مجمع گفتگوهای امنیتی ۲۰۱۹ سنگاپور(شانگری‌لا) در سایه رقابت‌های آمریکا و چین

نشستی امنیتی در بحبوحه کش مکش های واشنگتن - پکن

۲۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۴۲۱۱ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
احسان صادقی چیمه در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: دولت فعلی آمریکا در قبال نظام امنیتی و ائتلاف‌های مدنظر ادعایی آن نمی‌تواند مسبب ایجاد ثباتی پایدار و چشم‌اندازی روشن برای متحدین این کشور باشد و تنها سبب پیچیده‌تر شدن فضای حاکم بر جو امنیت منطقه، اصطکاک هر چه بیشتر و حتی افزایش احتمالی بروز هرگونه تنش میان چین و دیگر همسایگان در دریای چین جنوبی و حتی نزدیک شدن برخی از متحدین آمریکا مانند فیلیپین به چین می شود.
نشستی امنیتی در بحبوحه کش مکش های واشنگتن - پکن

مجمع گفتگوهای امنیتی 2019 سنگاپور(شانگری‌لا) در سایه رقابت‌های آمریکا و چین
احسان صادقی چیمه، پژوهشگر امور آسیا- پاسفیک در موسسه ابرار معاصر تهران 
دیپلماسی ایرانی: دیپلماسی میان قدرت‌های بزرگ و کنش و واکنش میان آنها یکی از فاکتورهای اصلی و تعیین‌کننده در شکل‌دهی به سمت و سوی روندهای امنیتی و ژئوپلیتیکی جهانی است. دیپلماسی میان چین و آمریکا از این قاعده مستثنی نیست و اجلاس اخیر شانگری-لا نیز به صحنه‌ای برای خودنمایی دو طرف و جلب توجه و حمایت دیگر طرفهای منطقه‌ای به سوی آن‌ها تبدیل شده بود. گفتگوهای امنیتی شانگری‌لا هر ساله با حضور گروهی از رهبران سیاسی و نظامی کشورهای حوزه آسیا-پاسیفیک به‌همراه صاحب‌نظران و کارشناسان سیاسی برگزار تا بر سر طیف گسترده‌ای از موضوعات سیاسی-امنیتی قاره آسیا گفتگو و تبادل نظر کنند. اما همزمان با برگزاری این اجلاس امنیتی در اوایل ژوئن2019، شاهد شدت گرفتن روند رقابتها و منازعات میان دو قدرت بزرگ منطقه آسیا-پاسیفیک یعنی چین و آمریکا هستیم و این مساله سبب شده است تا رقابت میان این دو کشور در مرکز مباحثات مرتبط با گفتگوهای شانگری-لا قرار گیرد. 

در این یادداشت با محور قرار دادن سوال متغیرهای موثر بر پیشبرد منافع امنیتی دو کشور در قالب گفتگوی امنیتی، تلاش هر دو کشور برای شکل‌دهی به روندهای موردنظر خود در قبال نظم امنیتی این منطقه آن هم در چارچوب حضور در مجمعی امنیتی همچون شانگری-لا مورد ارزیابی قرار گرفته است.

اهمیت پیشبرد منافع امنیتی در چارچوب گفتگوهای شانگری-لا

همانطور که پیش از این نیز ذکر شد همزمانی برگزاری این اجلاس در گرماگرم تشدید رقابت‌ها میان چین و آمریکا و افزایش تنش میان این دو قدرت بزرگ در منطقه آسیا-پاسیفیک سبب شده است نه تنها این اجلاس تحت الشعاع و در سایه این موضوع قرار گیرد بلکه روندهای سیاسی و امنیتی این منطقه را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. در واقع چین و آمریکا دو قدرت بزرگ آسیا-پاسیفیک چه در ابعاد نظامی و چه در ابعاد اقتصادی به موازات روند مدیریت روابط میان خود در چارچوب دیپلماسی میان قدرتهای بزرگ، در راستای منافع امنیتی و نظامی خود نیز تلاش می کنند تا نظر کشورهای دیگر این منطقه را به‌سوی چشم‌اندازهای مدنظر خود برای منطقه آسیا-پاسیفیک جلب کنند. 

