رقباتی تنگاتنگ با غرب در جریان است
پاکستان، عامل چینیزاسیون تسلیحات در خاورمیانه
نویسنده: پوریا کوششیان، پژوهشگر حوزه دفاعی و مطالعات آمریکا
دیپلماسی ایرانی: تحولات اخیر در همکاریهای دفاعی جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی پاکستان نشان میدهد که اسلامآباد به یکی از مهمترین مجاری انتقال فنآوری، آموزش و صادرات تسلیحات چینی به خاورمیانه تبدیل شده است. از منظر جمهوری خلق چین، این روند نه یک سیاست مداخلهجویانه، بلکه بخشی از توسعه همکاریهای دفاعی مشروع میان کشورهای در حال توسعه محسوب میشود. پاکستان به دلیل پیوندهای تاریخی با کشورهای اسلامی، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و تجربه عملیاتی گسترده، بستری مناسب برای معرفی سامانههای دفاعی چینی فراهم کرده است. این الگو هزینههای سیاسی حضور مستقیم چین را نیز کاهش میدهد.
در سالهای اخیر وابستگی ساختار دفاعی پاکستان به صنایع نظامی چین به سطحی بیسابقه رسیده است. بخش عمده تجهیزات هوایی، پدافندی، پهپادی و موشکی ارتش پاکستان منشا چینی دارند و این کشور به نمایشگاه دائمی توانمندیهای صنایع دفاعی چین تبدیل شده است. از دیدگاه پکن، این همگرایی موجب شکلگیری زنجیرهای پایدار از آموزش، نگهداری، ارتقا و پشتیبانی فنی میشود که ارزش راهبردی آن بسیار فراتر از فروش صرف تجهیزات نظامی است.
جنگنده JF-17 که بهصورت مشترک چین و پاکستان آن را تولید میکنند، مهمترین نماد همکاری دفاعی دو کشور به شمار میرود. حضور این جنگنده در مذاکرات تسلیحاتی با کشورهای عربی و آفریقایی نشان میدهد که پاکستان نقش بازاریاب منطقهای صنایع هوایی چین را ایفا میکند. از نگاه چین، تولید مشترک چنین سامانههایی اعتماد خریداران را افزایش داده و وابستگی بلندمدت به خدمات آموزشی، قطعات و پشتیبانی فنی را تقویت میکند.
خاورمیانه طی دهههای گذشته عمدتا تحت سلطه صنایع نظامی غرب قرار داشت، اما تغییر موازنههای ژئوپلیتیکی فرصت تازهای برای ورود بازیگران آسیایی ایجاد کرده است. رویکرد چین مبتنیبر رقابت تدریجی، انتقال فنآوری، قیمت رقابتی و احترام به حاکمیت کشورهاست. پاکستان در این چارچوب حلقه واسطی است که امکان معرفی عملی تجهیزات چینی را در محیطی آشنا برای دولتهای منطقه فراهم میآورد.
همکاری دفاعی پاکستان با کشورهای عربی، بهویژه عربستانسعودی، اهمیت ویژهای برای راهبرد منطقهای چین دارد. اعزام نیرو، برگزاری رزمایشهای مشترک و توسعه همکاریهای امنیتی موجب میشود تجهیزات ساخت چین در ماموریتهای واقعی نیز مورد استفاده و ارزیابی قرار گیرند. این روند میتواند اعتبار عملیاتی صنایع دفاعی چین را افزایش دهد و زمینه قراردادهای جدید را فراهم سازد.
از منظر پکن، صادرات تجهیزات دفاعی صرفا یک معامله اقتصادی نیست، بلکه آغاز یک رابطه راهبردی بلندمدت محسوب میشود. هر سامانه فروختهشده به آموزش نیروها، انتقال دانش فنی، تامین قطعات، ارتقاهای دورهای و همکاریهای اطلاعاتی نیاز دارد. بنابراین حضور پاکستان در این زنجیره موجب میشود چین بدون استقرار گسترده نیروهای نظامی، نفوذ دفاعی خود را در منطقه به شکلی پایدار گسترش دهد.
