وقتی کاسه های خالی طبل جنگ می شوند!

اقلیم کردستان در برابر ابربحران اقتصادی

۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۹۱۷۴۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
صلاح الدین خدیو در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: یقینا هیچ پروژه اصلاحی بدون دگرگونی اساسی در ساختار اقتصادی آن محقق نمی شود. این امر هم مستلزم حدی از فشار بین المللی بویژه از جانب ایالات متحده به عنوان حامی اصلی اقلیم کردستان است. فشار آمریکا برای اصلاح اقتصادی و انفکاک اقتصاد از احزاب و خانواده ها، در نهایت می تواند به قسمی گذار دموکراتیک و وحدت حاکمیت و پایان سیستم دو اداره ای منجر شود.
اقلیم کردستان در برابر ابربحران اقتصادی

نویسنده: صلاح الدین خدیو، کارشناس مسائل بین الملل

دیپلماسی ایرانی: قطع حقوق کارمندان اقلیم کردستان در میانه رکود اقتصادی ناشی از بحران کرونا، بدترین خبر برای اربیل و شوکی بزرگ برای سیستم سیاسی و اقتصادی این منطقه است.

اقلیم کردستان یک رژیم کارمندی است، نه در معنای متعارف این واژه در جامعه شناسی سیاسی و مثلا در قیاسی که مابین بخش دولتی قدرتمند و نسبتا گسترش یافته آلمان و فرانسه با بخش خصوصی کارامد و معتبر آمریکا و بریتانیا انجام می شود. دقیقا برعکس و بر اساس تعریف "خلیجی" ]فارسی[ واژه و وابستگی شهروندان به منابع عمومی و درآمدهای رانتیر نظیر کشورهای ثروتمند عرب.

دستکم  سی درصد جمعیت اقلیم حقوق بگیران دولت هستند و قطع این مستمری، این منطقه را مانند سال 2014 دچار بحران می کند.

آنچه رکود را حتی از آن سال هم عمیقتر می کند، کاهش شدید دو منبع درآمد دیگر دولت به علت بحران کروناست. کاهش شدید قیمت نفت و بدهی های سنگین اربیل به شرکت های خارجی، عملا صرفه فروش مستقل آن را از بین برده و درآمد آن کفاف کسری بودجه را نمی دهد و حتی در کوتاه مدت بعید است دولت مرکزی هم به پرداخت حقوق کارمندان در ازای تحویل پرونده نفت حاضر باشد.

دوم کاهش شدید درآمدهای گمرکی و بخش های خدماتی اقتصاد در اثر اجرای مقررات قرنطینه و کاهش ورود مسافران و مبادلات تجاری و ...

بحران فعلی که چشم انداز نگران کننده ای برای فروپاشی اقتصادی اقلیم کردستان ترسیم کرده، در یک فضای سیاسی نامناسب هم رخ داده است: روابط میان دو حزب اصلی در بدترین وضعیت خود طی سال های گذشته قرار دارد، فشارهای سیاسی و نظامی ترکیه به اوج خود رسیده، با از دست رفتن کرکوک و مناطق مورد اختلاف پس از رفراندوم قدرت چانه زنی کردها در بغداد کاهش یافته و بیم افول نقش‌ و قدرت رهبری آمریکا در منطقه، مولفه های توازن بخش  کردها در برابر رقبا را تضعیف کرده است.

این تضعیف موقعیت استراتژیک هم اکنون در نحوه واکنش کردها به بغداد مشهود است. برخلاف دوره قبل خبری از لحن ستیزه جویانه و رجوع به گزاره های ناسیونالیستی و تهدید به جدایی از عراق دیده نمی شود و بالعکس سعی می شود مساله در چارچوبی سیاسی و عراقی حل و فصل شود.

در سال های 2014 تا 2017 کردها متحد اصلی ائنلاف بین المللی ضد داعش بودند و ضمن بهره مندی از مشروعیت سیاسی و اخلاقی جنگ علیه داعش، عملا بر دو برابر وسعت فعلی اقلیم حکم می راندند. این دستاوردها نه تنها از کف رفته بلکه انشقاق داخلی هم مزید بر علت شده است.

