تغییر مواضع دیروز لیندسی گراهام ظن وجود یک نقشه کلان آمریکا برای خاورمیانه را تقویت می کند

بی طرفی، بهترین موضع تهران در قبال کردهای سوریه

۱۱ دی ۱۳۹۷ | ۱۱:۰۰ کد : ۱۹۸۰۹۰۰ خاورمیانه انتخاب سردبیر
بهرام امیراحمدیان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: هرگونه واکنش ایران در قبال کردهای سوریه می‌تواند تبعاتی را در کردستان عراق، کردستان ترکیه و کردستان ایران برای جمهوری اسلامی داشته باشد. از طرف دیگر نوع نگاه و دید تهران نسبت به کردهای سوریه می تواند حساسیت جدی را در آنکارا شکل دهد و به تبعش احتمالا مناسبات ایران و ترکیه تحت الشعاع قرار گیرد. لذا در آینده نیز به سان سال های گذشته، تهران حتی المقدور از دخالت و اتخاذ موضعی معنادار در قبال کردهای سوریه و شرق فرات خودداری خواهد کرد
بی طرفی، بهترین موضع تهران در قبال کردهای سوریه

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – با مطرح شدن سخنان و مواضع ترامپ در خصوص خروج نیروهای نظامی آمریکا از شرق فرات و عملیاتی شدن آن، اکنون آینده کردهای سوریه در ابهام جدی قرار دارد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسئله، گفت و گویی را با بهرام امیراحمدیان، کارشناس و پژوهشگر مسائل ترکیه و سوریه ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

بعد از مواضع و سخنان دونالد ترامپ در خصوص خروج نیروهای نظامی آمریکا سوریه اکنون برخی از کارشناسان معتقدند که با این اقدام کاخ سفید منافع روسیه، ترکیه و اسرائیل در سوریه به هم گره خورده است. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

نکته مهمی که در این خصوص وجود دارد به این مسئله باز می‌گردد که تعداد نیروهای آمریکایی در مستقر در سوریه به قدری نبوده است که با خروج آنها نوعی موازنه قوا میان آنکارا، مسکو و تل‌آویو به هم بخورد. هرچند که احتمال دارد تضاد منافعی در کوتاه مدت شکل بگیرد، اما باید شرایط را از بُعد دیگری هم دید. این که  خروج نیروهای آمریکایی اکنون موقعیت ترکیه و روسیه را در شمال سوریه و در شرق فرات دگرگون کرده است. البته نمی‌خواهم از واژه تقویت و یا تضعیف جایگاه مسکو و آنکارا سخن بگویم. اما به هر حال خروج نیروهای آمریکایی یک تحول را در این راستا ایجاد خواهد کرد، چون اگر چه در ظاهر شاهدیم که عدم حضور آمریکا بستر را برای قدرت‌نمایی ترکیه شکل خواهد داد. اما در آن سو در سایه سال ها تعلیم و آموزش نیروهای مستشاری آمریکا اکنون کردهای سوریه به یک توان نظامی و امنیتی جدی در سوریه بدل شده اند و در این سال‌ها مبارزات جدی آنها با داعش توان کرد های سوریه را به شدت افزایش داده است، به گونه‌ای که کردهای سوریه اکنون یکی از بازیگران مهم در این کشور به شمار می‌رود. لذا مسئله معارضه ترکیه با کردهای سوریه به سادگی از طرف آنکارا مدیریت نخواهد شد. به خصوص که جنبش های مدنی، اجتماعی و سیاسی کردی از کردستان عراق و ترکیه نیز پشتیبان کردهای سوریه است. پس تنها امکان دارد در یک مقطع کوتاه مدت موازنه قوا به سود ترکیه تغییر پیدا کند، اما این مسئله طولانی مدت و راهبردی نخواهد بود.  

