جنگ، اقتصادِ توجه و تصویر ایران

اهمال‌ در جنگ روایت‌ها گناهی نابخشودنی است

۳۱ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۸۶۰۵ خاورمیانه انتخاب سردبیر
مجید افشانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: همان‌طور که رو برگرداندن سربازان از جبهه‌ی نبرد، خیانت به وطن تعبیر می‌شود؛ سکوت، کوتاهی و اهمال‌کاری افراد مؤثر در جنگ روایت‌ها نیز گناهی نابخشودنی است.
اهمال‌ در جنگ روایت‌ها گناهی نابخشودنی است

نویسنده: مجید افشانی، پژوهشگر

دیپلماسی ایرانی: تاریخ بشری مملو از رقابت انسان‌ها تا پای جان بر سر تصاحب منابع کمیاب است. برخی مدعی هستند تاریخ هیچ‌گاه خالی از جنگ بر سر منابع طبیعی از آب و خاک گرفته تا مواد معدنی، نفت و گاز و در شکل‌های متأخر آن ستیز بر سر داده، اطلاعات، تجارت، فضا، پردازنده و عناصر کمیاب نبوده است. گروهی از اقتصاددان‌ها امروز "توجه انسان‌ها" را نیز به‌عنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند صورت‌بندی کرده‌اند. بدین ترتیب هر کس بتواند توجه بیشتری را به‌عنوان یک "دارایی راهبردی" جلب کند، قدرت، ثروت و نفوذ بیشتری را به دست می‌آورد. این نفوذ می‌تواند فکر، احساس و رفتار آدم‌ها را به دلخواه و در جهت بیشینه‌سازی قدرت تغییر دهد و این‌گونه است که جنگ روایت‌ها با ابزارهای فناورانه جدید شکل می‌گیرد. 

شما اگر بتوانید جلب توجه دیگران را به‌صورت ویروسی و تصاعدی به نقطه‌ی غیرقابل کنترل برسانید، بر افکار عمومی سیطره پیدا کرده‌اید و آنگاه به راحتی سیاست‌های‌ مدنظر خودتان را به پیش می‌برید. اما دست‌یافتن به این نقطه، اصلا کار ساده‌ای نیست و باید به جنگ الگوریتم‌های از پیش تعیین‌شده‌ای بروید که الگوی وایرال‌شدن را به شما دیکته می‌کنند. دقت، حقیقت و آرامش را کنار می‌گذارند و برانگیختن ترس، خشم و انزجار را جایگزین می‌کنند. در این هزارتوی الگوریتمی آن‌هایی بیشتر اجازه دیده شدن و شنیده شدن پیدا می‌کنند که قبیله‌سازی می‌کنند و تا می‌توانند بر عمق سیاهچاله‌های میان این قبایل مجازی می‌افزایند. آنها هویت رقیب را هدف می‌گیرند و ماشه را می‌چکانند. فقط بر اساس منافع خودشان، قربانی و شیطانِ وقایع را روایت می‌کنند. ربات‌ها و میم‌ها را در کارزار دروغ بکار می‌گیرند تا بالاخره بتوانند احساسات مخاطبان را در شبکه‌های اجتماعی درگیر سازند. 

حتما این پرسش طرح می‌شودکه اخلاق چه می‌شود و چه بر سر جوامع با این شکاف‌های خودساخته می‌آید؟ باید گفت در یک دنیای آرمانی، این سکوها به‌عنوان تسلیحات کشتار جمعیِ اخلاق باید از بین می‌رفتند و مدلی از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی باقی می‌ماند که بشر نمی‌توانست از آن‌ها‌ استفاده تسلیحاتی کند. اما همه می‌دانیم بشر هنوز نتوانسته بصورت مؤثر مانعی برای تسلیحات کشتارجمعی ملموس ایجاد کند و در این شرایط، توقع زیادی است که بتواند این ابزارهای جنگی ناملموس را به بند بکشد.

