در زمان لزوم حمایت و حفظ وحدت، چرا ظریف؟!

حمله به وزیر امور خارجه تنها به خفه شدن صدای دفاع از منافع ملی می انجامد

۰۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۰ کد : ۱۹۸۹۱۵۹ خاورمیانه انتخاب سردبیر
امیرعلی ابوالفتح در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی ضمن تاکید بر این که مواضع محمد جواد ظریف که در مصاحبه با اشپیگل مطرح شد، قطعا گل به خودی نیست،‌ پیرامون دلایل هجمه‌های اخیر برخی از جریان های سیاسی و رسانه داخلی علیه مواضع محمدجواد ظریف، رئیس دستگاه دیپلماسی کشور بر این باور است که تمام حواشی و جنجال های چند روز اخیر بیش از آنکه ناشی از درون متن مصاحبه اشپیگل با محمدجواد ظریف باشد به شرایط، تحولات و برخی مسائل جانبی بازمی‌گردد که بر این مصاحبه اثرات خود را داشته است.
حمله به وزیر امور خارجه تنها به خفه شدن صدای دفاع از منافع ملی می انجامد

 گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – طی ۴۸ ساعت اخیر هجمه ها و انتقادات گسترده‌ای نسبت به مواضع محمدجواد ظریف در مصاحبه با اشپیگل مطرح شده است. اما در این میان به نظر می رسد که کانون و محور شکل‌گیری این هجمه‌ها و انتقادات علیه رئیس دستگاه دیپلماسی بیش از آن که به دلیل گفته های ظریف در این مصاحبه باشد، به توئیت جنجالی دونالد ترامپ بازمی گردد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر این مسئله، گفت وگویی را با امیر علی ابوالفتح، کارشناس و پژوهشگر مسائل آمریکا ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

بعد از مصاحبه اخیر محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه با اشپیگل شاهد شکل گیری هجمه های گسترده سیاسی و رسانه‌ای از جانب شخصیت ها، جریان ها و احزاب علیه رئیس دستگاه دیپلماسی صورت گرفته است. از نگاه شما آیا اساساً این هجمه ها به دلیل گفته‌ها و سخنان ظریف در مصاحبه مذکور بوده است و یا می توان توئیت جنجالی ترامپ به زبان فارسی و به خصوص طعنه و کنایه او با عنوان «نه، مرسی» را هجمه های دو روز اخیر دانست؟ 

