درحالی که بخش اعظم تجهیزات قاره وارداتی است
نیاز اروپا به یک راهبرد برای گذار به فناوریهای نوین دفاعی
نویسنده: رالوکا سرناتونی (Raluca Csernatoni) متخصص امنیت و دفاع اروپا، و همچنین فناوریهای نوظهور و تحولآفرین در موسسه کارنگی
دیپلماسی ایرانی: اتحادیه اروپا بهسرعت در حال تأمین مالی و سازماندهی یک چرخش بهسوی فناوریهای دفاعی است، بدون آنکه نقشه راهی بهقدر کافی روشن درباره نوع جنگ، قدرت، خودمختاری و پاسخگوییای که این تحول قرار است در خدمت آن باشد، ارائه داده باشد. غلبه بر این مانع، آزمون اصلی راهبرد امنیتی پیش روی این بلوک خواهد بود. اروپا در حال ساخت آن چیزی است که آن را رویکرد جدید دفاعی مینامد؛ و این کار را با سرعتی بالا و با تکیه بر فناوریهای نوظهور و تحولآفرین، نوآوریهای دوگانه (نظامی – غیرنظامی)، و جنگ مبتنی بر نرمافزار انجام میدهد. بر اساس گفته کمیسیون اروپا، این روند نشاندهنده یک پارادایم جدید در نوآوری دفاعی است که بهسمت سرعت، هزینههای پایین و سازگاری بیشتر حرکت میکند. این تغییر، به گفته آن، از چرخههای سریع نوآوری، درسهای جنگ اوکراین، و مدلهای جدید کسبوکار شامل استارتاپها و شرکتهای کوچک و متوسط نیرو میگیرد.
با این حال، هنوز توضیح روشنی درباره نوع درگیریهایی که برای آن آماده میشود، اثرات نظامی مورد نظر، و محدودیتهای سیاسیای که قصد دارد حفظ کند وجود ندارد. همچنین درباره اینکه نوآوری غیرنظامی و نظامی تا چه حد باید بتوانند یکدیگر را تغذیه کنند، سکوت کرده است. راهبرد آینده باید بهروشنی بیان کند که هدف این چرخش در فناوری دفاعی چیست. این تحول فراتر از نیروها، تجهیزات و بودجههاست. این تغییر، امنیت و دفاع را بر پایه هوش مصنوعی، خودمختاری، فناوریهای کوانتومی، پهپادها، فضا، سایبر، ارتباطات و زیرساختهای دادهای و موارد دیگر بازسازماندهی میکند. در همین حال، توانمندی نظامی بهطور فزایندهای با نرمافزار، حسگرها، قدرت محاسباتی و سرعتی تعریف میشود که یک نیرو میتواند با آن مشاهده کند، تصمیم بگیرد، سازگار شود و حمله کند. همان مدلهای پایهای که کارهای اداری را خودکار میکنند، میتوانند برای تحلیل اطلاعات، پشتیبانی هدفگیری، لجستیک، عملیات اطلاعاتی یا دفاع سایبری بازآفرینی شوند.
بنابراین، «دفاع جدید» به همان اندازه که به پایگاه فناورانه و حاکمیت اروپا مربوط است، به نظم جدید نبرد در جنگهای آینده نیز مربوط میشود. این همان جایی است که راهبرد امنیتی جدید مورد آزمون قرار خواهد گرفت. این راهبرد باید نشان دهد اتحادیه اروپا تا چه حد میتواند نوآوری غیرنظامی را به توانمندی نظامی تبدیل کند، بدون آنکه زندگی شهروندان را بیش از حد امنیتیسازی کند؛ چه میزان از پایگاه فناوری وارداتی خود را میتواند خارج از کنترل نگه دارد؛ و چگونه قرار است قضاوت انسانی و پاسخگویی حفظ شود، زمانی که سامانههای هوش مصنوعی با سرعت ماشین وارد عمل میشوند.
پروژههای شاخص دفاعی کنونی، خطر حرکت سریع بدون چشمانداز راهبردی را آشکار میکنند. چندین ابتکار از هماکنون در تلاشاند حوزههای فوری مانند پهپادها، مرز شرقی آسیبپذیر، موشکها و ماهوارههای در معرض خطر را پوشش دهند. این اقدامات ضروریاند، اما هنوز به یک نظریه جامع از دفاع اروپایی تبدیل نشدهاند.
در این راستا، «سپر دفاعی» یک وضعیت یا حالت است، نه یک راهبرد. این مفهوم توضیح میدهد اروپا چگونه ممکن است فشار را جذب کند، اما کمتر به این میپردازد که چگونه در یک درگیری آینده ابتکار عمل را در دست بگیرد. بدون یک مفهوم روشنتر، بروکسل در معرض این خطر است که پاسخهای قابلمشاهده را تأمین مالی کند، در حالی که مسئله بنیادین حلنشده باقی بماند. این مسئله همچنین یک مشکل سیاسی است. برخی پایتختها همچنان نسبت به پروژههای دفاعی تحت رهبری کمیسیون بدبین هستند و تأکید میکنند که انتخابهای مربوط به توانمندیها باید در اختیار کشورهای عضو و ناتو باشد. برخی دیگر میپرسند آیا اتحادیه اروپا به راهبردی جدید نیاز دارد یا صرفا باید راهبردهای موجود را اجرا کند. این تردید نشاندهنده یک خطر واقعی است: اروپا ممکن است نوآوریهای مخرب را برای آمادگی دفاعی آزاد کند، بدون آنکه تصمیم بگیرد چه نوع بازیگر امنیتی و فناورانهای میخواهد باشد. هر راهبردی که شایسته این نام باشد باید نقش اتحادیه اروپا را در شکلدهی به شرایط صنعتی، فناورانه، مقرراتی و زیرساختیای که یک دفاع اروپایی جدید را ممکن میسازد، روشن کند.
