ایران و آمریکا در میانه بیم و امید؛
بایستههای دیپلماسی در شرایط عدم قطعیت و پیشبینیناپذیری
نویسنده: محمد محمودی کیا، عضو هیات علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی
دیپلماسی ایرانی: چالشهای داخلی و بینالمللی در شرایط فعلی، ایران با محدودیتهایی هم در عرصه بینالمللی و هم در داخل کشور مواجه است. این محدودیتها، از فشارهای خارجی، اعتراضات داخلی و مشکلات انباشته اقتصادی، زیستمحیطی و… ناشی است. مجموع این عوامل اقتضا میکند که کشور در مدیریت سیاست خارجی و اقتصادی خود رویکردی محافظهکارانه اما هوشمندانه اتخاذ کند.
رویکرد پیشبینیناپذیری در سیاست خارجی ایران
در چارچوب این شرایط، به دنبال ایجاد سیاست ابهام استراتژیک در رفتارهای خود است تا معادلات رفتاری بازیگران خارجی را تحت تأثیر قرار دهد. این رویکرد به ایران امکان میدهد تصمیمگیریهای طرف مقابل را دشوار و واکنشهای غیرمنتظره آنان را با چالشهای شناختی و نیز کنترلی مواجه سازد.
دکترین نظامی جدید و آمادهباش دفاعی
بر اساس مواضع اخیر مقامات ارشد، ایران دکترین نظامی خود را به سمت آمادگی کامل و پاسخ مناسب و نه متناسب به تهدیدات تغییر داده است. این شامل ارتقای قابلیتهای دفاع دریایی و موشکی و نیز تقویت حوزه پدافندی با تأکید بر الزامات ناشی از تهدیدات جدید و نیز با بهرهگیری از تجربیات جنگ ۱۲ روزه اخیر است تا در مواجهه با هرگونه تجاوز، پاسخی بازدارنده ارائه شود.
حمایت منطقهای و پیام رهبر انقلاب
حمایت اجتماعی قابل توجه برآمده از کشورهای منطقهای مانند پاکستان، عراق، لبنان و یمن، در کنار هشدارها و تأکیدات رهبر معظم انقلاب، نشاندهنده اجماع نسبی در حمایت از ایران و تأکید بر پیامدهای احتمالی هر اقدام تجاوزگرانه است. همانطور که رهبر انقلاب در روز ۱۲ بهمن اشاره کردند، هرگونه حمله آمریکا میتواند به یک جنگ منطقهای منجر شود که بر این اساس میتوان انتظار داشت تمام اهداف آمریکایی در منطقه، اهدافی مشروع برای پاسخ ایران تلقی خواهند شد.
تحلیل توانمندی نظامی آمریکا و ایران
اگرچه آمریکا از نظر فناوری و قدرت نظامی برتری دارد، اما حضور موشکهای مخرب و پیشرفته ایرانی و درکنار دیگر ظرفیتهای دفاعی کشور در حوزه آفندی، کاهش کارآمدی اقدامات نظامی آمریکا در منطقه را باعث میشود. بنابراین ایران با بهرهگیری از این ظرفیتها، پاسخهای مناسب و بازدارنده خود به هر تهدید علیه امنیت و منافع ملی را آماده کرده است.
با وجود کاهش احتمال رویارویی نظامی طی روزهای اخیر، ایران همچنان احتمال جنگ را جدی گرفته و آمادگی خود را برای واکنش فوری حفظ میکند.
دکترین پیشبینیناپذیری و بازدارندگی، نقطه تمرکز راهبرد ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی است.
