معرفی کتاب

«تاریخ تاجیکان ورارود» روایتی از سرگذشت فارسی‌زبانان آسیای میانه

۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۲۵۸۶۴ اخبار اصلی کتابخانه
علی هادیلو در معرفی کتاب «تاریخ تاجیکان ورارود» می نویسد: این کتاب را می‌توان نمونه‌ای از شکل‌گیری یک مکتب تاریخ‌نگاری جدید در آسیای میانه نیز قلمداد کرد؛ مکتبی که با وجود تأثیرپذیری از راه و روش تاریخ‌نگاری شوروی ـ البته وجوه علمی و مثبت آن ـ از این توانایی نیز برخوردار است در جایی که به بررسی سیاست‌های مقامات شوروی مربوط می‌شود، بدون پرخاش و تندی، جوانبی از آن را مورد نقد و بازنگری قرار دهد.
«تاریخ تاجیکان ورارود» روایتی از سرگذشت فارسی‌زبانان آسیای میانه

نویسنده: علی هادیلو

دیپلماسی ایرانی: پژواک جدایی مناطق آسیای میانه و ایران، قصه‌ای پرغصه به وسعت تاریخ ایران معاصر است؛ اما فارغ از مرثیه سرایی بر میراث به یغما رفته، اغلب ایرانیان را وقوف نیست که چه بر سر میراث هزارسالگان در سرزمین‌های جدا افتاده رفت. کتاب «تاجیکان ورارود؛ از ۱۸۶۰ تا ۱۹۲۴» نخستین روایت علمی دقیق و مدون به سبک تاریخ نویسی‌نو و به زبان فارسی در این زمینه است. این کتاب پرارج گرچه در سال ۱۴۰۰ در ایران منتشر شد، اما به دلیل خاستگاه تاجیکی محقق (نماز حاتم) آنچنان که شاید و باید در فضای رسانه‌ای ایران ارج نهاده نشد.

کتاب تاریخ تاجیکان ورارود، شرح رنجی است که از فرط بی‌صدایی تاکنون شنیده نشده و برای شنیدن آن باید گوش به دیوار ستبر تاریخ خواباند. این درد به تعبیر فروغ فرخ‌زاد، بانوی شعر و ادب ایران زمین، از آن جنس دردهایی است که «انسان را به سکوت وا می‌دارد، از این رو بسیار سنگین‌تر از دردیست که انسان را به فریاد وا می دارد». سرگذشت روزگار زبان فارسی و تاجیکان در این کتاب دست کمی از دوران پرآشوب پس از ورود و سیطره مغولان بر ایران نداشت و چه بسا تلخ‌تر از آن عصر بود.

قوم مهاجم مغول، به روایت موجز جوینی «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند»، اما چند سالی نگذشت که پیش از فروپاشی دولت‌شان، در بستر کارگاه حریر فرهنگ، اندیشه و مدنیت ایرانی سر به راه‌تر شده، زبان فارسی را به عنوان زبان خود برگزیدند و به تدریج به کیش و آیین ایرانی و اسلامی گراییدند و حتی مروج آن شدند، حال آنکه زبان فارسی آسیای میانه در چنگ قوم یأجوج و مأجوج گرفتار شده و به مرور جای خود را به زبان‌های روسی و ازبک داد.

نماز حاتم، نویسنده کتاب، از محققان و استادان برجسته و بنام دانشگاه ملی تاجیکستان است. او استاد گروه تاریخ آکادمی علوم تاجیکستان است که تاکنون ۱۵ کتاب و بیش از ۲۶۰ مقاله به نگارش درآورده‌است. کتاب‌های تاریخ خلق تاجیک (کتاب درسی برای کلاس نهم) و «سرنگون کردن ترتیبات امیری در بخارا» (کتاب دانشگاهی) از جمله مهمترین آثار این محقق شهیر تاجیکی است.

تاریخ تاجیکان ورارود، روایتی خواندنی درباره ماجرای گذر سرسلامت تتمه زبان فارسی و قوم بزرگ تاجیک در منطقه آسیای میانه از دوران پرتلاطم و پرآشوب سیطره روسیه تزاری و شوروی و سلاخی فارسی زبانان آسیای مرکزی در میانه سال‌های (۱۸۶۰_۱۹۲۴) است و ماجرای این گذر تاریخی، سیاسی و فرهنگی به مثابه داستان سیمرغ عطار است که تنها معدودی از مسافران با موفقیت در این سفر سیاسی، تاریخی و فرهنگی به مقصد رسیدند.

