نگاه منفی اشرف غنی به روابط تهران – کابل، زمینه ساز اتهام زنی به ایران

علت موج سواری بر حادثه «دهانه ذوالفقار» علیه ایران چیست؟

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۴:۲۵ کد : ۱۹۹۱۴۰۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
محمدرضا فرقانی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این نکته تاکید دارد که چون اشرف غنی اساساً تمایلی به تعمیق و گسترش روابط با ایران ندارد و همواره به دنبال گسترش روابط خود با غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا بوده است لذا در حادثه مرزی اخیز نیز در راستای منافع و اهداف کاخ سفید عمل کرد.
علت موج سواری بر حادثه «دهانه ذوالفقار» علیه ایران چیست؟

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی - ایران به عنوان میزبان چهل ساله مهاجران افغانستانی طی 12 روز گذشته به دلیل حادثه تلخ مرزی در دهانه ذوالفقار با پروپاگاندای رسانه‌ای کشورهای منطقه و فرامنطقه پیرامون اتهام خشونت و قتل مهاجران افغانی روبه رو شد؛ جریان سازی که علاوه بر رسانه ها حتی به مقامات سیاسی دیگر کشورها نیز کشیده شد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر برخی موج سواری های سیاسی، دیپلماتیک و رسانه ای این حادثه تلخ، گفت و گویی را با محمدرضا فرقانی، سفیر سابق ایران در ترکمنستان، دیپلمات پیشین ایران در افغانستان و تاجیکستان، سخنگوی معاونت اطلاع‎رسانی و مطبوعاتی شانزدهمین نشست سران جنبش عدم تعهد در تهران و کارشناس مسائل شبه قاره و آسیای میانه انجام داده است که در ادامه می خوانید:

سیزدهم اردیبهشت ماه سال جاری، کانال‌های خبری و اکانت‌های توئیتری تصاویر، ویدیوها و خبرهایی را نشر و بازنشر کردند که در آنها ادعا شده بود مرزبانی ایران در منطقه مرزی دهانه ذوالفقار، مهاجران افغان را که درصدد ورود به خاک جمهوری اسلامی بودند، مورد ضرب و شتم قرار داده و آنها را به عبور از رودخانه هریرود وادار کرده است. بر اساس ادعاهای موجود در اثر مجموعه این اقدامات شماری از مهاجران افغان (10 نفر) در این رودخانه غرق و حدود 15 نفر نیز ناپدید شده اند. البته این در حالی ا‌ست که در آن سو داستان و بر اساسا اخبار منتشر شده کمیته تحقیق افغانستان که به دستور اشرف‌غنی، رییس‌جمهوری این کشور تشکیل شده، جان باختن ۴۵ مهاجر افغان از ۵۷ تن از این مهاجران را تأیید کرده است. مجموع این رویدادها طی ۱۰ روز گذشته بر روابط دیپلماتیک ایران و افغانستان تاثیر گذاشته و به موازاتش اعتراضاتی در کابل پایتخت افغانستان در پی داشته است. اما طی 12 روز گذشته شاهد موج سورای، فضاسازی و جنجال آفرینی سیاسی، دیپلماتیک و رسانه ای بر این حادثه تلخ بودیم. به گونه ای که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا از این حادثه به عنوان جنایت یاد کرده است. فارغ از ابعاد این حادثه که نیازمند بررسی میدانی توسط گروه های کارشناس دو طرف ایرانی وافغانستانی است از نگاه شما دلیل یا دلایل موج سواری های 12 روز گذشته و سیل اتهام زنی ها علیه در این رابطه چیست؟

