رقابت بین جنگ‌طلب و جنگ‌طلب‌تر در جریان است

راستگرایی در اسرائیل، نقش نتانیاهو و تاثیرات آمریکا

۱۰ آبان ۱۴۰۵ | ۱۶:۰۰ کد : ۲۰۴۱۰۴۸ اخبار اصلی خاورمیانه
مرتضی شربیانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: در واقع  انتخابات اسرائیل عملا به رقابتی بین جنگ‌طلب و جنگ‌طلب‌تر تبدیل شد که در آن  تقریبا هیچ کسی طرفدار تشکیل دولت مستقل فلسطینی نبود.
راستگرایی در اسرائیل، نقش نتانیاهو و تاثیرات آمریکا

نویسنده: مرتضی شربیانی، کارشناس سیاسی و بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: فرایند برگزاری انتخابات اسرائیل و نتایج نهایی آن هر چند بحث هایی را در رابطه با آینده حضور نتانیاهو در ساختار قدرت و شکل دولت و روند سیاسی آتی اسرائیل پدید آورد اما تردیدی نیست که نتایج این انتخابات  ثابت کرد که جامعه اسرائیل با شدتی بیش از آنکه قبلا تصور می رفت به سمت راست گرایش داشته است. در واقع  انتخابات اسرائیل عملا به رقابتی بین جنگ‌طلب و جنگ‌طلب‌تر تبدیل شد که در آن  تقریبا هیچ کسی طرفدار تشکیل دولت مستقل فلسطینی نبود و در بین تمام گرایش های صهیونیستی که در این انتخابات موفق به کسب کرسی در کنست شدند، تنها حزب دمکرات به رهبری یائیر گولان بود که به صورتی کم رنگ از صلح و ایجاد کشور فلسطینی حمایت میکرد. این در حالی بود که پرونده نسل‌کشی در غزه و متهم شدن نتانیاهو در دیوان کیفری بین المللی به نسل‌کشی هیچ تبلور موثر و آشکاری در فرایند مبارزات انتخاباتی نداشت. در این راستا نگاهی به روند تحرکات سیاسی و اجتماعی جامعۀ اسرائیل در سه دهه اخیر نشان می دهد که فرایند تقویت جریان های راستگرا در بستری تاریخی – اجتماعی شکل گرفته که ریشه های ان را می توان ابتدا در آمریکا و سپس در اسرائیل پی گرفت.

در دهۀ ۹۰ میلادی، آمریکا با ادامۀ سیاستی که در دوران جنگ سرد پیگیری می کرد از روند صلح بین اسرائیل و فلسطین حمایت می کرد. این روند با برگزاری کنفرانس صلح مادرید در دولت جرج بوش پدر آغاز شد و در دولت دمکرات بیل کلینتون تداوم یافت و در نهایت به ایجاد تشکیلات خود گردان فلسطین در سال ۱۹۹۴ انجامید. قرار بود فرایند سیاسی و دیپلماتیک صلح با مذاکرات عرفات رهبر ساف و باراک نخست وزیر اسرائیل به پایان برسد. اما شکست این مذاکرات و متعاقب آن آغاز انتفاضۀ الاقصی، میزان خشونت در سرزمینهای اشغالی را بالا برد که  این وقایع چپگرایان حاکم در اسرائیل را بی اعتبار کرد و موجب شد آریل شارون رهبرحزب راستگرای لیکود با شعار مخالفت با روند صلح در مارس ۲۰۰۱ به قدرت برسد. 

