تلاش امارت برای مهار ایران است یا اخوان المسلمین؟

بازگشت شیوخ ثروتمند عربی به دمشق و فرصت‌های تهران

۰۸ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۱۲ کد : ۱۹۸۰۸۵۶ اخبار اصلی خاورمیانه
محمد بابایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: انگیزه اول شیوخ اماراتی در دمشق نه دشمنی با ایران بلکه ضدیت با قطر و ترکیه است. این در حالی است که آنها در جنگ سوریه متحد هم بودند و هدف اول آنها نیز ضربه زدن به تهران بود.
بازگشت شیوخ ثروتمند عربی به دمشق و فرصت‌های تهران

نویسنده: محمد بابایی، کارشناس روابط بین الملل از دانشگاه تهران

دیپلماسی ایرانی: بازگشایی سفارت‌های کشورهای ثروتمند عربی با پیشگامی امارات در دمشق نشانه‌ امیدبخش بسیار مهمی برای بازسازی سوریه است. طبیعی است بلافاصله این سوال برای ایرانیان مطرح می شود که آورده این تحولات برای تهران چه خواهد بود؟ هر پاسخی که به این سوال داده شود می‌تواند نقش مهمی در ترسیم مناسبات اقتصاد سیاسی سوریه، کشورمان و منطقه حداقل تا 15 سال آینده داشته باشد. 

انگیزه اول شیوخ اماراتی در دمشق نه دشمنی با ایران بلکه ضدیت با قطر و ترکیه است. این در حالی است که آنها در جنگ سوریه متحد هم بودند و هدف اول آنها نیز ضربه زدن به تهران بود. اما نتایج میدانی این جنگ همانند هر جنگ دیگری بازتاب خود را در سطوح سیاسی نشان داد و اختلاف و شکاف در میان متحدان شکست خورده ایجاد شد و سایر متغییرهای منطقه‌ای و جهانی از جمله آمدن و رفتن محمد مرسی در مصر، کودتای ناکام علیه رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، ولیعهدی محمد بن سلمان، ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تحریم قطر، جنگ یمن و این اواخر قتل جمال خاشقجی و حالا تصمیم ناگهانی ترامپ برای خارج کردن نیروهای آمریکایی دست به دست هم داده‌اند تا سیاست‌های جهان عرب در سوریه وارد مرحله جدیدی شود که نه تنها هدف دیگر ساقط کردن دولت بشار اسد نیست بلکه هر کدام درصدد هستند زودتر از دیگری دمشق را در مدار خود قرار دهد که همواره در هر محوری قرار گیرد وزنه سنگینی محسوب می‌شود. 

در نگاه کلان تر، قطر و امارات در سوریه هر کدام نماینده دو جریان جهان سنی متضاد هستند. در یک طرف قطر و ترکیه و در طرف دیگر امارات، عربستان سعودی و بحرین قرار دارند. بازیگرانی همانند مصر، اردن، کویت، عمان، عراق و لبنان هر کدام به درجه‌ای بینابینی یا خاکستری عمل می‌کنند. 

در رابطه با قطر به نظر نمی‌رسد جای نگرانی وجود داشته باشد، روابط دوحه و تهران پس از تحریم کامل قطر از طرف همسایگان عرب خود رو به تعمیق و گسترش است در نتیجه هر چقدر این کشور کوچک اما ثروتمند به دمشق نزدیک شود پتانسیل این را دارد به بازسازی سوریه پول بیشتری تزریق کند. تنها جای نگرانی در رابطه با قطر می تواند وجود رقیب سرسختی به نام ترکیه باشد. به نظر می‌رسد آنکارا درصدد است حداکثر کمک‌های احتمالی قطر به بازسازی سوریه را نصیب شرکت‌های خود کند. شاید به همین دلیل است که قطر هنوز موضعی برای بازگشایی سفارت خود در دمشق نگرفته و با ترکیه هماهنگ است. 