اکنون چین و آمریکا هر دو بر سر طیف گسترده‌ای از مسائل و موضوعات دوجانبه در ابعاد سخت افزاری و ابعاد نرم افزاری با یکدیگر اختلاف نظر دارند. حضور وزرای دفاع چین و آمریکا در این اجلاس امنیتی، فرصتی را مهیا کرد تا نقطه نظرات خود در قبال مسایل امنیتی این منطقه را به مخاطبان و همتایان خود ارائه دهند ضمن آنکه روندهای مرتبط با دیپلماسی دفاعی خود با کشورهای دیگر را نیز تقویت کنند.

موضع چین نسبت به نظم امنیتی آسیا -پاسیفیک

در این دوره از اجلاس امنیتی شانگری-لا از طرف چین ژنرال وی فنگ، وزیر دفاع این کشور در آن شرکت کرد. پس از 8 سال و از سال 2011 تاکنون این اولین بار است که وزیر دفاع این کشور در این اجلاس امنیتی شرکت می‌کند و این خود سبب جلب توجه ناظران امور امنیتی آسیا-پاسیفیک شده است. وزیر دفاع چین در سخنرانی خود که به موضوع چین و همکاری امنیتی بین‌المللی اختصاص داشت به طور خلاصه بر موارد زیر تاکید کرد:

-دفاع از رویکردهای فراگیر مرتبط با جهانی شدن و نظم چندجانبه‌گرایانه در مقابل رویکردهای انحصارطلبانه و یکجانبه‌گرایانه آمریکا

-دفاع از همکاری‌های به اصطلاح برد-برد در روابط میان کشورها و ارائه ابتکار یک کمربند-یک جاده به عنوان مدلی مطلوب برای توسعه روابط برد-برد با دیگر کشورها

-آماده بودن دولت و نیروهای مسلح چین برای محافظت از امنیت، حاکمیت و منافع مرتبط با توسعه این کشور در محیط فعلی امنیت بین‌المللی و تاکید بر پیچیده و شکننده بودن شرایط حاکم بر این محیط

-ارتقای سطح امنیت بین‌المللی از طریق حفظ روابط نزدیک با قدرت‌های بزرگ از جمله روسیه و آمریکا و همچنین دیگر کشورهای حاضر در محیط پیرامونی چین یعنی هند، پاکستان و کشورهای مجمع آسه آن

-هشدار و رد سیاست‌های مداخله‌جویانه آمریکا در امور مربوط به جزیره تایوان و دریای چین جنوبی و اعلام آماده بودن ارتش چین به منظور انجام هرگونه اقدام نظامی علیه اقدامات جدایی‌طلبانه تایوان 

-دفاع از روابط سیاسی و دیپلماتیک 40 ساله با آمریکا. از نگاه وزیر دفاع این کشور روابط میان دو کشور اگرچه دارای فراز و نشیب بوده است اما به‌طور پیوسته دارای رشد بوده است. همچنین وزیر دفاع چین نسبت به اهمیت و حفظ کانال‌ها و ارتباطات نظامی میان ارتش چین و ارتش آمریکا تاکید نمود

- دفاع از نظم اقتدارگرایانه چین و تاثیر آن بر ثبات سیاسی و پیشرفت‌های اقتصادی این کشور: وزیر دفاع چین با اشاره به هفتادمین سالگرد پایه‌گذاری جمهوری خلق چین، اعلام نمود این کشور با شجاعت و سختکوشی مردم و تحت رهبری قدرتمند کمیته مرکزی حزب کمونیست که شی جینپینگ دبیرکلی این کمیته را برعهده دارد توانسته است به ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی و رشد اقتصادی متداوم دست یابد.

از گزاره های فوق میتوان چنین استنباط نمود که چین همواره تلاش مینماید مواضعی محتاطانه در قبال تحولات امنیت بین المللی و به زعم خود شرایط پیچیده حاکم بر آن اتخاذ کند و خود را پرچمدار نظمی چندجانبه گرا در مقابل یکجانبه گرایی آمریکا نشان دهد. با اینحال پکن با اتخاذ مواضعی دوگانه و متناقض نتوانست نگرانی دولتهای همسایه نسبت به افزایش تنشهای خود با آمریکا را رفع نماید. چین با اتخاذ مواضع سرسختانه در قبال مساله تایوان و دریای چین جنوبی و به اصطلاح مسائل حاکمیتی این کشور، این پیام را ارسال نمود که همچنان موضع تهاجمی خود را حتی اگر به قیمت تشدید جو پیچیده حاکم بر محیط امنیت بین‌المللی باشد، ادامه خواهد داد.