اقتصاد توجه در سطح بین‌المللی و روابط بین‌الملل نیز برقرار است و کشورها و رهبران سیاسی‌شان بر سر این ثروت راهبردی با یکدیگر رقابت می‌کنند و به تعبیر دقیق‌تر می‌جنگند. اما در شرایط عادی، آیا لزوماً در کانون توجه جهانی قرار گرفتن به سود یک کشور تمام می‌شود یا اینکه سکوت نیز به اندازه‌ی صدا قدرتمند است؟ پاسخ به این پرسش به توانایی‌های بازیگران در چند سطح بستگی دارد. در وهله اول، سرمایه‌ی کشورها و رهبران سیاسی در تولید معنا یکسان نیست. سطح دوم ظرفیت نهادی لازم برای خلق روایت جذاب و درخور توجه است. سطح سوم که تعیین‌کنندگی قابل توجهی نیز دارد مالکیت ابزارهای این نبرد است. داشتن رسانه‌ها و سکوهای اجتماعی جهان‌شمول، بازی بزرگانی است که قدرت‌های میانی در آن به ندرت موفقیت کسب می‌کنند. بدین ترتیب کشورها بر اساس ترکیبی از شاخص‌ها مانند توان بالقوه در خلق معنا، کاریزمای شخصی رهبران، ظرفیت نهادی در برساختن روایت‌ها و نسبت آن‌ها با ابزارهای جهان‌شمول قابلیت دسته‌بندی دارند. اگر کشوری در مجموع این شاخص‌های ترکیبی ضعیف یا متوسط ارزیابی می‌شود راهبرد بهینه آن است که حتی‌المقدور جلب توجه جهانی به‌صورت عمومی را دنبال نکند و خودخواسته به این مسئله دامن نزند، چون به احتمال زیاد به‌جای آنکه شکار کند، طعمه، قربانی و اهریمن روایت‌ها می‌شود. در این حالت، گریزی از اتخاذ راهبرد میانه یا مدیریت توجه نیست.

اما در واقعیت عرصه‌ی بین‌المللی حتی اگر دولتی از توجهات، کناره بگیرد لزوماً قدرت‌های بزرگتر آن را رها نمی‌کنند و به کانون توجه جهانی در عرصه‌های دلخواه می‌کشانند، چون‌که توجه انسان‌ها بدون دشمن‌سازی، نفرت‌پراکنی، برانگیختن ترس و خشم در هزارتوی الگوریتم‌ها جلب نمی‌شود. صاحبان رسانه‌ها و سکوهای دیجیتال جهان‌شمول که عمدتا آمریکایی – صهیونیستی هستند با این ابزارها کاپیتالیسم شناختی مطلوبشان را پیش می‌برند. 

در نقطه مقابل کشورهایی که علی‌رغم توانایی در تولید معنا، در ظرفیت‌سازی نهادی برای ساختن و پرداختن روایت‌ها کوتاهی کنند وقتی مالک ابزارهای جهان‌شمول هم نیستند، نبرد به مراتب سخت‌تری در عرصه روایت خواهند داشت. به خاطر داشته باشیم قرار گرفتن در کانون توجه جهانی و سرتیتر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، زمانی با منطق اقتصادِ توجه همخوان است که مشروعیت و پیروزمندی از شما روایت شود. 

آنچه اقتصاد توجه به دیوانسالاران ما در جنگ و صلح می‌آموزد: 

- توجه به مثابه قلمرو یا نفت، یک دارایی راهبردی است. 

- پیامی که مورد توجه قرار نگیرد انگار اصلا وجود نداشته است. اینکه چقدر درست، منطقی یا قانونی حرف می‌زنید اهمیت چندانی ندارد، مهم این است که پیامتان از طنین احساسی برخوردار باشد که بتواند در نهایت دیده و شنیده شود. حقایق باید به‌صورت احساسی بیان شوند. در تنظیم هر توئیت، بپرسید با این پیام چه احساسی در خواننده برانگیخته می‌شود. به یاد داشته باشید ژست‌های نمادین، بیشتر از بیانیه‌های خشک و بی‌روح، جلب توجه می‌کنند. 

- سرعت از کمال مهمتر است. امروزه مشورت‌های طولانی و وسواس لغوی جای خود را به سادگی و واکنش سریع داده‌اند. در اکثر موارد روایت اول، روایت برنده است و با تکرار حقیقت ساخته می‌شود. تأخیر و خلأ روایت شما را دشمن به سرعت پر می‌کند.

