گمانه‌زنی‌ها در خصوص یک تنش

آیا راه عربستان از امریکا جدا می‌شود؟

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۶:۱۵ کد : ۱۹۹۱۳۹۴ خاورمیانه انتخاب سردبیر
فاطمه سیاحی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: این احتمال وجود دارد که تصمیم عربستان مبنی بر اعلام جنگ نفتی علیه روسیه و افزایش تولید نفت، در ابتدا با هماهنگی دولت ترامپ شکل گرفته باشد. زیرا این مسئله در ابتدا یک فرصت برای افزایش ذخایر انرژی بود؛ اما با ادامهٔ روند کاهش قیمت‌ها، به ضرر سرمایه‌گذاران امریکایی تمام شد. حالا پس از تماس تلفنی دونالد ترامپ با محمد بن‌سلمان و تهدید به خروج نیروهای ایالات متحده، سامانه‌های ضد موشکی پاتریوت را از عربستان خارج کرده‌اند. اکنون که تصمیم ریاض، باعث تحمیل ضررهای اقتصادی زیادی به متحد استراتژیکش، ایالات متحدهٔ امریکا شده به ناچار باید منتظر پیامدهای این بحران هم باشد.
آیا راه عربستان از امریکا جدا می‌شود؟

نویسنده: فاطمه سیاحی، کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل

دیپلماسی ایرانی: شاید کمتر کسی احتمال می‌داد روابط ریاض - واشنگتن که طی هفت‌ دهه آن هم در سطوح بالا شکل گرفته، به یک باره در بحبوحهٔ یک بحران این چنین تغییر کند. حتی با وجود توهین‌های مکرر رئیس جمهوری امریکا، در سایهٔ بی‌تفاوتیِ خاندان سعودی نسبت به فرمایش ها و دستورات ترامپ، روابط این دو خدشه‌دار نشد و به نظر می‌رسید واقعاً نهادینه و استوارند! اما یک سیاستِ نفتیِ سعودی کافی بود تا منفعت محوری و شکنندگی این روابط آشکار شود. انرژی، دلیلِ جذابیتِ سرزمین حجاز برای دیگران و دلارهای نفتی سعودی، عاملِ تضمین کنندهٔ تداوم حمایت‌های ایالات متحده از این کشورند‌. حال این عاملِ پیوند دهنده که تبدیل به ابزار سودجویی و تک‌روی آل‌سعود شده و دنیا را متأثر کرده، به مثابهٔ دلیلی برای گسست ارزیابی می‌شود.

این احتمال وجود دارد که تصمیم عربستان مبنی بر اعلام جنگ نفتی علیه روسیه و افزایش تولید نفت، در ابتدا با هماهنگی دولت ترامپ شکل گرفته باشد. زیرا این مسئله در ابتدا یک فرصت برای افزایش ذخایر انرژی بود؛ اما با ادامهٔ روند کاهش قیمت‌ها، به ضرر سرمایه‌گذاران امریکایی تمام شد. حالا پس از تماس تلفنی دونالد ترامپ با محمد بن‌سلمان و تهدید به خروج نیروهای ایالات متحده، سامانه‌های ضد موشکی پاتریوت را از عربستان خارج کرده‌اند. اکنون که تصمیم ریاض، باعث تحمیل ضررهای اقتصادی زیادی به متحد استراتژیکش، ایالات متحدهٔ امریکا شده به ناچار باید منتظر پیامدهای این بحران هم باشد.

با توجه به روابط تحکم‌آمیز واشنگتن-ریاض تسلیم بن‌سلمان می‌تواند سبب ضعف بیشتر سعودی، آسیب‌پذیری آنها در مقابل تهدیدات و گسترش مخالفت‌ها با این سلطه‌پذیری شود؛ گرچه مقاومت و سرپیچی هم تبعات خاص خود را خواهد داشت. تهدید ترامپ مبنی بر توقف حمایت‌های نظامی از عربستان می‌تواند اهداف متفاوتی را دنبال کند؛ از جمله: باج خواهی بیشتر از سعودی‌ها، کاهش تجهیزات نظامی امریکا در منطقه و دوری از احتمال تنش با ایران. از طرف دیگر باتوجه به انتقادات داخلی از عملکرد دولت ترامپ، این تصمیمِ مقطعی می‌تواند به منظور تنبیه ولیعهد سعودی، جلب حمایت افکار عمومی امریکا و رضایت نمایندگان سنا باشد. اضافه بر این چنین تصمیمی در این برهه ممکن است با هدف ایجاد یک حالت روانیِ دوگانه و افزایش احساسِ ناامنی برای سعودی‌ها گرفته شده باشد؛ تا جهت‌دهی به سیاست‌های عربستان از این طریق آسانتر صورت گیرد.