کتاب تاریخ تاجیکان ورارود تاریخ صرف نیست، و همچنان که ویل دورانت تاریخ تمدن را شرح دستاوردهای عظیم انسانی روی سواحل رودخانه خروشان و پرهیاهوی تاریخ می دانست، روایتی از شجاعت، قهرمانی و تلاش نفسگیر یکی از کهن‌ترین ملت‌های جهان در حفظ و گسترش زبان فارسی، فرهنگ، سنن اخلاقی، اقتصاد، اندیشه، دانش، کشاورزی، ارتباطات و میراث گرانبهای نیاکانی است.

کتاب تاریخ تاجیکان ورارود مرثیه‌سرایی بر میراث به یغما رفته ایرانی نیست؛ بلکه نویسنده (نماز حاتم) کوشش خود را به کار گرفته تا بر اساس منابع تازه و از نگاهی نو صفحات درخشان تاریخ نیاکان خویش را در مبارزه با مهاجمان روس و پاسداری از میهن خود روایت کند. ملتی که به توصیف این محقق، در برابر دشمن، «نه سپر، بلکه فرهنگ خود را پیش گذاشت، به قوم مهاجم دوستی، همزیستی و همکاری را پیشنهاد کرد، خود که فرهیخته و معارف‌پرور بود، به بیگانگان کوچی، برتری دانش و فرهنگ را اثبات نمود، ایشان را به نیز به همین راه هدایت ساخت». در این کتاب که به کوشش آرش ایران‌پور، محقق ایرانی، برگردان و شرح شده، معادل‌های روسی و «کریلی*» با وسواسی مثال‌زدنی به معادل‎های فارسی برگردانده شده است.

این کتاب را می‌توان نمونه‌ای از شکل‌گیری یک مکتب تاریخ‌نگاری جدید در آسیای میانه نیز قلمداد کرد؛ مکتبی که با وجود تأثیرپذیری از راه و روش تاریخ‌نگاری شوروی ـ البته وجوه علمی و مثبت آن ـ از این توانایی نیز برخوردار است در جایی که به بررسی سیاست‌های مقامات شوروی مربوط می‌شود، بدون پرخاش و تندی، جوانبی از آن را مورد نقد و بازنگری قرار دهد.

تاریخ تاجیکان ورارود در ۱۲ باب به حیات تاجیکان در زمان اشغال آسیای میانه از طرف روسیه، تاجیکان در زمان حکومت استعماری روسیۀ پادشاهی در آسیای میانه (سال‌های ۱۸۶۷ ـ ۱۹۱۷)، تاجیکان در زمان ایجاد دگرگونی در حیات اجتماعی، افزایش جنبش‌های مردمی و اختلاف‌های مذهبی و منصبی (سال‌های ۱۸۶۷ـ ۱۹۱۷)، افکار جمعیتی، سیاسی و مدنی تاجیکان در نیمۀ دوم سدۀ نوزدهم و اول سدۀ بیستم، سرنگون شدن حکومت پادشاهی در روسیه و پیامدهای آن برای تاجیکان و دیگر خلق‌های آسیای میانه، برپانمودن حاکمیت شوروی در سرزمین امروزۀ تاجیکستان شمالی و بدخشان (سال‌های ۱۹۱۷ـ ۱۹۱۹)، تاجیکان در زمان موجودیت جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی ترکستان (سال‌های ۱۹۱۸ـ۱۹۲۴)، آماده شدن برای سرنگون نمودن حکومت امیر بخارا (اکتبر ۱۹۱۷ـ اوت ۱۹۲۰)، سرنگون نمودن ترتیبات امیری بخارا (اوت ۱۹۲۰ ـ آوریل ۱۹۲۱)، جمهوری خلقی شوروی بخارا (سال‌های ۱۹۲۰ـ ۱۹۲۴)، تقسیم حدود ملی در آسیای میانه و تشکیل جمهوری خودمختار شوروی سوسیالیستی تاجیکستان پرداخته است.

این کتاب همچنین نقبی به فرایند تدریجی فارسی زدایی از آسیای میانه زده و روایتی داستان‌گونه و جانسوز دوران فترت زبان فارسی در این خطه، فراروی ما می‌نهد. از زمان ورود اشغالگران روس به آسیای مرکزی (۱۸۶۰)، شوربختی فارسی زبانان و افول تاجیک‌ها آغاز می‌شود و به دلایل متعدد و دسیسه‌های حکمرانان در سیادت روسیه تزاری بویژه حکومت شوروی به مرور زبان فارسی جایگاه پیشین خود را از دست می‌دهد و حتی ‌کار به تحقیر فارسی زبانان و استحاله قوم تاجیک می رسد‌.

