه ترک بودن ساکنان آذربایجان (ارجاع به سخنان اقرار علیف در جلسه تنظیم قانون اساسی ) و کمکهای ایران در جنگ اول قره باغ ، اما تهدیدات باکو عدم نفوذ موثری بر سیاستمداران غربی برای خنثی سازی تحرکات دیاسپورای ارمنی ،نزدیکی زیاد به ترکیه و ایجاد حساسیت روس‌ها ، استفاده از سیاست پانترکی در زمینه تاریخی( ثبت چوگان سه تار و نقاشی مینیاتور و....به اسم باکو ) فرهنگی ( ثبت یلدا ،نوروز ،نظامی و...) ،تحریک قومیتی و نژادی و زبانی مرز نشینان ایران به شورش و اغتشاش (تلویزیون گوناز )، ایجاد پایگاه برای استقرار نظامیان ترکیه و تروریست‌های وابسته و پایگاه نظارت و جاسوسی اسراییل در نزدیکی مرز ایران
از تبریز ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۰۱
اولا هویت اینها با کلمه پسوند اٌف در شهرتشان نمایان هست ثانیا هم شاه و شاهزاده و متکی به قدرت های بزرگ و حتی منطقه ای مانند روسیه و ترکیه هستند از هر لحاظ مخصوصا بنیه قوی علمی و دفاعی تهی و شدیدا به ارکان قدرت در پیروزی های اخیرشان منجمله صهیونیستا و ترکها هستند و در واقع هیچ هویت مستقلی ندارند
عباسی ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۴۹
درپاسخ به آقای رضا: این مواردی که نوشتید:« استفاده از سیاست پانترکی در زمینه تاریخی(ثبت چوگان سه تار و نقاشی مینیاتور و....به اسم باکو ) فرهنگی ( ثبت یلدا ،نوروز ،نظامی و...) ،تحریک قومیتی و نژادی و زبانی مرز نشینان ایران به شورش و اغتشاش (تلویزیون گوناز )، ایجاد پایگاه برای استقرار نظامیان ترکیه و تروریست‌های وابسته و پایگاه نظارت و جاسوسی اسراییل در نزدیکی مرز ایران » یا بی ارتباطند یا نادرست. - کی و کجا مرزنشینان ایران به تحریک گوناز شورش کرده اند؟ - وجود پایگاه جاسوسی اسرائیل در مرز ایران را بر اساس کدام منبع و خبر نوشتید؟ - آیا ادعای تروریست های وابسته به ترکیه در خاک آذربایجان که حداقل 5 ماه است رسانه های ما مطرح می کنند تاکنون ثابت شده؟ اگر هستند چرا عملیات نمی کنند؟ چرا کشور ما اقدامی جدی نمی کند؟ پس معلومه همش دروغهای ارامنه و روسها بوده برای کنار کذاشتن ایران از فرآیند آتش بس در قره باغ.
ساسان ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۵۰
باز شاهد یک مطلب واقع بینانه از سوی نویسنده محترم مقاله هستیم.از دیپلماس ایرانی هم جای تقدیر وجود دارد بخاطر چاپ اینگونه مطالب. واقعیت این است که اگر علی اف و پوتین و اردوغان اقتدارگرا هستند و به مخالفین میدان نمی دهند ولی نتیجه کارشان همیشه به نفع کشور و مردمشان بوده است. دموکراسی غربی در کشورهای شرق جواب نمی دهد. نظام های مقتدر ولی در عین حال کارامد لازم است که در هر اقدامی منافع ملی کشور و اقتصاد ملی را مد نظر داشته باشند. نتیجه حکومت اقتدار گرای علی اف در آذربایجان سبب شده که: یک منات اذربایجان= 14 هزار تومان بیکاری در ایران= 3 برابر آذربایجان تورم در ایران= 15 برابر آذربایجان و ...... حالا خودتان قضاوت کنید!