نگاه عقلانی به احتمال رویارویی نظامی
اگرچه دکترین دفاعی ایران در این مرحله از تنش به صورت شفاف اعلام شده و انتظار میرود طرف آمریکایی دست به ماجراجویی نزند، اما تجربه نشان داده که احتمال اقدامات غیرمنتظره و غافلگیرانه وجود دارد. رویکرد خوشبینانه به احتمال فیصله یافتن حمله نظامی آمریکا به کشور غیرواقعبینانه است و باید همیشه آمادگی برای مواجهه با تهدید نظامی را حفظ کرد. با این حال، در نگاه منطقی و عقلگرایانه، احتمال رویارویی نظامی مستقیم با آمریکا در دوره فعلی کاهش یافته است، اما این به معنای پایان تهدید نیست.
نکته دیگر در این رابطه، عدم غفلت نسبت به هرگونه شرارت مجدد از ناحیه رژیم صهیونیستی برای امتناع از به نتیجه رسیدن مسیر مذاکره است که باید این عامل نیز در ذهن تدبیرپردازان لحاظ شود.
میز مذاکره و منطق دیپلماسی
با فرض اینکه طرف آمریکایی یک بازیگر خردمند و عقلانی باشد، میز مذاکره به یک آزمون مهم تبدیل میشود. آمریکا، با آگاهی از توان بازدارندگی ایران، باید پذیرش شکست و نیز محدودیتهایی در حوزه سیاست نظامی و سیاست منطقهای خود را قبول کند. این امر اثرات ملموس و البته کاهنده بر نفوذ نرم و سخت آمریکا در خاورمیانه خواهد داشت که در وجه دیگر، نشاندهنده پذیرش توانمندی و قدرت قاعدهسازی ایران در منطقه علیرغم تمام خسارتهای وارد به آن است.
چالش انتخاب سخت برای ایران و آمریکا
در این مرحله، آمریکا با انتخابی سخت مواجه است: ادامه سیاست تهاجمی یا عقبنشینی نظامی و تن دادن به مسیر دیپلماسی. در مقابل، ایران نیز گزینههای سخت خود را دارد. هرگونه عقبنشینی در سیاست خارجی از قبیل کاهش حمایت از مقاومت و یا عقبنشست از توان بازدارندگی موشکی، با هویت انقلاب اسلامی و اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی در تعارض است و بنابراین گزینههای مطلوبی نخواهد بود.
مسیر دیپلماسی و سیاست هستهای
انتخاب راهبردی ایران میتواند تمرکز بر حفظ سیاست عدم حرکت به سلاح هستهای باشد و مذاکرات را حول ذخائر اورانیوم و تعهدات مشخص پیش ببرد. تجربه برجام نشان داد که زمانبندی و نحوه اجرای تعهدات طرف مقابل میتواند غیرقابل پیشبینی و با پیامدهای ناخوشایند همراه باشد. ایران همواره در اجرای تعهدات خود پیشگام بوده، اما رفتار طرف آمریکایی و تغییرات سیاسی داخلی آمریکا، مانند تصمیمات ترامپ، میتواند روند اجرای توافق را مختل کند.
درسهای تجربی از برجام
برجام نشان داد که تعهدات آمریکا در قالب دستور اجرایی رئیس جمهور، به سادگی با تغییر دولت لغو شد و هیچ ضمانت حقوقی در سطح ملی نداشت. این تجربه، اهمیت طراحی مذاکراتی مطمئن و تضمینشده برای ایران را برجسته میکند تا از هرگونه تغییر غیرمنتظره در رفتار طرف مقابل جلوگیری شود.
لزوم زمانبندی و تضمین در مذاکرات هستهای
هرگونه مذاکره بر سر موجودی اورانیوم غنیشده با درصد غنای بالا باید با دقت در زمانبندی و اجرای تعهدات انجام شود. تجربه نشان داده که بدون تضمینهای محکم، خطر بدعهدی طرف آمریکایی وجود دارد. اقدامات لازم شامل دو محور است:
– در بعد حقوق بینالملل: لغو کامل قطعنامههای ۱۹۲۹ شورای امنیت، غیرفعالسازی مکانیسم ماشه و خروج ایران از فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد.
