بازنگری در راهبرد بلند مدت آمریکا

نرمش سیاست آمریکا در قبال ایران برای مهار چین (قسمت اول)

۰۳ بهمن ۱۳۹۳ | ۰۱:۱۹ کد : ۱۹۴۳۴۳۵ اخبار اصلی آمریکا آسیا و آفریقا
سمیر تاتا در این مقاله، طرحی را به منظور حفظ برتری آمریکا از طریق مهار چین در قرن بیست و یکم مطرح می نماید.
نرمش سیاست آمریکا در قبال ایران برای مهار چین (قسمت اول)

نویسنده: سمیر تاتا[1]

مترجم: حامد ضرغامی

مقدمه مترجم – سمیر تاتا در این مقاله، طرحی را به منظور حفظ برتری آمریکا از طریق مهار چین در قرن بیست و یکم مطرح می نماید. از آنجایی که مقاله ای نسبتا طولانی است، در سه قسمت تنظیم شده است. در قسمت اول به راهبرد (احتمالی) اقتصادی چین به منظور سیطره بر آسیا، تغییر احتمالی ژئوپلیتیک ناشی از آن، منابع داخلی (احتمالی) و خارجی تامین انرژی چین، و مهار  چین از طریق قطع (و یا حداقل محدود سازی) ورود نفت خلیج فارس به منظور به خطر انداختن امنیت انرژی این کشور پرداخته می شود. در قسمت دوم مقاله، نقش هند و اندونزی برای اجرای طرح مذکور مورد بررسی قرار می گیرد و به نظر می رسد نویسنده بیشتر در تلاش است تا به واسطه این طرح، فضایی را برای ظهور قدرتمندتر هند در شرق آسیا فراهم نماید. در قسمت سوم، نویسنده به ایران و نقش یک توافق هسته ای با این کشور به منظور بهره گیری از موقعیت ایران در پیشبرد طرح فوق الذکراشاره می نماید. هر چند که طرح مهار چین به شکلی که نویسنده به آن می پردازد ممکن است واقع بینانه به نظر نرسد و نیاز به تحلیل بیشتر داشته باشد، اما خوانندگان محترم را با نمونه ای از نظریه پردازی های متخصصان آمریکایی آشنا می نماید.

ایالات متحده، ظرف دهه آینده، مجبور خواهد شد تا به موازات پرداختن به چالش حفظ برتری اش به عنوان یک قدرت جهانی در دنیای به شدت چند قطبی - که مرکز ثقل اش به سمت آسیا جابجا شده است - در راهبرد بلند مدت اش تجدید نظر نماید. این وظیفه، از جمیع جهات، دشوار است چرا که محدودیتهای مالی و اقتصادی ای که به واسطه بدهی تقریبا 16 تریلیون دلاری دولت فدرال - که معادل تقریبا 100% تولید ناخالص داخلی(GDP)(این کشور) است– و رکود اقتصادی تحمیل شده به آمریکا - که از زمان رکود اقتصادی بزرگ[2] ( در دهه منتهی به آغازجنگ جهانی دوم) عمیق ترین و طولانی ترین بوده است– این کشور را در حالیکه در صدد تجدید آرایش و کارآمد کردن منافع ملی حیاتی اش است و ضمنا منابع محدودی نیز دارد، با دشواری مبادلات تجاری مواجه می نماید.[3] هدف جامع امنیت ملی ایالات متحده باید کاملا روشن باشد. هدف، ایجاد موازنه و مهار چین در حال صعود و مصمم برای سلطه جویی بر آسیا، به عنوان قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی است.

