آثار دیپلماتیک روی کار آمدن مجلس اصولگرای رادیکال

اعضای مجلس یازدهم همان نمایندگان مجلس نهم بودند که برجام را ۲۰ دقیقه ای تصویب کردند

۰۵ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۸۹۷۵۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمد صادق کوشکی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی با تاکید بر این نکته که اعضای مجلس یازدهم همان نمایندگان مجلس نهم بودند که برجام را ۲۰ دقیقه ای تصویب کردند، پیرامون آثار سیاسی روی کار آمدن پررنگ عناصر رادیکال در مجلس پیش رو بر مناسبات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که اگرچه اکثریت مجلس یازدهم به نیروهای اصولگرا تعلق پیدا کرد، اما این مسئله لزوماً به معنای روی کار آمدن یک مجلس انقلابی نیست. چرا که این طیف از اصولگرایان در طول این سال‌ها نشان داده اند که اهل تعامل و معامله سیاسی هستند. لذا نگرانی برای مجلس یازدهم وجود ندارد که بخواهد دست دولت را در برخی از تحولات و تحرکات سیاسی و دیپلماتیک، به خصوص در حوزه برجام و مذاکره با اروپا محدود کند.
اعضای مجلس یازدهم همان نمایندگان مجلس نهم بودند که برجام را ۲۰ دقیقه ای تصویب کردند

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – همان گونه که طبق پیش‌بینی‌ها از قبل هم این مسئله قابل تصور بود اکنون اکثر قریب به اتفاق کرسی های مجلس یازدهم شورای اسلامی در دست نیروهای اصولگرای رادیکال قرار گرفته است. در سایه این نکته برخی معتقدند که مجلس آینده به سمت محدود کردن دولت در تحولات دیپلماتیک، به خصوص مذاکرات برجامی پیش خواهد رفت. اما به واقع روی کار آمدن مجلس اصولگرای رادیکال چه آثاری بر مناسبات دیپلماتیک کشور خواهد داشت؟ پاسخ به این سوال، موضوع گفت‌وگوی دیپلماسی ایرانی با محمدصادق کوشکی، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی و دیپلماتیک است که در ادامه از نظر می گذرانید:

با مشخص شدن نتایج قطعی و آمار نهایی انتخابات مجلس یازدهم شورای اسلامی، ما از خرداد سال ۹۹ شاهد روی کار آمدن یک مجلس تندرو هستیم که در نگاه اول می‌تواند با اختیارات خود در چارچوب قانون اساسی دست دولت را در برخی از تحولات و تحرکات سیاسی و دیپلماتیک، به خصوص در حوزه برجام و مذاکره با اروپا محدود کند. ارزیابی شما از این تحلیل چیست؟ اساسا روی کار آمدن مجلس اصولگرای رادیکال چه آثاری بر مناسبات دیپلماتیک کشور خواهد داشت؟

اگرچه اکثریت مجلس یازدهم به نیروهای اصولگرا تعلق پیدا کرد، اما این مسئله لزوماً به معنای روی کار آمدن یک مجلس انقلابی نیست. چرا که این طیف از اصولگرایان در طول این سال‌ها نشان داده اند که اهل تعامل و معامله سیاسی هستند. لذا این نگرانی که در قالب سوال شما مطرح شد برای مجلس یازدهم وجود ندارد و دست دولت را در برخی از تحولات و تحرکات سیاسی و دیپلماتیک، به خصوص در حوزه برجام و مذاکره با اروپا محدود نخواهد شد. چرا که ترکیب مجلس آتی پس از اعلام نتایج قطعی نشان می دهد که اصولگرایان حاضر در مجلس یازدهم اکثرا همان کسانی بودند که در مجلس نهم طی ۲۰ دقیقه برجام را تصویب کردند و در ادامه همین دوستان اصولگرا در مجلس نهم با دولت یازدهم تعامل داشتند به همین خاطر خیلی جای نگرانی وجود ندارد که مجلس آینده بخواهد به سمت ریل گذاری و نظارت دقیق تر و جدی تر بر تحرکات دستگاه سیاست خارجی و نگاه مذاکره محور دولت دوازدهم حرکت کند. 