قطعاً پاسخ به این سوال شما نیاز به تبیین برخی شرایط سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی حاکم بر مناسبات ایران و افغانستان دارد. در این راستا متاسفانه باید اذعان کرد که روابط و مناسبات دو کشور ایران و افغانستان به هیچ وجه مناسباتی قابل قبول به عنوان دو همسایه که دارای زبان، فرهنگ، تاریخ و دین مشترک هستند، نیست. همین مسئله سبب شده است تا فضایی برای بازیگری مخرب برخی از کشورهای منطقه و بازیگران فرامنطقه ای با محوریت آمریکا برای ایجاد گسل در روابط ایران و افغانستان به وجود آید. البته این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که متاسفانه اکنون افغانستان با چالش ها و مشکلات و به نحوی می توان گفت بحران های سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده ای رو به رو است. از یک سو این کشور با چالش دو دولت مستقر اشرف غنی احمدزی و عبدالله عبدالله مواجه است که بدترین دوران سیاسی افغانستان را رقم زده و چالش دو دولت مستقر در عالم سیاست در افغانستان و حتی در جهان پدیده بی نظیری است. از طرف دیگر به واسطه حضور و فعالیت گسترده طالبان، داعش و دیگر گروه های تروریستی ناامنی گسترده ای در کل خاک افغانستان به وجود آید به گونه‌ای که حتی توافق ایالات متحده آمریکا با طالبان نیز نتوانست از شدت این ناامنی ها بکاهد و در نهایت دولت اشرف غنی دوباره دستور آغازه مبارزه مسلحانه با طالبان را صادر کرد. مضافا این کشور با چالش‌های اقتصادی گسترده‌ای مواجه است که می تواند بحران های اجتماعی جدی را به دنبال داشته باشد. این در حالی است که افغانستان اکنون با تهدید بهداشتی و سلامت مردم خود به واسطه احتمال تداوم و تشکیل شیوع کرونا مواجه است، چرا که افغانستان از توان و امکانات لازم برای مقابله با این ویروس برخوردار نیست. این در حالی است که دولت دونالد ترامپ عنوان کرده است یک میلیارد دلار از بودجه آمریکا برای کمک به افغانستان نیز کاهش پیدا خواهد کرد؛ بودجه‌ای که بیشتر برای تامین حقوق و دستمزد کارمندان دولت به کار گرفته می شد و همین مسئله قطعاً دامنه بحران اقتصادی و معیشتی در افغانستان را دوچندان می‌کند. 

مجموعه این شرایط نابسامان باعث شده است که اکنون در افغانستان بیش از پیش به کمک ها و نیازهای بین المللی به خصوص حمایت و کمک ایالات متحده آمریکا نیاز داشته باشد. از این رو دولت اشرف غنی که اساساً نزدیکی جدی با مواضع کاخ سفید و دولتمردان واشنگتن دارد برای کسب رضایت آنها از هر تصمیم و رویدادی برای تحت الشعاع قرار دادن روابط کابل با تهران استفاده می کند تا به زعم خود بتواند همراهی بیشتر آمریکایی ها از خود را شکل بدهد. متاسفانه در خصوص حادثه تلخ پیش آمده نیز ما شاهد بودیم که علاوه بر برخی هجمه سازی های رسانه ای داخلی در افغانستان، رسانه های برخی کشورهای منطقه ای و رسانه های اروپایی و آمریکایی، دولت اشرف غنی نیز اتهاماتی را متوجه ایران کرد که می تواند روابط دو کشور را تحت تاثیر قرار دهد. اما به دلیل آنکه اشرف غنی در شرایط حساس کنونی نیاز مبرمی به حمایت آمریکایی‌ها دارد سعی کرده است در دولت جدید گوش به فرمان مواضع کاخ سفید باشد، چنانی که در حادثه تلخ مرزی ۱۳ اردیبهشت ماه دهانه ذوالفقار نیز این مسئله روی داد.

