آمریکا به وعده‌اش برای کاهش ذخایر هسته‌ای عمل نکرد

پارادوکس هسته‌ای اوباما؛ از پراگ تا تهران

۲۰ خرداد ۱۳۹۵ | ۲۲:۳۰ کد : ۱۹۵۹۷۵۰ اخبار اصلی پرونده هسته ای
پذیرفتن خلع سلاح هسته‌ای به عنوان یک هدف ملی، سخنرانی‌های پرشور درباره بیهودگی جنگ هسته‌ای و توافق با ایران، مواردی هستند که تا حدی از دامنه انتقاد‌ها از اوباما کم می‌‌کنند.
پارادوکس هسته‌ای اوباما؛ از پراگ تا تهران

نویسنده: جان فیفر

دیپلماسی ایرانی: در میان تمام دستاورد ها و ناامیدی های مربوط به ریاست جمهوری باراک اوباما، سیاست تسلیحات هسته ای او از همه ناامیدکننده تر است. بله درست خواندید. رویکرد هسته ای اوباما مهم ترین میراث و همچنین برجسته ترین شکست دوران ریاست جمهوری او خواهد بود. اوباما در سال ۲۰۰۷ وعده «امید و تغییر» داد. پارادوکس سیاست تسلیحات هسته ای اوباما، آنجایی است که این سیاست جایی میان وعده های آرمانه گرایانه او گم می شود. برای مثال، سخنرانی اوباما را در دو مقطع در پراگ و هیروشیما در نظر بگیرید.

تنها چند ماه پس از آغاز ریاست جمهوری، پنجم آوریل ۲۰۰۹، اوباما در یک سخنرانی در پراگ از پذیرفتن اولویت خلع سلاح هسته ای استقبال کرد. سخنانش خیلی تند نبود اما برای نخستین بار بود که یک رئیس جمهور در مسند کار ایالات متحده متعهد می شد که کشورش از تسلیحات هسته ای کاملا پاک شود. البته اوباما برای این کار هیچ مهلت زمانی خاصی را مشخص نکرد.

سخنرانی اوباما شامل چندین موضوع می شد: حقوق بشر، اروپا، ناتو. اما بیشترین تاکیدش در این سخنرانی بر خطرات ناشی از تسلیحات هسته ای بود. اوباما گفت: «اگر معتقدیم که گسترش تسلیحات هسته ای غیرقابل اجتناب است، پس به نوعی پیش خود اعتراف کرده ایم که استفاده از تسلیحات هسته ای هم اجتناب ناپذیر است.» اوباما سپس این اجتناب ناپذیر بودن را به چالش کشیده و گفت: «امروز آشکارا و با اطمینان از تعهد آمریکا سخن می گویم، تعهد به جهانی عاری از تسلیحات هسته ای، همراه با آرامش و امنیت.»

در پس این سخنرانی، تغییرات عمیقی در درک تشکیلاتی ایالات متحده از تسلیحات هسته ای نهفته است. سابقا سنگ بنای سیاست امنیتی ایالات متحده گناه نابخشودنی استفاده از تسلیحات هسته ای برای حفظ توازن بود. اما اکنون کشورهای به اصطلاح سرکش و بازیگران پیش بینی ناپذیر غیردولتی وارد بازی هسته ای شده اند و لزوما قواعد مورد نظر پنج قدرت هسته ای (ایالات متحده، روسیه، چین، فرانسه و انگلیس) را رعایت نمی کنند. منع گسترش تسلیحات دیگر کافی نیست. حتی هنری کسینجر و جورج شولتز (به همراه سام نان و ویلیام پری)، بازهای جنگ سرد، هم معتقدند که خلع تسلیحات هسته ای به لحاظ جغرافیای سیاسی به نفع ایالات متحده بود. در واقع، آن ها دو سال پیش از سخنرانی اوباما در پراگ گام هایی را در این مورد برداشته بودند.

حال به سفر اخیر اوباما به هیروشیما بازگردیم. رئیس جمهوری ایالات متحده به پایان دوره دوم زمامداری خود نزدیک می شود و برخلاف نظر برخی از دولتمردان ژاپنی تصمیم می گیرد که به عنوان نخستین رئیس جمهوری که هنوز در مسند قدرت است از منطقه ای که برای نخستین بار در جهان از بمب هسته ای در آن استفاده شده، بازدید کند. ایالات متحده ششم اوت ۱۹۴۵ تنها یک بمب هسته ای بر فراز هیروشیما رها کرد و بیش از ۶۰ هزار نفر را فورا از میان برد (و بیش از ۷۰ هزار نفر نیز در سال های بعد بر اثر تششعات هسته ای جان خود را از دست دادند.) اوباما به صراحت گفته بود که در این سفر از اقدامات ایالات متحده عذرخواهی نخواهد کرد. گرچه محافظه کاران منتقد مانند جان بولتون این سفر رئیس جمهوری را بخشی از تور شرم آور عذرخواهی اوباما خوانده بودند.

باراک اوباما (این بار هم) در هیروشیما درخواست خود برای از میان بردن تسلیحات هسته ای و جلوگیری از گسترش مواد هسته ای را تکرار کرد. از سخنرانی پراگ تا هیروشیما، خط سیر باراک اوباما در تسلیحات هسته ای کاملا مشخص، منسجم و قوی بود. اما میراث باراک اوباما در زمینه تسلیحات هسته ای، تنها با شعارهای او تعریف نخواهد شد.

