ما مصر جدید را نمی شناسیم

۳۱ فروردین ۱۳۹۲ | ۱۶:۲۹ کد : ۱۹۱۵۱۵۷ سرخط اخبار

 سید هادی خسروشاهی . رییس پیشین نمایندگی ایران در مصر
شرق: پس از پیروزی مردم مصر در قیام بر ضد دیکتاتوری 60ساله سرهنگ ها و سپس روی کار آمدن آقای محمد مرسی و اخوان المسلمین، انتظار همگان آن بود که روابط ایران و مصر به حالت طبیعی برگردد و سفارت ها در دو کشور با اعزام سفیر، فعال شوند، ولی در عمل، چنین نتیجه ای به دست نیامد... البته در این امر علل و عوامل گوناگون و متعددی دخیل بوده اند که بررسی همه آنها، در یک یادداشت کوتاه مقدور نیست، ولی علت العلل را می توان در دو نکته اساسی خلاصه کرد: نیاز مصر به دلارهای غربی و عربی و تضاد اساسی در مساله سوریه... غرب مستکبر و عرب مرتجع، درواقع به یک شرط حاضرند به مصر کمک کنند که اولا مساله کمپ دیوید را مورد تجدیدنظر قرار ندهد. ثانیا روابط کامل با ایران اسلامی نداشته باشد... مصر ورشکسته از لحاظ اقتصادی و مردمی با 50درصد زیر خط فقر، گویا چاره ای جز تسلیم نداشته است... و کمک های میلیاردی آل سعود و آل قطر! و دیگران در همین راستا انجام گرفته است...
از لحاظ سیاسی، علاوه بر اختلافات احتمالی، مساله سوریه برای «مصر اخوانی» از حساسیت خاصی برخوردار است و سخنرانی آقای مرسی در تهران، نشان دهنده موضع آنها در قبال حکومت فعلی سوریه بود به ویژه که طرف عمده «نزاع» در سوریه، نخست سازمان «اخوان المسلمین» آن منطقه بود که از زمان «حافظ اسد» آغاز شد - و با قتل عام اخوان در حماه و دیگر شهرها همراه شد - و در زمان بشار اسد هم تظاهرات مسالمت آمیز نخستین آنان، با سرکوب کامل روبه رو شد.
بی تردید نقشه های امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع عرب، در دامن زدن به این امر و مطرح کردن مساله اختلاف بین شیعه و سنی، آن هم متاسفانه در سطح وسیع، حتی الازهر، در سردی روابط، از سوی مصر آقای مرسی و اخوان، نقش اساسی را به عهده دارد.
مواجهه گروهی که خود را «سلفی» می دانند یا می نامند، با نمایندگی جمهوری اسلامی در مصر، ناشی از اشتباهاتی است که پس از پیروزی قیام مردم، از طرف بعضی از شیعیان عرب زبان خلیج فارس و عناصر داخلی همگام با آنها در مصر، رخ داد.
ساختن حسینیه در قاهره و اقامه مراسم عزاداری و سینه زنی و زنجیرزنی در آن و آغاز تبلیغ «تشیع» توسط برادران شیعه عرب خلیج فارس، باعث شد که نه تنها سلفی ها، بلکه شخصیت های معتدلی مانند شیخ احمد الطیب - شیخ الازهر - هم همراه عده ای دیگر از شیوخ، از «تبشیر شیعی»! و ضرورت مقابله با آن، سخن بگویند و از دیگر سو، سخنرانی ها و رهنمودهای الجزیره ای «شیخ فتنه» در دوحه - قطر، بر تحریک سلفی ها افزود... و نتیجه مقدماتی آن شد که دیدیم!
سفر چهارساعته آقای مرسی به تهران نشان دهنده نپختگی سیاسی وی در امور خارجی بود... دیدار شتابزده با شاه سعودی قبل از سفر، روی دیگر سکه نپختگی سیاسی بود و سخنرانی وی در اجلاس سران در تهران، که با تمجید از خلفای راشدین آغاز شد و با لزوم سرنگونی رژیم کنونی «علوی» سوریه پایان یافت، تکمیل کننده نپختگی ها بود که بعدها، با نوشتن نامه و اعزام هیاتی به تهران برای عذرخواهی توسط آقای رفاعه طهطاوی، مشاور عالی آقای مرسی، خواستند آن را «جبران» کنند.
میزان شناخت دستگاه های مسوول ما از مصر جدید و قدیم هم متاسفانه در سطح پایینی قرار دارد و عدم استفاده از نظریات کارشناسان امر، به این «عدم شناخت» کمک کرد و «مصر» را نگران ساخت و آن را در دور ماندن از ایران، تشویق کرد. موارد و نمونه های اشتباهات ایران در این راستا، متعدد و گوناگون است که در جای دیگری باید به آن پرداخت.
اصرار بر آغاز «گردشگری»؟ و اعزام «توریست»! به مصر، یکی از اشتباهات روشن دستگاه های ماست... اگر ما پایبند ارزش ها هستیم اعزام توریست برای بازدید از مراکز قدیمی و فرعونی مصر، گسترش چه نوع ارزشی است؟! اگر دولت مصر اجازه نمی دهد که ایرانیان به زیارت مسجد سیدنا الحسین(ع)، مسجد سیده زینب و سیده نفیسه در قاهره بروند - درحالی که غربی ها و اسراییلی ها حق بازدید از آنها را دارند - چه ضرورتی دارد که ما اجازه دهیم که مردم مسلمان ایران برای بازدید از مجسمه های عصر فرعونی عازم آن دیار شوند و بعد هم به رغم واکنش های منفی در مصر، باز بر استمرار امر، اصرار بورزیم؟
عنصر مذهب نیز در این رابطه، نقش اساسی دارد. مصر، مرکز فاطمی ها بود و شیخ الازهر - مرحوم شیخ محمود شلتوت - به «جواز تعبدیه مذهب شیعه» فتوا داد و تقریب بین مذاهب اسلامی را یک ضرورت نامید و این امر ادامه داشت تا اینکه قرضاوی، «شیخ فتنه از دوحه» راجع به تبشیر شیعی! هشدار داد و متاسفانه شیخ الازهر هم از او رهنمود گرفت. البته ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی که مهم ترین و موثرترین عنصر ادامه سلطه استعمار در منطقه خواهد بود، یک طرح قدیمی است که اکنون متاسفانه اجرا می شود.
حال باید پرسید که طرح ایران برای مقابله با توطئه ها چیست؟ و استراتژیست های ما چگونه می اندیشند؟ آیا نوشتن نامه ای غیرمنطقی با امضای چند نفر، پاسخگویی به طرح های دشمنان است؟... واکنش های شیخ الازهر به سخنان دوستان در قاهره و موضع گیری رهبری اخوان المسلمین و حتی هواداران انقلاب اسلامی ایران در مصر - مانند دکتر فهمی هویدی - و سخنان بعضی دیگر از دوستان در ایران، نشان می دهد که متاسفانه بهره نگرفتن از توصیه ها و هشدارهای کارشناسان ارشد در داخل کشور، نتایج معکوسی خواهد بخشید.
هرگونه موضع گیری مصر در برابر ایران بی تردید در کشورهای عربی و آفریقایی می تواند تاثیرگذار باشد... ما باید سعی کنیم که با نامه های غیرمفهوم یا مصاحبه ها و اظهارات و اقدامات نسنجیده خود، آن را از خود «دورتر» نسازیم! هذه تذکره لمن یتذکر!

کلید واژه ها: مصرمتاسفانهمرسیالازهراعزامشیخ الازهرسوریهآقای مرسیعرباخوان


نظر شما :