مقوله ای در باب امریکاستیزی

مذاکره «تسلیم ایران» نیست

۲۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۰:۰۰ کد : ۱۹۸۴۲۰۳ پرونده هسته ای نگاه ایرانی
حمیدرضا جلایی پور در یادداشتی می نویسد: در بحران اخیر خلیج فارس و توطئه‌هایی که "گروه بی" علیه ایران ساز کرده خصیصه آمریکا‌ ستیزی می‌تواند کارایی دیپلماسی نرمال را ضعیف کند. خوشبختانه در شرایط فعلی همچنان قدرت نظامی و بازدارندگی ایران بالا است و می‌تواند در خدمت دیپلماسی نرمال باشد نه بالعکس.
مذاکره «تسلیم ایران» نیست

حمیدرضا جلائی‌پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: روشن است که از منافع ملی هر کشور باید قوای حکومتی (اعم از کشوری و لشگری) و نیروهای جامعه مدنی هر ‌کشور دفاع کنند، و هیچ کشور ثالثی نمی‌آید از منافع ملی کشور ما دفاع کند. اصل مذکور یکی از اصول روشن حکمرانی «مستقل» کشورها است.

باز روشن است دفاع از منافع ملی (و دفاع از سرزمین) به شرایطی نیاز دارد، در اینجا فقط به دو شرط آن اشاره می‌کنم. اول این‌که تمام توان نظامی و بازدارندگی کشور باید در خدمت دیپلماسی کشور باشد نه بالعکس. اگر حاکمیت جواد ظریف را نمی‌پسندد قاسم سلیمانی را وزیر امور خارجه کند. شرط دوم اینکه دیپلماسی کشور از ارتباطات و مذاکره با همه کشورهای جهان باید بهره ببرد. در یک دیپلماسی سالم و نرمال هم روسیه، هم چین و هم آمریکا دنبال منافع خودشان هستند و حافظ منافع ملی ایران نیستند و دیپلمات های کشور ما باید قادر باشند با تمام کشورهای موثر جهان (چه کشورهایی که با ایران تضاد منافع دارند و چه کشورهایی که با ایران تضاد منافع ندارند) ارتباط و مذاکره داشته باشند و بدین‌سان منافع ملی ایران را دنبال کنند. آمریکا ستیزی اثر مثبت دیپلماسی سالم و نرمال ایران را کم می‌کند و متاسفانه کشور ایران به کارت بازی روسیه، چین و حتی اروپا تبدیل می‌شود. 

حتی در زمان جنگ ایران و عراق تسخیر بلند مدت سفارت آمریکا (نه دو سه روز که بیش از چهارصد روز) و خصیصه «آمریکا ستیزی» دیپلماسی نرمال ایران را ناکارامد کرد و ایران فرصت‌های سیاسی مناسبی را برای تامین بهتر منافع و مصالح ملی‌اش از دست داد (مثل فرصت پس از آزادسازی خرمشهر، یا فرصت سال ۶۶ قبل از سقوط فاو). به طور کلی چهل سال آمریکا ‌ستیزی در سیاست خارجی لزوما به توسعه‌درون‌زا و استقلال همه جانبه ایران کمک نکرده است. زیرا: میانگین رشد اقتصادی ایران به عنوان دومین کشور نفتی و گازی جهان در حدود 2.5 در‌صد بوده و مردم ایران (به جز مدت کوتاهی) تا‌کنون از تورم دو رقمی رنج برد‌ه‌اند، پول ملی به پایین‌ترین ارزش خود رسیده است، اندازه جمعیت متقاضی مهاجرت در بین ایرانیان کم نیست، ناامیدی و بی‌اعتمادی به نهادها‌ی عمومی خیلی بالا است و اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ ساله ایران تحقق نیافته است. 

در بحران اخیر خلیج فارس و توطئه‌هایی که "گروه بی" علیه ایران ساز کرده باز خصیصه آمریکا‌ ستیزی می‌تواند کارایی دیپلماسی نرمال را ضعیف کند. خوشبختانه در شرایط فعلی همچنان قدرت نظامی و بازدارندگی ایران بالا است و می‌تواند در خدمت دیپلماسی نرمال باشد نه بالعکس. ولی به نظر می‌رسد هم‌اکنون نیز انگاره آمریکا ‌ستیزی می‌تواند استفاده از فرصت‌ها را از ایران بگیرد (اگرچه در حرکت تبلیغی و دیپلماسی عمومی و اخیر ایران اتفاق مبارکی افتاده و به جای «نبرد» با آمریکا بر «مقاومت» در برابر آمریکا تاکید می‌شود). حتی ایران با التزام به دیپلماسی نرمال (مثل دوره اصلاحات) می‌توانست به شرایط بحرانی امروز نزدیک نشود و اصلا سروکار ما به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران نیفتد. 

