حاشیه های دیدار وزیر امور خارجه ایران با سناتور آمریکایی

محمد جواد ظریف به دنبال خط دهی به انتخابات در آمریکا است؟!

۰۱ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۹۶۸۷ اخبار اصلی آمریکا
احتمالا تمامی تحرکات سیاسی و دیپلماتیک ظریف در قالب دیپلماسی عمومی، چه با مصاحبه های متعددش با رسانه های اروپایی و به خصوص آمریکایی و چه ذیل دیدار با سناتورهای آمریکایی، برای روشن شدن زوایای پنهان سیاست های دولت دونالد ترامپ به ویژه سیاست فشار حداکثری و تروریسم اقتصادی واشنگتن علیه دولت و ملت ایران، ایجاد زمینه و بستر برای کمک به جریان رقیب ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر ۲۰۲۰ آمریکا برای به شکست کشاندن رئیس جموری ایالات متحده باشد. اگر چه به موازات تحقق این هدف، وزیر امور خارجه به دنبال پیگیری راهبرد «استکبار ستیزی» دستگاه سیاست خارجی در طول این چهار دهه نیز هست.
محمد جواد ظریف به دنبال خط دهی به انتخابات در آمریکا است؟!

عبدالر حمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – بی تردید در میان وزرای دولت حسن روحانی کسی به اندازه محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه دوران سخت و پر فراز و نشیبی را در این 6 سال و نیمی که از تصدی گری وی بر دستگاه سیاسیت خارجی جمهوری اسلامی ایران می گذرد، تجربه نکرده است؛ وزیری که در سال های ابتدایی حضورش در وزارت امور خارجه با شور و نیروی بسیار و به دنبال مذاکرات فشرده، پیچیده و نفسگیر نهایتا توافق هسته ای را به بار آورد که کشور را از پیچ تحریم های دولت اوباما خلاص کرد و با این کار نفوذ و محبوبیت خود را در میان توده مردم به گونه ای افزایش داد که حتی وی را یک از کاندیداهای بعدی ریاست جمهوری ایران تصور می کردند. اگر چه در همان ایام نیز برخی از جریان ها و شخصیت های سیاسی، نه تنها ظریف را یک قهرمان نمی دانستند، بلکه وی را خائن به آرمان های امام و و انقلاب قلمداد می کردند. اما با تحولاتی که بعد از 5 دی ماه 96 در کشور روی داد و نهایتا دونالد ترامپ را به این باور رسانید که اکنون فرصت بسیار مغتنمی برای خروج از برجام شکل گرفته است، در 18 اردیبهشت ماه سال 1397 ورق تحولات برگشت و تمام رشته های وزیر امور خارجه ایران با اعضای 1+5 در قالب توافق هسته ای پنبه شد و عملا از آن روز تا به اکنون علاوه بر آن که تمامی تحرکات دیپلماتیک وزارت امور خارجه صرف تداوم حیات نباتی برجام شد، از شدت و گستردگی دامنه تلاش ها و سفرهای دیپلماتیک وزارت امور خارجه کاسته شد و به نظر می رسد که این سیر نزولی تحرکات دیپلماتیک محمد جواد ظریف کماکان ادامه دارد. در یک کلام اکنون نزدیک به 21 ماه است دیگر شور و نیروی وزیر امور خارجه افول کرده است. 

در این راستا طیف منتقد و مخالف دستگاه سیاست خارجی هم با قدرت گیری روز افزون خود از قِبَل حمله کاخ سفید به برجام و اعمال مجدد تحریم ها از هیچ گونه تلاشی برای تخریب ظریف کوتاهی نکردند. پیرو این نکته همزمان با پیگیری سیاست فشار حداکثری کاخ سفید و تشدید تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران در این 21 ماه که به تشدید و تعمیق هر چه بیشتر تنش تهران – واشنگتن می انجامید، رویکرد دستگاه سیاست خارجی نیز به سمت نگاه های ایدئولوژیک رجعت پیدا کرد و در این دو سال محمد جواد ظریف به تدرج چهره یک وزیر امور خارجه انقلابی را از خود نشان داد که بخش اعظم آن به واسطه جبر تغییر اقتضائات سیاست داخلی در ایران بود و بخش دیگر آن به دلیل عملکرد تقابل گرایانه تمام عیار دولت دونالد ترامپ با تحرکات محمد جواد ظریف بود که با تحریم وی و اعمال محدودیت های شدید رفت و آمد و دیدارهای شخص وزیر امور خارجه در آمریکا به اوج خود رسید. اما نقطه عطف این تنش که تقریبا می توان گفت بعد از آن تخاصم ایالات متحده با ایران به مرحله بدون بازگشت و یا حداقل میانجی ناپذیری رسیده است، تصمیم دونالد ترامپ در ترور سردار سلیمانی و در مقابل پاسخ موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله به پایگاه عین الاسد و اربیل بود. لذا در دوران "پساسردار" عملا وزارت امور خارجه با محدودیت های به مراتب جدی تری برای برخی تحرکات دیپلماتیک نیم بند باقی مانده با برخی از مقامات و مسئولین امریکایی مواجه شد.