اما در کنار روندی که در دهه ۹۰ در ساختارهای رسمی قدرت آمریکا در جریان بود، روند ایدئولوژیکی در جامعۀ سیاسی آمریکا آغاز شد که به نظر می رسد تاثیر آن بر آینده اسرائیل بیشتر از تحرکات اجتماعی و سیاسی داخلی این کشور بوده است. دراین دهه گروهی پرنفوذ از پروتستان های بنیادگرای آمریکایی که تحت عنوان کلی مسیحیان انجیلی (اوانجلیست ها) شناخته می شدند. دامنه فعالیت خود راگسترش داده و سازماندهی منسجمی را برای تبلیغ باورهای خود از طریق رسانه های جدید وتاثیرگذاری جدی درفضای سیاسی و ارکان قدرت در آمریکا سامان دادند.آنها در کنار تلاش جهت نشرگسترده افکار خود از طریق رسانه های جدید، شبکه کلیساهای خود را به یک سازمان رای برای تاثیرگذاری بر انتخابات تبدیل نمودند.حزب جمهوری خواه با توجه به دیدگاه های محافظه کارانه و مذهبی حاکم بر آن، سالها بود که متحد طبیعی گروه های مذهبی به شمار می رفت. اما توان سازماندهی و سازمان رای اوانجلیست ها، به ویژه نقش آنان در پیروزی حزب جمهوری خواه در انتخابات کنگره آمریکا در سال ۱۹۹۴، موجب شد که نفوذ این فرقه مذهبی در ارکان اصلی حزب جمهوریخواه نقویت شده به تدریج تعداد قابل توجهی از اوانجلیست ها، به رده های بالای ارکان قدرت در حزب جمهوری خواه صعود کردند. در این میان اعتقادات آخرالزمانی این مسیحیان مبنی بر ظهور حضرت مسیح در فلسطین و یکسان دانستن اسرائیل ذکر شده در کتاب مقدس با کشور فعلی اسرائیل موجب همفکری آنها با گروه های افراطی و راستگرای صهیونیست شد. در این چارچوب سیاست خاورمیانه ای حزب جمهوریخواه همسانی قابل توجهی با افراطی ترین گروه های راستگرا در اسرائیل پیدا کرد به نحوی که پس از روی کار آمده جرج بوش پسر، عملا حمایت از ایجاد کشور مستقل فلسطینی از برنامه سیاستی جمهوری خواهان حذف شد. 

در واقع در سال ۲۰۰۱ از یک طرف شارون با وعدۀ مخالفت با روند اسلو و ایجاد امنیت در اسرائیل به قدرت رسید و از طرف دیگر گروه‌ها و تفکراتی در ایالات متحده تقویت شدند که افکاری افراطی تر از شارون در حوزۀ روابط فلسطینیان و اسرائیل داشتند. شارون با سرکوب شدید مبارزین فلسطینی و انجام اقداماتی همچون ایجاد دیوار حائل امنیتی، شرایط امنیتی اسرائیل را بهبود بخشید و این در حالی بود که در جهان تک قطبی آن روزگار، دولت جمهوری خواه جرج بوش بدون هر گونه نگرانی و پرده پوشی به حمایت از اسرائیل ادامه داد. در نتیجه این فرایند مقبولیت راستگرایان در اسرائیل افزایش یافت و سیاستمداران ارشد این نحلۀ سیاسی تشویق شدند که مواضع تند تری در برابر فلسطینیان اتخاذ نمایند تا جایی که بدنۀ حزب لیکود با امتیازهای حداقلی شارون برای صلح با فلسطینیان مخالفت نمود و او مجبور شد از این حزب کناره گیری کرده حزب کادیما را تشکیل دهد.در این راستا هر چند کاریزما و اعتبار شارون موجب شد که او بتواند همچنان نخست وزیر بافی بماند اما با سکته شارون در ژانویۀ ۲۰۰۶ حزب کادیما در انتخابات سال ۲۰۰۹ شکست خورد و از آوریل ۲۰۰۹ با رسیدن نتانیاهو به نخست وزیری دوران جدیدی از راستگرایی در تاریخ اسرائیل آغاز شد. 