در پی این تحولات بسیاری تصور کردند که روابط ریاض و واشنگتن به بن‌بست رسیده است؛ اما بنابر اهمیتِ راهبردی روابط این دو کشور، چنین تصوری قطعی نیست. ایالات متحده بعد از رژیم صهیونیستی، عمیق‌ترین و استراتژیک‌ترین سیاست‌های خود در غرب آسیا را از طریق عربستان مدیریت و پی‌گیری می‌کند. عربستان سعودی به عنوان قدرت اول و انسجام‌بخشِ کشورهای عربی در مقابل نفوذ منطقه‌ای ایران و یک کشور مهم در مسیر حفظ ثبات و امنیت اسرائیل است. از طرف دیگر آل‌سعود مشتریِ ثروتمند سلاح و امنیتِ امریکایی است و همواره از اتحاد با واشنگتن سود برده است؛ در واقع آنچه که تاکنون سعودی‌ها را از عواقب و نتایج اشتباهات بزرگی همچون جنگ یمن و دیگر ادعاهای حقوق بشری علیه آن‌ها مصون نگه داشته، حمایت‌های سیاسی و دیپلماتیک واشنگتن است.

حدوداً یک هفته پس از تهدیداتِ ترامپ، گویا عقب‌نشینی سعودی آغاز شده؛ حالا وزارت نفت این کشور برای کاهش تولید نفت روزانه برنامه‌ریزی خواهد کرد. گرچه ممکن است این تنش در اثر تغییر سیاست‌های ریاض، در کوتاه‌مدت برطرف شود اما نگرانی‌های امنیتی حکام سعودی را بیشتر خواهد کرد. آنان که به سبب بدبینی به طیف نظامیان در داخل کشور، همواره برای حل معمای امنیت خود، استراتژی اتحاد و تعهد را -که متضمن وابستگی به قدرت‌های خارجی و غرب بوده- برگزیده‌اند؛ در آینده هم اگر لازم باشد به تغییر متحد فکر خواهند کرد، بدون آنکه در استراتژی کلان خود تغییری ایجاد کنند. چنانچه واشنگتن در آینده بعنوان یک شریک نامطمئن ظاهر شود، چه بسا مسائلی چون آسیب ‌پذیری ریاض و نیاز حیاتی‌اش به حمایت‌های خارجی، این کشور را به سوی متحدین جدید -نظیر روسیه یا چین- سوق دهد؛ خصوصاً تحت رهبری محمد بن‌سلمان، که تمایلی به سازش و تعامل در منطقه ندارد و متحدی جهانی می‌طلبد.

برای سیاستگذاران امریکایی هم درک شرایط امنیتی کشوری مانند عربستان سخت نیست و بی‌شک آنها هم نمی‌توانند سود حاصل از روابط‌شان با ریاض را نادیده بگیرند. آمریکایی‌ها بخاطر تضعیف محور مقاومت و حفظ موجودیت اسرائیل هم که شده به عربستان سعودی نیاز دارند؛ ممکن است این کشور را در موضع ضعف نگه دارند، اما بعید است رها ‌کنند‌. هر چند که اشتباهات ولیعهد، ریاض را به متحدی بی‌ثبات گاهاً با سیاست‌های غیر قابل دفاع برای واشنگتن تبدیل کرده است. اما عربستان سعودی نماد تقابل ایدئولوژیک با جمهوری اسلامی ایران است و وجودش برای حفظ موازنهٔ قدرت در منطقه الزامی‌ست؛ پس ریاض -حتی شده با ضعفِ نسبی- بعنوان یک کنشگر فعال همچنان در معادلات امنیتی غرب آسیا حفظ خواهد شد. رها کردن سعودی توسط امریکا به معنای ضعف ائتلاف عبری-عربی، قبول نفوذ روزافزون ایران در منطقه و خروج این دو محور از توازنِ قدرت خواهد بود.

