نشست علمی «سیاست خارجی بخردانه و حقوق بشر در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران»

مهدی ذاکریان: چرا حقوق بشر در موضوع جنگ مهم است؟!

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۸ کد : ۲۰۳۸۸۰۵ اخبار اصلی اخبار داخلی
مهدی ذاکریان، تحلیل‌گر مسائل بین الملل و استاد حقوق و روابط بین‌الملل دانشگاه تهران در نشست علمی «سیاست خارجی بخردانه و حقوق بشر در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران» که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد سخنرانی کرده است که متن آن را در اختیار دیپلماسی ایرانی قرار داده است که در زیر می‌خوانید.
مهدی ذاکریان: چرا حقوق بشر در موضوع جنگ مهم است؟!

دیپلماسی ایرانی: دکتر مهدی ذاکریان سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد: من تعجب کردم که رئیس خانه اندیشمندان علوم انسانی در این شرایط ناگواری که برای کشور وجود دارد، آنقدر دغدغه‌مند و به فکر کشور است که بحث برگزاری چنین نشستی را مطرح کردند. دلیل تعجب من این بود که معمولاً تصمیم‌های عاقلانه و تصمیم‌های صحیح هنگام بحران‌ها اتخاذ نمی‌شود و نگاهی هم به اندرزها و ارزیابی‌های عالمانه در کشور به صورت جدی صورت نمی‌گیرد. دلیل من هم این بود که حالا آنچه توضیح دادم برای رئیس خانه اندیشمندان این است که اگر قرار بود توجهی صورت بگیرد، بایستی پیش از اینکه جنگ شروع شود، به نصیحت‌های ناصحان و اندرزهای اندیشمندان توجه می‌شد و همین‌طور به راهکارهایی که می‌توانست مؤثر باشد برای اینکه کشور مبتلا به یک جنگ خانمان‌سوز نشود و ما با مصائب و خسارات سنگین روبه‌رو نشویم.

وی در ادامه گفت: به هر حال این اتفاقی است که افتاده و حاصل سیاست‌گذاری‌هایی است که طی ۴۸ سال انجام شده و همین‌طور البته حاصل سیاست‌گذاری‌هایی است که سایر کشورها در نظام بین‌الملل داشتند و در نهایت به یک تنش بزرگ و نهایتش پایان دیپلماسی و جنگ منجر شد. من بحثم این است که برای اینکه به عنوان یک محقق بخواهیم بررسی کنیم نه فقط برای ایران، بلکه به عنوان کسی که در حوزه حقوق بشر، در حوزه روابط بین‌الملل یا در حوزه حقوق بین‌الملل گام برمی‌دارد، آن چیزی که برای کشورها درست و صحیح است چیست؛ یعنی جایگاه دانش روابط بین‌الملل و جایگاه حقوق بشر برای کشورها کجاست.

ذاکریان همچنین گفت: به باور من، مفروض اصلی من این است که روابط بین‌الملل بخردانه و رعایت حقوق بشر در یک کشور به جنگ منجر نمی‌شود. این روابط بین‌الملل بخردانه یا این رعایت حقوق بشر چه ویژگی‌هایی دارد؟ من استانداردهای کلی و معیارهایی را دارم مطرح می‌کنم که شاخص شخصی بنده نیست، بلکه یک معیاری است که شما اگر از جغرافیای ایران خارج شوید و وارد ایالات متحده آمریکا، روسیه، آلمان، هر کشور که در دنیاست، وارد چین شوید، سعی کنید این استانداردها و این معیارها را مورد توجه جدی قرار دهید.