پس با این تفاسیر اهداف پشت پرده جدایی آمریکا از کردهای سوریه چیست. در صورتی که کردها تنها اهرام ایالات متحده در پرونده سوریه بود؟ 

نمی‌توان به طور قاطع گفت که آمریکا کردهای سوریه را به حال خود رها کرده است. از طرف دیگر این نکته بسیار مهم این است که آمریکا به نظر می آید در حال یک برنامه ریزی برای مدیریت وضعیت کلان منطقه غرب آسیا است، چون کاخ سفید در سوریه شرایط را به گونه ای ارزیابی کرده که کمترین نقش و نفوذ را داشته است. لذا واشنگتن سعی می کند نقشه امنیتی و نظامی خاورمیانه را دگرگون کند تا بتواند ذیل آن پرونده سوریه و کردهای این کشور را هم مطابق با نظر خود تغییر دهد.

به دگرگونی نقشه امنیتی و نظامی خاورمیانه از سوی آمریکا اشاره داشتید. این دگرگونی از نگاه شما بستر چه تحولاتی است؟

من معتقدم که پرونده سوریه بسیار پیچیده تر از آن است که ظاهر تحولات نشان می دهد. در این راستا اکنون تحولات سوریه هم از طرف دریای مدیترانه و هم از طریق خلیج فارس و دریای عمان توسط ناوهای جنگی آمریکایی و نیروهای مستقر در آن را رصد می‌شود. از طرف دیگر قرار است نیروهای نظامی آمریکایی که از سوریه خارج می‌شوند در عراق و همسایگی سوریه مستقر شوند. مضافا هم اکنون بسترهایی برای مداخله نظامی بغداد در امور سوریه شکل گرفته است که دیروز شاهد اولین حمله هوایی ارتش عراق به مواضع داعش در سوریه بودیم. این مسائل نشان می‌دهد که آمریکا به طور مستقیم و غیرمستقیم بستر را برای نوعی مدیریت شرایط به سود خود فراهم کرده است. چون ترامپ می‌خواهد پرونده سوریه به سمتی پیش رود که یا از طریق کاهش و یا از طریق افزایش تنش، منافع آمریکا در کل خاورمیانه تامین شود. پس خروج ۲ هزار نیروی نظامی آمریکا در شمال سوریه بخش بسیار کوچکی از پازل ایالات متحده برای غرب آسیا است و می‌توان آن را تغییر تاکتیکی در قبال کردهای سوریه دانست. 

آیا تغییر مواضع سناتور لیندسی گراهام که منتقد شدید مواضع ترامپ در خصوص خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه و همچنین استعفای جیمز متیس، وزیر دفاع سابق ایالات متحده و برت مک گورک، نماینده آمریکا در ائتلاف مبارزه با داعش بود، می تواند دال بر وجود نقشه هایی در خصوص دگرگونی مد نظر شما باشد؟  

چرا، اتفاقاً تغییر مواضع سناتور لیندسی گراهام می‌تواند این ظن را تقویت کند که برنامه ای برای دگرگونی نقشه امنیتی و نظامی خاورمیانه وجود دارد، اگرچه در ظاهر آقای گراهام عنوان داشته که دلیل تغییر مواضع من به تضمین‌های دونالد ترامپ برای عدم بازگشت داعش در سوریه باز می‌گردد. اما یقیناً در پشت پرده برنامه های جدی دیگری وجود دارد. هرچند که من معتقدم به این زودی ها عملیات گسترده نظامی در غرب آسیا شکل خواهد گرفت، ولی با این وجود، بسترها و استعداد آن به واسطه نوع آرایش امنیتی و نظامی در این منطقه از هم اکنون وجود دارد. 