تفرقه میان جناح های شیعه نیز کمتر از کردها نیست، اما جاهایی که عملا ریش و قیچی دست آنهاست، از توانایی اعمال فشار بیشتری هم برخوردارند. مثلا اقلیم کردستان چون فاقد رسمیت حقوقی است، امکان بهره گیری از وام ها و اعتبارات خارجی را برای جبران کسر بودجه ندارد و دولت مرکزی هم از این بابت از آن حمایت نمی کند.

علاوه بر این، کاهش شدید قیمت نفت، بغداد را دچار کاهش درآمدها کرده و اتخاذ سیاست های انقباضی را به امری ناگزیر تبدیل کرده است.

لذا تنها راهی که برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی اقلیم به عنوان شکننده ترین اقتصاد خاورمیانه در برابر کرونا مانده، دریافت کمک های فوری بین المللی از آمریکا و یا اعمال فشار واشنگتن به بغداد برای پرداخت بودجه اقلیم است. راهی که کاخ سفید برای پیشگیری از بی ثباتی سیاسی در منطقه احتمالا ناچار به اتخاذ آن می شود.

در درازمدت اما اصلاحات بنیادین و رادیکال تنها راه نجات اقلیم از بن بست های سیاسی و اقتصادی فعلی است. کاهش اتکا به درآمدهای نفتی، تشکیل صندوق ذخیره ارزی، خارج کردن ثروت نفت از دست احزاب و خانواده ها و شخصیت های قدرتمند و تنوع بخشیدن به اقتصاد مسیری است که اقلیم کردستان برای بقا باید طی کند. این اصلاحات البته بدون دگرگونی در سیستم حکمرانی ممکن نخواهد بود و این مهم نیز بدون اعمال فشار آمریکا به عنوان ضامن بقای حکومت اقلیم و حامی اصلی آن، شانسی برای تحقق نخواهد داشت.

یک ضرب المثل کردی می گوید کاسه پر غذا عامل وفاق خانواده است. این مثل قدیمی بیش از‌ هر چیز به کار تحلیل مسائل و تحولات اقلیم کردستان از منظر اقتصاد سیاسی می آید. هر زمان که بهای نفت بالا بوده و سهم کردها از بودجه دولت مرکزی، تمام و کمال پرداخت شده، میزان وفاق و درجه انسجام دو حزب اصلی هم بالا می رود. عکس این حالت هم صادق است، در دوره های بحران اقتصادی نظیر سال های 2014 تا 2017 که اقتصاد به فلاکت افتاد، میزان اختلافات هم پبه طرزی کم سابقه بالا رفت. بخش اعظم اقتصاد اقلیم کردستان در تیول دو حزب اصلی، خانواده های حاکم و گروه ها و الیگارشی های اقماری است. حامی پروری و خرید وفاداری سیاسی از طریق امتیاز، رانت و پول روش اصلی سیستم حاکم برای کنترل فضای سیاسی است. حامی پروری درجات و کیفیت های مختلفی دارد، از خرید طبقات اجتماعی گرفته تا نفوذ و لابیگری در رهبری احزاب رقیب یا اپوزیسیون. به عنوان مثال گفته می شود حزب دمکرات که منابع مالی گسترده تری در اختیار دارد، توانسته از این طریق سمپاتی بخشی از رهبری اتحادیه میهنی را به دست آورد. این امر البته مطابق آموزه های صلح لیبرالیستی، تماما خالی از وجوه ایجابی هم نیست و باعث شده از رهگذر اختلاط منافع شخصی و ایجاد حوزه های مشترک بازرگانی، سطح تنش میان دو حزب کنترل و از رسیدن به مرز درگیری ممانعت به عمل آید. اما اکنون که سفره ها خالی و دست ها به جای جیب در گریبان است، اختلافات زیربنایی و اساسی باز فرصت رخ نمایی یافته اند.

قبل از هر چیز باید گفت اقتصاد اقلیم کردستان در فقدان سیاست های  مالی و پولی درست و فساد گسترده، بیش از اقتصادهای نفتی دیگر از افت قیمت نفت متاثر می شود. با هر حساب کتابی می توان گفت با میلیاردها دلار درآمد حاصل از فروش نفت و درآمدهای گمرکی و میلیاردها دلار بودجه دریافت شده از عراق، اقلیمی که مدعی استقلال بود، نباید برای پرداخت یک ماه حقوق مستخدمین خود منتظر بغداد بماند. در واقع این نشانه بارزی از ناکارامدی حکمرانی دستکم به لحاظ اقتصادی است. 

