منطق ژئوپلیتیکی حمله به آق‌قلا و چابهار و نبرد بر سر کریدورهای ایران

جغرافیا زیر آتش

۲۶ تیر ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۹۹۶۸ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
نویسنده خبر: فاطمه خادم شیرازی
فاطمه خادم شیرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آق‌قلا و چابهار در ظاهر دو نقطه جغرافیایی دور از یکدیگرند. یکی در شمال و در امتداد مسیر ریلی متصل به آسیای مرکزی و روسیه قرار دارد و دیگری در جنوب شرقی، در ساحل اقیانوسی ایران و رو به هند و آب‌های آزاد واقع شده است. با این حال، هر دو نقطه یک کارکرد راهبردی مشترک دارند. آن‌ها می‌توانند ایران را به گره ارتباطی مهمی میان شمال و جنوب و میان خشکی اوراسیا و آب‌های اقیانوسی تبدیل کنند. به همین دلیل، حمله به این دو نقطه را باید حمله به نقش ترانزیتی ایران دانست، نه صرفاً حمله به دو زیرساخت. 
جغرافیا زیر آتش

دیپلماسی ایرانی: اگر حمله آمریکا به آق‌قلا و چابهار را نه دو رخداد جداگانه، بلکه دو حلقه از یک طراحی بزرگ‌تر بدانیم، باید از سطح خبر عبور کنیم. برای فهم این رویدادها باید به منطق ژئوپلیتیکی آن‌ها توجه داشت. هدف اصلی صرفاً تخریب چند پل یا آسیب‌زدن به یک بندر نیست. مسئله مهم‌تر، ضربه‌زدن به جایگاه ایران در هندسه جدید ترانزیت منطقه‌ای است. 

آق‌قلا و چابهار در ظاهر دو نقطه جغرافیایی دور از یکدیگرند. یکی در شمال و در امتداد مسیر ریلی متصل به آسیای مرکزی و روسیه قرار دارد و دیگری در جنوب شرقی، در ساحل اقیانوسی ایران و رو به هند و آب‌های آزاد واقع شده است. با این حال، هر دو نقطه یک کارکرد راهبردی مشترک دارند. آن‌ها می‌توانند ایران را به گره ارتباطی مهمی میان شمال و جنوب و میان خشکی اوراسیا و آب‌های اقیانوسی تبدیل کنند. به همین دلیل، حمله به این دو نقطه را باید حمله به نقش ترانزیتی ایران دانست، نه صرفاً حمله به دو زیرساخت. 

آق‌قلا صرفاً یک مسیر محلی یا یک خط فرعی حمل‌ونقل نیست. مسیر اینچه‌برون، گرگان و گرمسار بخشی از شاهراهی است که ایران را به ترکمنستان، قزاقستان و در نهایت روسیه متصل می‌کند. این مسیر در ساختار بزرگ‌تر کریدور شمال – جنوب نیز اهمیت دارد. فعال‌شدن آن می‌تواند امکان پیوند با هند و دیگر بازارهای منطقه‌ای را فراهم کند. بنابراین، هدف قرار گرفتن چنین مسیری حامل پیامی روشن است: هرگونه تلاش برای فعال‌سازی مسیرهای جایگزین تجارت، با واکنش سخت مواجه خواهد شد. این مسیرهای جایگزین می‌توانند بخشی از فشار ناشی از محاصره، تحریم یا محدودیت‌های دریایی را خنثی کنند. از همین رو، آق‌قلا فقط یک پل یا خط آهن نیست. این منطقه حلقه‌ای حیاتی از زنجیره‌ای است که ایران، روسیه، آسیای مرکزی و در سطحی گسترده‌تر چین را به یکدیگر متصل می‌کند. 

چابهار نیز در این معادله جایگاهی مکمل آق‌قلا دارد. اگر آق‌قلا حلقه اتصال زمینی و ریلی ایران به شمال باشد، چابهار دروازه دریایی ایران به جنوب و اقیانوس هند است. چابهار برای هند اهمیتی ویژه دارد. دهلی‌نو سال‌هاست این بندر را به عنوان راهی برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی بدون عبور از پاکستان دنبال می‌کند. سرمایه‌گذاری هند در ترمینال شهید بهشتی فقط یک اقدام اقتصادی نیست. این سرمایه‌گذاری بخشی از راهبرد کلان هند برای تثبیت جایگاه خود در رقابت‌های منطقه‌ای است. از این منظر، حمله به چابهار فقط آسیب به خاک ایران نیست. این اقدام در معنایی وسیع‌تر، تهدیدی علیه پروژه‌ای ژئوپلیتیکی است که هند برای رهایی از محدودیت جغرافیایی و رقابت با پاکستان تعریف کرده است.

اگر این دو نقطه را کنار هم بگذاریم، تصویر روشن‌تر می‌شود. آق‌قلا در شمال، مسیر ایران به روسیه و شبکه ریلی اوراسیا را نمایندگی می‌کند. چابهار در جنوب نیز مسیر ایران به هند و اقیانوس هند را شکل می‌دهد. حمله هم‌زمان یا هم‌جهت به این دو نقطه، معنایی فراتر از یک عملیات موضعی دارد. 

چنین اقدامی مشخص می کند که طرف مهاجم می‌خواهد ستون فقرات اتصال ایران را در هر دو سر شمالی و جنوبی تضعیف کند. در واقع، این یک پیام ژئوپلیتیکی آشکار است. پیام این است که ایران نباید به یک چهارراه مستقل و موثر در معماری تجارت و ترانزیت منطقه تبدیل شود.

