چرخه فریب عربی

یکی از عوامل اصلی تقویت نفوذ ایران در منطقه ضعف کشورهای عربی است

۰۶ بهمن ۱۳۹۷ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۸۱۳۷۰ اخبار اصلی خاورمیانه
کشورهای خلیج فارس تلاش های خود را برای «انقلاب معکوس» در منطقه به اوج رسانده اند. وضعیتی که احتمالا باعث درگرفتن خیزش های مردمی گسترده در منطقه می شود.
یکی از عوامل اصلی تقویت نفوذ ایران در منطقه ضعف کشورهای عربی است

دیپلماسی ایرانی: «مایکل یونگ» سردبیر در مرکز مطالعات خاورمیانه بنیاد کارنگی، در مقاله ای به تلاش های کشورهای استبدادی منطقه برای نهایی کردن «انقلاب معکوس» و پیامدهای احتمالی آن پرداخته است.

در این مقاله که در پایگاه رسمی بنیاد کارنگی منتشر شده آمده که در حالی که این روزها همه توجه ها به ایالات متحده و سیاست های آن در خاورمیانه جلب شده، طبیعی است که از این نکته غافل شویم که منطقه به طور اساسی درگیر تحرکاتی است که ممکن است بر امریکا و برنامه هایش تأثیر مستقیم بگذارد.

بهترین شاهد این مدعا، تصمیم امارات متحده عربی و بحرین برای بازگشایی سفارت هاشان در دمشق است، اقدامی که معنایش برقراری مجدد روابط با حکومت سوریه است. این دو کشور متحد عربستان هستند و این بدون هیچ گزاف گویی می تواند به این معنا باشد که این تصمیم با موافقت ریاض گرفته شده است. این یعنی خود عربستان هم در پی عادی سازی روابط خود با حکومت «بشار اسد» است. حتی گزارش شده که «علی المملوک» رئیس دفتر امنیت ملی سوریه، چند روز پیش به عربستان سفر کرده است.

مصر نیز پس از کودتا علیه «محمد مرسی» در سال 2013 سفارت خود را در دمشق بازگشایی کرد و گزارش های متعدد از همکاری نظامی میان حکومت مصر و حکومت بشار اسد خبر می دهد. اخیرا کویت هم به اشاره گفته که شاید به همان راهی برود که امارات و بحرین رفته اند. سفر اخیر «عمر البشیر»، رئیس جمهور سودان، به سوریه نیز نشان دیگری است بر اینکه اسد راه خود را برای بازگشتن به دامن کشورهای عربی باز می کند. البته همین بازگشت البشیر که در دادگاه بین الملل بابت دست داشتن در جنایت جنگی محکوم شده به اندازه کافی تصویر واقعی از بازگشت بشار اسد به دامن کشورهای عربی را نمایان می کند.

این صحنه خلاف انتظار نبوده است: صحنه دست به دست هم دادن نیروهای انقلاب معکوس بر اصل پایان دادن به بقایای اپوزیسیون ها در منطقه. در بسیاری کشورها شاهد افزایش فضای سرکوب هستیم، ضمن اینکه تاکنون هیچ یک از مشکلاتی که باعث راه افتادن خیزش در کشورهای عربی در سال 2011 شد برطرف نشده است. بدین ترتیب چه بسا سیاست ماندن در قدرت و باکی از کشتن نداشتن در آینده در کشورهای عربی تکرار شود.

به گزارش میدل ایست نیوز، در این چارچوب، دشمنی برخی کشورهای عربی با ایران چه معنایی پیدا می کند؟ تلاش کشورهای عربی برای نزدیک شدن به حکومت سوریه تکرار رفتاری است که چند سال پیش هم از آنان سر زد: پیشنهاد مشوق های مالی در ازای فاصله گرفتن دمشق از تهران. این می تواند به بشار اسد فرصت دهد که آنها را به عقب نشینی های بیشتری نیز وادارد (تأمین هزینه های بازسازی سوریه و چه بسا حتی نفوذ دوباره سوریه در لبنان)، حتی اگر در عمل نیز کاری در راستای خواسته اعراب نکند.

به احتمال قوی توانایی بشار اسد در فریب دادن کشورهای عربی تا حد زیادی به ادامه یافتن حضور ایران در سوریه می انجامد. چه بسا کشورهای عربی تلاش کنند که حضور روسیه در سوریه را تقویت کنند و اینگونه تعادلی میان ایران و روسیه در سوریه برقرار کنند. اما روسیه نیز مانند بشار اسد حاضر نیست به ابزاری در دست کشورهای عربی در برابر ایران تبدیل شود. به عبارت دیگر، توانایی کشورهای عربی در برابر ایران و برای محدود کردن ایران بسیار محدود است، در همان حدی که هشت سال پیش بود، یعنی پیش از آنکه انقلاب های عربی سرتاسر منطقه را درنوردد.