در سایه این وضعیت و احتمالا برای لاپوشانی آن، سریال بحران های سیاسی میان احزاب اصلی و اپوزیسیون به راه افتاده است. اپوزیسیون ساکت دیروز در برابر پارتی با مشاهده چشم انداز فروپاشی اقتصادی به سرعت در حال زبان باز کردن است. اختلافات کردها از اربیل به بغداد هم رسیده و کاظمی کابینه اش را بدون وزرای کرد معرفی کرد. 

در قضیه زینی ورتی که تحت فشار ترکیه پارتی به دروازه قندیل نیرو اعزام کرد با مخالفت یکپارچه تمام احزاب روبه رو شد. 

در داستان لغو مصونیت پارلمانی نمایندگان منتخب با آبستراکسیون تمام فراکسیون های کرد، پارتی به رای نمایندگان مسیحی متوسل شد. لغو مصونیت یک نماینده باعث شکاف عظیم سیاسی در اقلیم شد و سیلی از انتقاد را علیه مکانیسم انتخاب نمایندگان مسیحی با رای کم برانگیخت. پارتی در پاسخ به همان منطق معروف حکومت های اقتدارگرای خاورمیانه متوسل شد: منتقدان همدستان داعشند و حزب ما مدافع اقلیت های غیرمسلمان است. سبکی که دیری است دولت های اقتدارگرا استفاده می کنند، یک دوجین از اقلیت های مذهبی را در ویترین سیاسی خود می گذارند و برای دلربایی از غربی ها خود را حافظان آنها در برابر تندروی های قومی و مذهبی می خوانند.

نکته جالب اینجاست که پارتی که در سال 2015 با دفاع از منطق توافق و صلح عشایری، نشست پارلمان را که برای بررسی مساله ریاست اقلیم تشکیل شده بود، به تعطیلی کشاند، این بار از قانون در برابر توافق دفاع کرد.

عدم سازگاری میان رهبری منتخب کنگره چهار اتحادیه میهنی و پارتی به عمق اختلافات افزوده است. اینها که بازهای یکیتی هستند از سیاست مماشات حزب متبوع خود در برابر پارتی ناراضی هستند. ترجیح پارتی کار کردن با جناح سنتی و شخصیت های قدیمی این حزب است.

البته گزارش هایی از تعمیق جناح بندی در پارتی هم وجود دارد. شکست های مکرر اقتصادی و ناکامی رفراندوم می تواند در این امر دخیل باشد. 

در هر صورت اقلیم کردستان در وضعیتی بغرنج قرار دارد. زیست سیاسی در سیکل معیوبی از بحران و توافق های موقت و سنتی محصور شده و این چرخه هر چند سال یک بار تکرار می شود. ممکن است طولانی شدن بحران اقتصادی که بر اثر کرونا آسیب های مضاعفی را هم متحمل شده، تا حدی معادلات کنونی را تغییر دهد. اما یقینا هیچ پروژه اصلاحی بدون دگرگونی اساسی در ساختار اقتصادی آن محقق نمی شود. این امر هم مستلزم حدی از فشار بین المللی بویژه از جانب ایالات متحده به عنوان حامی اصلی اقلیم کردستان است. فشار آمریکا برای اصلاح اقتصادی و انفکاک اقتصاد از احزاب و خانواده ها، در نهایت می تواند به قسمی گذار دموکراتیک و وحدت حاکمیت و پایان سیستم دو اداره ای منجر شود.

کلید واژه ها: اقلیم کردستان عراق فساد در اقلیم کردستان مسعود بارزانی کردستان عراق حزب اتحاد میهنی کردستان حزب دموکرات کردستان


( ۴ )

نظر شما :