فرایند فارسی زدایی که عملا از دوره حکومت شوروی رنگ و بویی جدید به خود می‌گیرد، با تبر تقسیم‌ (مرزبندی‌های ملی) در ۱۹۲۴ به اوج می‌رسد و میوه‌های خونین آن را می‌توان به ویژه در نسل‌کشی روشنفکران فارسی زبان در دهه ۱۹۳۰ به وضوح مشاهده کرد. به روایت نویسنده در صفحات مطبوعات چه آسیای میانه و چه روسیه درباره تاجیکان و زبان فارسی (که از ۱۹۲۴ نام آن به تاجیکی تغییر کرد) تقریبا چیزی چاپ نمی‌شد. حتی «اگر به ناگه مقاله ای هم چاپ می شد، بیشتر آنها غرض‌ورزانه بوده، گاه تاجیکان و زبان فارسی تاجیکان را آشکارا تحقیر می‌کردند.». کار بدانجا رسید که بر حذف زبان فارسی و انکار موجودیت این زبان و تاجیکان، رسما پافشاری می کردند.

گفتنی است کتاب «تاریخ تاجیکان ورارود» از دهه ۱۸۶۰ تا سال ۱۹۴۲ تالیف نماز حاتم، به کوشش آرش ایران‌پور از سوی انتشارات شیرازه ما در ۶۲۴ صفحه منتشر شده است.

کلید واژه ها: تاریخ تاجیکان تاجیکستان ایران و تاجیکستان فارسی زبان فارسی تاجیک علی هادیلو آسیای میانه آسیای مرکزی


( ۱۹ )

نظر شما :