همان گونه که شما به درستی اشاره کردید من هم معتقدم که پیش و بیش از آن که مواضع مصاحبه آقای دکتر ظریف با اشپیگل کانون و محور شکل گیری این هجمه ها علیه رئیس دستگاه دیپلماسی باشد، دو عامل اصلی سبب شده است که این هجمه ها علیه وزیر امور خارجه به وجود آید؛ اولین مسئله به رادیکال شدن فضای سیاسی و اجتماعی داخلی کشور بعد از ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باز می گردد. در این شرایط هر گونه سخن، موضع و واکنشی دال بر مذاکره و یا مسائلی از این دست یقیناً با تفسیرها، تعبیرها و برداشت های متفاوت و گاه متناقض و متضاد از صاحب سخن مواجه می شود. به گونه ای که احتمال دارد از دل این سخنان اتهاماتی نظیر خیانت نیز متوجه وی شود. طبیعی است که در این شرایط حساس چنین برداشت ها و به تبع آن چنین حملاتی از پاسخ ظریف به سوال آخر خبرنگار اشپیگل شده باشد. عامل مهم دیگری که اکنون باعث شد تا این میزان از حملات و انتقادات علیه مواضع آقای ظریف شکل بگیرد به همان توئیت رئیس‌جمهور آمریکا باز می گردد. نکته مهمی که در خصوص توئیت دونالد ترامپ وجود دارد این است که توئیت اول رئیس جمهور آمریکا درخصوص مصاحبه محمد جواد ظریف به زبان انگلیسی بود، اما چون می دانست برد رسانه‌ای توئیت به زبان انگلیسی در میان افکار عمومی داخلی در ایران کم است، آن را به زبان فارسی تغییر داد. نکته مهمتر به دروغی باز می گردد که در ابتدای این توئیت وجود دارد. در هیچ جای مصاحبه اشپیگل با محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه درخواستی برای مذاکره با آمریکا نداشته است و این یک دروغ بزرگ و آشکاری است که دونالد ترامپ در توئیت جنجالی خود درج کرده است. این در حالی است که اساساً مسئله مذاکره بارها توسط مقامات ارشد و سران جمهوری اسلامی ایران و حتی خود مقام معظم رهبری تکرار شده است است. در این خصوص بارها عنوان شده که تنها راه مذاکره با ترامپ بازگشت آمریکا به برجام و لغو تحریم ها است. در این صورت جمهوری اسلامی ایران، نه با ایالات متحده در چارچوب مذاکرات دو جانبه، بلکه با آمریکا در قالب 1+5 گفت وگو و مذاکره خواهد کرد. پس امکان مذاکره و گفت وگو با آمریکا بر سر پرونده هسته ای ایران وجود دارد، کما این که اکنون هم این دست مذاکرات میان ایران با اعضای 1+4 وجود دارد. بنابراین اگر شما به متن مصاحبه اشپیگل مراجعه کنید، محمدجواد ظریف، نه تنها در سوال آخر، بلکه در هیچ جمله ای درخواست مستقیمی از آمریکا برای مذاکره انجام نداشته بلکه رئیس دستگاه دیپلماسی به صراحت عنوان کرده که باید ایالات متحده آمریکا به میز مذاکره بازگردد چون که این واشنگتن بوده که میز را ترک کرده است. این یک واقعیت است، چه منتقدین، مخالفین و جنجال‌آفرینان یکی دو روز اخیر در داخل کشور آن را قبول داشته باشند، چه نداشته باشند. چون اکنون جمهوری اسلامی ایران حاضر به مذاکره بر سر پرونده هسته ای خود است. پس می بینید که تمام حواشی و جنجال های چند روز اخیر بیش از آنکه ناشی از درون متن مصاحبه اشپیگل با محمدجواد ظریف باشد به شرایط، تحولات و برخی مسائل جانبی بازمی‌گردد که بر روی این مصاحبه اثرات خود را داشته است.

به شرایط و تحولات حساس و ملتهب سیاسی - اجتماعی داخلی بعد از ترور سردار سلیمانی اشاره کردید. اما در آن سو با نگاهی به تحولات سیاسی داخلی در ایالات متحده آمریکا برخی از همین منتقدین و جنجال‌آفرینان دو روز اخیر معتقدند که مواضع ظریف، ولو در قالب بازگشت آمریکا به میز مذاکره در قالب 1+5، "گل به خودی" رئیس دستگاه دیپلماسی بوده است. چون دونالد ترامپی که اکنون در داخل آمریکا با چالش های متعددی از استیضاح گرفته تا موج گسترده مخالفت ها، انتقادات و حتی اعتراضات و حتی در خصوص تبعات پنهان کاری و دروغگویی کاخ‌سفید پیرامون آمار زخمیان و احتملا کشته شدگان حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به پایگاه عین الاسد به رئیس جمهوری آمریکا کمک شایانی در برون رفت از این چالش ها کرده است. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

