واقعیت‌های تاریخی قابل انکار نیستند

کابینه ترامپ و جنگ تمدنی؟

۲۱ مهر ۱۴۰۵ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۴۰۸۳۵ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
ذوالفقار صادقی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: مارک روبیو با تمسک به تاریخ مشروعیت سازی می‌کند و ترامپ وقیحانه از محو تمدن ایران حرف می‌زند، اما یادشان رفته که تاریخ تمرین دیدن روندهاست و نه وقایع و با این موضع‌گیری‌ها ناخواسته کمک می‌کنند تا مردم ایران حافظه جمعیشان را بازیابی کنند که علت تسخیر آتن خوی تجاوزگری ایرانیان نبوده است، حاصل توطئه و ایجاد آشوب در بخشی از غرب امپراتوری هخامنشی بوده و سزای آن کمتر از نابودی توطئه‌گران نمی‌توانست باشد.
کابینه ترامپ و جنگ تمدنی؟

نویسنده: ذوالفقار صادقی، سرهنگ بازنشسته، نویسنده و کارشناس ارشد مسائل نظامی

دیپلماسی ایرانی: اظهار نظر در خصوص جنگ و در زمانی که کشور مورد هجوم بیگانه قرار گرفته است، ظاهری آسان و صبغه‌ای تعصب‌آمیز دارد و چاره‌ای از آن نیست که در انتخاب واژه‌گان و سوگیری جملات نباید باعث خالی شدن دل مدافعان و تردید جنگجویان شد و یا مورد سوء استفاده دشمن در روایت سازی قرار گیرد. سخت است، چرا که  پوشانیدن واقعیات، توهم فروشی نیز نه تنها کمکی به مدافعین نمی‌کند که کمکی است غیر مستقیم به دشمن! به نظر می‌رسد، یکی از راهکارهای مؤثر؛ تطبیق فرایندهای تاریخی مسئله در شناخت دشمن و جست‌وجو و نشان دادن ماهیت جنگ از زبان بدخواهان و دشمنان این سرزمین خواهد بود. به همین خاطر جست‌وجوی واژگان اصلی از دل هزاران واژه‌ی متناقض کابینه جمهوری‌خواه آمریکا و به‌خصوص رئیس جمهور خودشیفته این کشور، می‌تواند راهگشا باشد.

در پایان جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه شرق، ساموئیل هانتینگتون در نظریه‌ای از وقوع جنگ  تمدن‌ها خبر داد، کسی در عالم سیاست آن را جدی نگرفت کسی باور  نمی‌کرد در قرن بیست ویکم و در عصر اطلاعات و دانایی و در عصری که صدای طبل حقوق بشری غرب گوش فلک را کر کرده است، چنین اتفاقی رخ خواهد داد. این نظریه با نضج گرفتن راست افراطی در غرب و قدرت یابی جنبش ماگا به رهبری دونالد ترامپ چهره‌ی بی‌روتوش غرب را نشان داد و وارد فاز عملیاتی شد.

رئیس جمهور خودشیفته آمریکا در انعکاس رؤیای آشفته ذهنی خود بارها از نابودی تمدن ایران سخن گفت، تا حدی که جدی گرفتن مطلب مشکل می‌نمود ولیکن، سخنان وزیر امور خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی آمریکا در آتن (مرکز تمدن غرب) که در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۵ مهر ۱۴۰۵) از جدی بودن نیت ترامپ حکایت داشت! روبیو در سخنانی از هخامنشیان و این‌که معابد را غارت کرده‌اند، زیارتگاه‌ها را سوزانده‌اند و آکروپلیس را با خاک یکسان کرده‌اند... و با اشاره به تجاوز نظامی علیه ایران، ایرانیان را وارثان هخامنشیان معرفی کرد و خواست برای تجاوز نظامی و ادامه جنگ علیه ایران مشروعیت تاریخی درست کند و به این شیوه سیاستمداران و نظامیان غربی ناهمسو با آمریکا را با عوام رو در رو و به اتحاد علیه ایران مجبور کند! ولیکن، روبیو یادش رفته است که تمسک به بقایای مثله شدۀ باستانی را پترارک   با ورود غرب به رنسانس درخاک مدفون کرده‌اند. روبیو ناخواسته از ناکامی پنتاگون نشینان سخن گفته و ناخواسته بر سخنان آیزنهاور در اهمیت مردمان و سرزمین و تمدن ایران صحه گذاشته و از ناکامی غرب در تکرار کودتای ۲۸ مرداد عصبانیت خود را نشان داده و یا خود را برای انتخابات آتی آماده می‌کند!  به راستی  تاریخ چگونه تکرار می‌شود؟