– در بعد داخلی آمریکا: مصوبه کنگره و تأییدیه سنا در خصوص رفع تحریمهای ثانویه مرتبط با ادعاهای هستهای علیه ایران، چراکه هرگونه ثبات در اقدام و تعهدات، نیازمند پشتوانه قانونی و اجرایی قوی است تا بدعهدی دولت آمریکا به سهولت امکان تحقق نداشته باشد.
بدون این تضمینها، هر دستور اجرایی رئیس جمهوری آمریکا فاقد پشتوانه کافی است و ممکن است با تغییر دولت به راحتی لغو شود.
پیامدهای توافق احتمالی در صورت حصول توافق
با رعایت زمانبندی و تضمینها، ایران میتواند به حل بخشی از چالشهای سیاست خارجی و داخلی دست یابد. دسترسی به منابع اقتصادی و تسهیل تعاملات بینالمللی از مهمترین نتایج این فرآیند خواهد بود.
نقش بازیگران دیگر در توافق
توافق ایران و آمریکا تنها محدود به دو کشور نخواهد بود؛ بازیگران دیگر نیز تأثیرگذار هستند. عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی، اتحادیه اروپا، اسرائیل، تحولات نظامی و ژئوپلیتیکی مرتبط با جنگ روسیه و اوکراین و نیز نوع مواجهه سیاست خارجی چین در قبال تحولات خاورمیانه از جمله عوامل مؤثر در این قضیه هستند. این عوامل پیچیدگی مذاکرات را افزایش میدهند و موفقیت توافق را وابسته به تعامل و مدیریت این بازیگران میکنند.
چالشهای بنیادین و امکان دیپلماسی
همانطور که رهبر معظم انقلاب تأکید کردهاند، حل چالشهای ایران و آمریکا در سطح مبنایی و نیز برخی وجوه ساختاری ممکن نیست، زیرا اختلافات عمیق در سطوح گفتمانی و اسطورهای طرفین منازعه وجود دارد. با این حال، این به معنای عدم امکان ورود به مسیر کاهش تنش و دیپلماسی هدفمند نیست و ایران میتواند در چارچوب اصول و منافع خود، فرصتهای محدود اما مؤثری برای بهبود وضعیت اقتصادی خود از طریق تعامل سازنده با جهان بیرون ایجاد کند.
چالشهای گفتمانی و محدودیتهای ژئوپلیتیکی
از منظر تاریخی، فضای گفتمانی بین ایران و آمریکا مبتنی بر عدم اطمینان و اعتماد، رقابت خصمانه و اختلافات عمیق است و موضوع هستهای تنها بخشی از این چالشها محسوب میشود. مسائل دیگر، بعضاً ماهیت تکنیکالی دارند اما در بسیاری موارد، با باورها و نظام تصوری و هنجاری ایران گره خوردهاند. این ویژگی باعث میشود که حل این مسائل ساده نباشد و نیازمند به اتخاذ رویکردی چندسطحی و موشکافانه باشد.
امکان گفتوگو و مفاهمه محدود اما موجود است با وجود محدودیتها و موانع عمیق، راههایی برای گفتوگو و مفاهمه وجود دارد. در این مسیر باید این واقعیت به صورت یک امر بیناذهنی در میدان اندیشه ایرانیان پذیرفته شود که امکان عادیسازی کامل روابط با آمریکا وجود ندارد و موانع عمده، محدودیتها و ملاحظات ژئوپلیتیکی است، نه صرفاً مسائل ایدئولوژیک.
نگاه چندسطحی برای مدیریت چالشها
تجربه تاریخی نشان میدهد که نادیده گرفتن ابعاد ژئوپلیتیکی چالش، به سادهانگاری راهکارها و عدم موفقیت منجر میشود. بنابراین برای دستیابی به منافع و امنیت ملی، لازم است رویکردی علمی، منطقی و راهبردی اتخاذ شود که همه سطوح چالشها و ابعاد پیچیده آن را در نظر بگیرد.


نظر شما :