در این چارچوب، منطق آمریکا فقط امنیتی نیست. این منطق ابعاد اقتصادی، کریدوری و بازدارنده نیز دارد. هدف آن است که ایران نتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای خنثی‌سازی فشارهای دریایی، تحریم‌های خارجی و محدودسازی‌های ژئوپلیتیکی استفاده کند. با توجه به این جهت ها، نقش روسیه و هند نیز اهمیت پیدا می‌کند. هرچند موضع رسمی و صریحی از مسکو و دهلی‌نو در این باره دیده نمی‌شود، اما منافع آن‌ها جهت رفتار احتمالی‌شان را روشن می‌کند.

روسیه در سال‌های اخیر بیش از گذشته به مسیرهای جایگزین برای تجارت و حمل‌ونقل نیاز پیدا کرده است. مسیر ایران برای مسکو یک امکان مهم به شمار می‌رود. هر اختلال در آق‌قلا و مسیرهای متصل به آن، به معنای افزایش هزینه، کاهش اطمینان و تضعیف یکی از شریان‌های مورد نیاز روسیه برای پیوند با جنوب است.

بنابراین به نظر بعید است مسکو نسبت به چنین رخدادی بی‌اعتنا باشد. از طرفی دیگر، منافع روسیه اقتضا می‌کند واکنشش بیش از آن که علنی و پرتنش باشد، در قالب رایزنی، هماهنگی امنیتی و حمایت از حفظ این کریدور بروز کند. 

روسیه احتمالاً نمی‌خواهد در سطح رسانه‌ای وارد یک تقابل مستقیم تازه با آمریکا شود. اما به احتمال زیاد از هر اقدامی که امنیت این مسیر را در آینده تثبیت کند، استقبال خواهد کرد. وضعیت هند از جهتی حساس‌تر است. 

چابهار برای دهلی فقط یک بندر نیست. این بندر بخشی از نقشه راه دسترسی هند به غرب آسیا و آسیای مرکزی است. هر ضربه‌ای به چابهار، به طور طبیعی بر محاسبات هندی‌ها درباره میزان ریسک سرمایه‌گذاری، امنیت پروژه و دوام حضورشان اثر می‌گذارد. 

از طرفی هند نیز در موقعیتی نیست که به سادگی در برابر آمریکا موضع‌گیری تند کند. روابط دهلی و واشینگتن در سطوح دیگر برای هند اهمیت بالایی دارد. به همین دلیل، اگرچه هند از آسیب‌پذیر شدن چابهار نگران می‌شود، اما احتمال دارد واکنش آن بیشتر در قالب دیپلماسی آرام، پیگیری پشت‌پرده و درخواست برای تضمین امنیت پروژه تعریف شود. از این منظر، چابهار اکنون برای هند فقط یک فرصت نیست. این بندر به یک آزمون نیز تبدیل شده است. 

آزمون اصلی این است که آیا هند می‌تواند در محیطی پرتنش، پروژه‌ای مستقل و پایدار را در همکاری با ایران حفظ کند یا نه. در سطح منطقه‌ای نیز پیامدهای این حملات فقط محدود به ایران، روسیه یا هند نیست. وقتی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و بندری به هدف نظامی تبدیل می‌شوند، کل منطق اعتماد در شبکه‌های تجاری منطقه آسیب می‌بیند. شرکت‌های حمل‌ونقل، سرمایه‌گذاران، بیمه‌گران و دولت‌ها در چنین وضعی محاسبات خود را بازنگری می‌کنند. هزینه جابه‌جایی بالا می‌رود و جذابیت مسیر کاهش می‌یابد. در مقابل، رقبای دیگر برای جذب بار و سرمایه فعال‌تر می‌شوند. 

به همین دلیل، حمله به آق‌قلا و چابهار را باید فراتر از یک تقابل دوجانبه دید. این حملات به معنای گسترش نبرد از دریا و تنگه به پل، ریل، بندر و کریدور است. در این وضعیت، دیگر فقط کشتی‌ها یا پایگاه‌ها در معرض تهدید نیستند. هر نقطه‌ای که بتواند نقش ایران را در اتصال منطقه‌ای تقویت کند، بالقوه در کانون فشار قرار می‌گیرد. در این راستا آمریکا درصدد افزایش هزینه ژئوپلیتیکی ایران است. این هزینه از طریق ضربه به مسیرهای شمالی و جنوبی اعمال می‌شود. چنین رویکردی هم تجارت ایران را مختل می‌کند، هم شرکای مهمی مانند روسیه و هند را مردد می‌سازد و هم به بازیگران منطقه‌ای این پیام را می‌دهد که مشارکت در کریدورهای مرتبط با ایران بدون ریسک نخواهد بود.

از طرفی این حملات می‌تواند نتیجه‌ای معکوس هم داشته باشد. اگر تهران، مسکو و دهلی‌نو به این جمع‌بندی برسند که ناامنی کریدورها یک تهدید مشترک است، ممکن است زمینه برای همکاری بیشتر فراهم شود. در آن صورت، تعریف سازوکارهای حفاظتی و تسریع در تکمیل مسیرهای جایگزین نیز در دستور کار قرار خواهد گرفت.

در چنین وضعی، آق‌قلا و چابهار فقط دو نقطه آسیب‌دیده نخواهند بود. این دو نقطه می‌توانند به دو نماد مهم از نبرد بر سر آینده نظم ترانزیتی منطقه تبدیل شوند. در این نظم، جغرافیا دیگر فقط یک مزیت طبیعی نیست. جغرافیا به میدان اصلی رقابت قدرت‌ها تبدیل شده است.

فاطمه خادم شیرازی

نویسنده خبر

کلید واژه ها: آق قلا چابهار حمله به چابهار حمله به پل آق قلا ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله به زیرساخت‌ها


نظر شما :