اما امارات فصل جدیدی در تاریخ سیاست جهان عرب از طریق بازگشایی سفارت خود در دمشق رقم زد و همان طور که گفته شد انگیزه اول امارات از نزدیکی به سوریه سیاست‌های ضدایرانی ابوظبی نیست بلکه ضدیت با اخوان المسلمین و قطر است که باعث شده است تا امارات تلاش کند دمشق را در محور خود قرار دهد. در واقع امارات می‌خواهد با قرار دادن دمشق در مدار خود یک جریان جدید منطقه‌ای علیه اخوان المسلمین ایجاد کند بویژه اینکه دولت سوریه هیچگاه رابطه خوبی با اخوان المسلمین و اخیرا با ترکیه نداشته است. در مرحله بعدی می‌توان گفت امارات از طریق بهبود روابط با دمشق به دنبال آن است تا از نفوذ ایران با تزریق پول – البته امیدواریم – این بار به شکل سازنده و غیرمخرب بکاهد. مناسبات درونی قدرت در جهان عرب هر چه باشد یک مسئله را هیچ وقت نباید فراموش کرد، آنها با ثروت‌های انبوه و پول‌های کلان خود نقش اساسی در ویرانی‌های سوریه داشتند بنابرین به همان اندازه و بلکه بیشتر باید پول تزریق کنند تا سوریه از نو ساخته شود. 

سه عامل باعث می‌شود تا گفت انگیزه‌های ضدایرانی این کشورها بویژه امارات نه تنها زیاد جای نگرانی ندارد بلکه حتی می‌تواند تبدیل به فرصت شود. لازم به گفتن نیست که روابط تهران و دمشق در طول چهل سال گذشته به ویژه در طول هفت سال اخیر نهادینه شده و در حدی تعمیق یافته که تفکیک این دو متحد در میادین نظامی و دیپلماتیک به سختی امکان پذیر است. همچنین یادمان نرود زمانی که بشار اسد در اوج فشار قرار داشت و نیروهای او پشت و سر هم شکست می‌خوردند حاضر نشد پیشنهادهای سنگین و وسوسه انگیز سعودی را به شرط قطع روابط با تهران قبول کند چه برسد به الآن که سران عربی برای دیدار با بشار اسد به صف می‌ایستند. 

عامل دوم استقلال دمشق است. بهبود روابط امارات و سوریه نشان خواهد داد برخلاف تبلیغات و پروپاگاندای رسانه‌های غربی و عربی بشار اسد تحت سلطه ایران قرار ندارد و مستقل عمل می‌کند. این مسئله به نوبه خود به سیاست عدم مداخله ایران در امور داخلی سایر کشورها را اعتبار قابل توجهی می‌دهد و نشان خواهد داد ایران به دنبال تحمیل اراده خود بر دوستان و متحدان نیست و هر گاه کمک لازم داشته باشند می‌توانند روی تهران حساب کنند در نتیجه بر قدرت جذب محور مقاومت افزوده خواهد شد و کشورهای بیشتری به سمت این محور متمایل خواهند شد. 

و در نهایت عامل سوم مهارت سیاست ورزی بشار اسد است. دمشق این ظرفیت و مهارت را دارد نقش موازنه دهنده و ظریفی در رقابت قطر و امارات بازی کند تا بتواند بخشی از پول لازم برای آبادسازی سوریه را زیرکانه تامین کند. اگر این مسئله تحقق یابد طبیعی است با توجه به عمق روابط تهران و دمشق انتظار داشت به نفع کشورمان تمام شود و در طول فرایند بازسازی سوریه که حداقل یک پروسه ده‌ ساله خواهد بود روابط جدیدی از مناسبات اقتصادی شکل خواهد گرفت که در آن ایرانیان نقش پیشتازی دارند. 

کلید واژه ها: امارات متحده عربیسوریه


( ۴ )

نظر شما :

مجید ۰۸ دی ۱۳۹۷ | ۲۱:۴۵
پیروزی با صبر وخون بدست امد.سرداران بی سر کجایید ببینید که دشمنان با سرهای افکنده به صف امده اند.