حال در این شرایط کوچک ترین موضع، سخن و نظری که بوی مذاکره با ایالات متحده را بدهد با موج گسترده ای از حملات، تخریب ها، توهین ها و حتی تهدیدها برای وزیر امور خارجه همراه خواهد شد. در این مدت کم نبوده خط و نشان هایی که حتی بوی خون داده است؛ خط و نشان هایی که در قالب ترور، علنا و صراحتا در خیابان های تهران و از تریبون های رسمی با صدای بلند علیه ظریف و تمامی کسانی که فکر مذاکره با ایالات متحده را در سر دارند، مطرح شد. شاید کمتر کسی تصور می کرد وزیر امور خارجه ای که زمانی به واسطه دستاوردی مانند برجام نفوذ جدی در مردم داشت به جایی برسد که اکنون بیشتر جامعه، جریان های سیاسی و رسانه ای وی را با الفاظ، القاب و عناوینی تقریبا بی سابقه مورد تفقد خود قرار دهند و حتی کار به جایی برسد که علاوه بر تهدید به ترور با یک موضع گیری در مصاحبه با بلومبرگ شاهد شکل گیری تجمعاتی در برابر وزارت امور خارجه و سر دادن شعارهایی علیه ظریف باشیم. 

حال در این شرایط سوالی که در ذهن شکل می گیرد این است که وزیر امور خارجه کشور با سابقه طولانی در حوزه سیاسی خارجی و اشراف بر واقعیات و اقتضائات سیاسی – اجتماعی داخلی در ایران که در دوران پساسردار به شدت رادیکال شده و همین رادیکالیزه شدن با عث تقویت جایگاه و بُنیه طیف منتقد وی شده است، چرا باید دست به برخی اقدامات بزند که می تواند حساسیت های جدی برای وی و دستگاه متبوعش ایجاد خواهد کرد و در ادامه موج حملات علیه وی را در مدت زمان باقی مانده تا پایان دوره ماموریتش را شدیدتر می کند؟! پیرو همین سوال اساسا دیدار محمد جواد ظریف با سناتور کریس مورفی در حاشیه اجلاس سه روزه امنیتی مونیخ امری غیر ضروری جلوه می کند که تنها می تواند حاشیه سازی علیه رئیس دستگاه دیپلماسی را پررنگ تر کند. 

اگر چه وزیر امور خارجه کشور سابقه طولانی مدتی در دیدار با اعضای کنگره ایالات متحده امریکا را چه در دوران نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در مقر سازمان ملل در نیویورک و چه در دوران تصدی گریش در مقام وزارت امور خارجه کشور داشته است، اما یقینا سود و منفعت این نوع دیدارها در این شرایط کمتر از آثار و تبعات سوء آن است و می تواند بهترین فرصت را به جریان رقیب برای تخریب هر چه بیشتر بدهد. آن هم در دوران پساسردار و در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی که تقریبا تمامی کارشناسان، تحلیل گران و کنشگران سیاسی و اجتماعی داخلی بر روی کار آمدن جریان رادیکال در مجلس آتی توافق نظر دارند و این امر می تواند مسیر ریل گذای برای انتخابات سال 1400 و روندهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و صد البته دیپلماتیک قرن پانزدهم هجری شمسی ایران را رقم بزند.  

هر چند که در این میان این احتمال را هم باید داد که احتمالا تمامی تحرکات سیاسی و دیپلماتیک ظریف در قالب دیپلماسی عمومی، چه با مصاحبه های متعددش با رسانه های اروپایی و به خصوص آمریکایی و چه ذیل دیدار با سناتورهای آمریکایی، برای روشن شدن زوایای پنهان سیاست های دولت دونالد ترامپ به ویژه سیاست فشار حداکثری و تروریسم اقتصادی واشنگتن علیه دولت و ملت ایران، ایجاد زمینه و بستر برای کمک به جریان رقیب ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر ۲۰۲۰ آمریکا برای به شکست کشاندن رئیس جموری ایالات متحده باشد. اگر چه به موازات تحقق این هدف، وزیر امور خارجه به دنبال پیگیری راهبرد «استکبار ستیزی» دستگاه سیاست خارجی در طول این چهار دهه نیز هست.

