ظهور و قدرت گرفتن اسلام گرای ترک

اردوغان ترکیه را متحول کرده است (بخش سوم)

۰۴ آبان ۱۳۹۸ | ۰۸:۰۰ کد : ۱۹۸۷۰۷۸ اخبار اصلی خاورمیانه
اگرچه حزب عدالت و توسعه پایگاه های محلی خود را از دست داده، باز هم احتمال پیروزی اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۳ وجود دارد که سبب می شود نام او در تاریخ به عنوان دومین ریاست جمهوری طولانی پس از کمال آتاتورک، به ثبت برسد. اردوغان در ابتدا از شیوه قدرت متمرکز آتاتورک در بازسازی ترکیه انتقاد می کرد، اما از ۲۰۰۸ که مجبور به ایجاد تعادل در میان جناح های مختلف شد و در ۲۰۱۳ که ترک ها برای اعتراض به سیاست های او در خیابان ها تجمع کردند، اردوغان هم روش های تهاجمی مشابه آتاتورک اتخاذ کرد. سیاستمداری که سعی داشت از یکی از پیشینیان خود فاصله بگیرد، اکنون بیشترین شباهت را به او دارد!
اردوغان ترکیه را متحول کرده است (بخش سوم)

نویسنده: کایا گنچ

دیپلماسی ایرانی: اردوغان بارها از یک اسلام گرای ضدغربی به دموکرات محافظه کار رنگ عوض کرده است. همانطور که روسن چاکر، روزنامه نگار ترک، نوشته، اردوغان در زمان ورود به سیاست ملی از سیاست محلی در دهه 1990 اصلا با گرفتن چهره یک لیبرال به خود راحت نبود، اما از آنجایی که نیروهای سیاسی قدیمی او را به حاشیه رانده بودند، لیبرال ها به او به مثابه پلی بین نهادگرایی و «قدرت سازمانی و اسلام گرایی پویا بر پایه رای دهی» نگریستند. حزب عدالت و توسعه با علم بر اینکه این دیدگاه از جنبش اسلام گرایی با نظم جهانی سازگار است، به ائتلاف محافظه کاران و اصلاح طلبان در اروپا، یک حزب سیاسی در سطح اروپایی که هدف اصلاحات در اتحادیه اروپا و نه رد آن را دنبال می کند، پیوست.

اما یک مشکل اساسی وجود داشت. اردوغان هیچ گزینه ای برای پر کردن سمت ها در بوروکراسی دولتی نداشت. کارمندان شایسته بیشتر از دیگر گروه های سیاسی بودند. اگرچه اداری ها با گرایش اسلامی در ارائه خدمات در بخش های بهداشت و درمان و حمل و نقل عمومی ماهر به نظر می رسیدند، تمایل چندانی به بخش های آموزش، پلیس و فعالیت های اطلاعاتی نشان نمی دادند. به همین دلیل اردوغان سنت عثمانی حاکمیت غیرمستقیم را زنده کرد.او بخش های مختلف دولت از جمله قوه قضاییه، پلیس و ارتش را به دیگر بازیکنان قدرتمند سپرد. سپس، در سال های 2003 تا 2013 در وزارت امور خارجه و قوه قضاییه بوروکرات های نسل قبلی که با دستورکار جهانی سازی حزب عدالت و توسعه مخالف بودند، با نیروهای جدید جایگزین شدند. بیشتر آنها پیشینه ای در شبکه مدارس دینی داشتند که توسط فتح الله گولن، واعظ اسلامی در تبعید، اداره می شد. گولن از سال 1999 و پس از آنکه به تلاش برای برهم زدن نظم سکولار ترکیه متهم شد، در ایالت پنسیلوانیای ایالات متحده زندگی می کند. آن زمان طرفداران گولن در پلیس و ارتش نیز نفوذ کرده بودند.

اما قدرتی که از برون سپاری دولت به دست آمد، بهای سنگینی داشتن و آن از دست رفتن کنترل بود. اردوغان هم مانند سلاطین عثمانی که در کاخ های خود از طریق اربابان محلی حکومت می کردند، دریافت که اقتدار غیر متمرکز او در معرض خطر قرار دارد. در ارتش، ژنرال های سکولار و ملی گرا در اعتراض به سلطه طرفداران گولن استعفا کردند و آنهایی هم که سمت خود را ترک نکرده بودند، در جریان پرونده های گسترده قضایی سال های 2008 تا 2010 پاکسازی شدند. برخی از آنها حتی حکم حبس ابد و در دادگستری، دادستان های تازه منصوب شده و قاضیانی که از پاکسازی حمایت می کردند در سال های 2010 تا 2012 ترفیع گرفتند. اما ترک های ملی گرا خشمگین بودند و این خشم برای حزب عدالت و توسعه به قیمت از دست رفتن آراء در آناتولی تمام شد. اردوغان روابط خود را با طرفداران گولن قطع کرد، از حمایت از نهادهای آموزشی آنها عقب کشید و اعضای این گروه را از بروکراسی اداری پاکسازی کرد.

اردوغان در سیاست خارجی، یکی دیگر از بخش هایی که نیروهای متخصص کافی نداشت، سلطنت را به احمد داووداوغلو، دانشمند روابط بین الملل، واگذار کرد که اغلب «هنری کیسینجر ترکیه» خوانده می شود. وزرای خارجه از حزب عدالت و توسعه، آموزه غرب محور سیاست خارجی ترکیه را حفظ کرده بودند. ترکیه به عنوان یک کشور عضو ناتو، متحد ایالات متحده و نامزد عضویت در اتحادیه اروپا از سال 1999، باید از چین، ایران و روسیه فاصله می گرفت. اما داووداغلو، استاد دانشگاه محترم ترک که در سال 2009 وزیر امور خارجه شد، مسیری متفاوتی را پیشنهاد کردند. او نوشت: «ترکیه وارث خلافت عثمانی بود و باید از «کشور بال و پر گرفته توسط غرب» به «یک کشور تاثیرگذار» تبدیل می شد. ترکیه با توجه به موقعیت آن در تقاطع دریای سیاه، قفقاز، خاورمیانه و اروپا از روز ازل برای رهبری ملل اسلامی آماده بود.»