وی تاکید کرد، روابط بین‌الملل بخردانه به باور من نخستین و اولین اصلی که برای آن می‌توانیم مد نظر قرار دهیم یا تعریفی که برای آن مد نظر قرار دهیم، تنظیم مناسبات حسنه بین کشورهاست. دانش روابط بین‌الملل در تلاش است تا یک روابط حسنه‌ای میان کشورها به وجود آورد. این روابط حسنه یا روابط دوجانبه سیاسی، اقتصادی می‌تواند باشد یا همکاری‌های علمی، صنعتی و فنی، که این‌ها در ابعاد متعدد و وسیع از همسایگان تا منطقه و تا بعد وسیع‌ترش، نظام بین‌الملل می‌تواند انجام شود.

این استاد دانشگاه در ادامه افزود: شما الآن نگاه کنید به چین. چین به همین صورت مناسبات خودش را با کشورها تنظیم کرده است. یعنی از زمانی که در انزوای مائوئیسم قرار گرفته بود، با تحولی که جئو چوئن لای، وزیر أمور خارجه چین، در موضوع سیاست خارجی به وجود آورد و یک سیاست خارجی خردمندانه را انتخاب کرد، شما می‌بینید مناسبات حسنه را چین با همه کشورها، حتی کشورهایی که به لحاظ مرام سیاسی با چین اختلاف داشتند، برقرار می‌کند. امروز که ما داریم با هم صحبت می‌کنیم، چین هم با ایالات متحده آمریکا در مسائل اقتصادی، در روابط دوجانبه اقتصادی و همکاری‌های علمی و صنعتی و فنی رابطه دارد. هم با آلمان چنین رابطه‌ای دارد، هم با اسرائیل رابطه دارد، هم با عربستان، هم با روسیه و هم با ایران. یک کشور نرمال باید تلاش کند مناسبات حسنه را میان کشور خودش با سایر کشورها تدارک ببیند و پیش‌بینی کند. این اولین وظیفه است یا معیاری است که در دانش روابط بین‌الملل برای دولت‌ها تعریف می‌شود؛ تنظیم مناسبات حسنه میان کشورها.

وی تاکید کرد، دومین معیاری که می‌توانیم نام ببریم، می‌رود به بحث تنظیم مناسبات حسنه بین یک کشور یعنی بین کشور خودش با سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای؛ یعنی یک کشور باید تلاش کند با سازمان‌های بین‌المللی، سازمان‌های جهانی که ما داریم اعم از سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان کشورهای آمریکایی، اتحادیه آفریقا و سایر سازمان‌های بین‌المللی که با آن‌ها روبه‌رو هستیم و همین‌طور سازمان‌های منطقه‌ای مانند شورای همکاری خلیج فارس، اکو و همه این‌ها، یک چارچوب همکاری چندجانبه را پیش‌بینی کند. خوب، این نوع همکاری‌ها هم می‌تواند به روابط دوجانبه کمک کند و هم حضور جهانی آن کشور را در نظام بین‌الملل تسهیل کند. همکاری‌های چندجانبه به مطرح شدن یک کشور در نظام بین‌الملل کمک می‌کند. اگر ما در زمینه توسعه پایدار فعالیتی را انجام دهیم، هم سازمان ملل استقبال می‌کند هم اتحادیه اروپا و هم در روابط دوجانبه ما با سایر کشورها می‌تواند مؤثر باشد. همکاری چندجانبه علاوه بر توسعه پایدار و محیط زیست می‌تواند در مسائل یا موضوعاتی که موضوعات جدید و نوین روابط بین‌الملل هستند نیز مؤثر باشد.

ذاکریان تصریح کرد، از این زاویه است که ما همکاری‌های چندجانبه را به عنوان دومین معیار و شاخص در دانش روابط بین‌الملل به جد مورد توجه قرار می‌دهیم. من بحثم بحث جمهوری اسلامی نیست. بحث من بحث استانداردها و معیارهای بخردانه دانش روابط بین‌الملل است. اما همین‌جا که من توضیح دادم، شما اگر نگاه کنید درباره تنظیم مناسبات حسنه، چند تا کشور را می‌توانید نام ببرید که اتحاد استراتژیک، البته اتحاد استراتژیک نه روی کاغذ، در عمل یا روابط حسنه باز در عمل، نه اینکه همین‌طور شعاری یا ویترینی صحبت‌هایش صدا و سیمایی پخش شود، بلکه در عمل با ما دارد؟ شما ببینید که روابط حسنه میان ایران و جمهوری آذربایجان مثلاً برقرار باشد یا در همکاری چندجانبه که همکاری چندجانبه شکل پیدا کند مانند همکاری با سازمان ملل متحد. شما باز این را بخواهید بررسی کنید به نتایجی می‌رسیم که این نتایج مناسب تمدن ایرانی یا مناسب ملت ایران و کشور ایران نیست.