نتانیاهو به عنوان سیاستمداری به شدت افراطی و آشکارا ضد فلسطین اما بسیار باهوش، کاریزماتیک و فریب کار روند سازش و حتی مذاکره با فلسطینیان را متوقف کرد و با اقداماتی همچون گسترش شهرکهای یهودی نشین و حمایت بی قید و شرط از خشونت های ساکنان این شهرک ها در برابر مردم کرانه باختری و ایجاد محدودیت های شدید برای تردد فلسطینیان، امنیت سرزمین های اشغالی را ارتقا بخشیده، فضای سیاسی اسرائیل را هرچه بیشتر به سمت راست افراطی سوق دهد. این در حالی بود که موفقیت نتانیاهو و حمایت قابل توجه از او در آمریکا موجب شد که به تدریج تغییراتی در ترکیب جمعیتی اسرائیل به نفع گروه های راستگرا ایجاد شود چرا که فضای سیاسی تنش آلود اسرائیل و جنگ های دائمی با فلسطینیان فضا را برای طبقه متوسط شهری اسرائیل مشکل کرد و موجب شد که  بخش هایی از این گروه های اجتماعی که اصولا رویکردی روشنفکرانه و لیبرال داشتند به تدریج از اسرائیل مهاجرت کنند. این موضوع در کنار رشد سریع جمعیت  یهودیان ارتودکس و افزایش وسعت و جمعیت یهودیان ساکن در شهرک های یهودی نشین، فضای سیاسی اسرائیل را به سمت نوعی راستگرایی افراطی آمیخته با نژاد پرستی یهودی سوق داد. 

این در شرایطی است تحرکات اسرائیل در سال ها حضور نتانیاهو در قدرت و به ویژه پس از بازگشت دوباره جمهوریخواهان به کاخ سفید با رهبری دونالد ترامپ، شکلی تهاجمی به خود گرفته و رهبران اسرائیل تلاش کردند با پاک کردن صورت مسئلۀ فلسطین، زمینه را برای تثبیت حضور و تسلط اقتصادی، سیاسی این کشور بر منطقۀ آسیای غربی فراهم آورند و در این میان آمریکا نیز با تشدید فشار بر ایران، حذف فلسطینیان از معادلۀ اعراب و اسرائیل  و ارائۀ طرح هایی همچون "معاملۀ قرن" در جهت تقویت و تسهیل تلاش های اسرائیل گام برداشت تا جایی که پس از انتشار سند "استراتژی امنیت ملی آمریکا" در سال ۲۰۲۵، اغلب تحلیل ها از قصد ایالات متحده به خروج از خاور میانه و سپردن نقش امنیتی خود به اسرائیل سخن گفتند. 

در این راستا هرچند حمله هفتم اکتبر و تبعات گسترده آن همچون جنگ غزه، تضعیف حماس، عملیات امنیتی نظامی اسرائیل در لبنان،  متلاشی شدن ساختار رهبری و آسیب جدی به بدنۀ حزب الله، تقویت جو منفی بر علیه اسرائیل در اروپا و آمریکا، محکومیت اسرائیل در نهادهای بین المللی حقوق بشر و در نهایت ناکامی حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در جنگ ۴۰ روزه، تغییراتی را درمعادلات تثبیت شده پیشین پدید آورده، اما فرایند انتخابات اسرائیل و نتیجۀ آن نشان داد تحولات در بافت سیاسی اسرائیل بیشتر ازآنی است که بتوان با خوشبینی به استقبال تحولات دراین کشور رفت و به نظر می رسد لازم است همچنان تحرکات امنیتی، نظامی و سیاسی در کشورمان به نحوی تدوین گردند که امکانات لازم برای پدید آوردن چشم اندازی از شکست در جامعۀ سیاسی و افکار عمومی اسرائیل دور از دسترس نباشد.

کلید واژه ها: مرتضی شربیانی اسرائیل انتخابات اسرائیل بنیامین نتانیاهو دولت بنیامین نتانیاهو تشکیل دولت افراطی دولت تندروی اسرائیل جنگ طلب


نظر شما :