اما درباره کشورهای غیر عربی چه می توان گفت؟ کشورهای عربی دشمن ایران سال های طولانی است که برای نجات دست به دامن امریکا می شوند. یک دهه پیش، پادشاه وقت عربستان، از واشنگتن خواست که با زدن زیرساخت های هسته ای ایران «سر افعی» را بزند. در حالی که دولت ترامپ به افزایش تحریم ها علیه ایران بسنده می کند، کشورهای عربی به طرف تأثیرگذار دیگری امید بسته اند: اسرائیل. اسرائیل با حمله به اهدافی ایرانی در داخل سوریه برخی خواسته های اعراب را عملی کرده است. در امریکا هم حامیان اسرائیل «دونالد ترامپ» را کسی می دانند که به اسرائیل برای چنین اقداماتی چراغ سبز داده است.

بدین ترتیب با نظامی در منطقه مواجهیم که مبتنی بر پایه های ریشه داری است: سلطه طلبی سفت و سخت تر کشورهای عربی، کنار آمدن با مرحله پساامریکایی در منطقه که در آن احتمالا نقش اصلی در محدود کردن ایران بر عهده اسرائیل خواهد بود، و افزایش نقش و تأثیر روسیه که با به بازی گرفتن همه طرف ها در پی نفوذ منطقه ای بیشتر است. امریکا از این صحنه کنار رفته، حتی اگر خود عامل اصلی شکل گرفتن آن بوده باشد. سؤال اصلی این است که: این همه به کجا خواهد انجامید؟ آیا باعث ثبات در خاورمیانه می شود یا برعکس، تحرکات تازه و ویرانگری را باعث می شود؟

در منطقه ای که حکومت ها توانایی تأمین نیازهای روزمره شهروندان خود را ندارند دشوار بتوان چیزی جز ویرانی بیشتر را تصور کرد. استبداد در کنار نابه سامانی اقتصادی گسترده و نیز یاد و خاطره اعتراضات 2011 بی تردید عامل ثبات و آرامش نخواهد بود. تکیه بر اسرائیل، که کار اصلی آن حمایت از رژیم های خلیج فارس در برابر ایران خواهد بود، مسائل جدی مربوط به مشروعیت در پی خواهد داشت، چون هزینه ماندگاری این رژیم ها از حساب ملت فلسطین خواهد بود. تقویت جایگاه مسکو هم عامل بی ثباتی در منطقه خواهد بود، چون روس ها هرچند مدعی تلاش برای ثبات در منطقه اند، ترجیح می دهند از اختلافات شرکای منطقه ای خود برای تقویت نفوذ خودشان استفاده کنند.

هیچ معلوم نیست که ایران چگونه گلیم خود را از آب بیرون خواهد کشید. ایران درگیر یک بحران اقتصادی است و تغییرات گسترده ای را در سطح سران در پیش دارد. ایران دربرابر چالش های سختی قرار خواهد گرفت و البته ممکن است از وضعیت نا به سامان کشورهای عربی برای رویارویی با این چالش ها بهره گیرد.

در چنین شرایط ناآرامی که در منطقه حاکم است، باید از فروکاستن همه مسائل منطقه به نفوذ ایران جداً اجتناب کرد. یکی از عوامل اصلی تقویت نفوذ ایران در منطقه ضعف کشورهای عربی است. وضعیتی بسیار شبیه بالا آمدن داعش که از ضعف حکومت های محلی بیشترین بهره را برد. در اوضاع کنونی، رژیم ها جای پای خود را برای حفظ حکم سلطه طلبانه خود محکم می کنند، اما سازوکارهای چنین کاری رو به زوال است. برای همین باید منتظر خیزش های تازه ای بود. تعادل نیروهای استبدادی در هر منطقه ای غالباً به معنای از دست رفتن کامل تعادل خواهد بود.

کلید واژه ها: بهار عربی انقلاب های عربی اسرائیل جمهوری اسلامی ایران


( ۱۴ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۰۷ بهمن ۱۳۹۷ | ۰۰:۴۰
حضور ایران در منطقه نیاز مردم وحکومت های مردمی عربی به ارامش ورهائی از توطئه های استعماری با ایجاد داعش والنصر وال...... است.اگر ایران نبود داعش ودیگران از بین رفته بودند؟