از جمود میدانی تا شکستن نظم کهن

چهار سال در آتش جنگ اوکراین

۰۸ فروردین ۱۴۰۵ | ۰۹:۰۰ کد : ۲۰۳۸۳۱۹ اروپا انتخاب سردبیر
فرهاد قادری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه در فوریه ۲۰۲۲ به عنوان یک «عملیات ویژه» آغاز شد، امروز به طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین درگیری اروپا از ۱۹۴۵ تاکنون تبدیل شده است. چهار سال پس از آن روز، بازتعریف مرزها در اروپا، تغییر در ماهیت جنگ‌ها با ظهور فناوری‌های نوین، و فروپاشی تدریجی نظم کهن بین‌المللی شاهد هستیم.
چهار سال در آتش جنگ اوکراین

نویسنده: فرهاد قادری، پژوهشگر روابط بین‌الملل

دیپلماسی ایرامی: بیست و چهارم فوریه ۲۰۲۶، پایان چهارمین سال جنگی است که نه تنها دو کشور همسایه را در کام خود فرو برده، بلکه معماری امنیتی جهان پساجنگ سرد را برای همیشه دگرگون کرده است. آنچه در فوریه ۲۰۲۲ به عنوان یک «عملیات ویژه» آغاز شد، امروز به طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین درگیری اروپا از ۱۹۴۵ تاکنون تبدیل شده است. چهار سال پس از آن روز، بازتعریف مرزها در اروپا، تغییر در ماهیت جنگ‌ها با ظهور فناوری‌های نوین، و فروپاشی تدریجی نظم کهن بین‌المللی شاهد هستیم.

میدان نبرد: از طوفان سریع تا باتلاق فرسایشی

اگرچه روسیه در سال ۲۰۲۵ موفق شد مناطقی از جمله بخش‌هایی از استان دونتسک را به تصرف خود درآورد و کنترل منطقه کورسک را بازپس گیرد، اما این پیشروی‌ها به قیمت تلفات سنگین و با سرعتی «کُند و پیوسته» همراه بوده است. در مقابل، اوکراین با تکیه بر جنگ‌افزارهای دوربرد و پهپادها، ضربات مؤثری به ناوگان روسیه در دریای سیاه و تأسیسات نفتی عمق خاک روسیه وارد کرده است. با این حال، شمار تلفات انسانی فاجعه‌بار است؛ برآوردها از کشته شدن حداقل ۵۵ هزار سرباز اوکراینی و رقمی بین ۲۴۳ تا ۳۵۲ هزار سرباز روسی حکایت دارد. این آمار، تصویرگر جنگی است که دو طرف را در باتلاقی از خون و آهن گرفتار کرده است.

انقلاب در امور نظامی: عصر جدید کشتار

جنگ اوکراین چهار ساله، یک کلاس درس تمام‌عیار برای ارتش‌های جهان بوده است. انقلابی که در این چهار سال رخ داد، بیش از هر چیز در استفاده انبوه از پهپادها خلاصه می‌شود. میدان نبرد به آزمایشگاهی برای نوآوری‌های مرگبار تبدیل شده است؛ از استفاده از پهپادهای مجهز به حسگر حرکتی که ساعتها در کمین نیروهای دشمن می‌مانند، تا فیبر نوری که اختلال در سیگنال‌ها را بی‌اثر کرده است. این جنگ نشان داد که برتری نظامی دیگر تنها با شمار تانک‌ها و توپخانه سنجیده نمی‌شود، بلکه توانایی در نوآوری فناورانه در چرخه‌های شش هفته‌ای، عامل تعیین‌کننده است.

اقتصاد جنگ: تحریم، تاب‌آوری و شکاف

چهار سال تحریم‌های بی‌سابقه غرب علیه روسیه، اگرچه اقتصاد این کشور را با چالش مواجه کرده، اما نتوانسته است به هدف اصلی خود یعنی توقف ماشین جنگی مسکو دست یابد. روسیه با تغییر مسیر صادرات انرژی به سوی شرق و تقویت بخش خصوصی، «تاب‌آوری» نسبی از خود نشان داده است. در مقابل، اقتصاد اوکراین با زخمی عمیق‌تر دست و پنجه نرم می‌کند. نرخ فقر به ۳۷ درصد رسیده و بدهی عمومی از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته است. جبران خسارت مستقیم ۱۹۵ میلیارد دلاری و نیاز به ۵۸۸ میلیارد دلار برای بازسازی در دهه آینده، وزنه سنگینی است که بر دوش کی‌یف و حامیانش سنگینی می‌کند.