- قصه بگویید. کماکان داستان است که مخاطب گسترده جذب می‌کند. اگر این قابلیت را ندارید، محتوای خود را با افرادی که این توانمندی را دارند، با سخاوتمندی به اشتراک بگذارید.

- در شرایطی که ابزارها محدود و ظرفیت نهادی پایین است، چاره‌ای جز توزیع روایت با واژگان یکسان، میان چهره‌های مختلف وجود ندارد. ایجاد شبکه‌ای از افراد، کمبودهای نهادی و ابزاری شما را جبران می‌کند. شبکه‌سازی و ساختن اعتماد، کاری بشدت حیاتی، زمانبر و نیازمند حوصله و هنر ارتباط میان فردی است. 

- لحظات بسیار اندکی هستند که تریبون‌های چند صد میلیون دلاری جهانی برای شنیدن از شما، به سراغتان بیایند. اگر برای آن لحظات، از قبل جیب خودتان را پر نکرده باشید بازی را به حرفه‌ای‌ها می‌بازید. 

- واکنش به تمام اتفاقات، راهبرد از پیش شکست‌خورده است. محدودیت ظرفیت، چاره‌ای جز انتخاب و سکوت آگاهانه باقی نمی‌گذارد. 

- الگوریتم‌ها به هویت مشخص پاداش دیده شدن می‌دهند. دال مفهومی خود را پیدا کنید و بر آن اصرار بورزید.   

- زبان بروکراتیک را از یاد ببرید و به زبان روزنامه‌نگاران، هر جمله را طوری بیان کنید که بعنوان تیتر ثبت بشود. با زبان ساده، دوگانه‌های اخلاقی بسازید. 

- ابتکار و هوش انسانی می‌تواند در برابر توان فناورانه دشمن، مزیت رقابتی در خلق روایت ایجاد کند.

- مخاطبانتان را افراز کنید. برای هر بخش از جامعه مخاطب خود، محتوای اختصاصی تولید کنید.    

تجاوز وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، فرصتی تاریخی و بسیار پرهزینه را برای شناساندن ایران به عموم مردم جهان ایجاد کرده است. به‌عنوان نمونه و تنها از منظر مادی، کشوری مثل قطر ۲۲۰ میلیارد دلار هزینه میزبانی جام جهانی را پرداخت به امید این‌که درصدی از مردم جهان بتوانند آن را روی نقشه پیدا کنند. امروز ایران متأسفانه به هزینه‌ی سنگین جنگ، تریبون‌های جهانی به‌دست آورده است. اینکه اکنون ایران در کنار چه گرافی از واژگان و تصاویر برای مردم دنیا صورتبندی می‌شود، رسالت بسیار سنگینی را بر دوش دغدغه‌مندان قرار می‌دهد. دردناک آنکه نه تنها مردم جهان بلکه بسیاری از ایرانیان از پیام ترامپ فهمیدند بلندترین پل خاورمیانه در ایران قرار دارد. دردناک‌تر آنکه فرشتگان مینابی با ذره‌ذره وجود خود، دست برتر در جنگ روایت را به ایران بخشیدند. 

جان کلام این است که  هزاران جان ایرانی و میلیاردها میلیارد ثروت ایرانی برای لحظه‌لحظه‌ی این فرصت تاریخی فدا شده است تا بتوان تصویر دیگری از ایران به جهان شناساند. همان‌طور که رو برگرداندن سربازان از جبهه‌ی نبرد، خیانت به وطن تعبیر می‌شود؛ سکوت، کوتاهی و اهمال‌کاری افراد مؤثر در جنگ روایت‌ها نیز گناهی نابخشودنی است.

کلید واژه ها: جنگ رمضان جنگ جنگ روایت جنگ روایت ها مدرسه میناب حمله امریکا حمله امریکا و اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران حمله اسرائیل به ایران مجید افشانی


( ۳ )

نظر شما :

سرلک ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۶:۴۱
بسیار آموزنده