در تقابل با این نکته من بر این باور نیستم که مواضع محمد جواد ظریف که در مصاحبه با اشپیگل مطرح شد یک گل به خودی باشد، بلکه من بر این باورم که اساساً دونالد ترامپ، مایک پمپئو و دیگر مسئولین کاخ سفید تلاش جدی برای ترور سیاسی، دیپلماتیک و شخصیتی محمد جواد ظریف در جایگاه رئیس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران دارند، کما اینکه تلاش جدی برای ترور نظامی و فیزیکی سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشتند و بعد از آن نیز تلاش های گسترده ای برای ترور حیثیتی سردار حاجی زاده، فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص ساقط شدن هواپیمای مسافربری اوکراینی داشتند که به نظر می رسد بر اساس برخی شواهد، مدارک و اخبار نیز این مسئله با بازیگری مخرب ایالات متحده آمریکا نهایتاً به سرنگونی هواپیمای اوکراینی منجر شده است. البته این مواضع من دال بر حمایت کامل و بی چون چرا از محمد جواد ظریف نیست. قطعاً ایشان نیز مانند هر انسان دیگری دارای کم کاری ها، اشتباهات و خطاهایی بوده است، اما این انتقادات نباید باعث شود این دعوا و کشمکش درون خانوادگی و داخلی به یک جنگ سیاسی گسترده بدل شود که کشورهای منطقه ای و فرامنطقه و در راس آن دونالد ترامپ از آن نهایت استفاده را ببرند. لذا در همان ایامی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروه‌های تروریستی ایالات متحده آمریکا قرار گرفت و همه مسئولین لباس سپاه را بر تن کردند و به صراحت عنوان داشتند که یک سپاهی هستند، چنانی که همه اعضای دستگاه دیپلماسی و به ویژه شخص آقای ظریف در این مدت هم حمایت گسترده، بی دریغ و همه جانبه ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشته لازم است که نظیر آن حمایت از وزارت امور خارجه و شخص وزیر، آن هم در شرایطی که دونالد ترامپ دروغ به این بزرگی را به آقای ظریف نسبت می دهد، صورت گیرد. چون اکنون حمایت، همبستگی و اتحاد بیش از هر زمان دیگری مورد نیاز جامعه است. پس بهتر این است که اکنون حمایت گسترده و همه جانبه از دستگاه دیپلماسی و وزیر امور خارجه، فارغ از هر نامی، چه محمد جواد ظریف و چه هر اسم دیگری صورت گیرد که امکان سوء استفاده و فرصت طلبی به برخی معاندین و دشمنان داده نشود و بعد از فروکش کردن این دست مسائل می توان انتقادات و یا اعتراضات خود را به برخی مواضع وزیر امور خارجه مطرح کرد. هر چند که من معتقدم محمدجواد ظریف در کل مصاحبه با اشپیگل مسئله و یا موضوعی را مطرح نکرده است که به دونالد ترامپ کمک بکند تا بتوان آن را یک گل به خودی تفسیر و تعبیر کرد. کما اینکه رئیس دستگاه دیپلماسی در همین مصاحبه بارها به تمجید از جایگاه و شخصیت سردار سلیمانی پرداخته و صراحتا عنوان داشت که شهید سلیمانی به‌مراتب خطرناک‌تر از سردار سلیمانی برای آمریکاست.
پس حتی اگر کل مصاحبه مورد مطالعه قرار نگیرد و ملاک همان پاسخ به سوال جنجالی آخر باشد که این حواشی و انتقادات علیه محمدجواد ظریف صورت گرفته است، باز هم نمی تواند مورد بحث و چالش باشد. اما باز هم فرض را بر این بگیریم که نباید محمدجواد ظریف در این شرایط حساس چنین مواضعی را اتخاذ می کرد. با این وجود انتظار این نیست که یک توئیت ترامپ منشاء هجمه علیه اقای ظریف باشد؛ آن هم ترامپی که نزدیک به دو سال است که ایران را مورد شدیدترین تحریم‌ها و فشارها اقتصادی قرار داده است که از آن حتی به عنوان تروریسم اقتصادی یاد می شود. در کنار آن دستور ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را صادر می‌کند؛ تا پای جنگ نظامی با جمهوری اسلامی ایران پیش می رود و از هر گونه تلاشی برای محدود کردن تحرکات و تلاش‌های دیپلماتیک وزیر امور خارجه، چه در قالب تحریم محمد جواد ظریف و چه در قالب عدم صدور روادید برای وی به منظور سفر به آمریکا دریغ نمی کند. پس منطقی و درست آن است که به جای حمله و انتقاد به رئیس دستگاه دیپلماسی در این شرایط حمایت های گسترده ای از وی صورت گیرد تا موضع جمهوری اسلامی ایران در در برابر آمریکا ضعیف نشود.