اردوغان از این جاه طلبی ها لذت می برد و با آغاز بهار عربی، فرصتی یافت تا توانایی های ترکیه را در سوریه به نمایش بگذارد. اردوغان که به تغییر نظام در سوریه و مصر امیدوار بود، روی نیروهایارتش آزاد سوریه و اخوان المسلمین سرمایه گذاری کرد. دکترین داووداغلو این امکان را برای اردوغان فراهم آورد تا خود را رهبر جهانی اسلامی معرفی کند، کسی که می تواند جایگاه مسلمانان را نه تنها در ترکیه که در هر جای دیگری بهبود بخشد. او در سال 2011 و پس از آنکه برای سومین مرتبه به عنوان نخست وزیر منصوب شد، گفت: «مرا باور کنید، امروز سارایوو هم به اندازه استانبول پیروز شد. بیروت به اندازه ازمیر پیروز بود و دمشق به اندازه آنکارا. رام الله، نابلوس، جنین، کرانه باختری و قدس به اندازه دیاربکر پیروز شدند.»

اما دو اتفاق این رویاها را بر باد دادند. اولی، فروپاشیدن سیاست خارجی اردوغان در خاورمیانه بود. در مصر، محمد مُرسی، رئیس جمهوری جدید، و دیگر رهبران اخوان المسلمین درخواست اردوغان برای نگاه به ترکیه سکولار به عنوان یک «الگوی دموکراسی» را نپذیرفتند و بعد از آنکه مرسی در یک کودتا برکنار شد، امیدهای اردوغان به یک نمونه سکولار اخوان المسلمین در سراسر منطقه شکل یک فانتزی به خود گرفت. در شمال سوریه، کردها یک منطقه جدا تشکیل دادند و سبب شدند که کردها در ترکیه که از مدت ها پیش به دنبال یک کشور مستقل بودند، از روند صلح با دولت مرکزی خارج شوند. دومی، قیام داخلی بود. میلیون ها نفر از چپ گراها و طرفداران محیط زیست در سال 2013 در پارک «گزی» استانبول و دیگر میادین شهری در سراسر ترکیه راهپیمایی کردند. آن زمان بود که اردوغان که حمایت طرفداران گولن، کردها و لیبرال ها را از دست داده بود، به ملی گراها روی آورد تا قدرت خود را حفظ کند. او این بار در مدح آتاتورک و سیاست های او سخنرانی و منتقدان خود را «تحریک کنندگان اذهان عمومی» توصیف و ادعا می کرد که ترکیه تحت محاصره غرب است.

تظاهرات پارک «گزی» و انزوای ترکیه در خاورمیانه موضع رهبری را در خاورمیانه بی ثبات کرد که به نوشته سونر چاگاپتای، محقق و نویسنده «امپراطوری اردوغان»، استاد خوانش تحولات جهانی و پاسخ به آنها از طریق مهارت در روابط عمومی بود. داووداغلو در سال 2014 نخست وزیر شد، اما روابط گرم او با سایر رهبران اروپایی خیلی زود خشم اردوغان را برانگیخت. اردوغان در ماه مه سال 2016 داووداغلو را که چالشی برای اقتدار خود می دانست، وادار به استعفا کرد و فردی بی تجربه تر را جای او گذاشت. اگرچه در آن زمان کاخ ریاست جمهوری به مرکز سیاست ترکیه تبدیل شده بود، اما اردوغان هنوز برای کنترل کشور با مشکلاتی مواجه بود. هنوز 2 ماه از برکناری داوود اوغلو نگذشته بود که طرفداران گولن در ارتش یک کودتای ناکام به راه انداختند که 250 کشته بر جا گذاشت. در حالی که جت های جنگنده ساختمان مجلس را بمباران می کردند، اردوغان از طریق برنامه «فیس تایم» با «سی ان ان ترک» مصاحبه کرد و از ترک ها خواست با جنگ با سربازان در میادین عمومی از دموکراسی دفاع کنند. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: فارن افرز / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: مردان استبدادظهور اسلام گرای ترکرجب طیب اردوغانسیاست ترکیهکودتای نافرجام ترکیه


( ۵ )

نظر شما :

ایرانی ۰۴ آبان ۱۳۹۸ | ۱۰:۵۴
جدیدا به داعشیها میگن اسلام‌گرا؟
فرهاد ۰۴ آبان ۱۳۹۸ | ۱۵:۵۷
اردوغان هیچ فرقی با وحوش داعشی ندارد. فقط کراوات می‌زند و البته در سخنانش هم به وضوح افکار تکفیری دیده می‌شود. چندی پیش در سخنرانیش زرتشتیها را هم تکفیر کرده بوده بود این مردک، و صلاح الدین دمیرتاش رهبر حزب کردهای ترکیه جوابش را داد. کسی به ارتشش دستور می‌دهد که زنان را در عفرین اعدام کنند و فیلمش را منتشر کنند تفاوتی با داعش و تروریست‌ها ندارد حتی اگر در چنین جایگاهی باشد. تحلیل چنین شخصیتی با چسباندن آن به اسلام درست نیست. اصولا تروریست‌هایی که اردوغان در عراق و سوریه مسلح کرد یکی از عوامل این هستند که غربی‌ها اسلام هراسی راه بیاندازند.