در اینجا، عادتهای اتحادیه علیه آن عمل میکنند. بروکسل در یک منطق، هوش مصنوعی غیرنظامی را تنظیم میکند و در منطق دیگر، دفاع را صنعتیسازی میکند. در یک اکوسیستم از حقوق بنیادین محافظت میکند، در حالی که در اکوسیستمی دیگر نوآوری نظامی را تسریع میکند. آنچه غایب است، «تبدیل راهبردی» است؛ توانایی حرکت مسئولانه میان نوآوری غیرنظامی و نظامی، تبدیل دستاوردهای تجاری به قابلیتهای قابل استقرار، و در عین حال بازگرداندن پیشرفتهای دفاعی به اقتصاد گستردهتر. این فرایند باید محدود و پاسخگو نیز باشد. اروپا نباید زندگی غیرنظامی را بیش از حد امنیتی کند یا هر استارتاپ، آزمایشگاه و فضای دادهای را به دارایی دفاعی تبدیل نماید.
مسئله دشوارتر وابستگی است. برآوردها نشان میدهد حدود ۸۰ درصد از زیرساخت دیجیتال اتحادیه اروپا وارداتی است و بخش عمدهای از مدلهای بنیادین هوش مصنوعی مورد استفاده نیز غیراروپایی هستند. یک نظام دفاعی جدید که بر پایههای قرضی [وارداتی] ساخته شود، از نظر راهبردی خودمختار نیست. ارتشهای اروپایی اغلب به پلتفرمهای آمریکایی، سامانههای مبتنی بر GPS و زیرساختهای دادهای وابستهاند. در یک اتحاد باثبات، این وضعیت کارآمد به نظر میرسد؛ اما در جهانی با روابط سختتر و مبتنی بر فشار، به یک آسیبپذیری تبدیل میشود. یک متحد در یک پرونده میتواند در پروندهای دیگر به رقیب تبدیل شود. یک تأمینکننده میتواند شرط و شروط بگذارد. یک پلتفرم میتواند دسترسی را تغییر دهد.
با این حال، خودکفایی کامل نه مقرونبهصرفه است و نه مطلوب. مسئله اصلی «اهرم» است. اروپا به ظرفیتی نیاز دارد که بتواند در شرایطی که زنجیرههای تأمین تحت فشار قرار میگیرند، سیاستها تغییر میکنند یا ارائهدهندگان غیرقابلاعتماد میشوند، همچنان به فعالیت و تصمیمگیری ادامه دهد. راهبرد امنیتی جدید باید آمادگی دفاعی را به حاکمیت دیجیتال و بحث «EuroStack» پیوند دهد. این راهبرد باید مشخص کند کجا محاسبات دفاعی مستقل حیاتی است، کجا مدلهای هوش مصنوعی داخلی برای کارکردهای حساس لازماند، کجا دسترسی تضمینشده به فضا و اتصال باید حفظ شود، و کجا شراکتهای قابلاعتماد گزینه بهتری هستند. خودمختاری راهبردی همچنین با توان اروپا برای تصمیمگیری تحت فشار سنجیده میشود.
این راهبرد همچنین باید مسئله مسئولیتپذیری را نیز پوشش دهد. امنیت و دفاع پیشرفته در حال بازتعریف این هستند که چه چیزی قابل دانستن است، چه کسی تصمیم میگیرد و سرعت اقدام تا چه حد میتواند باشد. ادغام هوش مصنوعی و دیگر نوآوریهای فناورانه، فضای قضاوت انسانی را فشرده میکند. این فناوریها ممکن است آگاهی و تابآوری را افزایش دهند، اما در عین حال میتوانند سوگیری اتوماسیون، خطر تشدید درگیری و عدم شفافیت ایجاد کنند. اروپا نباید بیآنکه درباره نوع قضاوت انسانی، نظارت، حقوق بینالملل بشردوستانه و پاسخگوییای که میخواهد از آن دفاع کند تصمیم گرفته باشد، بهصورت ناخودآگاه وارد ساختن یک نیروی نظامی با توان جنگ در سرعت ماشین شود.
راهبرد امنیتی آینده اروپا فراتر از سطح هزینهها یا مواضع ژئوپولیتیکی مورد قضاوت قرار خواهد گرفت. معیار واقعی آن این است که آیا میتواند «دفاع جدید» را به پاسخی معتبر درباره قدرت پیوند دهد یا نه؛ زیرساخت لازم برای اقدام، ظرفیت تبدیل برای همگام ماندن با تحولات، وابستگیهایی که اروپا حاضر است کاهش دهد، و سطح پاسخگویی لازم برای مالکیت تصمیمهای فناورانه. هر چیزی کمتر از این، صرفا آمادگی در حد نام خواهد بود.
منبع: موسسه کارنگی / ترجمه: معین نیک طبع


نظر شما :