تغییرات در مناصب امنیتی عربستان، در راستای حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس

ابراهیم عساف، آغاز فصلی جدید در سیاست خارجی عربستان یا پیگیری مسیر قبلی؟!

۱۰ دی ۱۳۹۷ | ۱۵:۳۸ کد : ۱۹۸۰۸۸۵ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صباح زنگنه در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است: یکی از سناریوی تغییرات در ساختار سیاسی عربستان ناظر بر این واقعیت است که ریاض با کم کردن هزینه‌های تنش نظامی و امنیتی به واسطه شکست در جنگ های منطقه، به دنبال پیگیری اهداف و منافع خود از طریق میدان دیپلماسی است و نیاز به حضور شخص باهوشی مانند ابراهیم عساف به عنوان وزیر امور خارجه ای تکنوکرات و آشنا به حوزه اقتصاد دارد.
ابراهیم عساف، آغاز فصلی جدید در سیاست خارجی عربستان یا پیگیری مسیر قبلی؟!

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – پنج شنبه هفته گذشته (27 دسامبر) سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه سعودی تغییرات امنیتی و وزارتی انجام داده که به لحاظ کیفی و زمانی جالب توجه است. به گونه ای که این پوست اندازی در ساختار سیاسی و امنیتی عربستان ابهامات، سوال ها و اما واگرهای فراوانی را پیرامون هدف واقعی پشت پرده این تغییرات و اقداماتی که ممکن است پس از آن در خصوص آینده حکومت و سرنوشت محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی انجام شود، شکل داده که در این راستا تحلیل های زیادی در رسانه های خبری عنوان شده است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مهم، گفت وگویی را با صباح زنگنه، کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داده است که در ادامه می خوانید: 

فارغ از تمام تحلیل‌ها و ارزیابی‌ها در خصوص اهداف آشکار و پنهان تغییر و تحولات در ساختار سیاسی عربستان سعودی، نکاتی که کمتر به آن پرداخته شده است به هم زمانی این عزل و نصب ها با پوست اندازی سیاسی و امنیتی در خاورمیانه، به خصوص بعد از مواضع ترامپ در قبال خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه باز می‌گردد. آیا می توان در این راستا دستور پادشاه سعودی را برای برخی تحولات در ساختار سیاسی ریاض را بخشی از پازل تحولات منطقه ای دید؟

یقیناً این مسائل و تحولات در داخل ساختار سیاسی عربستان بدون تأثیر شرایط منطقه ای رخ نداده است؛ اگرچه بسیاری معتقدند که تبعات منفی و سنگین رفتارها و سیاست‌های محمد بن سلمان از تجاوز به یمن تا محاصره قطر و نهایتاً دستور قتل جمال خاشقجی موجب شده تا قدرت عربستان سعودی رو به افول جدی بگذارد و همین امر هم سبب شده تا ملک سلمان برای تعدیل و کاهش شتاب افول فدرت آل سعود دست به تغییر مهره هایی بزند. اما در کنار آن نمی‌توان برخی تغییر و تحولات امنیتی و نظامی منطقه را هم در اثربخشی بر این عزل و نصب ها نادیده گرفت.

اما شاه بیت این عزل و نصب ها به برکناری عادل الجبیر، وزیر امور خارجه سابق عربستان سعودی و حضور ابراهیم عساف به عنوان سکان دار جدید دستگاه دیپلماسی عربستان سعودی بازمی‌گردد. اما نکته مهم اینجاست که آیا نگاه تکنوکرات و اقتصادی ابراهیم عساف در تضاد با رفتارهای رادیکال محمد بن سلمان که همخوانی بیشتری با مواضع عادل الجبیر داشت، می تواند به تنش در آینده بدل شود؟