هر چند که چین در یک خط مستقیم صعود نمی کند، اما مسیرش برای تبدیل به قدرت برتر شدن، واضح است.[4] نسخه قرن بیست و یکمی "اتحاد بزرگ توسعه مشترک شرق آسیا"[5] به مرکزیت چین در حال ظهور است.[6] چین، با پشت سرگذاشتن ژاپن در سال 2010، صاحب بزرگترین اقتصاد آسیا است.[7] این کشور بزرگترین شریک تجاری ژاپن، کره جنوبی، تایوان، استرالیا، هند، و 10 عضو انجمن کشورهای آسیای جنوب شرقی(آسه آن)[8] است. چین، بی تردید، موتور اقتصادی آسیا و در حال گرفتن جایگاه ژاپن و ایالات متحده اشت. بنا به گزارشهای برنامه ریزی دولت آمریکا، انتظار می رود که چین، بر حسب شاخص قدرت خرید[9] ( که  شاخص هزینه زندگی است)، با پیش بینی تولید ناخالص داخلی 17.2 تریلیون دلاری در قیاس با تولید ناخالص داخلی پیشبینی شده 17 تریلیون دلاری آمریکا، تا سال 2019، بزرگترین اقتصاد جهان شود.[10]

از منظر راهبردی، "پاشنه آشیل" چین وابستگی شدید این کشور به واردات انرژی خلیج فارس برای  رشد سریع اقتصادش است. خطوط مواصلاتی دریایی(SLOC)– که از تنگه هرمز در خلیج فارس آغاز می شود و به دریای عرب و اقیانوس هند می رسد، و از آنجا تاخلیج بنگال امتداد می یابد، و سپس از طریق تنگه مالاکا به جنوب دریای چین ختم می شود– که از طریق آن نفت و گاز وارداتی چین به وسیله نفتکش ها حمل می شود گلوگاه (انرژی) چین است. تقریبا تمام صادرات انرژی خلیج فارس به مقصد چین (و همچنین ژاپن، کره جنوبی، و تایوان) از این مسیر جریان می یابد. دو جایگزین مهم برای تنگه مالاکا، تنگه های سوندا[11]و لامبوک[12] در اندونزی هستند که شرق اقیانوس هند را به دریای جاوه، که تا جنوب دریای چین امتداد دارد، مرتبط می کنند. مسیر دیگر صادرات انرژی از بنادر عربستان در دریای سرخ (عمدتا بندر یَنبُع) آغاز می شود و به تنگه باب المندب در خلیج عدن امتداد می یابد، و سپس به دریای عربی و اقیانوس هند می رسد، و از آنجا به تنگه مالاکا، یا تنگه های سوندا و لامبوک ادامه پیدا می کند. پنج گلوگاه مهم – هرمز، باب المندب، مالاکا، سوندا، و لامبوک – و خطوط دریایی مرتبط کننده آنها توسط نیروی دریایی آمریکا کنترل می شوند.

اقتصاد و امنیت نظامی چین، به شکل اجتناب ناپذیری وابسته به امنیت انرژی این کشور هستند. چین، از سال 2000، وارد کننده مطلق گاز و نفت، و عمدتا از خلیج فارس، بوده است. چین در سال 2009، با مصرف سالانه 96.9 کوادریلیون[13] بی تو یو(BTU)[14] انرژی در قیاس با مصرف آمریکا، که 94.8 کوادریلیون بی تی یو(BTU) انرژی است، بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان شد.[15] این کشور، تا سال 2011، با واردات 2.5 میلیون بشکه نفت در روز( 26% کل نفت مصرفی چین، که 9.8 میلیون بشکه نفت در روز است) از منطقه، به عنوان بزرگترین وارد کننده نفت خلیج فارس، آمریکا را پشت سر گذاشت. واردات نفت آمریکا از خلیج فارس ( تا سال 2011) 1.8 میلیون بشکه در روز( 10% کل مصرف نفت آمریکا، که 18.8 میلیون بشکه در روز است) است.[16] در حقیقت، بیش از نیمی از نفت مصرفی آمریکا از سه کشور آمریکایی کانادا، ونزوئلا، و مکزیک وارد می شود که در این میان کانادا، مهمترین تامین کننده خارجی (نفت این کشور) است.[17]