از میان تناقضات فراوان و ظاهری رئیس جمهور آمریکا می‌توان به دو مورد تاریخی مرتبط با بحث نیز اشاره کرد؛ یکی در زمان اعزام ناوگان نظامی قبل از جنگ رمضان و دیگری بعد از آتش‌بس. او در حین تقویت نظامی و اعزام ناوهای هواپیمابر گفت؛ یک «آرمادا» Armada به سمت ایران در حال حرکت است؟ آرمادا، اصطلاحی است ابداعی مربوط به قرن شانزده میلادی و زمان سیادت دریایی و امپراتوری اسپانیا، تنها کشوری که به روش عدم تقارن با این قدرت جهانی مقابله می‌کرد، بریتانیا بود، امپراتوری اسپانیا برای سرکوبی و مطیع کردن آن نیروی دریایی مجهزی به سمت آن گسیل داشت و آن را آرمادا نامید، مقاومت انگلستان را به جعبه پاندورا تشبیه کردند که باعث ناکامی آرمادا شد، ناکامی‌ای که نکته آغاز اضمحلال امپراتوری اسپانیا و سر بر آوردن امپراتوری بریتانیا شد؟ و حال، ترامپ ناخواسته باعث تکرار تاریخ می‌شود، آغاز فروپاشی امپراتوری وحشی آمریکایی و شکوفایی سرزمین اهورایی با مردمان نجیب؟

مطلب دومی که ترامپ در بعد از آتش‌بس  و در خصوص مسئله ایران طرح کرد، گفت؛ مشکل ما با ایران به ۵۱ سال پیش باز می‌گردد؟ یعنی حدود سال ۱۳۵۳، یعنی زمانی که حکومت محمدرضا شاه پهلوی در مسیر شکوفایی و قدرت یابی بوده است، به راستی چرا باید حکومتی که متحد غرب و آمریکا درمنطقه غرب آسیا و عنوان ژاندارمی را داشت برای آمریکا مشکل ساز باشد؟ باید ریشه‌ها آن را مربوط به قطعنامه ۳۳۷۹ سازمان ملل و جنگ‌های اعراب و اسرائیل و نقش ایران دانست که رژیم صهیونی را در کنار رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و نامشروع معرفی کرده است و در آن ایرانیان سیادت اسرائیل را با  همه ارتباطی که داشتند برنمی‌تابیدند؟! زنگ خطری که غرب را علیه ایران در شیبی ملایم وارد کرد! و حال، در روایت سازی خود را مدافع ایران و مخالف جمهوری اسلامی و نجات مردم ایران را باعث تجاوز معرفی می‌کنند!!

مارک روبیو با تمسک به تاریخ مشروعیت سازی می‌کند و ترامپ وقیحانه از محو تمدن ایران حرف می‌زند، اما یادشان رفته که تاریخ تمرین دیدن روندهاست و نه وقایع و با این موضع‌گیری‌ها ناخواسته کمک می‌کنند تا مردم ایران حافظه جمعیشان را بازیابی کنند که علت تسخیر آتن خوی تجاوزگری ایرانیان نبوده است، حاصل توطئه و ایجاد آشوب در بخشی از غرب امپراتوری هخامنشی بوده و سزای آن کمتر از نابودی توطئه‌گران نمی‌توانست باشد. سخنان روبیو را می‌توان این‌گونه نیز تفسیر کرد که ایرانیان پاسخ تجاوز به کشورشان را به سختی خواهند داد و ترس وجود تیم توطئه‌گر کاخ سفید را گرفته باشد.

روبیو، وقتی از تاریخ شاهدی ناقص می‌آورد باید بداند که تاریخ توهم استثناگرایی را می‌شکند که ترامپ تمدن آمریکا را استثنایی فرض می‌کند. یادش رفته که تاریخ آینده را پیش‌بینی نمی‌کند اما چاله‌ها و قله‌های پیش روی مدعیان را لو می‌دهد، اگر به تاریخ استناد می‌کنیم باید بدانیم که هر روایت را در بستر خلق آن بفهمیم تا بتوانیم امروزمان را تحلیل کنیم، کاخ‌نشینان آمریکا تاریخ ایران و توهمات خود را چگونه تحلیل کرده‌اند؟ حواله دادن روبیو به تاریخ درس دیگری برای ایرانیان امروز نیز دارد و آن نخواندن تاریخ از وسط است تا به سندرم استکهلم دچار نشوند.
   
