تجربه تلخی که از سر گذارندیم
پدافند S۳۰۰ یک سلاح واقعی یا اسب تراوا؟
دیپلماسی ایرانی: حملات شدید موشکی و هوایی روز ۱۳ دی ماه آمریکا به ونزوئلا و انهدام سایتهای پدافندی و راداری آنها در همان ساعات ابتدایی حمله، یک سؤال ویژه را در ذهن ایجاد کرد: «چرا S300ها هیچ عکس العملی نشان ندادند و به هیچ کاری نیامدند؟!»
در حملات اسرائیل به ایران هم عملا سامانههای پدافندی S300 هیچ کاراییای از خود نشان ندادند یا فورا منهدم شدند. این در حالیست که خرید این سامانه از روسیه، سالها به طول انجامید و با بدعهدیهای مکرر روسها مواجه شد.
از طرفی کشورهای خریدار این سامانههای پدافندی روسی، دلگرم به دفاع از حریم هوایی کشور خود هستند و به پشتوانه آنها با دشمنان خود درگیر میشوند، غافل از اینکه این سامانهها به طرز مشکوکی ناکارآمد میشوند. در واقع بهجای اینکه نقطه قوت باشند، موجب غافلگیری میشوند و در نقش «اسب تراوا» ظاهر میشوند!
در این زمینه دو احتمال مطرح میشود: ۱) این سامانهها اساسا بهدلیل ضعف فنی و عملیاتی در برابر موشکها و جنگندههای غربی کارایی ندارند. ۲) روسها عمدا نقاط ضعف یا کدهای هک شدن سامانهها را به دشمنان میفروشند یا بر سر آنها معامله میکنند. متأسفانه احتمال گزینه دوم بیشتر به نظر میرسد چراکه روسها خودشان در جنگ اوکراین درگیر هستند و هیچ بعید نیست که در ازای گرفتن امتیازاتی از غرب، بر سر این سامانههای فروخته شده معامله کنند. گزینه اول به این دلیل خیلی دور از ذهن است که این حد از ناکارآمدی از یک سامانه پدافندی معروف، خیلی بعید و غیرعادی است.
همین سامانه S300 در سوریه نیز وجود داشت ولی در برابر حملات آمریکا و اسرائیل هرگز به کار نیامد. اوکراین نیز سامانه S300 داشته ولی ظرف چهار سال جنگ، هرگز به سرنگونی حتی یک فروند جنگنده یا موشک روسی با این سامانه موفق نشده است.
واقعا چه تلخ و غافلگیر کننده است که کشورهایی برای دفاع از آسمان خود، دلگرم به این سامانه هستند ولی در روز مبادا چیزی جز ناکارآمدی و غافلگیری نصیب آنها نمیشود. این ناکارآمدی مشکوک باید بهطور ویژه از سوی خریداران این سامانه و سایر تسلیحات روسی پیگیری و بهطور خاص پررنگ و برجسته شود تا روسها برای حفظ آبروی خود هم که شده در مورد کارایی این سامانهها جوابگو شوند.
سخنی با بزرگان
ما در جنگ ۱۲ روزه حملات غافلگیر کنندهای را از دشمنان اسرائیلی و آمریکایی متحمل شدیم. حملاتی که اگر سامانههای پدافندی ما از جمله S300 به درستی کار میکردند، قاعدتا هرگز نباید اتفاق میافتادند. علت این ناکارآمدیها هرچه بوده باید هرچه سریعتر بررسی موشکافانه شده و اگر جواب قانع کنندهای برای آنها یافت نشود باید یک تردید اساسی در مورد تسلیحات روسی در ذهن داشت و هرگز نباید در روز نبرد به پشتوانه این تسلیحات، دلگرمی داشت. این را در مورد جنگندههای در حال خرید از روسیه یعنی سوخو ۳۵ نیز باید در ذهن داشت.
هرگز نباید دو چیز را فراموش کرد: ۱) همه این سامانهها، به غیر از اجزای سختافزاری و فیزیکی، اجزای نرم افزاری و الکترونیکی و مخابراتی نیز دار هستند که اگر کدهای مربوط به آنها در اختیار دشمنان قرار گیرند، بهراحتی از فاصله چند صد کیلومتری یا حتی چند هزار کیلومتری قابل هک شدن هستند. ۲) روسیه چهار سال است که در باتلاق اوکراین گرفتار شده و هم اکنون ترامپ در تلاش است تا اوکراینیها را متقاعد کند که از ۲۰ درصد خاک خود صرفنظر کنند. این خوشخدمتی ترامپ به روسها باید با یک قدردانی قابل ملاحظه، پاسخ داده شود. باید مراقب باشیم که ایران بخشی از این معامله نباشد و اگر هم شد، ضربات چندانی را متحمل نشود. اتفاقات ونزوئلا و سوریه نباید هرگز در ایران تکرار شود. از همین امروز باید به فکر چاره بود.


نظر شما :