اما در تقابل با نگاه شما چهره های شاخص این جریان در مجلس یازدهم در مجلس نهم حضور نداشتند، به خصوص نفرات اول در لیست های اصولگرایان تهران؟

همانگونه که اشاره کردم جریان اصولگرایی که اکنون در مجلس یازدهم حضور دارند یا به طور مستقیم و یا غیر مستقیم باعث شدند که ۲۰ دقیقه‌ای مسئله مهمی مانند توافق هسته‌ای به تصویب برسد. قرار نیست که این آقایان حتماً خود در صحن مجلس نهم حضور داشته باشند و به این ماجرا رای داده باشند. همین آقایانی که از نگاه شما منتخب لیست اصولگرایان تهران هستند هم در آن زمان به طور غیر مستقیم در این واقعه تلخ در مجلس نهم دخیل بودند. بنابراین مجلس یازدهم مجلس انقلابی نیست اگر چه اسما مجلس اصولگرایی است.

پس شما معتقدید که اساساً عملکرد مجلس نهم در تصویب 20 دقیقه ای برجام توسط بزرگان اصولگرا در آن مجلس و تکمیل این عملکرد و کارنامه در مجلس دهم در مناسبات دیپلماتیک باعث شد که شما امید چندانی به مجلس پیش رو حتی با حضور پررنگ نیروهای اصولگرا نداشته باشید؟

متاسفانه عملکرد نمایندگان مجلس نهم و کارنامه بزرگان اصولگرا در آن مجلس در تصویب 20 دقیقه ای توافق هسته ای به این سادگی فراموش نخواهد شد و در تاریخ ایران این اقدام مجلس نهم با حضور پررنگ اصولگریان ثبت خواهد شد که در ادامه با تکمیل این کارنامه در دوره دهم مجلس باعث شد که حتی جایگاه، شان و منزلت قوه مقننه به شدت خدشه‌دار شود. عملکرد بسیار ناامید کننده نمایندگان مجلس دهم و همچنین تصویب ۲۰ دقیقه ای در مجلس نهم تا مدت‌های مدید و در دراز مدت آثار سوء سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و معیشتی خود را بر جامعه خواهد داشت. لذا به این سادگی‌ها مجلس پیش رو نمی تواند این ناکارآمدی ها را جبران کند. اگرچه من در خصوص عملکرد و ارزیابی کارنامه مجلس یازدهم نیز تردید دارم. البته امیدوارم که این پیش بینی های من در خصوص مجلس یازدهم درست نباشد. با این حال اگر مجلس یازدهم بخواهد یک عملکرد مستقلی از خود نشان دهد و اهل مصلحت اندیشی و برخی تعاملات سیاسی معنادار با دولت نباشد، این امکان وجود دارد که جایگاه از دست رفته مجلس و منزلت خدشه دار شده قوه مقننه احیاء شود. یعنی مجلس و نمایندگان آن به عنوان نماینده مردم، کنترل کننده و ناظر بر رفتارها، تصمیات، اقدامات و تعاملات دولت باشند، نه وکیل الدوله.