افخمی ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۶:۵۱
شما در مقالاتتان زیاد اقلیم،اقلیم می کنید واین برای کردها ی عراق که تا دیروز بخشی از سرزمین ایران بوده که توسط عثمانی از پیکره ما جدا شده ایجاد توهم میکند که خدای نکرده کشوری مستقل هستند ولی سیاست ایران باید دردرازمدت الحاق آن به سرزمین اصلی یعنی ایران باشد ودر غیر اینصورت آب خوشی از گلویشان پائین نرود.
کورد ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۶:۵۶
هه ربه ژی کوردستان ، زنده باد ملت کوردستان
علی ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۰
باید کورد ها هم مثل لابی های ترکی که در ایران داریم، با توجه به ظرفیت چندین میلیونی ملت کورد در ترکیه و همینطور ایران منابع رو به سمت خودشون جذب کنند
علی ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۷:۲۲
واقعاٌ آقای خدیو کاری غیر از تفسیر وارائه راه حل برای بحرانهای اقلیم کاردیگری ندارند حتماٌ قبول دارید عنوان کارشناس مسائل بین الملل برای شما کمی سنگین است شایدکارشناس مسائل اقلیم خیلی بهتر است .
خسرو ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۰۸
من پیشنهاد می کنم اقای خدیو از طرف جمهوری اسلامی به عنوان استاندار اقلیم منصوب شود ، چون اطلاعات سیاسی و اقتصادی اش بیشتر از مسوولین اقلیم شمال عراق هست
محسن ۰۶ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۴۰
خیلی جالبە کە آقای خدیو کرد هستند اما واقعیتها را از دیدگاهی دیگر میبینند. بە عنوان مثال، هرگز بحثی از ظلم بغداد در زمان نوری مالکی و جنگ داعش و غارت بودجە اقلیم کردستان ننوشتەاند. یا در زمانی کە اقلیم در اوج قدرت و بازسازی بود، سخنی از سر خیر نگفت؟؟!! اقلیم کردستان ابهت داعش را با کمترین امکانات در هم شکست، یعنی دقیقا همان زمانی کە عراق بودجە کردستان را قطع کرد؟؟!! آقای خدیو، آیا این همزمانی جای تعجب نیست؟ اقلیم دارای مشکلاتی همچون فساد، بوروکراسی، رانتخواری و ... یست کە در مقایسە با کشورهای همسایە بسیار اندک مینماید. اما عجبا کە همە آنها نهان و اللقاعدە باید اقلیم کردستان سیبل انتقادات شود... و عجبا کە این مقالە، بعد از نزدیک بە یک ماە از انتشار در وبسایت کردپرس، در سایت شما منتشر میشود؟؟!!! این همە مخالفت بە چە حسابی؟؟!!
پراوا ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۹:۲۰
الحاق کردها به ترکیه خواسته کردها نبود واین مورد نباید مورد مغالطه قرار گیرد. کردها هزاران سال قبل از مهاجرت اقوام ترک در این جغرافیا زندگی می کردند.
رودکی ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۹:۲۲
این که پان ترکها می‌بینند مردم ایران از فارسی زبان و کرد و تالشی و تات و... تا بلوچ مثل کوه پشت همدیگرند ،بدنشان به رعشه افتاده.تاتارها خوب می دانند که اتحاد ارمنی-ایرانی-یونانی یعنی بازگشت به اورخون و گبی
نظامی گنجوی ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۹:۲۴
ترکی صفت وفای ما نیست ترکانه سخن سزای ما نیست
رضا ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۰۹:۳۵
حتی مسعود اوزیل و ابراهیم تالتیس هم کورده ،مسعود اوزیل بر خلاف تبلیغات پانترک های اردوغان پرست ، کورد هست. مصاحبه مسعود را با شبکه ZDF المان نگاه کنید که وقتی مجری سوال میکنه که تو از ترک تبار های المانی؟ اوزیل حرف مجری رو قطع میکنه و میگه نه من کوردم ، و به کورد بودن خودم افتخار میکنم و ابراهیم تالتیس مشهورترین و معروف ترین هنرمند کشور ترکیه هم کورده، این ها همه مشت نمونه خروار ها است پس این ترک ، ترک که میکنن کجاست ، اکثر بازیگران و هنرمندان کشور ترکیه کورد هستند ، ماهسون ، احمد کایا ، امراه، حولیا افشار و ...... همه کوردن ،
به صلاحدین خدیو ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۲
