اسرائیل برای بهره برداری از فشار حداکثری امریکا و همراهی روسیه تلاش می کند

ارزیابی تل آویو در خصوص ادامه حضور ایران در سوریه پس از ترور سرلشکر قاسم سلیمانی

۳۰ تیر ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۹۳۳۸۱ خاورمیانه انتخاب سردبیر
سید حامد حسینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: اسرائیل، که سیاست عدم مداخله در جنگ داخلی سوریه را برگزید، در حقیقت این امکان را به وجود آورد که ایران، با هدایت سرلشکر سلیمانی، با برنامه ای چندبعدی در سوریه حرکت کند. هنگامی که اسرائیل پیامدهای عدم مداخله را فهمید، سعی کرد روند تحکیم ایران در سوریه را به تأخیر اندازد و مختل کند و ساخت زیرساخت های نظامی در سوریه را مانع شود.
ارزیابی تل آویو در خصوص ادامه حضور ایران در سوریه پس از ترور سرلشکر قاسم سلیمانی

نویسنده: سید حامد حسینی، دانشجوی دکترای روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: از نگاه اسرائیل، سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه ایران، با شناسایی فرصت ها و دنبال کردن آن با شدت بیشتر و از طریق برنامه ریزی نظامی و غیرنظامی تلاش کرد تا از طریق عراق و سوریه به لبنان یک پل سرزمینی ایجاد کند. از این لحاظ، شهادت وی، حداقل این پروژه را به طور موقت مسکوت گذاشت. همچنین ترور هدفمند سردار سلیمانی به مثابه متحدی استراتژیک و حامی حکومت دمشق، فرصتی را به منظور از بین بردن استحکامات نظامی محور مقاومت در سوریه ایجاد کرده است. از این رو، اسرائیل در تلاش است که با پیگیری و هماهنگ سازی های موازی؛ یک اردوگاه یکپارچه با هماهنگی ایالات متحده و روسیه و سایر بازیگران منطقه ای غیرهمسو با تهران انجام دهد. همچنین با استفاده از مشوق های اقتصادی و سیاسی برای حکومت اسد، سعی دارد بین دمشق و تهران فاصله ایجاد کند. در ارزیابی تل آویو، اکنون سوریه به عنوان حلقه ای ضعیف در زنجیره محور مقاومت نشانه گذاری شده و به همین دلیل بر آن تمرکز کرده است تا این زنجیر را بشکند و مانع از کنترل ایران بر منطقه مرزی عراق و سوریه شود. قطعات این پازل با ایجاد هماهنگی بین روسیه و آمریکا برای شروع و تسریع در روند بازسازی سیاسی و اقتصادی سوریه و همچنین کار روی افکار عمومی ایران راجع به هزینه های سنگین حضور نظامی ایران در سوریه تکمیل می شود.

از منظر تل آویو، استمرار حکومت دمشق در برهه کنونی به مجموعه ای از قدرت های خارجی وابسته است که به آن کمک می کنند تا قدرت خود را در سایه حمایت های این بازیگران (به طور مشخص ایران و روسیه)، حفظ کند. از این رو اسد ناگزیر است که در هسته سخت قدرت بین رویکردهای طرفدار ایران و طرفدار روسیه موازنه سازی کند. بازوی طرفدار ایران توسط سرلشکر سلیمانی هدایت می شد و از نفوذ قابل توجهی بر حکومت اسد و ستون فرماندهی ارتش سوریه برخوردار بود. اما هنوز برای پیش بینی اقدامات جانشین وی – سرتیپ اسماعیل قاآنی – و میزان نفوذ وی، قضاوت زود است و اینکه آیا وی قادر به دستیابی به دستاوردهای پیشین هست یا خیر. همچنین ارزیابی کامل تأثیر ترور سرلشکر سلیمانی زود است چون که می تواند به سرعت با تحولات متعدد بعدی روبه رو شود. 

در عرصه ای دیگر دولت و پارلمان عراق می توانند تصمیم بگیرند که نیروهای آمریکایی را از این کشور خارج کنند و متعاقب آن منجر به عقب نشینی متناوب نیروهای آمریکایی از شرق سوریه شوند. در حال حاضر ، طرف سوریه این مرز با کمک نیروهای آمریکایی و توسط کردها (SDF) کنترل می شود، در حالی که طرف عراقی تحت کنترل نیروهای موسوم به الحشد الشعبی است که با تصمیمات تهران همسو هستند. اگر ایالات متحده در ماه های آینده نیروهای خود را از عراق و سوریه خارج کند، چه کسی خلاء قدرت در مرز بین این کشورها را پر خواهد کرد؟ آیا روسیه آماده اعزام نیرو خواهد بود؟