وی ادامه داد: سومین نکته یا سومین معیاری که در روابط بین‌الملل وجود دارد و کشورها باید آمادگی آن را داشته باشند، این است که در موضوعات نوین یا موضوعات جدید روابط بین‌الملل برای ورود به آن حوزه‌ها آمادگی کافی را داشته باشند. خوب، این موضوعات نوین چه چیزی هستند؟ یکی شرکت‌های فراملی یا transnational corporationsهستند. باید شما بتوانید با این‌ها به راحتی همکاری کنید؛ یعنی شرکت‌هایی مثل بی‌ام‌و، اپل، بوئینگ، همه شرکت‌هایی که فراملی هستند. توجه کنید، چندملیتی را نمی‌گویم، دارم می‌گویم شرکت‌های فراملی. این‌ها متفاوتند منتها توضیحاتش وقت زیادی را می‌طلبد. بتوانید شما پذیرای موضوعات نوین باشید، پذیرای TNC باشید، پذیرای هوش مصنوعی باشید، پذیرای ارتباطات باشید، پذیرای موضوع تحول در جنسیت باشید؛ یعنی موضوع زنان امروز یک موضوع مهمی است که مورد توجه قرار بگیرد. اینکه توانمندسازی زنان و حضور زنان در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی یک موضوع جدید در روابط بین‌المللی است که به جد دارد مورد توجه قرار می‌گیرد.

دکتر ذاکریان گفت: حالا شما در نظر بگیرید یک کشوری بخواهد دختران خودش را از رفتن به مدرسه محروم کند؛ چگونه در جامعه بین‌المللی می‌تواند پذیرفته شود؟ یا یک کشوری همچنان اگر یک خانمی یا یک دختر خانمی بخواهد برود پاسپورت یا گذرنامه خودش را اخذ کند، اول باید برود شوهرش بیاید توی دفترخانه و یک امضایی بده که ایشان بتواند صاحب گذرنامه شود. این تحولاتی است که شما اگر نتوانید خودتان با این‌ها تطبیق دهید، در نظام بین‌الملل نمی‌توانید وضعیت مناسبی را داشته باشید. اگر این سه موضوع یا سه معیاری را که من عرض کردم بخواهم از آنها نتیجه‌گیری کلی داشته باشم، به این نتیجه می‌رسند که رعایت این معیارها شما را به صلح نزدیک می‌کند، شما را به همزیستی با جامعه بین‌المللی نزدیک می‌کند و سبب می‌شود که کشور شما از جنگ دور بماند و در آستانه جنگ قرار نگیرید. این آن شاخص‌ها یا معیارهای بخردانه‌ای است که من در روابط بین‌الملل به صورت خلاصه می‌توانم از آن‌ها نام ببرم.