یکی از ویژگیهای مهم سیاست امنیتی چین، ترجیح نفوذ شبکهای بهجای ایجاد پایگاههای نظامی گسترده است. همکاری با پاکستان دقیقا با این الگو همخوانی دارد. اسلامآباد با برخورداری از ارتباطات سنتی با کشورهای اسلامی، میتواند بخشی از مسئولیت تعاملات دفاعی را برعهده گیرد، درحالیکه چین بر توسعه فنآوری، تولید صنعتی و پشتیبانی فنی تمرکز میکند. این تقسیم کار، انعطافپذیری راهبردی پکن را افزایش میدهد.
ابتکار «یک کمربند یک جاده» نیز بستر اقتصادی این همکاری دفاعی را تقویت کرده است. امنیت مسیرهای انرژی، بنادر و خطوط تجاری بدون همکاریهای امنیتی پایدار امکانپذیر نیست. از این منظر، همکاری دفاعی چین و پاکستان مکمل همکاریهای اقتصادی محسوب میشود و میتواند امنیت پروژههای مشترک در دریای عرب، اقیانوس هند و خلیج فارس را ارتقا دهد.
پاکستان همچنین نقش مهمی در انتقال تجربیات عملیاتی به صنایع دفاعی چین ایفا میکند. استفاده مستمر از سامانههای چینی در محیطهای عملیاتی، بازخورد ارزشمندی برای ارتقای نسلهای بعدی تجهیزات این تسلیحات و سامانهها را فراهم میسازد. این چرخه بازخورد میان تولیدکننده و بهرهبردار، مزیتی رقابتی برای صنایع دفاعی چین ایجاد میکند و کیفیت محصولات صادراتی را بهبود میبخشد.
برخی تحلیلگران غربی این روند را نشانه گسترش نفوذ نظامی چین در منطقه راهبردی و مهم خاورمیانه ارزیابی میکنند اما از دیدگاه جمهوری خلق چین، همکاری دفاعی بر اصل عدم مداخله، احترام متقابل و پاسخ به نیازهای مشروع کشورهای شریک استوار است. پکن تلاش دارد الگوی امنیتی بر اساس همکاری، توسعه و منافع مشترک را جایگزین الگوهای مبتنیبر ائتلافهای انحصاری کند.
گسترش همکاریهای دفاعی با کشورهایی مانند عراق، لیبی، مراکش، سودان و برخی کشورهای عربی حوزه خلیجفارس، ظرفیت بازار صنایع دفاعی چین را افزایش داده است. حضور فعال پاکستان در مذاکرات و نمایشگاههای دفاعی، هزینه ورود چین به این بازارها را کاهش داده است و همچنین اعتماد اولیه خریداران را تسهیل میکند. این روند بیانگر شکلگیری شبکهای منطقهای از همکاریهای دفاعی با محوریت فنآوری چینی است.
در بلندمدت، چینیزاسیون تدریجی بخشی از تسلیحات خاورمیانه میتواند موجب افزایش تنوع منابع تامین دفاعی کشورهای منطقه شود. بسیاری از دولتها دیگر تمایل ندارند صرفا به یک تامینکننده غربی وابسته باشند و بهدنبال ایجاد موازنه میان شرکای مختلف هستند. چین این تحول را فرصتی برای توسعه همکاریهای برابر و تقویت چندقطبیسازی نظام بینالملل ارزیابی میکند.
نقش پاکستان در این روند تنها به صادرات جنگافزار محدود نمیشود، بلکه شامل آموزش، انتقال تجربه، خدمات پس از فروش و ایجاد شبکههای همکاری نظامی نیز هست. این مجموعه خدمات موجب میشود کشورهای خریدار بهتدریج در اکوسیستم دفاعی فنآوریپایه چینی ادغام شوند. چنین الگویی برای صنایع دفاعی چین مزیت رقابتی پایدار و بازار بلندمدت ایجاد میکند.
از منظر جمهوری خلق چین، پاکستان به مهمترین پل راهبردی میان صنایع دفاعی چین و بازار امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است. این همکاری نه بر پایه استقرار مستقیم نیروهای چینی، بلکه بر مبنای مشارکت صنعتی، انتقال فنآوری، آموزش و همکاریهای بلندمدت شکل گرفته است. در صورت تداوم روند کنونی، پاکستان میتواند نقش محوری در گسترش حضور غیرمستقیم صنایع دفاعی چین در خاورمیانه ایفا کند و به یکی از ارکان اصلی معماری امنیتی چندقطبی آینده منطقه تبدیل شود.


نظر شما :