این‌که قدرت نظامی ایالات متحده در رده اول حرفه‌ای‌گری قرار دارد حرفی نیست، این‌که اقتصاد آمریکا فاصله قابل توجهی از رقبایش دارد بحثی نیست و این‌که بر رسانه‌ها مسلط است و یا توان ائتلاف سازی سیاسی‌اش کم‌نظیر است شکی در آن نیست و همه را می‌توان با شاخص‌هایی در اِعمال خصم علیه کشورمان برشمرد امّا بر اساس کدامین محاسبه آرمادای ترامپ در برخورد با ایران به جعبه پاندورا خورده است؟ سئوالی است اساسی برای استراتژیست‌ها؟! این نوشتار قصد واکاوی آن را ندارد و فقط به یک اصل اساسی اشاره می‌کنم تا موضوع روشن‌تر شود! در دنیای استراتژیست‌ها، جایگاه و اهمیت بازی از جنس شطرنج است و در آن پوکربازی را بازی کودکانه می‌دانند، وقتی قماربازی در وادی راهبرد می‌بازد، طبیعی است که از قبول آن سر باز زند. اتفاقی که در بعد از جنگ رمضان و امضای سند باخت اسلام‌آباد افتاد و در کمترین زمان آن را پاره کرد از همین جنس است، به همین خاطر و برای ترمیم شکست دست به قمار مداوم می‌زند، این مهم در عالمی که ترامپ در آن گرفتار شده، معروف به «قمار برای احیا» (Gamble for resurrection) نامگذاری شده و در بین قماربازان مشهور است. این اتفاق تصمیم فردی نبوده و به نظر می‌رسد محصول محاسباتی باشد که از موفقیت‌های ارتش این کشور حاصل شده است، به چند نمونه اشاره می‌کنم:

    بحران موشکی کوبا و اقدام ارتش این کشور علیه اتحاد جماهیر شوروی و عقب راندن آن.
    جنگ ۲۰۰۳ و اشغال عراق به بهانه وجود سلاح شیمیایی و تروریسم دولتی که در مدت بیست روز به سرانجام رسید.
    جنگ ۲۰۱۱، علیه کشور لیبی که سقوط قذافی را ظرف ۱۵۷ روز باعث شد.
    سال ۲۰۲۴، سقوط کشور سوریه و فرار رئیس جمهور آن و مستقر کردن جولانی بر اریکه قدرت ظرف ۱۱ روز.
    سال ۲۰۲۵، عملیات درونزوئلا و ربودن رئیس جمهور ظرف یک روز.

اگر بخواهیم به لیست فوق، از موفقیت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی در ابعاد مختلف اضافه کنیم کسی نمی‌تواند آن‌ها را انکار کند و به طور طبیعی همه این موفقیت‌های ریز و درشت در طول سالیان متمادی در محاسبه عناصر کابینه آوانجلیست‌های آخرالزمانی جمهوری‌خواه لحاظ بوده است و فقط خودشیفته‌ای چون دونالدترامپ را کم داشت تا به این محاسبات تکیه و سلسله‌ی پیروزی‌های آمریکا را تکمیل کند. نکته‌ای که در  دانش حکمرانی و راهبردی جایگاه تعریف شده‌ای دارد و از آن با عنوان «تله امپراتوری» یاد می‌کنند،  ترامپ و اطرافیانشان بی‌توجه به هشدارهای نظامیان حرفه‌ای که مورد غضب و در جریان جنگ با ایران عزل شدند در عدم توجه به همین گره‌گاه استراتژیک بوده ، موفقیتی که قرار بود ظرف ۷۲ ساعت حاصل شود، بیش از هفت ماه است که به نشخوار ذهنی جنبش ماگا و ترامپ تبدیل شده است، برگشته‌اند به جایی که قبل از جنگ بودند، تحریم و سفت کردن کمربندهای آن تا بر تمدن کهن ایرانی خدشه وارد کنند.

کلید واژه ها: مارکو روبیو دونالد ترامپ ایران و امریکا جنگ با ایران جنگ امریکا جنگ امریکا و ایران جنگ امریکا و اسرائیل با ایران ذوالفقار صادقی


نظر شما :