با توجه به مجموعه نکات شما اکنون دو نگاه جدی وجود دارد که حدود و ثغور ورود مجلس را در مسائل کلان مانند راهبردهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران مبهم می کند؛ در این رابطه یک نگاه ناظر بر این واقعیت است که طبق گفته های امام که مجلس را راس امور می‌دانست، قوه مقننه می‌تواند در همه مسائل دولت، قوه قضاییه و دیگر نهادها هم ورود پیدا کند، اما از طرف دیگر این نگاه هم وجود دارد که مجلس نیز مانند هر قوه دیگر بسته به محدودیت های خود در قانون اساسی توان ورود در مسائل کلانی مانند مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک با آمریکا و کنار گذاشتن برجام را ندارد و این مسائل در سطح رهبری نظام تعیین تکلیف می شود. به واقع نگاه درست به توان مجلس در ورود به برخی مسائل حساس و ملتهب به خصوص در حوزه سیاست خارجی تا کجاست؟ آیا در سایه این نکته می توان گلایه شما به مجلس نهم و تصویب 20 دقیقه ای برجام را صحیح دانست درصوتی که رهبری از قبل چراغ سبز خود را به مسئله مذاکره با امریکا و حصول برجام داده بودند؟

در تکمیل گفته های شما مرحوم امام خمینی، بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در خصوص مجلس عنوان کرده بودند که "مجلس عصاره فضائل ملت است". اگر مجلس عصاره فضائل ملت باشد، یعنی باید برترین ها، متخصص ترین ها، پاک دست ترین ها، امانتدارترین های جامعه ایرانی در مجلس گرد هم آیند تا بتوانند در خصوص تمام مسائل مهم، حساس ملتهب کشور از مسائل سیاست خارجی و دیپلماسی گرفته تا مسائل اقتصادی، امنیتی، نظامی و دیگر حوزه ها ورود پیدا کنند و منشا اثر مثبت باشند. در این صورت است که مجلس طبق گفته امام در راس امور قرار خواهد گرفت. اما زمانی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی متاسفانه نتیجه مستقیم و ملموس زد و بند سیاسی و رانت های قدرت احزاب و جریان ها هستند، این مجلس، نه تنها در راس امور قرار نخواهد گرفت، بلکه در نهایت به جایگاه وکیل الدوله تنزل پیدا خواهد کرد و شان قوه مقننه تخریب خواهد شد. خصوصا که طی چند سال اخیر نمایندگان مجلس نماینده طبقه سرمایه دار جامعه هستند که به وسیله حمایت های مالی این افراد به کرسی پارلمان رسیدند. قطعا این نمایندگان در آینده، نه به ملت خدمت خواهند کرد و نه می توانند در راستای گفته های امام و رهبری منشاء اثر مثبت در کشور، آن هم در شرایط حساس و ملتهب کنونی ناشی از تحریم‌های ایالات متحده آمریکا و سیاست فشار حداکثری کاخ سفید و عملکرد ضعیف دولت باشند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که مجلس یازدهم یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین دوره های پارلمان در تاریخ کشور است چرا که این مجلس می‌تواند نقشه سیاسی ایران را برای قرن پانزدهم هجری شمسی ترسیم کند. یعنی اگر عملکرد اصولگرایان مجلس یازدهم قابل قبول باشد احتمال دارد دولتی از همین طیف در انتخابات سال ۱۴۰۰ در راس امور قرار گیرد، نگاه شما نسبت به تحلیل چیست؟

در پاسخ به سوال شما باز هم به گفته های پیشین خود مراجعه می کنم که من بافت نمایندگان مجلس یازدهم را بافت چندان خاص و ویژه ای نمی بینم. یعنی این نمایندگان چندان تفاوتی با اصولگرایان مجلس نهم و دوره‌های پیشین ندارند. اگر شما به کارنامه اصولگرایان، به خصوص لیست اصولگرایان تهران نگاه کنید که انتخاب هم شدند، شاهدیم که این لیست یک لیست بسیار ناامیدکننده از افراد ناکارآمد است. چرا که بخش قابل توجهی از این نامزدها همان بافت مجلس نهم را تکرار خواهند کرد. پس مجلس یازدهم تکرار مجلس هشتم و نهم است که نمی‌تواند آن تاریخ‌سازی شگرف را برای ترسیم نقشه سیاسی قرن پانزدهم ایران داشته باشد. این مسئله جدا از توان افرادی که در مجلس یازدهم قرار دارند خارج است. ترسیم نقشه سیاسی ایران برای یک قرن چیزی نیست که بتوان از دل این مجلس و نمایندگان آن انتظار داشت.