اسرائیل، که سیاست عدم مداخله در جنگ داخلی سوریه را برگزید، در حقیقت این امکان را به وجود آورد که ایران، با هدایت سرلشکر سلیمانی، با برنامه ای چندبعدی در سوریه حرکت کند. هنگامی که اسرائیل پیامدهای عدم مداخله را فهمید، سعی کرد روند تحکیم ایران در سوریه را به تأخیر اندازد و مختل کند و ساخت زیرساخت های نظامی در سوریه را مانع شود. تلاش های اسرائیل در سه محور متمرکز شده است:

o    حمله به استحکامات نظامی ایران و رهگیری انتقال تسلیحات بویژه سلاح های پیشرفته به حزب الله. 
o    فشار بر روسیه برای مهار ایران و محدود کردن نفوذ خود در سوریه، و عقب نشینی نیروهای ایرانی تحت کنترل روسیه از مرز اسرائیل خصوصا در منطقه قنیطره و بلندی های جولان.
o    فشار بر ایالات متحده برای به تعویق انداختن خروج کامل نیروهای خود از شرق سوریه و منطقه التنف، به منظور قطع روابط نظامی ایران ما بین عراق و سوریه و جلوگیری از تسلط ایران در این منطقه راهبردی.

این امکان وجود دارد که با حذف سرلشکر سلیمانی، اکنون فرصتی نادر برای اسرائیل ایجاد شود تا با هماهنگی و حتی همکاری با واشنگتن، یک سیاست مؤثر را تدوین کند تا استحکامات نظامی ایران را در سوریه از بین ببرد. اسرائیل می تواند با پشتوانه ایالات متحده در وضعیتی که حکومت اسد متحد و حامی استراتژیک خود را از دست داده بهره برداری کند، اما پنجره فرصت ایجاد شده با شهادت فرمانده نیروی قدس می تواند حاکی از این نکته باشد که زمان محدود است. بنابراین ممکن است که اسرائیل، ایالات متحده و شاید روسیه یک برنامه هماهنگ فوری انجام دهند و سایر بازیگران غیرهمسو با تهران نیز در آن شرکت کنند. این برنامه تل آویو چندین تلاش را همزمان اجرا می کند:

1. تصدیق تسلط روسیه بر سوریه: اسرائیل تصمیم گرفته است تا هماهنگی نزدیکی با روسیه در مبارزه با ایران در سوریه را حفظ کند. به امید آن که روسیه توانایی های نظامی ایران را از سوریه خارج کند و همچنین توانایی تهران برای شکل دادن به آینده این کشور را محدود کند. روسیه و ایران برای تأثیرگذاری بر نظم سیاسی در سوریه و کنترل روند بازسازی در عرصه اقتصادی رقابت می کنند. تاکنون روسیه تصمیم گرفته است از رویارویی آشکار با ایران جلوگیری کند. با این حال، از نگاه اسرائیل، اقدامات مسکو، از جمله سفر رئیس جمهور پوتین به دمشق در هفته پس از ترور قاسم سلیمانی، نشان داد که روسیه در تلاش است از این فرصت استفاده کند و نفوذ ایران در سوریه را محدود کند - در واقع، اسد تصمیم بگیرد که به نفع روسیه بر سر مأموریت های ایران تصمیم بگیرد. اسرائیل باید در ازای تضمین منافع اسرائیل و دور کردن ایران از سوریه، سعی کند ایالات متحده را در مقابل روسیه با استفاده از بسته های تشویقی مانند کاهش تحریم های آمریکا ترغیب کند.
2. اختلاف افکنی بین دمشق و تهران: اسرائیل در حقیقت با ادامه حکومت اسد در سوریه به توافق رسیده، اگرچه این موضوع را علناً اعلام نکرده است. ایالات متحده نیز فعلاً حکومت موجود را می پذیرد، گرچه هنوز خواستار حذف اسد است. برای بهره‌برداری از این فرصت و از بین بردن حضور ایران در سوریه، باید فهمید که اسد با چه قیمتی آماده است تا بر منافع ایران در سوریه معامله کند: در ازای پذیرش غربی ها و جهان عرب بر سر ادامه حکومت خود و برداشته شدن تحریم ها، آیا وی خروج نیروهای ایران و دیگر وابستگان تحت کنترل نیروی قدس را می پذیرد؟ در غیر این صورت اگر اسد از همکاری امتناع کند، دولت ترامپ می تواند تحریم های جدید و حتی سختگیرانه تر را علیه سوریه اعمال کند. در صورت آزاد گذاشتن دست ایران برای فعالیت در سوریه، اسرائیل به نوبه خود می تواند به تهدید حمله مستقیم فیزیکی به سوریه متوسل شود.
3. قطع مسیر دسترسی نیروهای نیابتی: هماهنگی استراتژیک با ایالات متحده نه تنها برای ترغیب مسکو در جهت قبول خواسته های تل آویو، بلکه برای قطع دسترسی گروه های نیابتی ایران به لبنان ضروری است. برای این منظور، استقرار نیروهای آمریکایی در شمال شرقی سوریه ضروری است. مهم است که ترامپ ترغیب شود که پیام واضحی درباره تعهد آمریکا در این باره ارائه دهد. در حال حاضر حدود 600 سرباز آمریکایی در نزدیکی میادین نفتی در دیرالزور مستقر هستند و تقریباً صد نفر دیگر نیز در پایگاه تنف در نزدیکی مرز عراق حضور دارند (مناطقی که سرلشکر سلیمانی مدیریت راه های تسلیحاتی را در اختیار داشت و نیروهای نیابتی را به سوریه و لبنان اعزام می کرد). با این حال، اسرائیل باید این احتمال را بدهد که ترامپ تصمیم بگیرد و یا موظف باشد نیروهای آمریکایی را از عراق و به تبع آن نیز از شرق سوریه خارج کند. در این سناریو، اسرائیل و آمریکا درصددند تواناییهایی را ایجاد کنند و برای تلاش برای جلوگیری از تسلط ایران بر کل منطقه از طریق نزدیکان و دوستان خود، سرمایه گذاری کنند.
4. جابه جایی مرکز ثقل برای خنثی کردن تأثیر منطقه ای ایران بر سوریه: باید بین واشنگتن و تل آویو تفاهمات مشترکی برقرار شود بر اساس این ارزیابی که سوریه حلقه ضعیفی در زنجیره محور مقاومت است و بدین لحاظ آسیب پذیرترین بازیگر است. به همین دلیل، تمام تلاش ها برای شکستن این زنجیره باید روی سوریه متمرکز شود. بر این اساس فشارها برای دفع حضور ایران در این کشور مطابق با سیاست "فشار حداکثری" ایالات متحده علیه ایران است.
5. تلاش های روان شناختی روی جامعه سوریه و ایران: به عنوان مثال، در برخی از مناطق سوریه، که در آن نارضایتی عمومی از حضور ایران رواج دارد، می تواند به عنوان فرصتی برای فشار روانی باشد، و آنها را ترغیب به اعتراض به ادامه این حضور کند. پیام برجسته برای این مناطق باید این باشد که ایران با نگرانی بابت از دست دادن اسد، مانع همه ابتکارات برای اصلاحات سیاسی در سوریه شده است. به موازات این تلاش ها کار روی افکار عمومی در ایران نیز صورت بگیرد، جزئیات هزینه های ایران در سوریه برملا شود و آن را در برابر اقتصاد ایران و هزینه های معیشتی شهروندان قرار داد.
6. انتقال روندهای اقتصادی در سوریه، تحت رهبری عربی – غربی: تدوین برنامه های بازسازی سوریه، با مشارکت کشورهای غربی و عربی (سنی) برای تخصیص منابع با این پیش شرط که هرگونه کمکی مشروط بر خروج ایران از سوریه باشد.