ذاکریان سپس این پرسش را مطرح کرد که حقوق بشر چیست؟ چرا حقوق بشر را در موضوع جنگ من آوردم؟ و توضیح داد: پیوند تنگاتنگی میان رعایت حقوق بشر با بروز یا عدم بروز جنگ وجود دارد. اگر من این را توضیح دهم تا یک اندازه متوجه خواهیم شد که چگونه این رابطه تنگاتنگ پدید می‌آید. در حقوق بشر ما رعایت حقوق مدنی، حقوق سیاسی، حقوق اقتصادی، حقوق اجتماعی و فرهنگی مردم یک سرزمین را می‌خواهیم؛ یعنی شهروندان یک کشور، مثلاً شهروندان افغانستان یا شهروندان آمریکا، تمام تلاش آن دولت باید انجام شود که این حقوق رعایت شود. یعنی مردم‌شان بتوانند مشارکت سیاسی داشته باشند، بتوانند روزنامه بخوانند، شبکه‌های متعدد را ببینند، بتوانند حق تأمین اجتماعی و بیکاری و بیمه داشته باشند، سینما بروند، بتوانند اوقات فراغت سالم داشته باشند، از همه این‌ها بهره‌مند باشند. رعایت این‌ها، همه این مواردی که من عرض کردم، سبب‌ساز آرامش و روحیه صلح و مسالمت‌آمیز در کلیت یک جامعه می‌شود. جامعه‌ای که در آن حقوق مدنی و سیاسی رعایت نشود، جامعه‌ی ناآرام است. جامعه‌ای که در آن حقوق اقتصادی، حق معیشت و رفاه برای مردم فراهم نشود، آن جامعه قطعاً با تنش مواجه می‌شود و در جامعه‌ای که در آن تنش وجود داشته باشد، رهبران آن با سایر کشورها به همین صورت وارد تنش می‌شوند. این نکته، نکته‌ای تجربه‌شده در بسیاری از کشورهایی است که رعایت حقوق بشر در آنها انجام شده است. شما یک کشوری را نام ببرید که حقوق مردمش را به طور کامل دارد رعایت می‌کند اما دارد مثلاً برای مردم خودش با اجبار از سوی دیگران مورد تهاجم یا حمله قرار می‌گیرد. حاصلی که چیزی است که ما باید بیاییم و از این رعایت مد نظر قرار دهیم این است که دولت‌ها باید یک کارهایی را انجام دهند و یک کارهایی را هم نباید انجام دهند. در موضوع حقوق بشر، بایسته‌ها همان‌هایی هستند که حاصل از دانش روابط بین‌الملل بخردانه است. یعنی اگر شما یک روابط بین‌الملل بخردانه داشته باشید، آن موقع می‌توانید امنیت و رفاه و آزادی و عدالت را در جامعه تأمین کنید. در نهایت به این منجر می‌شود که بتوانید در کشور خودتان وظایف خودتان را نسبت به شهروندان ایفا کنید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان راه بیندازید، کارخانه بسازید، یک دوره برای مردم‌شان مثل این کارها را انجام دهید. یک دولت نباید برای مردمش برود بحران و مشکلات ایجاد کند و همش در راهروهای سازمان ملل صحبت از قطعنامه جدید و نقض حقوق بشر کند. این‌ها در شأن یک کشور در قرن بیست و یکم نیست مگر اینکه آن کشور یک کشور عقب‌مانده و قرون وسطایی باشد. کشورهای مدرن و پیشرفته امروزی دیگر دنبال این مسائل نیستند و دنبال یافتن راه‌های جدید برای پیشرفت مردم‌شان، جوانان‌شان و انگیزه و آینده برای جوانان کشورشان هستند.

