رنج کردهای اقلیم در سایه حضور حلقه قدرت تداوم یافته است

آفت «مسعود بارزانی»‍ برای دموکراسی

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۹۱۳۲۶ خاورمیانه انتخاب سردبیر
بی شک، نه تنها بیش از ۵ میلیون کُرد ساکن در اقلیم، بلکه کل جمعیت حدود ۴۰ میلیونی عراق باید تاوان شکست، حرص و بی مسئولیتی پنج و یا شش نفر حلقه قدرت کردی و در راس آن مسعود بارزانی را پس دهند که، نه به کردها اهمیت می دهند و نه هراسی از پایان حیات استبدادی با بحرانی تر شدن شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی اقلیم و کل عراق دارند. صد البته استبداد برخی جریان های شیعی و اهل سنت عراقی نیز در این میان موثر و نقش آفرین بوده اند.
آفت «مسعود بارزانی»‍ برای دموکراسی

نویسنده:‌ عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – «شوخی با دموکراسی» و «توهین به آزادی» در اقلیم کردستان عراق سال هاست به واسطه استمرار رویه ای شبه استبدادی، ذیل تدوام و حتی تشدید نگاه قائل به فرد یا افراد به یک سنت بدل شده است. 

هر چند که اساسا در خاورمیانه گفتمان دموکراسی خواهی چندان نهادینه نشده و برای این عدم نهادینگی دلایل بسیاری زیادی از سایه سنگین تفکرات ناسیونالیستی، قومیت گرایانه و گاهی شوونیستی گرفته تا ریشه های تاریخی، فقر فرهنگی، عدم توسعه سیاسی و اجتماعی، دخالت بازیگران فرامنطقه ای و بین المللی وجود دارد، اما در این میان قطعا یکی از عواملی که همواره مانع از شکل گیری واقعی نطفه این گفتمان (دموکراسی)، رشد و نُضْج توجه به نظر و آرای مردمی شده به سنگینی نگاه قائل به فرد یا افراد در بافتار و ساختار فرهنگی و اجتماعی باز می گردد که متاسفانه اقلیم کردستان بیش از دیگر نقاط غرب آسیا به این بیماری در راستای نیل به آگاهی معین و مستقر سیاسی - اجتماعی و به تبع آن تحقق دموکراسی جامعه کردی گرفتار است. 

به هر حال ذیل اقتضائات ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک کردستانات همواره این سوال اساسی وجود داشته که آیا اولویت با اقتدارگرایی و حفظ امنیت است یا توسعه‌ سیاسی، شکل دهی و تقویت جامعه مدنی، رعایت و توجه به حقوق مدنی، لزوم اهمیت به حقوق شهروندی و مشارکت سایر احزاب، جریانات و اقشار جامعه در نظام و ساختار سیاسی؟! اما بی پاسخ ماندن این پرسش بنیادی طی این سال ها، حداقل در اقلیم کردستان عراق موجب آن شده است که اقتدارگرایان از این وضعیت نهایت استفاده را به منظور قبضه قدرت سیاسی و نظامی ببرند. 

پیرو این واقعیت برخی حفظ امنیت و اقتدار را در اولویت قرار داده و آن را تبلیغ می‌کنند تا بدین وسیله پایه‌های استمرار و حتی گاهی تشدید موج الیگارشی، آریستو کراسی، اتوکراسی و در نهایت تولد و تدوام حیات «استبداد» را توجیه ‌کنند؛ استبدادی که از ریشه با ایجاد هر گونه بستر و فضا برای مشارکت دیگر بازیگران و رقبا در قدرت مخالف است. 

با این تفاسیر خلاء فرهنگ درست تحزب، نبود نهادهای نظارتی غیرفاسد بر اساس اصل تفکیک قوا و تعریف و تبیین اصول قانون اساسی، فقدان رقابت جریان اپوزیسیون مدنی، دولت‌های موازی یا در سایه به منظور کنترل و نظارت بر دولت مرکزی، عدم وجود نظارت واقعی مردم بر رویکردهای دولت و نهادهای وابسته و مهمتر از همه جای خالی نظارت واقعی مطبوعات و رسانه‌ها سبب شده تا درد استبداد کماکان دامنگیر جامعه اقلیم کردستان عراق و کردهای این کشور باشد. 

هر چند که در سال های اخیر رشد و توسعه فضای مجازی و شکل گیری شبکه های اجتماعی قطعا به سنگین تر شدن مطالبات به حق جوامع و در نتیجه لزوم توجه دولتمردان به آراء، نظرات و خواسته های ملت ها، من جمله جامعه کردهای عراق منجر شده، ولی نبود زیرساخت‌ها و بسترهای لازم برای پذیرش و ماندگاری دموکراسی در اقلیم کردستان عراق سبب شده است تا توسعه سیاسی، برگزاری انتخابات، شکل گیری فرهنگ تحزب، در نظر گرفتن آرای مردم و به خصوص به کارگیری نقطه نظرهای منتقدان و اقشار جوان فقط در ظاهر صورت گیرد. از این رو بر طول دموکراسی خواهی کردی اندکی افزوده شده، بدون آن که این توسعه در عرض و عمق صورت گیرد. 

