لزوم اتخاذ تصمیم های جدی از سوی ایران

سکوت اعضای برجام زنگ خطری برای صلح بین المللی است

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۳۱۵۹ پرونده هسته ای نگاه ایرانی
محمد مهدی مظاهری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: زمانه حاضر به دوران پیش از دو جنگ جهانی شبیه شده است که دیکتاتورهای جنگ طلب در برخی کشورها عرصه را برای یکه تازی باز دیدند و چون برخورد و مقاومت جدی را در برابر خود مشاهده نکردند، اتحادی شیطانی تشکیل دادند، استقلال و تمامیت ارضی دیگر کشورها را به سخره گرفتند و زیاده طلبی آنها تنها شامل یک کشور و دو کشور هم نشد. 
سکوت اعضای برجام زنگ خطری برای صلح بین المللی است
User Image

نویسنده : محمد مهدی مظاهری

دکتر محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه، رئیس موسسه فرهنگی اکو، عضو هیات امنای پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، مشاور ...

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: هفته گذشته دونالد ترامپ، رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا با هدف اجرایی کردن وعده های خود مبنی بر اعمال حداکثر فشار بر ایران، اعلام کرد دیگر معافیتهای خرید نفت از ایران را تمدید نمی کند و کشورهای خریدار نفت ایران باید به فکر جایگزینهایی برای واردات نفت خود باشند؛ تصمیمی که هر چند با اعتراض مقامات برخی کشورها از جمله چین و ترکیه مواجه شد، اما تعداد حامیان و سکوت کنندگان در برابر آن به مراتب بیشتر از مخالفانش بود.

ایرانی که بر خلاف شعارهای ایران هراسانه دشمنانش سالها برای اعتماد سازی در مقابل کشورهای اروپایی و آمریکا پشت انواع میزهای مذاکره نشست و سرانجام توانست با قدرتهای جهانی به توافقی فراگیر تحت پوشش شورای امنیت سازمان ملل دست یابد و طی 4 سال گذشته نیز بر اساس گزارشهای مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی به آن توافق پایبند بوده، حال از آنجا که این توافق به مذاق رییس جمهور جدید آمریکا خوش نیامده، بار دیگر مورد شدیدترین تحریمهای تاریخ قرار گرفته و هیچ کشوری را عزم و اراده و شاید یارای مقابله با این تصمیم و حمایت از ایران نیست. 

اصل همین ماجرا نشان می دهد که بعد از گذشت سالها از تشکیل سازمان ملل و سازمانهایی همچون آژانس بین المللی انرژی اتمی، حقوق بین الملل و اعتبار و وجاهت سازمانهای بین المللی هنوز به درجه ای نرسیده است که بتواند جلوی بی قانونی و زورگویی برخی کشورهای یاغی را بگیرد و این مسأله زنگ خطر را برای صلح و امنیت جهانی به صدا در می آورد. 

زمانه حاضر به دوران پیش از دو جنگ جهانی شبیه شده است که دیکتاتورهای جنگ طلب در برخی کشورها عرصه را برای یکه تازی باز دیدند و چون برخورد و مقاومت جدی را در برابر خود مشاهده نکردند، اتحادی شیطانی تشکیل دادند، استقلال و تمامیت ارضی دیگر کشورها را به سخره گرفتند و زیاده طلبی آنها تنها شامل یک کشور و دو کشور هم نشد. 

اشتباه است اگر جامعه جهانی فکر کند ترامپ، بن سلمان و نتانیاهوی امروز تفاوت زیادی با هیتلر و موسولینی دیروز دارند و اشتباهتر اینکه کشورهای اروپایی همچون سالهای سرنوشت ساز قبل از جنگ جهانی اول، باز هم در خطایی فاحش در برابر زیاده خواهی های این باند افراطی سکوت کنند.   