ممکن است گفته شود در شرایطی که ترامپ یک طرفه از برجام خارج شده و یک جنگ اقتصادی را به ایران تحمیل کرده آیا مذاکره با آمریکا کار درستی است؟ آیا نباید ایران صبر کند تا آمریکا آتش بس بدهد و به برجام برگردد (احتمالا تا دو سال دیگر) آنگاه به مذاکره به آمریکا فکر کرد؟ پاسخ این است ما باید به فکر تامین منافع ملی کشور خودمان باشیم. ایران برای مهار معضلات اقتصادی و اجتماعی‌اش هرچه سریعتر  باید به رشد اقتصادی بالای پنج درصد برگردد. لذا باید ببینیم امروز کدام سیاست به سود منافع ملی ایران است. جنگ خاموش اقتصادی کنونی علیه ایران باید متوقف شود و ما نباید تامین منافع ملی کشور را فقط به وقایع درون آمریکا منوط کنیم. 

هم اکنون نیز عدم التزام کامل ایران به دیپلماسی معمولی و نرمال می‌تواند فرصت‌های کنونی مذاکره را از ایران بگیرد. متاسفانه آمریکا ‌ستیزی به کارایی دیپلماسی ایران برای تامین منافع ملی آسیب رسانده و می‌رساند. «مذاکره تسلیم نیست» و ایران با هزینه و آسیب کمتری می‌تواند از پیچ ترامپ عبور کند. مگر چین، هند، کره‌جنوبی، برزیل و ...با آمریکا ‌ستیزی به وضع فعلی‌شان رسیده‌اند و یا مگر این کشورها چون آمریکا ستیز نیستند، نوکر آمریکا هستند؟!

کلید واژه ها: مذاکرات ایران و امریکاایران و امریکاامریکا ستیزی


( ۱۳ )

نظر شما :