ناشناس ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۸:۱۳
مقاله ای سفارشی برای تطهیر دیکتاتور دماغ بزرگ؛ همین و بس. حال آدم از دیدن قیافه علیف بهم میخورد، یک آدم درست و حسابی توی آن خراب شده پیدا نمی شود؟؟؟؟؟
Salar ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۸:۲۸
موفقیت کشورهای اطراف ایران تا زمانی است که سفارت آمریکا در تهران باز نشده، اگر روابط جمهوری اسلامی با آمریکا مثل روابط رژیم گذشته ایران با آمریکا بشود و نظام بتواند رابطه خودش با آمریکا را به سمت صلح ببرد، ایران دوباره چه از نظر اقتصادی چه نظامی و جنگنده های نسل جدید و‌...به جایی میرسد که هم از نظر اقتصادی و هم نظامی و تکنولوژی اصلا قابل مقایسه با کشورهای شرق و خاورمیانه نباشد، چیزی مثل آلمان میشه در قلب خاورمیانه
رضا ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۸
تظاهرات ضد ارمنی و بستن راه‌های ترانزیت به ارمنستان ، جاسوسی و همکاری تروریستی با اسراییل در ترورهای شهدای هسته‌ای ، استقرار و اسکان نیروی پهبادی اسراییل در پایگاه سالیتاچای ،شعارهای هنجار شکنانه و ضد امنیتی و قومیتی ،پرواز پهباد جاسوسی و سقوط آن در نطنز ،اگر استقرار تروریست‌های ترکمن سوری مورد حمایت ترکیه دروغ است ،چرا تیپ سپاه و ارتش مستقر در مرز و هشدار و نگرانی مقامات کشور و رهبری و مصاحبه خود تکفیریهای سوری در قبال دریافت پول مزدوری در جنگ قره باغ میکردند ؟؟؟؟؟؟چرا تا اسم کشورهای بهشت آمالتان میآید سینه چاک و یقه پاره میکنید ؟؟؟؟واقعا ایرانی هستید ؟؟؟؟!!
خسرو ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۴۹
تا کنون در بیشتر تحلیلهای سیاسی گفته میشد که الهام علی اف پسر حیدر علی اف دبیر پولیت بورو شوروی و رییس ک گ ب و غیرو .... حال بعد از این خواهند نوشت حیدر علی اف پدر الهام علی اف ازاد کننده قره باغ ،در جنگ 44 روزه قره باغ الهام از هر جهت بلوغ و رشد خود را به اثبات رساند ، و به قول نویسنده محترم در انتخابات بعدی هم با انتخاب مهربان علیوا به عنوان رییس جمهور ثبات ادامه خواهد یافت بخصوص اینکه در روسیه هم تا 15 سال پوتین در قدرت خواهد ماند و با توجه به سیاستهای رئالیستی باکو دیر یا زود ارمنستان نیز وارد چرخه همکاریهای اقتصادی و سیاسی روسیه و ترکیه و آذربایجان خواهد شد
اسلامپرست ۰۴ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۰
خانواده علی اف اصالتا اهل روستای شرور در نخجوان ،لب رود ارس،هم مرز با ایران،هستند،وهنوز خانه پدر برگ الهام علی اف،در شرور پا برجاست،. و خانواده زن الهام علی اف هم،اهل روستای اندبیل،استان اردبیل است،. درسال ۱۳۵۴ در تلویزیون باکو شاعر ملی آذربایجان بنام سلیمان رستم خاطره ای از بوریس زاخودر ایرانشناس مشهور روس تعریف میکرد مبنی براینکه،،،،هر از چندی ایرانشناس روس (زاخودر) جهت مطالعه بعضی کتابها در کتابخانه ملی باکو ،به آنجا میامده،که با سلیمان رستم آشنا میشود،واز او میخواهد،باهم از شهرهای مرزی با ایران دیدن کنند،تا بهانه ای شود برای دیدن ساحل ارس،وشهرهای طرف ایران(( دورنمایشان)) ،،،،،اول به آستارا میروند،،،زاخودر میپرسد،شهر طرف ایران اسمش چیست،،سلیمان رستم میگوید آنجا هم اسمش آستارا است،،،،،. میآیند به بیله سوار که میرسند،دوباره از سلیمان رستم میپرسد اسم شهر طرف ایران چیست،،که سلیمان ر.در جواب میگوید آنجا هم بیله سوار است. ومیرسند جلفا باز اسم شهر مقابل را میپر سد،وموقعی که سلیمان .ر. جواب میدهد انجا هم اسمش جلفاست،. زاخودرعلت هم نامی شهرها را میپرسد،که سلیمان در جواب میگوید علتش تقسیم وطن من به دو قسمت است،که نصفش طرف راست،ونصفش طرف چپ رود ارس مانده،،،،زاخودر با تعجب از سلیمان میپرسد،وطن تو را به دو قسمت تقسیم کرده اند وتو هم شاعر شده ای ؟ که سلیمان در جواب میگوید به این علت ، من در واقع یک دیوانه ام در لباس شاعر.!