به نظر می‌رسد ترامپ و مشاورانش از عدم تمایل بن‌سلمان در نزدیکی به تهران اطمینان کامل دارند و روی تضاد ایدئولوژیک حاکم بر این دو قدرت منطقه‌ای، حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند؛ البته این پیش‌بینی و شناخت باتوجه به شخصیت ولی‌عهد سعودی و اعتقادات وهابی -که مجالی برای تسامح و عقلانیتی در جهتِ عقب‌گرد باقی نمی‌گذارد- با واقعیت‌ها منطبق است. اما در آینده، در پی استمرار تهدیدات و تقویت حس ناامنی این احتمال وجود دارد که ریاض -به جای تلاش برای صلح منطقه‌‌ای- به فکر متحدان جدید بین‌المللی باشد تا از این طریق خلأ حمایت‌های امریکا را پر کند. تجربه هم ثابت کرده که برخی قدرت‌ها در انتظار ایجاد شکاف بین متحدین واشنگتن هستند تا آن‌ها را بسوی خود بکشانند؛ بعد از ماجرای قتل فجیع جمال خاشقجی، پوتین اولین سیاستمدار مطرحی بود که به سمت ریاض رفت تا از بار انتقادات و تهدیدات غربی علیه بن‌سلمان بکاهد. تصور کنید اگر روسیه بعد از این جنگ نفتی در صدد نزدیکی به عربستان بربیآید، این به معنای یک پیروزی برای روس‌ها در جبهه‌ای دیگر خواهد بود.

دونالد ترامپ به عنوان یک رئیس‌جمهور، تصمیم‌گیرنده‌ای جنجال برانگیز و به زعم خودش امریکا محور بوده است؛ در حدی که توانست به‌راحتی دستاوردهای دیپلماتیک ایالات متحده را از بین ببرد و کشورش را از پیمان‌های مهمی خارج کند‌. برای چنین شخصی کاهش روابط با یک پادشاهی پردردسر که هرروز موجی از انتقادها را به راه می‌اندازد، کار سختی نیست. از طرف دیگر بازگرداندن سربازان امریکایی هدفی بود که ترامپ از همان اول با صدای بلند آن را اعلام کرد؛ پس بعید نیست که کاهش حضور نظامی آمریکایی‌ها در خاک عربستان ادامه ‌پیدا کند. شاید در نگاه اول تهدید سعودی‌ها، یک تصمیمِ ناگهانی و یک هدف پراکنده بنظر بیاید؛ ولی اگر به تغییرات مشابه در سایر کشورهای منطقه نگاه کنیم این تصمیم‌ از هماهنگی برخوردار خواهد شد. برای مثال تصمیم مشابه ترامپ در عراق، کاهش پایگاه‌های نظامی از چهارده به سه پایگاه بود. البته حتی در صورت کاهش حضور نظامی، باز هم ایالات متحده در جهت آنچه دفاع از منافع ملی خود در آن‌سوی مرزها می‌نامد، حضور سیاسی‌اش را در غرب آسیا حفظ خواهد کرد. اکنون آنچه که می‌تواند روابط ریاض با واشنگتن را حفظ کند، ثروت و موقعیت ژئوپلتیکی آن است؛ البته آن‌هم به شرط اینکه ولی‌عهد سعودی تابع تصمیمات و سیاست‌های ترامپ باشد.

کلید واژه ها: عربستان سعودی ایالات متحده امریکا امریکا و عربستان عربستان و روسیه جنگ نفتی جنگ نفتی روسیه و عربستان دونالد ترامپ محمد بن سلمان


( ۳ )

نظر شما :