ایرانی ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۴۳
در مقاله فوق ، واژه (امریکا ستیزی) چندین بار تکرار شده که بسیار تازگی دارد ، اسلام هراسی یا ایران هراسی را شنیده بودم اما امریکا ستیزی را نه ، کور بشم اگر دروغ بگویم ، امریکا که به تمام دنیا زور میگوید و همه چیز را دیکته میکند ، چگونه زبان دیپلماسی را میتوان بکار برد ، خدا کند منظور نویسنده از دیپلماسی لاس زدن سیاسی نباشد ، امریکا ، نوبتی هم که باشد باید مثل شوروی سابق به فروپاشی برسد و از قدرت تومور سرطانی این جنگل بی بی قانون کاسته شود ، کشور امریکا فعلأ دست صهیونیستها افتاده که به قدرت یک درصدی معروف هستندند و هر رئیس جمهوری که انتخاب میشود قبلأ توسط همین دولت سایه یک درصدی ها تأئید شده اونوقت از دیپلماسی میگوئید .
حمید ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۳۷
گاهی دوتا از پنج تا کم شود هیچ باقی نمی ماند. !!!! به لطیفه ای اشاره می کنم که با این موضوع بی تناسب نیست. از پیرزنی پرسیدند: اگر پنج جوجه داشته باشیم و گربه دو تا را ببرد چند جوجه باقی می ماند؟ پیرزن جواب داد: هیچ. وقتی به پیرزن گفتند که دو از پنج کم شود سه تا می ماند. پیرزن گفت: می دانم ولی گربه ای که دوتا جوجه از یک خانه ببرد آموخته شده و باقی جوجه ها را هم خواهد برد. این لطیفه با موضوع مذاکره با اروپا و امریکا بی شباهت نیست. 5- 6 سال با امریکا مذاکره کردیم تا به توافق رسیدیم. ایران به تعهداتش عمل کرد اما وقتی نوبت به طرف امریکایی و اروپایی رسید، معلوم شد که گول خورده ایم. واضح بگویم امریکایی ها و اروپایی ها سر ما را شیره مالیدند و چند امتیاز خوب از ما گرفتند ولی به تعهداتشان عمل نکردند. جای تعجب دارد که برخی از تجربه هم درس نمی گیرند یا شاید نمی خواهند درس بگیرند. و از آن عجیبتر که می¬ گویند مذاکره دوباره به معنای تسلیم شدن نیست. واعجبا!!!.... آیا مذاکره جدید به معنای صرف نظر از تعهدات برجامی امریکا و اروپا نیست؟ نشستن دوباره پای میز مذاکره چه معنایی جز چشم پوشی از مزایای اقتصادی برجام دارد؟ مزایایی که جزء تعهدات امریکا و اروپا در برجام بود. در نتیجه نمی توان مذاکره مجدد را جز تسلیم در برابر پیمان شکنی امریکا و اروپا دانست. در پایان اشاره می کنم که کشور و مردم برای رسیدن به مزایای برجام هزینه داده اند. هزینه ای که نمی توان از آن به راحتی چشم پوشی کرد. آخر چند بار باید از یک سوراخ گزیده شد؟
ﻓﺪﻭﻱ ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۰۷:۵۶
ﺟﻨﺎﺏ ﺁﻗﺎﻱ ﺩﻛﺘﺮ ; ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ اﻳﺮاﻥ ﺩﺭ ﻗﺎﻣﻮﺱ ﻏﺮﺏ ﻣﻤﻨﻮﻉ اﺳﺖ و اﻳﻦ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺩاﺭﺩ ﺑﺎ ﺗﺮﻛﻴﻪ اﻣﺎﺭاﺕ و ﻛﺮﻩ ﺟﻨﻮﺑﻲ ... ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻳﻌﻨﻲ اﻳﺮاﻥ و اﻳﺮاﻥ ﻫﻢ ﻳﻌﻨﻲ ﺩﺭﺩ ﺳﺮ و ﺭاه ﻋﻼﺝ ﺩﺭﺩ ﺳﺮ ﺗﺠﺰﻳﻪ ی اﻳﺮاﻥ اﺳﺖ ... اﻳﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﻏﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻏﺮﺏ اﺳﺖ. ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮاﺕ ﺭﺟﻞ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻗﺒﻞ اﻧﻘﻼﺏ ﺑﻴﺎﻧﺪاﺯﻳﺪ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎن ﻧﻴﺰ ﺩﺭﺏ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺭﻭﺑﻪ اﻳﺮاﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﺁﺭﺯﻭ ﺩاﺷﺘﻢ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﺎﺳﺪ ﻛﺸﻮﺭ اﺻﻼﺡ ﻣﻲ ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﺑﻌﺎﻟﻲ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﻦ اﻻﻥ ﻫﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺭﺷﺪ 5% و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺭا ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩ. ﺗﻤﺎم ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﺩﻭﺭاﻥ ﺑﭽﮕﻲ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺳﭙﺮﻱ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻫﻤﮕﻲ ﺑﭽﻪ ﮔﺮﺑﻪ و ﻓﻘﻄ ﻳﻜﻲ ﺑﭽﻪ ﺑﺒﺮ اﺳﺖ. ﻏﺮﺏ ﺭﺷﺪ ﺑﭽﻪ ﺑﺒﺮ ﺭا ﻧﻤﻲ ﺧﻮاﻫﺪ. اﻳﺮاﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻢ اﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺷﺮﻕ ﺗﺎ ﻏﺮﺏ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﺭا ﺑﺎﺯﻳﮕﺮﻱ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭاﻱ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺭﺷﺪ و ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﺶ. ﺗﺮﻛﻴﻪ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻧﺸﺪﻩ ... ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﻓﻴﻖ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ و ... ﻛﺠﺎ ﺑﺮﺩ اﻳﺮاﻥ ﺭا ﺩاﺭﻧﺪ. اﻳﺮاﻥ ﺑﺮاﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ اﺳﺖ و ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﻗﺪﺭﺕ اﻳﻦ ﺑﺮاﺩﺭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ اﺳﺖ ﺗﺎ ﺯﻳﺮ ﺳﺎﻳﻪ ی ﺁﻥ و ﺑﺪﻭﻥ ﻭاﻫﻤﻪ اﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻫﺎﻱ ﻓﺮاﻣﻨﻂﻘﻪ اﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﺪ.