در این رابطه اگر چه که مسئولین دولتی از خود حسن روحانی تا محمد جواد ظریف بارها عنوان کرده اند که برای آنان فرقی ندارد چه شخصی رئیس جمهوری بعدی آمریکا شود و به تبع آن مسائل و تحولات داخلی کشورها به ویژه آمریکا ارتباطی با تهران ندارد و از اظهار نظر پیرامون انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خودداری کرده اند، اما یقینا دولت در ایران بی میل نیست که یکی از دموکرات ها بر کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا در ژانویه 2021 میلادی تکیه بزند. چرا که دموکرات ها ضمن تاختن به ترامپ در قبال تصمیم اشتباه وی برای خروج از برجام، یکی از وعده های جدی انتخاباتی خود را در صورت پیروزی بازگشت به توافق هسته ای عنوان کرده اند. با این وصف عملا سخنرانی ها، مصاحبه ها، توئیت ها، انجام مذاکرات و گفت وگوهای سیاسی ظریف ضد ترامپ می تواند کمک دولت روحانی به دموکرات ها برای پیروزی در انتخابات پیش رو البته با چراغ خاموش باشد تا بتواند از احیای برجام برای کمک به برخی جریان های همسو با خود در رسیدن به قدرت در انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 هجری شمسی استفاده کند.  

شاید دولت ترامپ نیز با اشراف بر این نکته باشد که به شدت مخالف انجام دیدارهای اعضای کنگره ایالات متحده با وزیر امور خارجه ایران و انجام مصاحبه های متعدد رسانه های آمریکا با محمد جواد ظریف است و برای توقف و یا حداقل محدود کردن این دست تحرکات رئیس دستگاه سیاسی خارجی ایران در خاک امریکا در قالب دیپلماسی عمومی بود که کاخ سفید دست به تحریم محمد جواد ظریف و اعمال محدویت های جدی رفت و آمدی برای وی در نیویورک زد. پیرو این سیاست های تقابلی کاخ سفید ضد تحرکات این چنینی، دونالد ترامپ در خصوص دیدار یکشنبه هفته جاری محمد جواد ظریف با سناتور کریس مورفی عنوان کرد که انجام این دیدار از سوی سناتور امریکایی برخلاف قانون لوگان است که بر اساس آن هر شهروند یا مقام غیرمسئول آمریکایی که بدون اجازه دولت اقدام به مذاکره با مقامات دولت‌های متخاصم کند، مجرم شناخته خواهد شد. این قانون با هدف جلوگیری از تضعیف مواضع دولت آمریکا در برابر دولت‌های متخاصم وضع شده است. 

حال فارغ از این که چنین تلاشهایی از سوی تهران برای به شکست کشاندن ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وجود داشته باشد یا خیر، ذکر چند نکته بسیار ضروری است؛ اول این که عملا گرده زدن شرایط کشور به تحولات دیگر کشورها به خصوص آمریکا و این که چه فردی عهده دار پست ریاست جمهوری آمریکا شود، نه تنها به حل مشکلات کشور و برون رفت از چالش های کنونی در زمینه اقتصادی و معیشتی کمکی نمی کند، بلکه این سیاست که چندان هم ثمربخش نیست، (به ویژه که احتمال پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو هم کم نیست) تنها کشور را به یک سکون یک ساله تا مشخص شدن نتایج انتخابات در امریکا می کشاند.

دوم این که حتی در صورت پیروزی مهره های حزب دموکرات و به قدرت رسیدن شخصی چون جو بایدن به عنوان مهمترین گزینه حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هیچ تضمینی وجود ندارد که معاون اول سابق باراک اوباما طبق وعده هایش به برجام بازگردد؛ حتی اگر هم بازگشت به برجام از سوی دولت احتمالی بایدن در دستور کار کاخ سفید باشد این امر بدون پیش شرط، مذاکره مجدد در خصوص توان هسته ای، توقف برنامه کاهش تعهدات برجامی و انجام گفت وگوهایی در رابطه با توان موشکی و نفوذ ایران در غرب آسیا، آن هم در کوتاه مدت صورت نخواهد گرفت و این یعنی تلاش برای احیای توافق هسته ای از سوی دولت روحانی به عنوان بزرگترین دستاورد دیپلماتیکش عمر این دولت قد نمی دهد. 

کلید واژه ها: محمد جواد ظریفسناتور کریس مورفیدونالد ترامپبرجامایرانآمریکادوران پساسردار


( ۲۱ )

نظر شما :

مسعود ۰۲ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۱:۰۴
دمکراتها به مراتب خطرناکتر از جمهوریخواهان هستند ! جمهوریخواهان با چماق جلو می آیند ولی دمکراتها با فکر و عقل !
حسین ۰۲ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۲:۲۲
یعنی تا به حال متوجه نشده اید که اینها مثل حرکت پاندول مکمل یکدیگراند. تلاش برای روی کار آوردن دمکراتها به معنای مداخله در امور داخلی آمریکاست. اگر پیش از انتخابات برملا شود به ضرر دمکراتها خواهد بود و اگر بعدش، ایران هزینه خواهد داد. همانطورکه روسیه برای 2016 هزینه داده، می دهد و خواهد داد و هنوز هم دست از سر روسیه برنداشته اند. برای دیدن اثرات مجازاتهای آمریکا علیه روسیه کافی است نگاهی به دارایی های کل (wealth) روسیه در 2019 بیندازید، پایین تر از ایتالیا، اسپانیا، هنگ کنگ و تایوان. یعنی یک کشور گرسنه و فقیر.