مضافا بر اینکه اساساً تداوم و استمرار روابط ایران و افغانستان به سود برخی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای و جریان های سیاسی داخلی در افغانستان نیست. لذا بسیاری از این بازیگران به دنبال کاهش روابط دو کشور هستند و در این خصوص از هیچ کوششی دریغ نمی کند. به هر حال ایران و افغانستان به عنوان دو همسایه علاوه بر قرابت تاریخی، فرهنگی و دینی نزدیک به دلیل مرزهای مشترک طولانی، امنیتشان هم به همدیگر گره خورده است. لذا همواره کابل و بیش از آن تهران سعی داشته بهترین روابط و مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور رقم بخورد و به موازات آن جمهوری اسلامی ایران استفاده از تمام توان و ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک خود به منظور توسعه صلح و ثبات در کل خاک افغانستان را در دستور کار قرار داده کما اینکه در خصوص صلح با طالبان نیز شاهد تحرکات دیپلماتیک گسترده مقامات وزارت امور خارجه بود، چرا که هر گونه تلاش برای تقویت صلح و امنیت در افغانستان به معنای تقویت صلح و ثبات مرزی برای ایران است. اتفاقاً برخی از همان بازیگرانی که مخالف توسعه روابط دو کشور هستند با اشراف بر همین مسئله سعی دارند ضمن افزایش ناامنی ها در افغانستان، زمینه برای تعمیم ناامنی ها به ایران را شکل دهند و این مهم تنها از راه ایجاد خدشه در روابط ایران و افغانستان میسر است. لذا ما در طول این سال ها با شدت و ضعف شاهد برخی هجمه‌سازی های سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای بوده ایم. اتفاقی که طی ۱۲ روز گذشته در قالب موج اتهام پراکنی علیه ایران صورت گرفته از جمله تلاش هایی در این راستاست.

نکته مهمی که در میان حرف های شما وجود داشت دائر بر نزدیکی دولت اشرف غنی به مواضع آمریکایی ها بود که به نظر می رسد این مهم در دولت جدید اشرف غنی به شکل پررنگ‌تری در حال پیگیری است. فارغ از نیاز مبرم احمدزی به حمایت واشگتن برای عبور از بحران های جاری، برخی معتقدند به واسطه برخی مسائل مانند حمایت سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران از عبدالله عبدالله در دوره انتخابات ریاست جمهوری، دولت اشرف غنی به دنبال انتقام گیری دیپلماتیک از تهران است، خصوصا که اکنون این دولت (اشرف غنی) با چالش دولت موازی عبدالله عبدالله دست و پنجه نرم می کند. لذا اشرف غنی برای حذف دولت موازی سعی دارد ایران را از دایره مناسبات افغانستان خارج کند و یا نقش آفرینی کمتری به تهران در تحولات داخلی این کشور بدهد. آیا به این واسطه می‌توان گفت که برخی مواضع دولت اشرف غنی در خصوص حادثه مرزی دهانه ذوالفقار ناشی از این مسئله است؟

برای درک بیشتر مسئله باید چند نکته را باید به صورت جداگانه پاسخ داد. اول این که حتی اگر آقای اشرف غنی با چالش دولت موازی عبدالله عبدالله نیز مواجه نبود، اساساً تمایلی به تعمیق و گسترش روابط با ایران ندارد. چرا که اشرف غنی، هم به عنوان رئیس جمهوری افغانستان و هم پیشتر به عنوان وزیر اقتصاد این کشور همواره به دنبال گسترش روابط خود با غرب و به خصوص ایالات متحده آمریکا بوده است. به هر حال ایشان تحصیل کرده غرب است و سال‌ها پیش از شکل گیری دولت در افغانستان هم روابط چند خوبی با جمهوری اسلامی ایران نداشته است. از این رو شخص اشرف غنی و دولت او مورد حمایت جدی ایالات متحده آمریکاست. اتفاقا از همین طریق هم اشرف غنی توانسته بود به سازمان ها و نهاد های بین المللی پولی و مالی جهانی مانند صندوق بین المللی پول وارد شود. لذا فارغ از هرگونه شرایط کنونی سیاسی، اقتصادی و امنیتی در افغانستان، دولت اشرف غنی تمایلی به تعمیق مناسبات تهران و کابل ندارد. 