اداره اطلاعات انرژی آمریکا(EIA)[18] پیشبینی می کند که تا سال 2030، واردات نفت چین از خلیج فارس، 75% کل نفت مصرفی این کشور را تشکیل خواهد داد. در مقابل، انتظار می رود که واردات نفت آمریکا به شدت کاهش یابد و تا سال 2030، تنها به 35% کل نفت مصرفی آمریکا برسد.[19] واضح است که برای چین، واردات نفت خلیج فارس، به مراتب مهمتر از اهمیت آن برای آمریکا است. بنابراین، اطمینان از دسترسی به نفت و گاز خلیج فارس برای چین، اهمیت بسزایی برای منافع ملی  حیاتی این کشور خواهد داشت. در مقابل، اولویت مهم راهبردی آمریکا، قطع دسترسی رقبای اش به منابع انرژی خلیج فارس خواهد بود. 

البته، چین، با داشتن منابع داخلی نفتی به میزان 20 میلیارد بشکه، و منابع گازی داخلی به میزان 107 تریلیون فوت مکعب، در جستجوی منابع نفتی و گازی که بتواند به شکل موثری، در حیاط خلوت خود بر آن کنترل داشته باشد، است.[20]

در شرق دریای چین، ذخایر نفت کم کیفیت، 60 میلیارد بشکه تخمین زده می شود، و ذخایرهمین نوع نفت، در جنوب دریای چین، تخمینا 11 میلیارد بشکه است.[21] عجیب نیست، که منابع بالقوه انرژی این منطقه (دریای چین)، موجب ادعاهای رقابتی شدیدی در میان کشورهای چین، ژاپن، کره جنوبی، ویتنام، و فیلیپین شده است. به هر حال، شرق و جنوب دریای چین باید به طور روشمند(سیستماتیک) مورد اکتشاف قرار بگیرند، و هنوز راه درازی تا توسعه میادین نفتی و گازی این منطقه، و تولید نفت و گاز آن در پیش است. در قیاس با آنچه که در بالا ذکر شد، ذخایر نفتی اثبات شده در عربستان، 263 میلیارد بشکه، و ذخایر نفتی ثابت شده ایران و عراق، مجموعا، حدود 252 میلیارد بشکه است.[22] بنابراین، از نظر چین، اهمیت راهبردی دسترسی به منابع نفتی و گازی خلیج فارس - حتی با (فرض) کنترل چین بر منابع نفتی و گازی شرق و جنوب دریای چین – به شکل جدی تغییری نکرده است.

اگر قرار است که ایالات متحده، موازنه موفقی با چین ایجاد نماید، باید بتواند امنیت انرژی چین را تهدید کند. در شکل آرمانی آن، ایالات متحده باید در موضعی باشد که بتواند، در صورت لزوم، تولید کنندگان نفت خلیج فارس را برای بستن شیر (نفت و گاز) و تامین نکردن گاز و نفت چین، متقاعد نماید. به علاوه، آمریکا باید بتواند راهبردهای ممنوعیت منطقه ای و ممانعت از دسترسی (به نفت و گاز) را در دو منطقه زیر به اجرا بگذارد:

  1. در شرق اقیانوس هند و خلیج بنگال، تنگه های مالاکا، سوندا، و لامبوک را مسدود نماید.
  2. در غرب اقیانوس هند و دریای عرب، مسیرکمانی بین باب المندب و تنگه هرمز را مسدود کند.

اندونزی، هند، و ایران، برای موفقیت راهبرد درازمدت تنظیم شده توسط آمریکا برای مهار چین، نقش فوق العاده مهمی دارند.

 

 


[1]Samir Tataاز تحلیلگران سیاست خارجی می باشد. وی، به عنوان تحلیلگر، در آژانس ملی اطلاعات زمین – فضا (National-Geospatial Intelligence Agency)، وابسته به وزارت دفاع آمریکا، مشغول به خدمت بوده است. نامبرده سابقا از دستیاران سناتور دموکرات کالیفرنیا، دایان فاینشتاین(Dianne Feinstein)، و پژوهشگر موسسه خاورمیانه، شورای آتلانتیک، و دانشگاه دفاع ملی بود.  تاتا مدرک کارشناسی خود را در روابط خارجی و تاریخ از دانشگاه ویرجینیا و مدرک کارشناسی ارشد را در امور بین المللی، از دانشگاه جورج واشنگتن دریافت کرده است.