سعید تبریزلی ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۵
پول آن جنگندها را از کجا خواهید آورد؟ صادرات زرشک مشهد؟ یا نفت 30-40 دلاری؟ متوجه نیستید پیک تقاضای نفت سپری شده؟ متوجه نیستید از اسرایل گرفته تا ترکیه و مصر در حال کشف منابع هیدروکربنی هستند؟ آیا می دانید تولید نفت آمریکا تا سال 2030 از مجموع تولید روسیه و عربستان پیشی خواهد گرفت؟ می دانید جمعیت کره زمین در نیمه قرن حاضر تثبیت شده و در پایان این قرن رو کاهش خواهد گذاشت؟ می دانید این پدیده چه بلایی بر سر تقاضای نفت خواهد آورد؟
mohammad ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۲:۵۷
درجواب از تبریز.. ازربایجانی ها به دلخواه خود فامیلشان عوض نشده این به تمام جمهوریهای سابق شوروی بجز ارامنه و گرجیها را شامل میشود ثانیا ازربایجان یک کشور نوپاست و با این شرایط وضعیت بهتری نسبت به همسایه های خود دارد و خود را هم ترک میدانند در نتیجه با برادران خود البته که افتخار میکنند و متحد میشوند مثل ایران و تاجیکستان ثالثا شما نظری به روابط اخیر ایران با چین و روسیه بیندازید ببینید وضعیت کنونی ایران شبیه به یک کاریکاتور بدون شرح است شما اگر از همسایه خود ناراحت هستید میتوانید به کرمان پناهنده بشوید
mohammad ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۳:۱۱
در جواب ناشناس که افاضات فرمودند.. در ان خراب شده یک ادم درست حسابی پیدا نمیشود با توجه به اینکه میداند ۴۰ درصد جمعیت ایران از همان نژاد و زبان هستند و بهتر است یک قاب عکس از خودتان را تصور بکنید و یک مروری هم به ازربایجانی های خودمان داشته باشید در زمینه موسیقی و هنر.علم .ورزش و..... میتوانی قیاس بکنی .البته با این طرز تفکرتا قادر به تمایز هم نیستی
احمد ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۳:۴۲
سالار درست می گوید! با بهبود رابطه ایران و امریکا, فرصت سرمایه گذاری در ایران انقدر جذاب است که کسی به اذربایجان فکر نمی کند. در این صورت اروپا هم انرژی خود را از ایران تامین می کند.