وی تاکید کرد، نبایدها، آن نبایدهایی است یا آن کارهایی است که دولت نباید انجام دهد تا ارزش‌های ملی و بین‌المللی مورد احترام قرار بگیرد. امروز در جامعه بین‌المللی دیگر کسی اجازه برده‌داری نمی‌دهد. دولت نباید به مردم خودش یا در جامعه خودش اجازه برده‌داری و بردگی بدهد. یا شکنجه، منع شکنجه، کارهایی که دولت‌ها نباید انجام دهند. امروز دیگر اعدام نمی‌کنند. نزدیک به ۱۲۰ کشور یا تعداد اندکی بیشتر لغو مجازات اعدام را تصویب کردند. یعنی از ۱۹۳ کشور دنیا، دیگر کسی را اعدام نمی‌کند، نمی‌کشند. منع شکنجه داریم، دیگر افراد را تحت شکنجه قرار نمی‌دهند. سانسور دیگر وجود ندارد یا فیلترینگ یا مداخله در حریم خصوصی افراد. حریم خصوصی افراد حرمت دارد. خیلی از این مواردی که در مسائل حقوق بشر بایدها و نبایدهایی را که من دارم نام می‌برم، شما می‌بینید در فقه اسلامی و در شریعت اسلامی وجود دارد. ما اگر مسلمان هم باشیم و معیار اسلامی را هم در نظر بگیرید، باید همه این‌ها مورد توجه قرار گیرد. اما در جنگ، شما روابط بخردانه داشته باشید، حقوق بشر را هم رعایت کنید، آیا با روابط بین‌الملل بخردانه، آیا با حقوق بشر رعایت‌شده جنگ به وجود می‌آید؟ خیر، جنگ به وجود نمی‌آید. با حقوق بشر رعایت‌شده کشورها نمی‌جنگند بلکه با هم همکاری می‌کنند. خوب سؤال اینجاست: اگر این‌طور است پس چرا ما در نظام بین‌الملل جنگ می‌بینیم؟ پس چرا این همه جنگ هست؟ این جنگ‌ها پس چیست؟ این‌ها از کجا دارد به وجود می‌آید؟ چرا جنگ؟ من سه تا نکته را به عنوان نکته کلیدی می‌توانم به عنوان دلایل جنگ نام ببرم که چرا حالا ما گفتیم روابط بین‌الملل بخردانه، رعایت حقوق بشر، پس چرا جنگ به وجود می‌آید.

ذاکریان همچنین گفت: سه عامل را من نام می‌برم. اولین اختلاف ذاتی و جوهری که میان برخی کشورها، ملت‌ها، اقوام، مذاهب یا تمدن‌ها وجود دارد که این‌ها از ایدئولوژی‌محوری آن ملت‌ها یا آن کشورها یا آن اقوام یا آن تمدن‌ها ناشی بوده است. با کشور اگر جنگ را بررسی کنیم، یک ریشه‌اش این است، یک عامل اولیه است. این است که شما وقتی مبتنی بر ایدئولوژی باشید، دوگماتیسم به وجود می‌آید. فکر می‌کنید حق هستید، فکر می‌کنید هر آنچه شما به دست آوردید درست است. لذا در این صورت شما نمی‌توانید با کشور دیگر در سازش یا در گفت‌وگو یا در مصالحه را باز کنید. ایدئولوژی جمهوری اسلامی با ایدئولوژی غرب و شرق سازگاری نداشت. یعنی جمهوری اسلامی وقتی تأسیس شد، اولین چیزی را که مطرح کرد گفت «نه شرقی، نه غربی»؛ یعنی من نه بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی را قبول دارم، نه بلوک غرب را قبول دارم. خوب، این اتحاد بین شرق و غرب را برای دشمنی با شما پدید می‌آورد. برای همین است که ما می‌بینیم در جنگ ایران و عراق نزدیک به ۴۰ کشور ما اسیر داشتیم. یعنی از همه کشورها شما می‌بینید دارند کمک می‌کنند: از شوروی بگیرید، چین، آمریکا، فرانسه، بریتانیا، عربستان؛ همه کشورها کمک کردند به عراق برای اینکه نظام بین‌الملل احساس وحشت از یک ایدئولوژی جدیدی می‌کرد که این ایدئولوژی هم در سیاست خارجی، هم در حقوق بشر، هم در سیاست بین‌الملل اثرگذار است. یعنی یک نوع نگاه خاصی دارد و آن نگاه خاص را حق می‌داند و برتر از همه می‌داند. آیا با چنین نگاهی شما می‌توانید به سازش برسید؟ محال است. قطعاً با تنش مواجه می‌شویم، قطعاً با مشکلاتی مواجه می‌شویم چون شما دارید درباره جبهه حق و باطل صحبت می‌کنید. اینجا را در روی هم قرار می‌گیرید. در روابط بین‌الملل چنین اردوگاهی را ما اردوگاه بازی با حاصل جمع جبری صفر می‌دانیم و حاصل جمع جبری صفر بدترین نوع گزینه راهبردی و استراتژی برای روابط بین‌الملل محسوب می‌شود که یک کشور را می‌تواند تا مرز نابودی و از بین رفتن هدایت کند. این اولین دلیل جنگ.