در شرایط کنونی ایالات متحده آمریکا توافقی که امضای سه کشور اروپایی، روسیه و چین و نیز تأیید قطعنامه شورای امنیت پای آن است را به سخره گرفته و در عمل هیچ اقدامی در برابر این کشور انجام نمی  شود؛ کشورهای اروپایی و چین به ابراز تأسف بسنده کرده اند و روسیه هم این روزها ادعای ابرقدرتی و هماوردی با آمریکا را دارد و از خاورمیانه و اوکراین گرفته تا کره شمالی همه جا پا در کفش آمریکا کرده  به دنبال تثبیت و نمایش قدرت خود به آمریکاست، به ایران که می رسد دلیلی برای نشان دادن جدیتش به آمریکا نمی بیند. 

در چنین شرایطی به نظر می رسد لازم است جمهوری اسلامی ایران به بازتعریف و بازنگری در برخی از استراتژیها و سیاستهای خود بپردازد تا بتواند ضمن عبور از بحران فعلی، شرایط بازی های استراتژیک در عرصه سیاست خارجی را به گونه ای تعریف کند که در سالهای آینده شاهد چنین وضعیتی در مواقع بحرانی نباشیم. 

در گام نخست لازم است جمهوری اسلامی ایران با اعمال فشار بیشتر بر کشورهای اروپایی به آنها نشان دهد چنانکه در عمل به توافقات خود با ایران پایبند نباشند، دست ایران برای اقدامات متقابل باز است. کشورهای اروپایی باید ملزم شوند که هر چه زودتر ساختار اینستکس را به طور رسمی عملیاتی کنند و از این طریق نه تنها به بازهای جهانی اطمینان دهند که راه مبادله با ایران بسته نیست، بلکه از ایجاد جو نگرانی در داخل ایران که می تواند به موج دیگری از گرانی و فشار بر مردم تبدیل شود، جلوگیری کنند. 

در گام دوم لازم است ضمن رایزنی و اعمال فشار بر همسایه شمالی، به روسیه یادآور شویم که نمی تواند تنها در مواقع نیاز خود برای نمایش قدرت از ایران استفاه کند و در مواقع گرفتاری ایران، سیاست سکوت و بی تفاوتی در پیش بگیرد. چنانکه پیش از این مناسبات ایران و روسیه بر مبنای «روابط استراتژیک» تعریف می شد، حال نیز باید روابط در همان سطح ادامه داشته باشد و همکاری و حمایت دو کشور از هم به صورت متقابل باشد. چنانکه روسیه در شرایط کنونی حاضر به همراهی جدی با ایران نشود، دستگاه دیپلماسی کشورمان باید در نوع روابط با این همسایه شمالی تجدید نظر کند. البته لازم به ذکر است که تعامل ایران با همسایگان تنها به روسیه منحصر نمی شود و در وضعیت بغرنج کنونی ترکیه، پاکستان، افغانستان، آذربایجان، قزاقستان و عراق نیز ظرفیتهایی هستند که باید برای دور زدن تحریمهای ظالمانه و غیر قانونی از آنها استفاده شود و البته سازمان منطقه ای اکو می تواند در این زمینه مفید و کارامد باشد. 

اما نکته آخر اینکه بحران کنونی نشان داد جمهوری اسلامی ایران علی رغم تلاشهایی که در چند سال اخیر صورت گرفته همچنان در ائتلاف سازی و ایجاد روابط استراتژیک با کشورهای دیگر دچار ضعف است. بنابراین ضروری است ضمن تقویت سازمانها و گروههای سیاسی که می توانند در مواقعی قدرت چانه زنی ایران را افزایش دهند و به پیشبرد سیاستهای ایران کمک کنند، تقویت مناسبات، ائتلاف سازی و ایجاد روابط استراتژیک با کشورهای مختلف منطقه و فرا منطقه ای که هم اکنون نیز در برنامه دستگاه دیپلماسی ایران قرار دارد، به طور جدی تری دنبال شود تا در بحرانهای مشابه آتی بتوانیم روی کمک جدی و عملیاتی شرکای استراتژیک خود حساب کنیم.  

کلید واژه ها: برجامایران و امریکاروسیههمسایگان ایران


( ۷ )

نظر شما :