در مجموع، از منظر منافع امنیتی اسرائیل بهره گیری از فرصتی که با ترور سرلشکر سلیمانی ایجاد شده است و همچنین فشار حداکثری علیه تهران می تواند در بازه کوتاه مدت تا حدودی از نگرانی های تل آویو بکاهد و توان بازی سازی را به وی بدهد، اما این که در بلند مدت روند تحولات و تصمیم گیری های بازیگران تاثیر گذار به کدام سمت و سو خواهد رفت را باید تهران از هم اکنون شناسایی کند و بر اساس آن راهبردهای لازم را پی ریزی کند تا داشته ها و ارزش های حیاتی اش دچار آسیب نشوند.

کلید واژه ها: ایران و سوریه روسیه اسرائیل سوریه و اسرائیل ایران و اسرائیل امریکا و روسیه اسرائیل و روسیه روسیه و سوریه


( ۲۱ )

نظر شما :

محمد ۳۰ تیر ۱۳۹۹ | ۱۵:۳۹
متاسفانه واقعیت های میدانی نشان می دهد که عدم واکنش قاطع ایران در پی ترور سردار شهید قاسم سلیمانی از امریکا، به امریکا و اسراییل جرئت بخشیده که تجاوز های پیشین خود به نیروهای حامی محور مقاومت را ادامه دهند...
حسین ۳۰ تیر ۱۳۹۹ | ۲۰:۰۰
ظاهرا این دانشجوی تازه کار برای صهیونیستها طرح ارائه میدهد و ایران را در مقابل اسراییل کوچک میشمارد.اسد میداند که اگر ایران از سوریه خارج شود هیچ دولتی حتی روسیه از او حمایت نخواهد کرد و شاید روسیه با امریکا زد و بند انجام دهند و سوریه تجزیه شود.
ناشناس ۳۱ تیر ۱۳۹۹ | ۰۰:۲۰
کافیست تا خرداد صبر کنید،تا با تغییر دولت ورق برگردد.
امیر در جواب ناشناس ۳۱ تیر ۱۳۹۹ | ۲۲:۳۱
«کافیست تا خرداد صبر کنید،تا با تغییر دولت ورق برگردد.» ببخشید ما نمیدانستیم فرمانده کل قوا، رئیس جمهور می باشد و سیاست های کلی نظام مخصوصا سیاست خارجی و مسائل مربوط به محور مقاومت توسط دولت تعیین میشوند!