موضع آمریکا نسبت به نظم امنیتی آسیا -پاسیفیک

اما نماینده آمریکا در این اجلاس، پاتریک شاناهان، سرپرست وزارت دفاع آمریکا بود. فردی که از سوی ترامپ نامزد تصدی پست وزارت دفاع این کشور شده است. وی از ابتدای زمان تصدی سمت سرپرستی این وزارتخانه تلاش داشته است تا توجهات سیاستگذاران و نخبگان آمریکایی را نسبت به تهدیدات برخاسته از ظهور و خیزش چین علیه منافع آمریکا جلب نماید. گفته شده وی به مقامات ارشد پنتاگون نیز توصیه نموده است تا توجه خود را هر چه بیشتر بر چین متمرکز نمایند. وی سخنرانی خود در این اجلاس را به مساله چشم انداز آمریکایی برای منطقه به اصطلاح هند-پاسیفیک اختصاص داد.

به طور خلاصه پاتریک شاناهان در سخنرانی خود به موارد ذیل اشاره کرد:

-تاکید بر اجرای سند راهبرد دفاع ملی آمریکا(ژانویه 2018) و همچنین سند تازه انتشار یافته راهبرد هند-پاسیفیک(ژوئن 2019). در هر دو این اسناد چین به عنوان بازیگری تجدیدنظرطلب نشان داده شده است. شاناهان تاکید کرد متحدان آمریکا در این منطقه باید هر چه بیشتر از قبل بر روی مساله ائتلافها و اتحادها کار نمایند و مسوولیت بیشتری را در این زمینه بر عهده گیرند.

-تاکید بر ادبیات هند-پاسیفیک باز و آزاد و فراهم نمودن بستری لازم برای همکاری بین المللی بر مبنای این ادبیات که در گزاره هایی همچون احترام به حاکمیت و استقلال تمامی کشورهای این منطقه، حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات، سرمایه گذاری متقابل، دوستانه و آزاد و حفاظت از مالکیت معنوی، تبعیت از هنجارها و قوانین بین المللی شامل آزادی حمل و نقل کشتیرانی و پروازهای بین المللی انعکاس یافته است.

-انتقاد از رفتارها و اقدامات چین بدون آنکه نامی از این کشور برده شود. از نگاه شاناهان این اقدامات بدین شرح است: گسیل سیستم‌های پیشرفته تسلیحاتی به مناطق مورد اختلاف با همسایگان و تهدید به استفاده از زور، استفاده از عملیات نفوذ برای بی ثبات نمودن کشورهای دیگر و مداخله در امور داخلی آنها، دست زدن به کنشها و رفتارهای مبتنی بر اقتصاد یغماگرایانه که کشور هدف را به دام بدهی خواهد انداخت و در قراردادهای مرتبط نیز سود بیشتر تنها عاید کشور قدرتمند خواهد بود و سرقت از دیگر کشورها در حوزه‌های فناوری چه نظامی و چه غیرنظامی که اینگونه اقدامات تحت حمایت دولتی انجام می‌گیرد.

به نظر می رسد آمریکا با تاکید بر اسناد راهبردی این کشور در برخورد با چالشهای جهانی، سند راهبرد هند-پاسیفیک را به عنوان راهنمای عمل مقابله با اقدامات به اصطلاح تجدیدنظرطلبانه چین در محیط پیرامونی این کشور معرفی نمود. اما واشنگتن همچنان رفتارهای ابهام آمیز خود را در قبال مساله ائتلافها و اتحادها در منطقه آسیا-پاسیفیک ادامه می‌دهد. این سیاست ابهام دار اگرچه از نگاه آمریکا میتواند به منزله سیاستی موفقیت آمیز در جهت مهار چین تجدیدنظرطلب تلقی شود اما نمی‌تواند برای متحدان این کشور در این منطقه و دیگر کشورهای کوچک و بعضا ضعیف این منطقه مسیری راهگشا برای رهایی از گرفتار شدن در میانه رقابت چین و آمریکا باشد. کشورهایی که در عین وابستگی به آمریکا در حوزه های نظامی و امنیتی، خود را شریک اقتصادی همسایه قدرتمند خود یعنی چین دانسته و سیاست یکجانبه گرایانه آمریکا برای مهار چین را نیز ناممکن می‌دانند.