شما به تحریم‌های ایالات متحده آمریکا علیه رئیس دستگاه دیپلماسی کشور اشاره کردید. در این میان به نظر می رسد که کاخ سفید در طول ۴۰ سال گذشته تا به این اندازه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار نگذاشته و او را مورد تحریم های خاص و ویژه قرار نداده است. از نگاه شما آیا ایالات متحده آمریکا به واسطه ویژگی‌ها و اقتضائات شخصیتی و توان دیپلماتیک محمد جواد ظریف است که این میزان از فشارها و تحریم های تقریباً بی‌سابقه را روی وی انجام داده است و یا اینکه هر شخص دیگری به جای محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران بود همین فشارها بر روی وی اعمال می شد و به قول شما تلاش برای ترور شخصیتیش صورت می گرفت؟
 
من معتقدم هر دو بعد بر نگاه امریکا علیه دکنر ظریف موثر است. چون به هر حال باید قبول کنیم که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران از نگاه سران و مقامات کاخ سفید جزء مسئولین ارشد کشوری به شمار می رود. یعنی اکنون از نگاه آمریکایی‌ها رهبری، ریاست‌جمهوری، فرمانده سپاه، وزیر دفاع، وزیر امور خارجه و نظایر آن جزء کسانی هستند که مواضع آنها برای آمریکایی ها مهم است. پس احتمالا به جای ظریف هر کس دیگری هم وزیر بود، شاهد این تحریم ها و فشارها می بودیم. اما در راستای نکته مهمی که به آن اشاره کردید من هم معتقدم که اکنون محمدجواد ظریف دارای دو ویژگی خاص است که سبب شده است که کاخ سفید به شکل جدی تلاش برای محدود کردن و توقف فعالیت‌های دیپلماتیک و حتی ترور شخصیتی وی را در دستور کار قرار دارد؛ اولین ویژگی به توانمندی های آقای ظریف باز می گردد. به هر حال ایشان در آمریکا تحصیل کرده و در آنجا زندگی کرده اند کردند. لذا به ویژگی‌ها و اقتضائات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آمریکا به شدت مسلط هستند و در کنار آن می توانند با زبان انگلیسی ارتباط گسترده، فراگیر و مستقیمی با آمریکا و جامعه رسانه‌ای این کشور داشته باشند. ضمن اینکه ایشان قدرت نطق و سخنوری بالایی دارند و می توانند با استفاده از سواد سیاسی و دیپلماتیک خود، پاسخ هر سوالی را به منظور اقناع افکار عمومی و تبیین درست مواضع جمهوری اسلامی ایران داشته باشند کما این که در طول این سال ها شاهد بودیم که ایشان تلاش های موفقیت آمیزی برای دفاع از حق و توان دفاعی نداشته اند.
 ویژگی دوم وزیر امور خارجه به توان بالای وی در استفاده از فضای مجازی و ابزارهای نوین ارتباطی باز می گردد. اگر چه چه اکنون بیشتر مسئولین کشوری از برخی پیام رسان ها مانند توییتر و نظایر آن برای ابراز مواضع و واکنش‌های خود استفاده می‌کنند، اما قبل تر از همه این مسئولین محمدجواد ظریف توانست از پتانسیل و ظرفیت این رسانه ها برای تبیین درست مواضع دیپلماتیک ایران استفاده ببرد. به گونه‌ای که اکنون بیشترین بازدید کننده از توئیت های محمد جواد ظریف است. با اشراف بر این ویژگی ها است که مقامات کاخ سفید و به خصوص مایک پمپئو با محدود کردن وزیر امور خارجه در نیویورک مانع از حضور محمدجواد ظریف در شبکه های خبری و روزنامه های آمریکایی شد و نهایتا کار به جایی رسید که خبرنگاران به دفتر ایران در سازمان ملل مراجعه می‌کردند. در کنار آن وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا بارها رسانه‌های آمریکایی را مورد انتقاد قرار دادند که چرا با وزیر امور خارجه ایران مصاحبه و گفت و گو می کنند. همه این مسائل نشان می‌دهد که سخنان و گفته‌های محمدجواد ظریف دارای یک نفوذ کلام در میان آمریکایی‌ها است و می‌تواند باعث موج رسانه ای در افکار عمومی شود. مجموعه این شرایط سبب می شود که آمریکایی ها محمدجواد ظریف را به هر طریقی که شده زمین‌گیر کنند و آن را ترور شخصیتی کنند و در این مسیر به هر ترفندی دست می زنند. مثلاً اینکه دونالد ترامپ به دروغ یک جمله‌ای که در هیچ جای مصاحبه اشپیگل وجود ندارد را به سخنان ظریف الصاق می کند تا بتواند آتش جنگ جناحی و داخلی را علیه رئیس دستگاه دیپلماسی به راه بیندازد تا محمد جواد ظریف از مصاحبه با رسانه های خارجی، حتی در داخل کشور خودداری کند و به این صورت دیگر جمهوری اسلامی ایران نتواند مواضع درست و منطقی خود را به گوش جهانیان برساند. یعنی اکنون کاخ سفید ضمن ایجاد تلاش برای اینکه دیگر هیچ رسانه آمریکایی نتواند با محمدجواد ظریف مصاحبه کند، تلاش دارد که شرایطی را پیش آورد که خود ظریف از انجام هرگونه مصاحبه با دیگر رسانه های خارجی و داخلی نیز امتناع بورزد تا صدا را از جمهوری اسلامی ایران بگیرند. این یک لطمه جدی به حیثیت ایران است. بله می‌توان به سخنان و مواضع محمدجواد ظریف نقد داشت، اما متهم کردن وزیر امور خارجه به خیانت بابت یک مصاحبه که چنین جمله ای اساساً در آن از زبان رئیس دستگاه دیپلماسی مطرح نشده تنها هزینه دیپلماسی عمومی ایران را بالا می برد تا در نهایت دیگر هیچ صدایی برای دفاع از منافع ایران در جهان شنیده نشود و این همان چیزی که ایالات متحده آمریکا به دنبال آن است.