نظم کهن در هم شکست: اروپا در جست‌وجوی هویت

شاید عمیق‌ترین تأثیر این چهار سال، بر پیکره نظم امنیتی اروپا بوده است. ناتو با پیوستن فنلاند و سوئد گسترش یافت، اما همزمان، شکاف‌های درونی آن عمیق‌تر شد. ایالات متحده به رهبری دونالد ترامپ، با اولویت‌دادن به «آمریکا اول» و کاهش کمک به اوکراین، عملاً متحدان اروپایی خود را در وضعیتی از «رهاشدگی» قرار داده است. اروپا که با تهدید همیشگی روسیه و بحران انرژی دست به گریبان است، اکنون در تکاپوی یافتن «خودمختاری استراتژیک» و بازتعریف نقش خود در جهانی است که دیگر نظم تک‌قطبی در آن معنا ندارد.

پنجره‌ای به سوی صلح یا آتش‌بسی شکننده؟

ورود به پنجمین سال جنگ، با تحرکات دیپلماتیک فشرده‌ای همراه بوده است. با این حال، مذاکرات بر سر دو مانع اصلی به بن‌بست خورده است:  حاکمیت بر اراضی  (به ویژه دونباس) و  چشم‌انداز عضویت اوکراین در ناتو. 

کارشناسان معتقدند که فشار آمریکا برای آغاز مذاکرات بیش از آنکه در پی صلحی پایدار باشد، تلاشی برای «فریز کردن» مناقشه و تمرکز بر جبهه‌های دیگر (مانند ایران) است. از سوی دیگر، افکار عمومی در هر دو کشور در بن‌بست عجیبی گرفتار شده‌اند: از یک سو خسته از جنگ و از سوی دیگر بدبین به هرگونه توافق و بی‌اعتماد به طرف مقابل.

نتیجه‌گیری

چهار سال پس از آن صبح خونین فوریه، اوکراین و روسیه هر دو به نقطه‌ای رسیده‌اند که «پیروزی» مطلق برای هیچ‌کدام ممکن به نظر نمی‌رسد. آنچه در جریان است، نه صرفاً یک منازعه منطقه‌ای، بلکه سپیده‌دم یک نظم بین‌المللی جدید و پرآشوب است. صلحی پایدار، نه در میدان نبرد که در پذیرش این واقعیت تلخ توسط همه طرف‌ها شکل خواهد گرفت: اینکه امنیت جهانی، بازی با حاصل جمع صفر نیست و ادامه این جنگ فرسایشی، جز ویرانی بیشتر برای همه بشریت به ارمغان نخواهد داشت. پنجمین سال این درگیری، آزمونی بزرگ برای بلوغ سیاسی رهبران جهان خواهد بود.

کلید واژه ها: فرهاد قادری جنگ اوکراین حمله روسیه به اوکراین روسیه و اوکراین اروپا اتحادیه اروپا


( ۵ )

نظر شما :

علی روا ۰۸ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰
سلام جنگ اوکراین را نباید بعنوان بازتعریف برای نظم نوین جهانی قلمداد کرد سیاست جاری این جنگ تحمیل قلمرو بوده و با تحرکات اوکراین شعله آتش روسیه گشوده شد در ابتدا اروپا نیروی کار و درآمدهای اعتباری و سرمایه ای اوکراین را برای خود از جنگ غنیمت قلمرو دانست در ازای هزینه سو گیری به سمت کمک به اوکراین با تداوم آمریکا با شناخت شناسی جنگ تدوام سود را به سمت خود از منابع اوکراین واداشت و جنگی که سوسماری اروپا در آغاز بود به سمت آمریکا سو گیری شد و سر اروپا از عادات این جنگ بی کلاه نگه داشته شد جنگ شناختی طبق قانون کتب جنگ جنگی پیش زمینه در پیش اهداف چپاول بدون ورود به سرزمین است نوعی تجارت پرسود این تحرکات را نمی‌شود نظم نوین نامید بلکه سیاست نوین در جهت برده داری و امتیاز گیری با جنگ افروزی است روسیه با خویشتن داری جنگ را در حال اداره سیاسی میباشد و اعمال قدرت را با حفظ اقتدار امنیتی نظامی در تسلط دارد جنگ اوکراین شدت خود را به امر احتیاط رسانده احتمال صلح بسیار زیاد در راستا قلمداد میگردد