به واقع من انتظار این پاسخ ها را از شما نداشتم. دلیل انتقادات شما به جریان اصولگرایی مجالس پیشین و مجلس یازدهم چیست؟‌ آیا نظام می‌توانست افرادی انقلابی تر از این اصولگرایان را به مجلس معرفی کند؟

اشتباه نکنید اصولگرایی، اصلاح طلبی و هر طیف و حزب سیاسی لزوما به معنای انقلابی بودن نیست. یقیناً ما در کشور انسان های به مراتب شاخص تر و منخصص تری برای نمایندگی مردم داریم؛ امام فرمودند مجلس عصاره فضائل ملت است. در این راستا بارها مقام معظم رهبری عنوان کردند که مجلس باید "فکر نو" داشته باشد و در عرصه مدیریت کشور جریان‌ساز باشد. لذا این انتظار وجود دارد که نمایندگان مجلس در ساحت اندیشه ورزی و ارائه برنامه های درست، دقیق و کاربردی سرآمد باشند. یعنی در حوزه تخصصی خود می توانند در کمیسیون‌های مربوطه قوانین مناسب را برای کشور تصویب کنند و دولت را در مسیر اداره کشور همراهی کنند. در سایه این نکته کدام یک از نمایندگان اصولگرای مجلس یازدهم به خصوص در پایتخت دارای این ویژگی ها هستند؟ اساسا کدام یک از برندگان لیست تهران که قرار است سال آینده بر کرسی مجلس یازدهم تکیه بزنند دارای تخصص، سواد و دانش لازم هستند؟ مجلسی که می خواهد فکر نو به جامعه تزریق کند، باید مجلسی اندیشه ورز و متخصص باشد؛ با این نگاه حوزه مطالعاتی و کارشناسی برگزیدگان اصولگرایان تهران ها چیست؟ چون بسیاری از این افراد به کل ناشناخته اند. پس این سوال وجود دارد که آیا این افراد اهل اندیشه اند و به تعبیر رهبری دارای فکر نو هستند؟ لذا صرف اینکه جریان اصولگرا و یا اصلاح طلب مجلس را در اختیار بگیرد، مهم نیست. اکنون ملت از هر دو جناح سرخورده اند. باید ما به سمت انتخاب بهترین های جامعه پیش رویم تا بتوانیم شاهد روی کار آمدن یک مجلس انقلابی باشیم. روی کار آمدن مجلس اصولگرا و اصلاح طلب حلال مشکلات نیست. تنها مجلس کارآمد، توانا، متخصص و اندیشه ورز و در یک کلام مجلس انقلابی است که می تواند مشکلات کشور را حل کند. این در صورتی اتفاق می افتد که نمایندگان آن برترین‌های جامعه باشند. در حالی منتخبین تهران برای مجلس یازدهم برترین های جامعه نیستند، کما این که متخصص ترین ها، اندیشمندترین ها، اندیشه ورزترین های جامعه هم نیستند. لذا این مجلس چندان اثرگذار نیست.

یعنی شما معتقدید که برخی از افراد برگزیده تهران در قالب شهردار و اعضای شورای شهر نباید در مجلس شورای اسلامی و قوه مقننه حضور پیدا کنند. چرا که حوزه اثر مجلس شورای اسلامی به کل متفاوت از شورای شهر و شهرداری حتی کلانشهری مانند تهران است و به صرف حضور در شهرداری و شورای شهر نمی توان داعیه نمایندگی مجلس را داشت؟