mohammad ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۳:۵۴
اقای سالار شما میتوانید یک سفارتخانه و ده تاهم کنسولگری امریکا در کشور افتتاح بکنید تا زمانی که رییس جمهور قبلی ما با هاله نور بیتوته میکند و رییس جمهورکنونی فلسفه ابر و باران را توجیح میکند و میگوید ابر نگاه میکند به زمین و میبارد و اگر ببیند درخت و سبزه نیست سرش را پایین میاندازد و میرود ایا با باز کردن سفارت خانه کار ما حل میشود در صورتی که امریکا در تاجیکستان و افغانستان سفارت خانه دارد .ولی انها هم تا کنون المان که نشدند هیچ به گرد پای کره شمالی هم نرسیدند بخدا اگر خدابیامرز فردوسی میدانست شما از شاهنامه به توهم میرسید نه اینکه عجم را زنده نمیکرد بلکه بجای شاهنامه مناجات نامه مینوشت لطفا دبه نفت و کپسول گاز خود را بردارید بروید اول صف چون لوله های این دونعمت خدادی از شمال و جنوب ما گذشتند و اگر دیر بجنبیم دوست و متفق بزرگ ما چین برای گذرجاده ابریشم روی کشور ما پل هوایی میزند و حتما مقاله جدید را در همین سایت که گفته کورش بخواب که ما هم خوابیدم نظری بینداز تا به عمق فاجعه پی ببرید
اورميه لي ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۰۷:۵۳
در پاسخ به "از تبریز " با این حساب حتما شما هم که به احتملا بسیار زیاد اسم عربی دارید ( یا اجداد محترمتان) در تبریزی !! بودن خود شک کنید
ناشناس در جواب mohammad با گرایش معلوم الحال ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۵
هر کشوری به جای ایران هدف این تحریم ها قرار می گرفت تا به حال محو شده بود، اما ایران دوام آورد. جمهوری باکو که سهل است، بزرگترشان ترکیه زیر دو تا تحریم ساده دارد نابود می شود. حالا هم که از ترس به اتحاد با عربها و صهیونیست ها رو آورده است. کاملاً مشخص است که می داند آقا و سرور منطقه، ایران، دارد بر می گردد. همین حالا ایران (از طریق عراق-سوریه-لبنان) تا مدیترانه نفوذ کرده؛ دریای سرخ و باب المندب به لطف یمن در اختیار ایران است. بعد از توافق با دولت بایدن، قدرت ایران تثبیت خواهد شد. مش رجب تان باید در تهران برای دست بوسی ارباب و صاحب اختیار منطقه شرفیاب شود، تا شاید از سر تقصیراتش بگذرند.
روحی ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۵
درپاسخ آقای رضا : نام پایگاه هوایی آذربایجان سیتالچای است نه سالیتاچای . در ضمن این مرکز در شمال باکو و در منطقه خزی بیش از 500 کیلومتر با مرز ایران فاصله دارد. این پایگاه متروکه الان غیر قابل استفاده برای هواپیماهای جنگی است ولی بازسازی آن را قرار است جمهوری آذربایجان با همکاری ترکیه انجام دهدو اسرائیل نقشی در این میان ندارد.
مسلمی ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۵:۰۷
برخلاف نظر ناشناس محترم که گفته :مقاله ای سفارشی برای تطهیر دیکتاتور دماغ بزرگ؛ همین و بس. بنده معتقدم که در این مقاله مواردی مثل موروثی بودن حکومت علی اف ها ، میدان ندادن به فعالیت سیاسی مخالفین، قبضه قدرت در هر سه قوه توسط حزب حاکم و استفاده از سیستم رشوه دهی به سیاستمداران خارجی (دیپلماسی خاویار) و قبضه بخشی از اقتصاد توسط باندهای وابسته به قدرت همه در نقد خانواده علی اف است و حتی برای برخی از این نقدها سند روشنی وجود ندارد و بیشتر از سوی کارشناسان مخالف دولت گفته می شود و خوب بود نویسنده محترم در حد گنجایش مقاله پاسخ های کارشناسان طرفدار دولت را در باره این ایرادات هم منعکس می نمود..