 

[2]the Great Depression رکود جهانی اقتصاد در دهه منتهی به جنگ جهانی دوم می باشد. بازه زمانی این رکود در کشورهای مختلف متفاوت بود، اما در اکثر کشورها، در حدود سال 1930 آغاز شد و تا اواخر دهه 30 یا اواسط دهه 40 میلادی ادامه یافت. این رکود اقتصادی، طولانی ترین، عمیق ترین، و گسترده ترین رکود اقتصادی قرن بیستم است.  مورخان اقتصادی معمولا آغاز این دوره رکود را، سقوط قیمت های بازار سهام آمریکا در 29 اکتبر 1929، که به سه شنبه سیاه معروف شد، می دانند و برخی سقوط بازار سهام را معلول این رکود جهانی، و نه علت آن، می دانند. آنچه که مسلم است در این مقطع، تجارت بین المللی بیش از 50% سقوط کرد، و نرخ بیکاری در آمریکا به 25%، و در برخی کشورها به 30% افزایش یافت.  این رکود نه تنها صنایع سنگین را، بلکه مناطقی را که وابسته به اقتصاد کشاورزی بودند نیز تحت تاثیر قرار داد تا جایی که قیمت غلات تا حدود60% کاهش یافت.(م)

 

[3] برای اطلاع پیرامون مجموع بدهی های معوقه عمومی دولت آمریکا نگاه کنید به

 

US Department of the Treasury, Daily Treasury Statement, August 31, 2012, Table III-C, https://fms.treas.gov/fmsweb/viewDTSFiles?dir=a&fname=12083100.pdf

 

برای اطلاع درباره تولید ناخالص داخلی کل، رجوع کنید به

 

Bureau of Economic Analysis (BEA), National Income and Product Accounts, August 29, 2012,

http://www.bea.gov

 

[4] چین محتملا، تا سال 2050،  با یک انفجار در امنیت اجتماعی و پرداخت مقرری و حقوق بازنشستگی، مواجه خواهد شد. تلفیق دو اثر نرخ پایین باروری(1.56) و نسبت نامتقارن تولد نوزادان مذکر به مونث (1.18 به 1) به این معنی است "چین، بر خلاف سایر کشورهای توسعه یافته، پیش از آنکه ثروتمند شود، با جمعیت پیر مواجه خواهد شد." نگاه کنید به

 

Demography: China’s Achilles heel,” The Economist, April 21, 2012, http://www.economist.com

 “China’s population: The most surprising demographic crisis,” The Economist, May 5, 2011, http://www.economist.com

 

[5]Greater East Asia Co-Prosperity Sphereنخستین مرتبه توسط کیوشی میکی (Kiyoshi Miki) ، فیلسوف ژاپنی پیرو مکتب فلسفی کیوتو (Kyoto School) پی ریزی شد. نظریه این فیلسوف، بعدها مورد سوء استفاده نظام سالاران (میلیتاریست) ژاپنی قرار گرفت. وزیر خارجه وقت ژاپن ژنرال هاچیرو آریتا (Hachiro Arita) در نطق رادیویی خود با عنوان " شرایط بین المللی و موقعیت ژاپن" در 29 ژوئن 1940 به "اتحاد بزرگ توسعه مشترک آسیا" با محوریت ژاپن اشاره کرد. این اصطلاح یکی از محورهای تبلیغاتی دولت و ارتش ژاپن در عصر امپراتوری شووا (Showa) بود. در سند سری که تحت عنوان " بررسی سیاست جهانی به مرکزیت نژادی اماتو (نژاد اکثر ژاپنی ها)" در سال 1943 برای مقامات عالی رتبه دولت ژاپن تهیه شد به برتری نژاد ژاپنی ها بر سایر نژادهای آسیایی اشاره شده بود و از سیطره امپراتوری ژاپن بر تمام قاره آسیا سخن به میان آمده بود.  در هر صورت ارتش ژاپن از این نظریه به عنوان نسخه آسیایی دکترین مونرو یاد می کرد و هدف از آن تشکیل بلوک اقتصادی – فرهنگی ملت های آسیا به رهبری ژاپن بود.  نسخه آلمانی این دکترین، همان دکترین رایش سوم است که توسط آرتور مولر فن دنبروک(Arthur Moeller van den Bruck) در کتابش به همین نام مطرح شد و بعدها یکی از بنیان های فکری سیاست حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) را تشکیل داد.(م)