درود و زنده باد بر شما غیور مرد کورد، امیدوارم شما با قدرت هر چه بیشتر ادامه بدید، با توجه به جمعیت ده ها میلیونی ملت کورد در ترکیه و همینطور در ایران، عراق و سوریه شما میتوانید منابع و سرمایه ها را به سمت خود جذب کنید، و مقابله به مثل جانانه ای با لابی ترکی که امروز در کشور و ترکیه داریم انجام بدید، و در این راه مطمئن باشید تمام اقوام ایرانی همراه شما قوم اریایی ماد خواهند بود، هه ربه ژی کوردستان
مسعود ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۴:۵۹
کاک صلاح الدین خدیو از دیگاه ومنظر مخالفان اقلیم کردستان و مخالفان پارت دمکرات کردستان و دیدگاهی شبهه پ.ک.کایی به مسایل کردستان عراق می نگرند و نوشته های ایشان بسیار سطحی ،جهت دار و معیوب و خالی از انصاف و واقعیتهای موجود و بیشتر برای خوشایند بخشی ازحاکمیت قلمفرسایی میکنند ! البته دغدغه ی "نان" را ماهم درک می کنیم !؟
mohammad ۰۷ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۵۷
تا زمانی که عشیره بارزانی سیاست پاندولی نامتقارن را در بین ملتهای بزرگ دارد در همان کوچه و همان بن بست گیر میکنند و از این بلبشویی هم تروریستهای پ ک ک و پژ اک به ترور های خود ادامه میدهند و باعث میشود هر انچه کرد ها در کوه و دشت بدست اورده اند یک شبه روی میز سیاست ببازند چون کانال این دو گروه تروریست هر دو به اربیل ختم میشود فقط در این میان حق کولبران زحمت کش ضایع میشود چون یکی از انها گفته بود بارزانی قصد دارد از کولبران عوارض گمرکی بگیرد در صورتی که این کولبران زحمت کش هیچ کد اقصتادی ندارند با انکه قرار شده کولبری به یک شغل رسمی شناخته شود به شرط اینکه به تولیدات داخلی لطمه ای وارد نشود
عبدالرضا ۰۸ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۴
با اتصال راه آهن کرمانشاه-اربیل و وصل شدن اقلیم به بندر امام بسیاری از مشکلات اقلیم درست می شود
خسرو ۱۰ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۳:۱۶
قابل توجه اینایی که باز اشتباها نوشته را نخوانده ، فکر کردند که نوشته در مورد ترکها و ترکیه و آذربایجان هست و جوابهای آماده را کپی کردند ، نژاد پرستی وقتی خیلی زیاد بشه تبدیل به کودنی میشه ، نژاد پرست کودن و بی شعور و بی انصاف و بی سواد همیشه چیزی را که از آن دفاع می کند را به گند (پانکردیسم و پانفارسیسم و داشناقسیون ) می کشد واقعا در تعجبم کی (کدام دشمن تمامیت ایران ) به شما جیره و مواجب میده که از ترکها نفرت ایجاد کنید در حالی که میلیونها نفر ترک ایرانی ضامن اتحاد و پیشرفت و انسجام ایران هستند
مسعود ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ | ۲۱:۰۵
در جواب افخمی نام ۶خرداد۱۶:۵۱ با توجه به تاریخ کردستان بعد از صفویه ،علاوه بر تغیرات مذهبی،پیش آمده،با اکثریت مردم ایران،وعلاوتا تفاوتهای فرهنگی وقومی،وزبانی حاکم ،برمنطقه به اصطلاح اقلیم،رابطه چندان عمیق،نتنها با ایران بلکه با دیگر همسایه ها هم نداشته ایم،وبرعکس همیشه مورد تجاوز ،وادعاهای بی منطق شان قرار گرفتهایم،ودر واقع اکراد چرخ زاپاس ممالک اطراف گشته،وبعد از رفع نیاز دوباره در پشت صندوق قایم گشته،اکراد قومی پاکباخته است وهیچ دوست،همکیشی ،بغیر از خودش نداشته وندارد ونیاز هم به دایه های مهربان،وپدرخوانده هم ندارد، وشما هم وکیل ملت ۴۰میلیونی اکراد نیستید که در مورد آنها تصمیم میگیرید،واین توهم اکرادنیست که کشوری مستقل داشته باشند ،بلکه توهم افرادی شوونیست،ساواکی،شاهپرستیست ،مثل شما که ادعای مالکیت ملتی را دارید،که هیچ حق وحقوقی برای ابراز چنین ادعایی ندارید،وتاریخ واستقلال شما هم تا قبل انقلاب در دست دیگران بودید،واستقلال به معنی واقعی کلمه نداشتید،از زمان اسکندر،واعراب،وترکان،واخیرا از تصادف روزگار واتفاقات غیر منتظره صاحب،نام ونشانی شده اید،لذا توصیه بر اینست که هر کس به امورات مربوط به خودش اظهار نظر کند،واز ادعاهای موهوم دست بکشد،