یقینا این مسئله در آینده رخ خواهد داد. اما تا زمانی که ملک سلمان، پادشاه سعودی در قید حیات باشد و توان اداره کشور را داشته باشد، به عنوان یک عامل متوازن کننده بین دیدگاه های تکنوکرات ابراهیم عساف و محمد بن سلمان عمل خواهد کرد. لذا در این زمان، تنش خود را به صورت جدی نشان نخواهد داد. اما در صورتی که محمد بن سلمان به قدرت برسد، احتمال دارد تفاوت و تضاد دیدگاه ها حذف ابراهیم عساف را سبب شود. ولی در حال حاضر افت بهای نفت و نیز افزایش سرسام‌آور هزینه‌های جنگ نیابتی که این کشور در منطقه از جمله در سوریه، یمن و محاصره قطر به‌راه انداخته، دست به دست هم داده که هر سال ریاض با کاهش بودجه شدید مواجه باشد که نتیجه سیاست‌های تهاجمی عربستان در سایه نگاه محمد بن سلمان و دیپلماسی عادل الجبیر است. لذا ملک سلمان باید برای تعدیل شرایط یک وزیر امور خارجه معتدل، کار کشته و در عین حال با مشی اقتصادی را روی کار آورد که حساب ریال به ریال سیاست های ریاض را داشته باشد. با این وجود باز هم بعید می دانم که آقای عساف بتواند تغییری در راهبرد و سیاست های بن سلمان داشته باشد، اما ترمزی موقت برای کاهش تبعات منفی رفتارهایش خواهد داشت. با توجه به این مسئله انتخاب ابراهیم عساف به‌جای الجبیر نشان می‌دهد که عربستان سعودی درصدد تغییر سیاست‌های منطقه‌ای خود در برخی از حوزه‌هاست که هم‌اکنون این تغییر را می‌توان در قبال پرونده سوریه مشاهده کرد. با توجه به سابقه وزیر امور خارجه جدید عربستان که رویکرد اقتصادی دارد، می‌توان نشانه‌های عربستان برای ایجاد تغییرات در سیاست‌های منطقه‌ای این کشور را مشاهده کرد به‌نظر می‌رسد که ریاض قصد دارد با این تغییر با تمرکز روی مسائل اقتصادی سند چشم‌انداز 2030 موردنظر بن‌سلمان را محقق کند. به خصوص که سیاست های اقتصادی بن سلمان اخیرا هم با شکست جدی روبه رو بوده است. 

به تجربه زیاد و هوشمندی سیاسی و دیپلماتیک ابراهیم عساف اشاره شد. آیا می توان عنوان داشت که حضور وی به عنوان وزیر امور خارجه جدید عربستان سعودی برای پیگیری توسعه برنامه و پروژه کشورهای عربی از طریق افزایش مناسبات دیپلماتیک با سوریه است؟

نوع نگاهی که عادل الجبیر به شرایط منطقه داشت و نیز مواضع تند او در قبال کشورهایی مانند ایران که همواره آن را عامل بی ثباتی و ناامنی در منطقه عنوان می‌کرد، سبب شد تا در دوران او شرایط برای این تغییرات سیاسی از طریق سیاسی ودیپلماتیک به تحقق نرسد. لذا ریاض نیاز به یک وزیر امور خارجه دارد که با نگاهی معتدل تر و در عین حال هوشمندی دیپلماتیک بتواند پروژه عادی سازی و افزایش مناسبات سیاسی و دیپلماتیک را با سوریه و بازگرداندن این کشور به اتحادیه عرب برای پیگیری اهداف خود مدیریت کند. از این رو انتخاب عساف، شخصیتی که به مقاومت و مجرب بودن معروف بوده و به عنوان شخصی که تجربه حضور در دوران سه پادشاهی عربستان و انجام این دست از مأموریت‌ها را داشته، بسیار منطقی و کارساز است.

یعنی احتمال دارد که آقای عساف با این سابقه برای پیگیری پروژه ایجاد انشقاق میان تهران – دمشق از طریق سیاسی روی کار آمده باشد، یا این که نگاه معتدل و تکنوکرات او سرآغاز فصل جدید در دیپلماسی عربستان خواهد بود؟

در این خصوص یک سناریوی خوشبینانه این است که در چند سال اخیر و به خصوص با حضور عادل الجبیر، عربستان سعودی خود را در یک توری از حساسیت های سیاسی و افراطی گیر انداخته که در مرکز آن ایران را کانون بی ثباتی و ناامنی در خاورمیانه مطرح کرده است. این فرضیه ذهنی ریاض از تهران به تدریج به صورت یک باور غلط در عربستان به عنوان منبع و برنامه ترسیم سیاست های عربستان قدرت پیدا کرده است. لذا این سناریو بنا می دارد که ریاض به دنبال پاره کردن این تور است. ولی نکته اینجا است که به لحاظ سیاسی و دیپلماتیک مدتی طول خواهد کشید که این سندروم ایران هراسی از ساختار سیاسی و دیپلماتیک ریاض از بین برود. لذا آقای ابراهیم عساف به عنوان وزیر امور خارجه جدید عربستان سعودی سعی دارد که با نگاه خود در این راه قدم بردارد. اگر چه در کوتاه‌مدت توان تغییر نگاه ریاض را نسبت به ایران نخواهد داشت. اما سناریوی دیگر این است که ریاض با کم کردن هزینه‌های تنش نظامی و امنیتی به واسطه شکست در جنگ های منطقه، به دنبال پیگیری اهداف و منافع خود از طریق میدان دیپلماسی است و نیاز به حضور شخص باهوشی مانند ابراهیم عساف دارد.  