جمع بندی

دولت‌های کوچک و بعضا ضعیف این منطقه از یکسو دارای وابستگی اقتصادی به چین بوده و همزمان با این کشور بر سر مسائل سرزمینی دچار تنش هستند.  از سویی دیگر این کشورها نیازمند تضمین‌ حمایت امنیتی در قالب نظام ائتلاف‌ موردنظر آمریکا می‌باشند. در این شرایط جو حاکم بر محیط امنیتی این منطقه نیز تحت تاثیر افزایش تنش و رقابت میان چین و آمریکا قرار گرفته است و به‌نظر نمی‌رسد ارائه راهبرد هند-پاسیفیک از طرف آمریکا به مخاطبین آسیایی گره‌گشای چالش‌های امنیتی آن‌ها با پکن باشد.  چالش گفته شده را می‌توان در قالب سه گزاره به عنوان جمع بندی بحث مطرح کرد:1- کنار گذاشتن رویکردهای دولت سابق آمریکا درقبال نظام امنیتی این منطقه. دولت ترامپ به‌محض روی کارآمدن، این کشور را از پیمان شراکت ترانس-پاسیفیک خارج نمود. پیمانی که می‌توانست اطمینان خاطر لازم را به کشورهای این منطقه در مورد کاهش وابستگی اقتصادی آن‌ها به چین ارائه نماید. 2- عملیاتی نمودن شعارهایی همچون اول آمریکا و باردیگر آمریکا را بزرگ می‌نماییم. عملیاتی نمودن این شعارها نه از رهگذر و بسترهای ائتلاف‌های منطقه‌ای، رویکردهای چندجانبه‌گرایانه و همکاری با متحدان این کشور، بلکه از نگاه دولتمردان این کشور از طریق دیپلماسی با رقبا و دشمنان آمریکا صورت می‌گیرد. ارتباط با کره‌شمالی و مذاکرات میان رهبران دو کشور حتی بدون گرفتن نتیجه خاص و البته پررنگ نمودن نقش چین در ارتباطات میان آمریکا و کره‌شمالی.3- اتخاذ رویکردهایی یکجانبه در قبال چین که اگرچه علی‌الظاهر توان و قدرت خود را به‌رخ این قدرت نوظهور می‌کشد اما نمی‌توان گفت تاکنون نتیجه خاصی در چارچوب تقویت نظام ائتلاف‌های مدنظر آمریکا حاصل شده باشد و بیشتر باعث خواهد شد تا آن‌ها از کنش‌های آمریکا مایوس شوند. جنگ تجاری علیه چین و عدم عقب‌نشینی چشمگیر پکن در این عرصه نمونه‌ای بارز است.

نکته پایانی اینکه دولت فعلی آمریکا در قبال نظام امنیتی و ائتلاف‌های مدنظر ادعایی آن نمی‌تواند مسبب ایجاد ثباتی پایدار و چشم‌اندازی روشن برای متحدین این کشور باشد و تنها سبب پیچیده‌تر شدن فضای حاکم بر جو امنیت منطقه، اصطکاک هر چه بیشتر و حتی افزایش احتمالی بروز هرگونه تنش میان چین و دیگر همسایگان در دریای چین جنوبی و حتی نزدیک شدن برخی از متحدین آمریکا مانند فیلیپین به چین خواهیم بود. با شکل‌گیری چنین محیط آشفته و پر از آشوب، آمریکا با گسیل بخش بزرگی از ناوگان نیروی دریایی خود به آنجا و حتی تشدید فروش تسلیحات، می‌تواند هم قدرت ماشین نظامی خود را به‌رخ رقبای خود یعنی چین و روسیه بکشاند و هم اینکه سود سرشاری را نصیب شرکت‌های صنایع تسلیحاتی آمریکا بکند.

کلید واژه ها: چین و امریکادونالد ترامپ


نظر شما :