اشتباه نکنید حتی حضور در شهرداری و شورای شهر به تخصص، دانش و اندیشه نیاز دارد. هر چند که شورای شهر هم به نحوه خود یک پارلمان محلی به شمار می رود، اما در سایه نکته شما مجلس شورای اسلامی در یک اشل بسیار بزرگ تر برای کل کشور و در سطح راهبردی دست به قانون گذاری می زند. بنابراین اعضا و نمایندگان آن باید به مراتب کارشناس تر، متخصص تر و دارای فکر نو، مطالعه و برنامه ریزی دقیق باشند. در این صورت آثار مثبت این گونه مجالس می‌تواند حتی فراتر از مرزهای کشور و در سطح منطقه و جهان خودنمایی کند. بنابراین نمایندگان مجلس قطعاً باید به اقتضائات منطقه و جهان، جایگاه و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا و فضای بین الملل آگاهی داشته باشند و  از ارزیابی کامل و شفافی از تاثیرات انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران بر تحولات جهانی برخوردار باشند. 

در این میان این تحلیل هم وجود دارد که به واسطه اقدام محمد باقر قالیباف در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 96 مبنی بر کنار کشیدن از انتخابات به نفع سید ابراهیم رئیسی احتمال دارد اکنون رئیس قوه قضاییه بدهی سیاسی خود را به محمدباقر قالیباف با حمایت از او در جریان مجلس یازدهم صاف کند. اگر چه در این همین راستا برخی پیش بینی ها حکایت از این دارد که قالیباف با این میزان از آرای تهران احتمالاً ریاست مجلس آتی را بر عهده خواهد داشت؛ در این صورت ائتلاف قالیباف - رئیسی در برابر روحانی شکل خواهد گرفت؟

نکته بسیار مهمی که در این سوال پیچیده و عجیب شما وجود دارد این است که نباید با نگاه رقابت های سیاسی انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ به وضعیت سیاسی و اجتماعی کنونی جامعه در روزهای پایانی سال ۹۸ نگاه کنیم. چرا که شرایط در طول این دو سال‌ به شدت تغییر کرده است.

اما قطعاً نگاه های تقابلی و رقابت سیاسی بین این افراد تغییر نکرده است؟

در پاسخ به شما این نکته را هم باید در نظر داشت که تمام این رقابت ها و این تقابل ها در دوران تبلیغات انتخاباتی بوده است. بنابراین مواضع رقابتی در آن دوران طبیعی بوده است. چنانی که در هر دروه انتخاباتی و در هر کشوری این تقابل ها و رقابت های سیاسی وجود دارد. شما به تبلیغات انتخابات ریاست جمهور آمریکا و رقابت های سیاسی در این کشور نگاه کنید. لذا نباید با متر فضای انتخابات ریاست‌جمهوری به تعامل میان قوا در جمهوری اسلامی ایران نگریست. مصداق آن مناسبات کنونی بین دولت و قوه قضائیه است. اگرچه اختلافات نظر بین دو قوه و سران دو قوه وجود دارد که آن هم بسیار طبیعی است، اما چیزی به نام تخریب و یا رقابت سیاسی با نگاه انتخابات ریاست جمهوری سال 96 وجود ندارد. اگر بر فرض محال هم آقای قالیباف سال آینده به این مقام (ریاست مجلس یازدهم) برسد نمی توان شاهد پررنگ شدن تنش ها و یا رقابت ها بین مجلس و دولت شد، خصوصاً که باز هم تکرار می‌کنم جریان اصولگرایی که اکنون بیشتر کرسی‌های مجلس پیش رو را در اختیار گرفته در طول این سال ها نشان داده که اهل تعامل سیاسی و معامله است و نمی توان از این مجلس انتظار یک رفتار انقلابی برای نهادینه کردن ارزش های نظام جمهوری اسلامی ایران داشت. یعنی بافت مجلس آتی بافت تنش با دولت نیست. پس بر خلاف برخی ارزیابی‌ها دولت چالش جدی برای تعامل با مجلس آتی نخواهد داشت.