این استاد دانشگاه سپس گفت: دومین دلیل جنگ، یک موضوع خیلی حساس است اگر کنترل نشود و آن اختلاف سیاسی کشورها، ملت‌ها، اقوام، مذاهب است که این اختلاف سیاسی، به جنگ منجر می‌شود. یعنی میان کشورها با هم رقابت می‌کنند برای اینکه پیشرفت، توسعه، پیشی گرفتن از سایر کشورها، سایر تمدن‌ها، سایر ملت‌ها را به دست آورند. اگر کنترل‌شده نباشد می‌تواند به جنگ منجر شود. در رقابت بلوک شرق و غرب ما چنین چیزی را دیدیم. امروز در رقابت چین و آمریکا چنین چیزی را می‌بینیم. با هم نمی‌جنگند اما رقابت جدی دارند. اتحادیه اروپا با آمریکا با هم وارد جنگ نشدند اما این رقابت را دارد. رقابت روسیه و آمریکا امروز وجود دارد. این نوع اختلافی که وجود دارد، بهترین گزینه برایش بازی با حاصل جمع یا راهبرد حاصل جمع غیر صفر است که در اینجا هر دو طرف تا یک اندازه احساس آرامش کنند. اختلاف وجود دارد. ما با یک تمایز جدی میان کشورها روبه‌رو هستیم. حتی این تمایز می‌تواند به تفاوت، به اختلاف، حتی به رقابت منجر شود. اما اگر این رقابت کنترل‌شده باشد، شما را به میدان جنگ و خسارت بزرگ‌تر وارد نمی‌کند.

وی درباره سومین دلیل نیز گفت: سومین دلیل که من برای جنگ می‌توانم به آن اشاره کنم یا به آن بپردازم این است که جنگ ناشی از جهالت و منافع شخصی رهبران یک سری از کشورها باشد با عجین کردن یا با داشتن ویترینی یا رویه جلدی به نام ایدئولوژی یا با یک رویه جلدی به نام ناسیونالیسم. یعنی چه؟ یعنی این‌ها واقعاً دنبال ایدئولوژی نیستند، این‌ها واقعاً دنبال ناسیونالیسم نیستند، از پدیده ایدئولوژی، از پدیده ناسیونالیسم این‌ها استفاده می‌کنند تا منافع شخصی‌شان تأمین شود، تا اینکه خودشان در قدرت بمانند. این بدترین نوع است. یعنی در آن بعد اول فقط بحث تفاوت ایدئولوژیک، در نوع دوم رقابت، در نوع سوم منافع شخصی است. در نوع اول آن‌هایی که وارد چنین فازی می‌شوند باورشان این است یا نوع نگاه‌شان این است که می‌خواهیم با این باورهای به حقمان به نتیجه برسیم. جان خودشان را هم حاضرند برای آن فدا کنند تا به آن آرمان‌های‌شان برسند. مثل کامیکازه‌های ژاپنی، یک چیزی که باور جدی بود که آن‌ها داشتند، برای آن حاضر بودند جان خودشان را هم از دست بدهند. اما در این نوع سوم شما جان دیگران را به خطر می‌اندازید، سرنوشت یک ملت را سیاه می‌کنید، به تباهی می‌کشید.