اکنون مسئله منبج و اقدام کردها در واگذاری این شهر به ارتش سوریه چگونه ارزیابی می‌کنید؛ آیا این مسئله می تواند باعث پیچیده تر شدن پرونده کردهای سوریه شود؟

یکی از مسائل دیگری که می‌تواند در خصوص تغییر شرایط به نفع ترکیه اختلال ایجاد کند، همین اقدام کردهای سوریه از واگذاری امنیت شهر منبج به ارتش سوریه است. لذا اکنون با حضور نیروهای ارتش سوریه ترکیه نیز احتیاط بیشتری را در تنش نظامی با سوریه خواهد داشت، چون اگر مسئله کردها بود، آنکارا مانند دوره‌های پیشین به بهانه مبارزه با تروریسم کردی، جنگ نظامی خود را در منبج آغاز می کرد، اما اکنون شرایط تغییر پیدا کرده است. 

پس آیا می توان گفت در آینده مسئله منبج به مناطق کردی مانند ادلب در یک پروسه سیاسی میان ترکیه و روسیه حل خواهد شد. اساسا بعد از سفر آقای چاووش اغلو، وزیر امور خارجه ترکیه به روسیه، بستر همکاری و هماهنگی مسکو – آنکارا برای کردهای سوریه تا چه اندازه شکل گرفته است؟

خیر. مسئله ادلب با منبج تفاوت می کند، چرا که در ادلب نیروهای همسو با ترکیه حضور فعال و متمرکزی داشتند و در آن طرف ارتش سوریه در این مناطق حضور نداشت، اما اکنون مسائل مربوط به مناطق کردنشین سوریه تغییرات جدی پیدا کرده و به نفع سوریه و ارتش این کشور تمام شده است. لذا نمی‌توان پرونده ادلب و منبج را در یک راستا دید. پس در مجموع نمی‌توان گفت که شرایط برای یک توافق سیاسی میان روسیه و ترکیه برای حل و فصل آینده شهر منبج و دیگر منطقه کردی سوریه مانند ادلب شکل خواهد گرفت. اگرچه که آقای مولود چاووش اوغلو سفری به روسیه برای پیگیری کردهای سوریه داشته است، اما اکنون دست آنکارا برای حمله به مناطق کرد نشین سوریه بسته است. چون احتمال دارد چالش های جدی را برای خود شکل دهد. لذا اردوغان با احتیاط عمل بیشتری در قبال حمله به منبج رفتار خواهد کرد. 

در طول جنگ داخلی سوریه ایران همواره به عمد دخالت پررنگ و مستقیمی در مسئله کردی و آینده شرق فرات نداشته است، آیا در روزها و ماه های آینده با خروج کامل نیروهای امریکایی از این مناطق می‌توان انتظار داشت که تهران هم در مسائل کردی سوریه دخالت کند؟

اتفاقا به نظر من این نوع نگاه ایران در قبال پرونده کردهای سوریه بسیار منطقی و درست بوده است. چرا که هرگونه واکنش ایران در قبال کردهای سوریه می‌تواند تبعاتی را در کردستان عراق، کردستان ترکیه و کردستان ایران برای جمهوری اسلامی داشته باشد. از طرف دیگر نوع نگاه و دید تهران نسبت به کردهای سوریه می تواند حساسیت جدی را در آنکارا شکل دهد و به تبعش احتمالا مناسبات ایران و ترکیه تحت الشعاع قرار گیرد. لذا در آینده نیز به سان سال های گذشته، تهران حتی المقدور از دخالت و اتخاذ موضعی معنادار در قبال کردهای سوریه و شرق فرات خودداری خواهد کرد و سعی نخواهد داشت به صورت مستقیم به این مسائل ورود کند.

کلید واژه ها: سوریهایرانترکیهآمریکاخاورمیانهروسیهخلیج فارسکردهای سوریهدریای مدیترانهدکتر بهرام امیر احمدیانشهر منبجدونالد ترامپشرق فرات


( ۱۰ )

نظر شما :

خسرو ۱۲ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۳۴
آنها کردهای سوریه نیستند بلکه پ ک ک و دیگر گروههای تروریستی اجاره ای هستند که مردم کرد را نیز آواره کرده اند مقصد بعدی آشوب آنها ایران خواهد بود