kkkkkkkkkkk ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۰۹:۵۲
همه امریکا و تیم بی با هم هستند این تفکر اشتباهی است در یک خط عمل می کنند
ناشناس ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۱۹
متن که ارزش بررسی نداره،فقط در مورد نویسنده میشه سه حال رو در نظر گرفت 1.خیلی بی سواده با توجه به این بخش(ممکن است گفته شود در شرایطی که ترامپ یک طرفه از برجام خارج شده و یک جنگ اقتصادی را به ایران تحمیل کرده آیا مذاکره با آمریکا کار درستی است؟ آیا نباید ایران صبر کند تا آمریکا آتش بس بدهد و به برجام برگردد (احتمالا تا دو سال دیگر) آنگاه به مذاکره به آمریکا فکر کرد؟ )تشکیک بی سوادانه 2.عقده وکینه ای داره طبق این بخش(اگر حاکمیت جواد ظریف را نمی‌پسندد قاسم سلیمانی را وزیر امور خارجه کند) 3.یا براساس کلیت متن که میخواد مذاکره نکردن در این زمانو صرفا یه مساله خلاف واقعیات و شعاری نشان بده،یک فرد یا به شدت غرب زده و جاسوس هست هر کدوم از این حالات ممکنه
ایرانی ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۰:۴۹
پاسخ به (ناشناس) ، راستش من هم از جمله "اگر حاکمیت جواد ظریف را نمی‌پسندد قاسم سلیمانی را وزیر امور خارجه کند" خیلی تعجب کردم ، از اینکه به آن اشاره کردید جای تقدیر دارد این خودش نمونه نفاق افکنی و زیر سوأل بردن نظام جمهوری اسلامی ایران است ، امریکا جائی برای مذاکره باقی نگذاشته است که ایران روی آن حساب باز کند .
ن.ط ۰۱ تیر ۱۳۹۸ | ۱۰:۴۱
پاسخ به مخالفان پیشنهاد نویسنده. مخالفت صرف با موضوعی هنر خاصی نمی خواهد، آنچه هنر می خواهد ارائه راهکاری برای برون رفت از مشکلات و رو نهادن به فردایی روشن است‌. اولا گویا این هم وطنان نمی دانند در دنیای سیاست خارجی راهبرد هر کشوری منافع ملی خودش است و هیچ کشوری صدقه سری برای کسی کار نمی کند.دوما گویا آگاه نیستند که قهر در کشور دارای جایگاهی ندارد.ثانیا آگاه نیستند که کشورهایی که ما با آنها رابطه گرمی داریم (مثل روسیه) اگر از امریکا بدتر رفتار نکرده باشند بهتر رفتار نکردند. کافی است به تایید قطعنامه های شورای امنیت علیه کشورمان در سالی گذشته رجوع کنید. یعنی ما با کشوری روابط صمیمانه داریم که برای منافع بیشتر خودش به هیچ اصول اخلاقی پایبند نبود چون اصولا اخلاق در روابط بین المللی جایگاهی ندارد ولی سرآمد بی اخلاقی سیاسی در بین کشورها روسیه است. بنابراین راهکار بفرمایید و تنها بیان نکنید که امریکا فلان است و بهمان و ما اینجورش می کنیم! اینها همه شعار است. چه بخواهیم چه نخواهیم امریکا یک ابرقدرت است که هیچ کشوری جلودارش نیست مگر اینکه بخواهد فقر و بدبختی را برای ملت خودش به بار بیاره که این دیگه هنر نیست. هم وطنی اشاره کرده بود اگر فساد داخلی حل شود قول رشد بالای ۵ ٪ می دهد! بسیار عالی! اما اگر حل شود. فساد داخلی در طی این سالها روز به روز گسترش داشته .چرا حل نمی شود؟ مسئوولین ما در حل یک معضل که تمام ابزارهای کنترلیش را در دست دارند عاجزند.آیا غیر از این است؟ کار و وظیفه سیاستمداران و مسئوولین هر کشوری جز این است که مشکل به بار نیاورند و ضمنا مشکلات را هم با هزینه هم حل کنند؟ چرا مسئوولین ما با این همه دستگاه و ابزار نمی توانند مشکلات داخلی را حل کنند؟ در سیاست خارجی هم همین شرایط را داریم. ناتوان از حل مناقشاتی که با بعضی از کشورها داریم.ماحصل این لاینحل ماندن چه بوده؟ آیا هرگز فکر کرده اید؟ آیا ما با حل نکردن مشکلمان با امریکا ابزار دست کشورهای دیگه نشدیم؟ آیا ما با این وضع جز هزینه کردن چیزی به دست آوردیم؟ آیا تجربه تاریخی کشوری را نداریم که نتیجه شاخ و شانه کشیدنش برای امریکا را ببینیم؟ میگن انسان عاقل کسی است که از تجربه دیگران درس بگیرد ،نه اینکه خودش برای دیگران عبرت شود. امریکا از برجام خارج شد که یک دلیل ساده داشت و اون هم این بود که برجام هیچ عایدی برای امریکا نداشت. برجام چه عایدی برای امریکا داشت؟ شاید این گمانه برای مقامات پیشین انریکا پیش آمده بود که ایران تصمیم گرفته در روابط با امریکا تجدید نظر کند و با این تجدید نظر پای شرکت های امریکایی به ایران باز شود و این توافق برای امریکا منافع اقتصادی داشته باشد.همه می دانیم اینگونه نشد و دلیل اصلی اس مخالفت های داخلی در ایران بود.هیچ کشوری چندین سال وقت دیپلماسی را روی موضوعی صرف نمی کند که هیچ منفعت اقتصادی داشته باشد .بنابراین ماندن در برجام برای امریکا هیچ توجیهی نداشت. لطفا با موضوعات احساسی برخورد نکنید. با تکیه بر احساسات نه می شود درست تحلیل کرد نه می شود راه حل ارایه داد.