آیا تغییرات در دولت عربستان سعودی به دستور سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه این کشور  در 27 دسامبر، مقدمه‌ای برای تعدیل و بازخوانی سیاست ها و رفتار محمد بن سلمان است یا فراهم کردن بستر و فضای لازم برای رسیدن ولیعهد سعوی به قدرت در آینده؟

هر دو احتمال توسط ناظران و کارشناسان سیاسی داده شده است. اما نکته مهم به این مسئله باز می‌گردد که باید دید کدام یک از خانواده‌های سلطنتی عربستان خواهد توانست نگاه مثبت ساختار سیاسی و قدرت در ایالات متحده آمریکا را به سمت خود جلب کند. به عبارت دیگر احتمال دارد که در آینده زد و بندهایی میان برخی از خاندان های سلطنتی با عناصر قدرت در آمریکا برای برکناری بن سلمان شکل گیرد. چون اکنون شرایط سیاسی و وضعیت محمد بن سلمان به واسطه نگرش‌های منفی ایالات متحده به تبعش  صدور ۲ قطعنامه از طرف مجلس سنای آمریکا با یک تضعیف و افول جدی روبه روست. لذا به نظر می آید که تغییرات و عزل و نصب های پنج سبه هفته گذشته به خصوص در حوزه امنیتی و نظامی برای مستحکم کردن ستون های قدرت محمد بن سلمان در تقابل با این چالش باشد.

به تغییرات مهم در پست‌های امنیتی و نظامی اشاره شد. در این رابطه می‌توان به تعیین شاهزاده عبدالله بن بندر بن عبدالعزیز به عنوان وزیر گارد ملی (ارتش موازی عربستان)، مساعد بن محمد العبیان به عنوان مشاور امنیت ملی؛ خالد بن قرار الحربی، به عنوان مدیر امنیت ملی و برکناری شاهزاده محمد بن نواف بن عبدالعزیز از سمت سفارت عربستان در لندن و تعیین او به عنوان مشاور دفتر سلطنتی اشاره کرد. آیا این تغییران در پست های کلیدی امنیتی و نظامی را می توان در راستای برخی تحولات نظامی امریکا در خلیج فارس مانند حضور "ناو یو اس اس جان سی استینز" برای پیگیری برنامه ای جامع در خارومیانه عنوان داشت؟

اخیرا برخی از موسسات مطالعاتی آمریکایی در حوزه مسائل استراتژیک و امنیتی خاورمیانه بر روی این نکته شما بسیار مطالعه کرده اند و در این راستا به طور جدی معتقدند که روند احتمالی تنش نظامی میان ایران و ایالات متحده آمریکا ضرب آهنگ تندتری پیدا کرده است. البته در آن سو برخی مراکز مطالعاتی دیگر معتقدند که شرایط برای شکل‌گیری یک جنگ نظامی میان ایران و آمریکا وجود ندارد، هر چند که آمریکا به دنبال فشار از طریق جنگ روانی بر ایران است. لذا می توان گفت که احتمال دارد این تغییرات در مناصب نظامی و امنیتی در این راستا هم شکل گرفته باشد. اگر چه که عنوان شده بخشی از اهداف برای این تغییرات کمک به تقویت جایگاه تضعیف شده بن سلمان است.

تحلیل شما در این خصوص چیست؟

من معتقدم که آمریکا به صورت مستقیم و یک باره وارد تنش نظامی با ایران نخواهد شد، بلکه یک پروسه دو یا سه مرحله ای را برای این مهم تدارک خواهد دید. یعنی در ابتدا به دنبال ایجاد بهانه‌هایی برای ایجاد یک اجماع جهانی خواهد بود و بعد از آن به صورت محدود و موقت تنش های کوتاه را با ایران خواهد داشت. اما این احتمال هم وجود دارد که واشنگتن بستر را برای تنش رژیم صهیونیستی فراهم کند. ولی در نهایت وقوع هر کدام از این سناریوها را، حتی اگر بسیار ضعیف بدانیم، اما چون محتمل است باید برای تقابل با همه این سناریوها آمادگی لازم از همین اکنون وجود داشته باشد.

کلید واژه ها: سوریهیمنخلیج فارسصباح زنگنهمحمد بن سلمانملک سلمانعادل الجبیرجمال خاشقجیابراهیم عسافناو یو اس اس جان سی استینز


( ۱ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۱۰ دی ۱۳۹۷ | ۲۲:۳۳
الجبیر مهره محمد ابن سلمان بود در مسائل داخلی ومحمد ابن سلمان مهره الجبیر در مسائل خارجی.واقعه قتل خاشقچی مسئله داخلی بود که در خارج صورت گرفت.ایا العساف با توجه به سوابق میتواند مستقل از محمد ابن سلمان عمل کند؟ برخی رفتارها باشیر در دل امد وبا جان بدر رود.محمدابن سلمان قابل تغییر باالعساف بنظر نمی رسد.
ابراهیم قدیمی ۱۰ دی ۱۳۹۷ | ۲۳:۲۰
محمد ابن سلمان این منصب را با اموزش وتجربه ومشاوره بدست نیاوردهاست.این منصب ارث پدری درزمان حیات است. لذا رفتارهای او روانی استنه اموزشی که قابل تغییر باشد. عساف دکتر روانشناس نیست که محمد ابن سلمان را تغییر دهد.فکر نمی کنم او خود را نیازمند اموزش بداند.