دکتر مهدی ذاکریان در پایان گفت: کدام یک از این جنگ‌ها به دفاع مشروع در جهان بین‌الملل تعبیر می‌شود؟ جنگی که شما:

۱- متوسل به زور نشده باشید.
۲- کشور یا کشورهای دیگر را به زور تهدید نکرده باشید.
۳- کمک‌های آشکار به گروه متخاصم آن کشور نکرده باشید.
۴- کشور مقابل وقت‌کشی برای مذاکره و حل و فصل مسالمت‌آمیز نکرده باشد.
۵- کشور مقابل به زور متوسل شود.
۶- مردم کشور شما به دلیل عدم مشروعیت شما یا استبداد یا نقض حقوق با متجاوز به کشور شما هم‌ذات‌پنداری نکنند.
۷- اکثریت قاطع ملت از نگاه سیاسی آن کشور و تیم سیاسی آن کشور تبعیت کنند.

کلید واژه ها: جنگ رمضان دکتر مهدی ذاکریان حمله امریکا و اسرائیل به ایران ایران جمهوری اسلامی ایران


( ۴ )

نظر شما :

علی روا ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۶
سلام مقدمه جنگ از لحاظ تخصص هرگز تابعی از کینه اختلاف قدرت طلبی نبوده در طول تاریخ و نخواهد بود مولفه جنگ از لحاظ برد حقوقی قابل دفاع هر دو طرف تخاصم میباشد پس یکجانبه گری در واحد حقوقی جنگ قابل توجیه نیست طبق آمار کتب جنگ جنگ واحدی از اقدامات بعد پایان مذاکرات است پایان مذاکره شروع جنگ است البته مذاکره جنگی با مذاکرات سیاسی و حقوقی و اقتصادی فرق اساسی دارد در اصول در قواعد ناچاریم پذیرای آنها باشیم والا به شکست در سیاست مذاکرات منجر می‌شود طراحان نبرد اصولی برای هرجنگ را به نام تعاریف خاص دارند که موقعیت جنگ را دامنه جنگ را از سالیان قبل تعریف نموده واحد اجرا در زمان شاخص عمل می‌کند و اقدامات حقوقی از قبل آماده پذیرایی میباشد طراحان ضد اطلاعات جنگ همیشه با اقدامات سعی می‌کنند کشورها را از جنگ دور نگه دارند این نیست که واحد طراحی اقدام فوری جنگی در خواست کند پس طراحان مقابل فرض جنگی را آماده و به واحددخنثی ابلاغ می‌کند ورود و خروج از یک جنگ ادامه و پیروزی یک جنگ تمام دارای قواعد و ضوابط است تنها مجرمین واقعی در هر جنگی افرادی هستند که بدون ضوابط و قواعد رفتارشان با بی مسئولیتی باعث بحران می‌شود از لحاظ حقوقی این رفتار خارج از عرف نظامی چه بسا افراد غیر نظامی باید به دادستان‌های نظامی پیگیر گردد تا نحوه بررسی و گزارش گردد بحث ورود خروج مذاکره شروع حمله جدای از حقوق بشر است و تابع قواعد جنگی است زمینه حقوقی نظامی دارد از نظر حقوق بین الملل رفتار چندگانه سازمانها ونهادهای بین الملل در محکوم کردن تابع استدلالات نظامی هدفمند است نه حقوق بشر به معنی عام
Malik ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۲:۱۲
ابومحمد جولانی فهمید این جنگها بخاطر چیه ولی یه عده توی ایران هنوز به حقوق بشر اروپا و امریکا اویزان هستند
اسماعیلی ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۵:۵۱
شرم آوره . من فکر کردم راجع به نقض فاحش حقوق بشر توسط آمریکا و رژیم اسراییل در قتل عام دختران مدیره میناب و غیر نظامیان دیگر ، تهدید. به نحو تمدن ایرانی، حمله به ناوگان ایرانی در شرایط غیر جنگی و ... اشاره بشه . این متن را سندی بر وادادگی و سندورم استکهلم برخی از به اصطلاح تحصیلکردگان ما میدانم