کلید واژه ها: امیرعلی ابوالفتحایرانآمریکامحمدجواد ظریفدونالد ترامپترور سردار سلیمانی


( ۳ )

نظر شما :

I حولی TOO ۰۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۲۳:۳۴
ببخشید ولی اگر آقای ظریف منافع ملی را در نظر میگرفت عمرأ نمی بایست فریب کلاهبرداران برجامچای را میخورد و آن را امضاء میکرد آن همه توان امکانات وسایل و اطلاعات در صنعت اتمی و فضای به باد داد و همه لو رفتند در مدت این شش سال مذاکره بخاطر اشتباه و عجله همین آقای ظریف!سردار شهید سلیمانی روزی که به ترامپ گفت قمارباز تو با من طرف هستی ثابت کرد که به تنهای یک گوشه از قدرت چند لایه ای بازدارندگی مقاومت و ایران بوده و است و حالا این بزرگ فرمانده شهید شده و ظریف دید که کل ایران عزادار شدن آخر این چه وقتش است که از شهید و ترور کرده های سردار دلها دلجویی میکنی و به آنها تروریست ها تقاضا مذاکرات میدهید؟ میتوانست کمی صبر کند ولی حول شدن همیشگی و برجامی دوباره سراغش آمد و از حول حلیم چنین سیب و گلابی های دیگری را به ارمغان آورد و دل یک ملت و حکومتش را به درد آورد دردشان را تازه کرد!؟وگرنه من هم مخالف دعوا و جرو بحث داخلی و سیاسی هستم چون وقت هم صدای و اتحاد است!
بنزینی بی سواد ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ | ۲۳:۲۹
جناب آقای هولی که به اشتباه حولی نوشته ای که در چند جای این کامنت اشتباه کردی نمی دانم شما و بعضی از همفکران شما چرا به این موضوع توجه ندارید که برجام حاصل کار نطام نه یک بخش کوچک به نام دولت انچه که این دستاورد را خراب کرد مواضع بخش هائی از نطام بود که دنیا روی انها حساب می کند ما استاد سوختن فرصت ها هستیم اگر ما به میانجی گری ابه پاسخ مثبت می دادیم شایدروند تحولات به سمت و سوئی می رفت که به نفع ما بود