عبدالرضا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۰۹:۵۷
تاجیک کلمه ای تورکی است که از دو جزئ تات و جیک تشکیل یافته تات در تورکی به معنی یکجا نشین می باشد و چون بیشتر غیر تورکها یکجا نشین بودند معنی غیر تورک گرفته است و جیک جیق و جیغ در تورکی علامت مصغر است چون تاجیکها به طور پراکنده در مناطق کوهستانی ومراکز شهری تورکیستان زندگی می کردندتورکها به انها تاجیک می کفتند و زبان انها فارسی نیست بلکه دری است که از دربار می اید و در دربار سامانیان و غزنویان بر اساس زبان انها به وجود امده و بر زبان انها تاثیر گذاشته و به عنوان زبان شعر به مناطق مرکزی ایران نفوذ پیدا کرده و جای زبان پهلوی را گرفته است
ناشناس ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۲:۰۷
عبدالرضا ، خودت رو بکشی از جایی که هستی بالاتر نخواهی رفت . استعمار انگلیس و روس خوب می دانستند که کدام زبان را باید سرکوب کنند . جایی که شیران هستند کسی سراغ از بقیه نمی گیرد .
ناشناس ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۳:۲۳
سایبریهای اسراییل به طور گسترده روی موضوعاتی مانند قومیت ، حجاب و ... تمرکز کرده اند . نمونه اش چرندیات عبدالرضا که احتمالا همون علی پانترکه است . متاسفانه این سایبریها میدان را هم خالی دیده اند چون بخش اعظم انرژی نیروهای داخلی صرف دعواهای مشکوک می شود مانند حجاب و سوتی گیریهای احمقانه و مرگ‌های متداول و کلی مسائل که در کشورهای دیگر عادیست اما اینجا به راحتی به جنجال تبدیل می شود . قویا معتقدم که جمهوری اسلامی هنوز به قدرت به شدت مخرب فضای مجازی پی نبرده است .
به عبدالرضا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۴:۱۸
قدمت قوم تاجیک ار زبان مهاجر و مهاجم ترکی بیشتر است.نمی شود هر کلمه ت و ج را ترکی فرض کرد هرچنند ارباب پانترکیسم اتا ترک سعی به تقطیم و شکستن کلمات فارسی کرد که در ظاهر و ریشه ترکی سازی شوند
ایرانی ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۵:۲۸
یکی از تکنیک‌های پوسیده پانترکها و ماده گرگ پرستان، پیدا کردن شباهت بین کلمات اصلی و کلماتی در زبان ترکیست که البته این دوستان با زبان آدری این کار را انجام می‌دهند نه ترکی استانبولی. شما هر کلمه ای را انتخاب کنید در هر زبان دیگری چند کلمه وجود دارند که نزدیک به آن تلفظ می‌شوند. کلمه ترکیه هم در انگلیسی می‌شود بوقلمون! حالا این کارها چه معنی ای دارد کسی جز خود پانترکها نمی‌داند!
علی ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۸:۲۶
جیک جیک نکن ناشناس تاجیک
به عبدالرضا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۲۰:۰۴
تاجیک کلمه ترکی نیست اما ریشه کلمه ایران از آران می باشد که ترکی هست
ناشناس ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۲۳:۴۳
پانترک ها دست از تعصبات بیخود بر دارید
مم.. ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۰۷:۴۹
ورارود غلط است اسم صحیح ترکستان است، ورارود اسم جعلی است،
ناشناس ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۰۹:۰۱
اخر این ترکستان شما کجاست ؟؟؟؟ایا زبان و فرهنگ و تاریخی مختص ترکی دارد یا باز دستبرد به اقوام دیگر زدید ؟؟؟؟؟
خسرو ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۱:۴۱
چرا پیدا کردن عده قلیل از تاجیک ها یا فارس زبانها در یک گوشه آسیای میانه افتخار آفرین است ولی وجود میلیونها نفر ترک و بلوچ و عرب و ترکمن مایه تکدر خاطر برخی می‌شود؟ واقعا این نژادپرستی نیست ؟ تعصب نیست ؟ در سال ۱۹۳۰ استالین کلا قشر باسواد آسیای میانه را از دم تیغ گذراند ولی برای تاجیکان جمهوری برپا کرد
ناشناس ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۶:۰۱
پانترکهای کوه نشین ، شهری شده اند ؟
ایران دوست خطاب به خسرو ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۲۰:۲۷
چون شناسنامه تاریخ و تمدن ایران باستان هستند و زبان فرهنگ و اشتراکات زیادی با ایران دارند و خود را میراث دار ایران میداند نه تنها تاجیکها و فارس زبان ها بلکه کردها .بلوچها و....برخلاف ترکها روند ایران زدایی و ترک سازی را پیش نبردند.تعصب و نژاد گرایی در بین ترکها بیشتر نمود دارد و هر روز کشف جدید و دست اندازی بیشتری دارند و مایه تکدر اقوام غیر ترک شدند .استالین بیشترین خدمت را به ترکها کرد با نامگذاری مناطق بالای ارس به جمهوری اذربایجان و تحریف و ساخت الگوی قومیتی دشمن ایران و حمایت از پانترکهای رسول زاده و پیشه وری و بخشیدن مراکز زبان فارسی بخارا .سمرقند .قشقر دریا و اندیجان و... در اسیای مرکزی به ازبکستان استالین نعمتی برای کشورهای ترک اسیا میانه بود
اسماعیل ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۲۰:۳۶
پاسخ به عبدالرضا = تلاشت برای ترک دونستن تاجیکها بیهوده است . زبان فارسی دری تاجیکی هرسه یک زبان واحد هستند . دانشجویان افغانستان از کتاب های استادان ایران استفاده می‌کنند . امامعلی رحمان هم در تاجیکستان داره آروم آروم تلاش میکنه زبان و فرهنگ و نفوذ روس ها رو از بین ببره . در جواب خسرو = عده قلیل تاجیک ها ؟؟؟ شمال و شمال شرق و غرب افغانستان رو تاجیک ها تشکیل میدن . تاجیکستان هم همینطور . جنوب ازبکستان استانهای سمرقند و بخارا رو هم تاجیک ها تشکیل میدهند . به این میگی عده قلیل ؟؟؟ ترک و ترکمن و بلوچ و عرب هیچوقت مایه تکدر خاطر کسی نبوده و نیست . تا وقتی همه اقوام زیر سایه یک پرچم واحد ایران متحد باشیم هیچ عیب و ایرادی نداره مشکل اونجایی که افکار جدایی طلبی برخاسته از روباه پیر انگلیس ، میگه مثلا ما قوم بلوچ باید کشور خودمون رو داشته باشیم . یا مثلا ما قوم کرد باید کشور خودمون رو داشته باشیم . این اشتباهه
رحیم ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۱۱:۲۷
خوش بحال شما آریایی های اصیل و پان فارسیستها به خصوص تروریستهای تاجیک و طالبان ضد بشر ،، عجب ترکیب خوبی....
مهراب ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ | ۲۱:۵۸
در نوع خود کتاب کم‌نظیری است. امیدوارم ادامه تاریخ تاجیکان فرارود از ۱۹۲۴ تا ۱۹۹۰ هم چاپ شود.