سال کنونی سالی پر از فراز و فرود سیاسی و اجتماعی برای کشور بود و در بستر آن، اعتراضات گسترده ای هم شکل گرفت که نمونه بارز آن اعتراضات مردمی در جریان افزایش نرخ بنزین در آبان ماه بود. در این رابطه ارزیابی ها حکایت از آن دارد که کماکان بستر برای شکل گیری این اعتراضات در سال آتی هم وجود دارد. با این تفاسیر و از نگاه شما آیا مجلس یازدهم می‌تواند در مدیریت این شرایط نقش آفرین باشد؟

به نظر من بیش از آن که باید نگران نقش مجلس یازدهم در وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور در سال آینده باشیم باید نگاه و نگرانی اصلی خود را به دولت و بودجه‌ای که برای سال ۹۹ بسته شده است، ببریم. یقینا با این بودجه بندی و خروجی مجلس دهم درباره چکش کاری بودجهه 99 فشارهای اقتصادی و معیشتی مردم افزایش پیدا می‌کند و به تبع آن فضا و بستر مناسبی برای هرگونه اعتراض و شورش اجتماعی در کشور برای سال آینده وجود خواهد داشت که می تواند با کوچک ترین تحریک احساسات مردم روی دهد. متاسفانه بودجه دولت، بودجه واقعی نیست و در آن کسری بودجه وحشتناکی مشاهده می‌شود که هزینه ها در آن کنترل نشده اند. پس مشکل تعامل مجلس با دولت نیست و برخلاف تصور مجلس یازدهم، نه مجلس انقلابی است و نه مجلسی آتش به اختیار که بخواهد در راستای نگرانی‌های نظام جمهوری اسلامی ایران به فکر مرتفع کردن چالش ها و مشکلات اقتصادی و معیشتی و درد مردم باشد. این مجلس اهل تعامل با دولت است. تکرار می کنم مجلس آینده در دست همان اصولگرایان کهنه کاری است که در جریان مجلس نهم ۲۰ دقیقه ای توافق هسته ای را به تصویب رساندند.

یعنی ذیل گفته های شما مجلس پیش رو باید به سمت سوال از رئیس جمهور، استیضاح مداوم و مکرر و حتی برکناری وزرای دولت گام بردارد؟

من معتقدم مجلس باید از منافع ملت و ارزش های کمرنگ شده نظام جمهوری اسلامی ایران که ارزش های بسیار والایی هستند دفاع کند که می تواند این دفاع از طریق هر ابزار قانونی توسط مجلس و نمایندگان در دستور کار قرار گیرد. البته این مسئله لزوماً به معنای تحت فشار قرار دادن دولت از طریق سوال از رئیس جمهور و کشاندن وزرا به مجلس نیست. مهم دفاع از منافع مردم و حفظ ارزش های نظام جمهوری اسلامی ایران است، حال اینکه این هدف از چه مسیری قابل دسترسی است، بسته به اقتضائات زمانی و مکانی می تواند تغییر پیدا کند. اما من معتقدم که نخستین و مهمترین گام باید در خود مجلس صورت بگیرد و قوه مقننه دست به یک پایش و پالایش جدی در درون خود بزند. یعنی نمایندگان مجلس باید نمایندگانی باشند که خودشان مسابقه و رقابت جدی در تخلف، رانت خواری و فساد و دزدی نداشته باشند. این مسئله می‌تواند به اندازه بسیار زیادی شأن مجلس را بازیابی کند. نکته دوم این است که دولت و مجلس قرار نیست در آینده به جان همدیگر بیفتند. باید اساس کار حل مشکلات باشد، نه رقابت سیاسی؛ حال اگر این مسئله منجر به استیضاح هم بشود کاملاً قابل دفاع و قابل توجیه است، چرا که استیضاح و سوال یک ابزار قانونی است که در اختیار مجلس و نمایندگان قرار دارد.

کلید واژه ها: محمد صادق کوشکیایرانبرجاممجلس نهممجلس یازدهم


( ۹ )

نظر شما :