در بخش عملی، یکی از دستاوردهای او در سیاست خارجی، توافق هسته ای با ایران است. توافقی که در ازای کاهش تحریم های اقتصادی، برنامه های هسته ای این کشور را (تاحدی) محدود می کند. توافق «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) پیروزی دیپلماسی بر یک جنگ پیشگیرانه بود. اگرچه کنگره آمریکا هنوز شدیدا با آن مخالف است، اما این یک دستاورد قابل توجه است.

پذیرفتن خلع سلاح هسته ای به عنوان یک هدف ملی، سخنرانی های پرشور درباره بیهودگی جنگ هسته ای و توافق با ایران، مواردی هستند که تاحدی از دامنه انتقاد ها از اوباما کم می کنند. اما مساله این است که وزن انتقاد ها بیشتر است. با تهدیدهای جدی که نوع بشر در حال حاضر با آن مواجه است، از تغییرات جوی گرفته تا افراط گرایی سیاسی، از میان رفتن تهدید هولوکاست هسته ای به عنوان یک تهدید جدی در عصر حاضر، می تواند تسکین دهنده باشد. اما متاسفانه به نظر می رسد که رفع این تهدید عملی نیست و باراک اوباما هم به رغم سخنان تاثیرگذار و اقدامات گاه به گاهش، حداقل تا حدی در این مساله مقصر و مستحق سرزنش است.

دولت اوباما با معاهدات کنترل تسلیحات، گام بلندی را برای احیای روابط با روسیه برداشت. معاهده استارت جدید در ابتدا قرار بود که فقط مجموعه ای از طرح های کنترل تسلیحات باشد اما شمار کلاهک های استراتژیک هسته ای را که هر دو کشور ایالات متحده و روسیه می توانند نگهداری کنند از ۳۱ هزار کلاهک در اوج جنگ سرد به ۱۵۵۰ کلاهک کاهش داد. این به نظر خوب است. اما در گزارشی که اخیرا فدراسیون دانشمندان هسته ای منتشر کرده، آمده است که دولت اوباما کمتر از هر دولت پس از جنگ سرد آمریکا، ذخایر هسته ای را کاهش داده و این ‎ که شمار کلاهک های هسته ای که در سال ۲۰۱۵ برچیده شده، کمترین میزان در طول زمامداری اوباما بوده است. بر اساس اطلاعاتی که به تازگی منتشر شده، ذخایر کلاهک های هسته ای ایالات متحده ۴۷۵۱ کلاهک است که بسیار بیشتر از مقداری است که در پیمان استارت عنوان شده است.

همچنین باراک اوباما شاید در مورد توافق هسته ای با ایران موفق عمل کرد اما درباره کره شمالی شکست خورده است. دولت فعلی ایالات متحده در زمینه خلع سلاح هسته ای نیز عملکرد قابل قبولی نداشته است. دولت اوباما با برگزاری نشست های دو ساله در واشنگتن در سال ۲۰۱۰، سئول ۲۰۱۲، لاهه ۲۰۱۴، و بار دیگر واشنگتن در ۲۰۱۶ به جای تلاش برای ترغیب کشورهای دیگر به خلع سلاح هسته ای، بر روی تهدید تروریسم هسته ای و دور نگه داشتن مواد هسته ای از دسترس بازیگران بی مسئولیت تمرکز کرد. با این حال، در همین موارد نیز توفیق چندانی به دست نیاورده است. زمانی که دولت اوباما این فرصت را داشت تا از مساله ایجاد یک منطقه عاری از تسلیحات هسته ای در خاورمیانه حمایت کند، تسلیم فشارهای اسرائیل شد که یکی از قدرت های هسته ای این منطقه است.

هنری کسینجر و شولتز از خلع سلاح هسته ای حمایت می کردند چرا که معتقد بودند باید این تسلیحات را از دست دیوانگان دور نگه داشت. گمان همه این بود که افرادی چون کسینجر نگران دسترسی رهبران خارجی به تسلیحات هسته ای هستند، اما درباره روسای جمهور دیوانه آمریکایی چه؟ اگر ذخایر هسته ای باقی مانده در ایالات متحده به دست فردی چون دونالد ترامپف نامزد جنجالی جمهوری خواهان، بیفتد چه؟

هیلاری کلینتون، کاندیدای دیگر انتخابات ماه نوامبر که زمانی وزیر خارجه ایالات متحده بوده اگرچه سیاستمداری به مراتب محتاط تر است اما احتمالا حاضر به تعطیلی صنعت هسته ای آمریکا نخواهد شد. او یک سیاستمدار تمام عیار است که (در بهترین حالت) احتمالا رویکرد کلی هسته ای اوباما را حفظ خواهد کرد. در پایان این که اگر بخواهیم به عملکرد هسته ای اوباما امتیاز بدهیم باید بگوییم به اندازه کافی خوب نبوده است.

منبع: لوب لاگ/ ترجمه: تحریریه دیپلماسی ایرانی/۳۰

کلید واژه ها: سلاح هسته ایتوافق هسته ایباراک اوباما


نظر شما :