فدوی ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۷:۴۲
آیا راه عربستان از آمریکا جدا می شود ؟ فرض کنیم جدا شد . خب کدام طرف می خواهد برود ... عربستان راه دوم ندارد به علت محدودیتهای بسیار زیاد اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، انسانی و ... اگر تحریمهایی که بر ایران اعمال شد بر عربستان اعمال شود آنهم فقط یک درصدش ، در عرض کمتر چند سال کاملا متلاشی می شود ... چرا برخی درس خوانده های عالم سیاست وزن اضافی برای اعراب جنوب خلیج فارس قائل می شوند ؟ من مانده ام . ... برای شیخ جنوب خلیج فارس زندگی یعنی به غرب پول بده ، مجوز رجز خوانی بگیر ...به غرب پول بده ، مجوز وراجی بگیر به غرب پول بده ، مجوز جنایت بگیر به غرب پول بده ، مجوز لاپوشانی بگیر به غرب پول بده ، مجوز نفس کشیدن بگیر ...
افخمی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۰۳:۵۵
فاطمه خانم،خواهر من،شما از کجا فارغ التحصیل وکارشناس سیاست بین الملل شده اید.کمتر مصاحبه های زیبا کلام،زیدآبادی،ابطحی،واعظی،جهانگیری،عراقچی،آشنا،....را بخوانید. بن سلمان در عجله کردن بر نشستن روی تخت شاهی آنقدر سوتی به کانون های قدرت در آمریکا داده که نه تنها او بلکه نوه هایش هم باید تاوان پس دهند وعلاوه بر هفتصد میلیاردی که نزد آمریکا گروگان دارد زمزمه عده ای از باصطلاح بازماندگان ۱۱ سپتامبر مبنی بر ادعای خسارت ۳۰۰۰ (سه هزار) میلیارد دلاری از عربستان به گوش میرسد.آدمی باید خیلی زودباور باشد که تصور کند عده ای بازمانده تقاضای چنین مبلغی کرده اند واین یعنی بعد از محکومیت عربستان که دیر یا زود اجتناب ناپذیر است باید دودهه فقط خسارت ۱۵۰ میلیاردی سالانه بپردارد، بقول معروف من مرده شما زنده. وجمهوری اسلامی ایران باید از این ایده کوتاه آمده که شاید روزی عربستان عاقل شده وبا ما درمنطقه همکاری کند بلکه سرنوشت آل سعود در هاله ای از ابهام است و بهترین سیاست گذاری دراز مدت ما باید این باشد نگذاریم که این لقمه چرب نصیب تنها آمریکا شود بلکه ما هم ازاکنون در فکر تصاحب بخش هایی از آن در مناطق شرقی شویم.در پایان خدمت جناب فدوی محترم باید عرض کنم که متاسفانه شاهد هستیم که بخش هایی در جامعه وحتی مدیریتی امروز رسما عنوان می کنند که ما هم باید با کدخدا کنار آمده تا به ما مجوز فروش نفت وگاز را داده ودر اذای آن بزرگواری کرده همانند مناطق شیخ نشین های جنوب ایران برایمان شهر فرنگ ها بسازد تا به منت گذاشته وبه ما خوش بگذرد.اگر هم عده ای مثل جنابعالی وبنده روی خوشی به این موضوع نشان ندهیم تبدیل به کاسبان تحریم ولاغیر میشویم .با بد دشمنی رودرو هستیم.دشمنی که با هالیوود واینترنت و فیسبوک واینستاگرام و....توانست شیطان های درون غالب انسانها را بیدار کرده و در کنترل بگیرد.دشمن زمان مدیدی است که وارد خانه ما شده است.نگاهی به صفحه حوادث که نوجوانی هفده ساله با همدستی دوست هیجده ساله پدر ومادر خود را بقتل میرساند نیازی به تفسیر ندارد.ملتی که در بخش فرهنگی تسلیم شود در دیگر بخش ها هم لقمه ای راحت برای دیگران خواهد بود.مدیری در پست شهردار قم که شش فرزندش را برای زندگی به غرب بفرستد ......
حسینی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۰۸:۱۵
آقای فدوی موضوع این است: کسی که با عقاب درگیر شده باشد ممکن است از ترس عقاب، هر جوجه کلاغی را عقاب ببینند. اگر به نحوی دخالت خود در مسئله اسراییل و فلسطین را کاهش می دادیم یا شر این امریکا از منطقه کم می شد یا تنش میان ایران و امریکا تمام شده یا کاهش می یافت انگاه می دیدند که عربستان و سایرین چطور دست دوستی دراز خواهند کرد هنگامی که روبروی اسراییل خود را کمی تنها ببینند! و بفهمند که دوستی و همراهی با ایران برای آنان چه نعمت بزرگی است.