علی ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۹:۵۳
مقاله ی واقع بینانه ای در مورد آذربایجان و حکمفرمایان خدوم ملت آذربایجان که پشتوانه ی محکمی برای دولت خود هستند به رشته ی تحریر درآمده است . برخی نظر دهندگان بدون داشتن اطلاعات کافی در مورد آذربایجان کلمات بچه گانه ای در مورد رئیس جمهور یک کشور دوست و برادر نوشته اند که جای تاسف است . ولی باید بدانند که اقرار واقعیتها و حقایق در مورد دیگران از مردانگی است که این صفت را هم هرکسی نمی تواند به یدک بکشد .کشور تورک اذربایجان پس از 30 سال استقلال ، راه غرور آفرین خود در پیشرفت کشور و هم چنین دوستان واقعی خود را پیدا کرده و روز بروز شاهد فتح قله های مختلف پیشرفت از سوی آنان خواهیم بود واین مانند خاری در چشم بدخواهان دنیای تورک خواهد بود . امید است سیاسیون وتصمیم گیرندگان کشورما با الگو قراردادن این حرکات کشورهای دوست مانند ترکیه و آذربایجان راه پیشرفت کشور را مسدود نکنند و به ائتلافهای منطقه ای بپیوندند .
امیر ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۰:۲۵
بعضی در آمار هم توهم زدند کجا ۴۰میلیون جمعیت دارید مگر شما مغلوب نژاد ترکهای مهاجر آسیای مرکزی شدید ؟؟؟ زبانتان وام دار آنها هستید بعلت استمرار حکومت ترکها در آذربایجانات ,جمعیت شما جمعا با ترکمنها ۲۰میلیون (۱۸میلیون آذری و ۲میلیون ترکمن )میشود در خوشبینانه ترین حالت که تمام سایتهای غیر ایرانی موجود است (فکر کردید نظر سنجی afcدر باره برترین و محبوبترین باشگاه آسیاست با ربات آمار ببرید بالا )؟؟؟ آن آذریهای ایران خود را جز ملت ایران میداند و مانند انور مرزها بی هویت نیستند وکاشی فارسی مزار نظامی گنجوی را عوض نمی کند و نظامی را مختص قوم ترک و هنر مینیاتور سه تار چوگان و .....نمی دانند ،اذری های ایران انقدر بی هویت و بی استقلال نیستند زیر پرچم بیگانه بروند ،و نوکر و مخلص و گاو شیرده مستعمره ترکیه باشند (با حکومت ۹۸ساله جمهوریت و ۷۰۰ساله عثمانی ) و با مارچ نظامی عثمانی رژه روند و......حال خودت را با معیارهای گفته شده سنجش کن ایرانی یا یاکوبی میخ شده ترکیه
ستار ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۳:۲۴
چرا وقتی ما از مزایای جمهوری آذربایجان می گوییم و از لزوم توسعه روابط با ایران ، بعضی هموطنان به شدت ناراحت می شوند و توهین می کنند. ما به خاطر این طرفدار توسعه روابط با آذربایجان هستیم چون به نفع مردم دو کشور است الان برای بازسازی قره باغ فرصت کار برای دهها شرکت ایرانی فراهم شده و در پروژه های ساخت سد و نیروگاه همکاری های خوبی در نظر گرفته شده کدامیک از اینها به ضرر ایران است؟ شما دوست داشتید قره باغ همچنان دست ارامنه باشد و تبدیل به ویرانه گردد یا جنگ در نزدیک مرزهای ما سالهای سال دوام داشت؟ واقعا" رفتار شما هموطنان عزیز عجیب است و مثال مرد بخیلی است که از حضرت موسی خواست از خدا درخواست کند به او ثروت دهد. حضرت موسی چون اون مرد را می شناخت گفت: به یک شرط خدا به تو کمک می کند که هرچه به تو می دهد دو برابرش را به همسایه ات خواهد داد. مرد بخیل مدتی فکر کرد و گفت : قبوله از خدا بخواه تا یک چشم مرا کور کند!
حسین پور ۰۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۲۳:۲۸
بابا این ناشناس رد داده! کاری باهاش نداشته باشید. خودش خوب میشه.
به امیر ۲۵ بهمن ۱۳۹۹ | ۱۸:۵۴
حتما از 85 میلیون جمعیت فعلی ایران که بقیه اش با حساب شما میشه 65 میلیون تو بیابانهای ایران این مقدار زندگی میکنند که غیر ترک هستند خودت امار استانهای فارس زبان و شبیه اون یعنی لر و کرد و گیلک و بلوچ را حساب کن اگر شد 65 میلیون ؟؟//