 

[6] نسخه اصلی و ژاپنی "اتحاد بزرگ توسعه شرق آسیا"، به منظور مبنای امپراتوری ژاپن، که  توسط نظام سالاران (میلیتاریست) ژاپنی در حال طراحی شدن بود، در اوت 1940، اعلام گردید. نگاه کنید به

 

Warren I. Cohen, East Asia at the Center: Four Thousand Years of Engagement with the World (New York: Columbia University Press, 2000), 352

 

[7] BBC News, “China overtakes Japan as world’s second biggest economy,” 14 February 2011,http://www.bbc.co.uk.

 

[8] Association of Southeast Asian Nations (ASEAN)

 

[9] Purchasing power

 

[10] US Energy Information Administration (EIA), “World gross domestic product (GDP) by region expressed in purchasing power parity, Reference case,” International Energy Outlook 2011, http://www.eia.gov.

 

[11]Sunda  Strait

 

[12]Lambok Strait

 

[13]Quadrillion در آمریکا و کانادا، برابر با 1 میلیون میلیارد یا به اصطلاح ریاضی، مساوی 10 به توان 15 می باشد. در بریتانیا 1 کوادریلیون برابر با 10 به توان 24 است. (م)

 

[14]British Thermal Unitواحد اندازه گیری انرژی سوخت در آمریکای شمالی و معادل 1055 ژول انرژی در دستگاه SI می باشد. هر 10000 بی تی یو انرژی، معادل 2.93 کیلو وات ساعت می باشد.(م)

 

[15] US Energy Information Administration, Table A1 “World total primary energy consumption by region, Reference case,” in International Energy Outlook 2011, http://www.eia.gov.

 

[16] برای اطلاعات بیشتر پیرامون کل واردات نفتی چین و مصرف نفت در این کشور رجوع کنید به

 

US Energy Information Administration (EIA), China: Country Analysis Brief, September 4, 2012, http://www.eia.gov

 

برای اطلاعات بیشتر پیرامون کل واردات نفتی آمریکا و میزان نفت مصرفی این کشور، رجوع کنید به

 

EIA, “Energy in Brief: How dependent are we on foreign oil?” July 13, 2012, http://www.eia.gov;

EIA, “Petroleum and Other Liquids: US Net Imports by Country,” August 30, 2012, http://www.eia.gov

 

[17] نگاه کنید به منبع بالا، خصوصا رجوع کنید به

 

“Energy in Brief: How dependent are we on foreign oil?”

 

[18] The US Energy Information Administration

 

[19] منبع بالا. برای جزئیات بیشتر پیرامون پیشبینی سقوط چشمگیر واردات نفت آمریکا رجوع کنید به

 

figure 114 “US net imports of petroleum and other liquids fall in the Reference case” in EIA, Annual Energy Outlook 2012,” June 25, 2012, http://www.eia.gov

 

[20] US Energy Information Administration, China: Country Analysis Brief, September 4, 2012, http://www.eia.gov.

 

[21] EIA, East China Sea: Analysis Brief, September 12, 2012, http://www.eia.gov; South China Sea: Analysis Brief, February 7, 2013, http://www.eia.gov.

 

[22] “2011 World Proved Reserves,” http://www.eia.gov.

 

کلید واژه ها: چینژاپنهندرکودآسیادریای چینآمریکا


نظر شما :