نکته مهم دیگری که در این میان باید به آن اشاره کرد مسئله حمایت جمهوری اسلامی ایران از عبدالله عبدالله در دوره انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است. قطعا ایران بنا به پیروی از اصل عدم دخالت در امور دیگر کشورها به دنبال حمایت سیاسی و دیپلماتیک از یک گزینه خاص در انتخابات افغانستان نبوده است. چرا که برگزاری انتخابات در یک کشور یک امر داخلی است. هر چند که بنا به برخی تحلیل ها و کارنامه سیاسی تعدادی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان می توان این تحلیل و ارزیابی را داشت که ایران تمایل بیشتری به حضور این افراد دارد، کما این که عبدالله عبدالله سال ها در ایران حضور داشته و به عنوان یکی از مقامات دولت ائتلافی شمال در ایران فعالیت‌های خود را پیگیری کرده است. اما هیچ کدام از اینها دلیلی بر این مسئله نیست که ایران بخواهد با دخالت در امور سیاسی داخلی کشورها از یک گزینه خاص حمایت کند. البته که مدرکی هم در این خصوص وجود ندارد که آقای اشرف غنی بخواهد روی آن مانور دهد. حتی هیچ کدام از مقامات جمهوری اسلامی ایران در مراسم تحلیف دولت عبدالله عبدالله حضور نداشتند. بنابراین به طور کلی حمایت ایران از عبدالله عبدالله، هم در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری افغانستان و هم در شرایط کنونی از اساس غلط است و تحلیل آقای اشرف غنی و نزدیکان او که قطعاً با تحریک ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای منطقه در حال تقویت است از اساس کذب است.

در کنار نکاتی که به آن اشاره کردید برخی معتقدند که دولت افغانستان و به خصوص شخص اشرف غنی، ذیل همان نگاه خود نسبت به روابط تهران - کابل سعی دارد در قبال برخی مسائل مانند حادثه مرزی پیش آمده در ۱۳ اردیبهشت امتیازگیری خاصی از جمهوری اسلامی ایران در خصوص تمدید حضور اتباع افغانی حاضر در ایران داشته باشد. شما تا چه اندازه این مسئله نزدیک به واقعیت می دانید؟

به هر حال مسئله سرنوشت تابعین افغانی در دیگر کشورها یکی از مهم‌ترین مسائلی است که دولت‌ افغانستان اهمیت زیادی برای آن قائل است. خصوصا که در این میان کشورهایی مانند پاکستان و ایران که پذیرای بیشترین تعداد از مهاجرین افغانی هستند همواره با نوعی حساسیت از طرف دولت کابل همراه بوده است. لذا دولت اشرف غنی و هر دولت دیگر مستقر در کابل برای آن که بتواند مانع از بازگشت حجم گسترده‌ای از تابعین خود از دیگر کشورها به خصوص کشوری مانند ایران شود، سعی می کند از هر فرصتی برای تمدید حضور آنها استفاده کند. چرا که قطعاً در سایه چالش ها و مشکلات سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان موج بازگشت ابن اتباع افغانی از دیگر کشورها می تواند چالش های دولت افغانستان را دو چندان کند. بر هر حال تامین هزینه زندگی، اشتغال، مسکن و دیگر مسائل برای اتباع افغانی که از دیگر کشورها به افغانستان باز می‌گردند می‌تواند چالش های دولت اشرف غنی و هر دولت دیگری در این کشور را تشدید کند. لذا بعید نیست که دولت اشرف غنی بخواهد از فرصت پیش آمده به منظور تمدید حضور اتباع خود در ایران استفاده کند تا مانع از بازگشت بخشی از این مهاجران به کشور شود.

کلید واژه ها: محمدرضا فرقانیایرانافغانستانحادثه مرزی در دهانه ذوالفقاراشرف غنی احمدزیمهاجران افغان


( ۶ )

نظر شما :

عدل ۰۱ خرداد ۱۳۹۹ | ۱۲:۳۱
واقعا ما ملت ضعیف کشی هستیم،افغانی را کشتن هنر نیست،اگه مرد میدانی بفرما خلیج فارس آمریکا آمده جلوچشمت ،مبارز می طلبد،وبه عناوین مختلف ایجاد مزاحمت میکند،یا شیخ های عرب ادعای خاک ایران دارند، یا اسراییل هر روز در سوریه سربازان ایرانی را میکشد،،،،چرا تا به حال یکی از آنها را نزده ایم،ولی افغانی بدبخت را آدم حساب نمی کنیم ،واقعا لااقل جسارت عذر خواهی هم نداریم،وچیزی هم طلبکاریم.