به عبارت دیگر چون اقلیم کردستان عراق زیرساخت‌های لازم را برای ایجاد گفتمان دموکراسی خواهی در درون خود به واسطه عدم بلوغ سیاسی لازم پیدا نکرده‌ است. بنابراین در این جامعه، کردهای عراق با وجود برخوداری از شبکه های رادیویی و تلویزیونی متعدد، فعالیت اجتماعی مردم در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، فعالیت احزاب و جریان های سیاسی مختلف و برگزاری انتخابات بیشتر خود را درگیر چالش های پیشین تداوم حیات استبداد، حتی به شکل بارزتر و پررنگ تری می بینند. لذا ما شاهد بازگشت به وضعیت پیشین در مسیر تقویت استبداد هستیم تا تغییر و تحولی انقلابی.  چرا که اقلیم کردستان عراق به واسطه حضور و استمرار سایه سنگین عده معدودی از افراد من جمله (نچیروان بارزانی، مسروربارزانی، قباد طالبانی، بافل طالبانی، هیرو ابراهیم احمد و در راس همه آنها مسعود بارزانی) و نیز تدوام حیات دو جریان سیاسی و به بیانی روشن تر دو قوم بارزانی و طالبانی، تمسک به پوپولیسم (عوام گرایی) و یا بهتر بگوییم دماکوژیسم (عوام فریبی) را بهترین نسخه به منظور سوء استفاده از تغییر و تحولات ناخواسته سیاسی، اجتماعی و رسانه ای جوامع امروز در نظر گرفته است تا ضمن نمایش دموکراسی خواهی و توجه به آرای مردمی کماکان حلقه قدرت در اختیار این تعداد معدود بماند. 

هر جا هم که این نسخه جواب ندهد قطعا پررنگ تر شدن مقوله ناسیونالیسم کردی می تواند بهترین راه حل برای به حاشیه کشیدن انتقادات، مطالبات و در نهایت پیگیری گفتمان دموکراسی در اقلیم کردستان عراق باشد. کما این که شخص مسعود بارزانی زمانی که به واسطه تعطیل نگاه داشتن پارلمان، به زعم خود توجیهی حقوقی برای تدوام حضورش در پست ریاست اقلیم کردستان عراق را بیش از موعد مقرر قانونی پیدا کرد، ما شاهد آن بودیم که به تدریج جریان انتقادی نسبت به تدوام تصدی غیر قانونی وی البته با تمسک به وضعیت متفاوت سیاسی، امینتی و دیپلماتیک اقلیم در این پست شکل گرفت.

شکل گیری این جریان منتقد نبست به حضور مسعود بارزانی در جایگاه ریاست اقلیم کردستان عراق به یک باره مسئله برگزاری رفراندوم 25 سپتامبر2017/ 3 مهر 96 استقلال اقلیم را در نشست «پیرمام» و به تبع آن پررنگ شدن ناسیونالسیم کردی از جانب وی مطرح کرد که نه تنها به هیچ وجه رشد، توسعه و پیشرفت اقلیم را در پی نداشت، بلکه نهایتا کار به جایی رسید که اربیل با تهران، آنکارا و بغداد به یک تنش و تخاصم نسبی دیپلماتیک رسید. اما آن چه مهم می نمود مصلحت سنجی و در نظر گرفتن اولویت منافع کردهای عراق نبود، بلکه سایه سنگین زیاده خواهی های شخصی مسعود بارزانی و تدوام ریاست او بر اقلیم کردستان عراق بر هر چیزی ارجحیت داشت. غافل از این که همین زیاده خواهی ها او را از اریکه قدرتش پایین کشید. 

در این راستا زمانی که شرایط سیاسی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک «پسارفراندوم» در نهایت سبب شد تا مسعود بارزانی در اول نوامبر2017/ 10 آبان 96 به ناچار و از سر اجبار با کرسی ریاست اقلیم کردستان عراق که آن را حق خود می دانست، خداحافظی کند، باز هم وی در سمت ریاست حزب دموکرات کردستان عراق و این بار در سایه، نقش پدر خواندگی اقلیم را در طول 921 روز گذشته ادامه داد. به خصوص با مرگ رقیب او جلال طالبانی و ایجاد فرصت لازم برای تکمیل پروسه قبضه قدرت، به هیچ وجه مسعود بارزانی حاضر به کوتاه آمدن از تدوام استبداد خودخواسته اش نبود. حتی در این میان برگزاری مجدد انتخابات پارلمانی اقلیم در 30 سپتامبر 2017/ 8 مهر 97 و رسیدن ریاست اقلیم کردستان به برادرزاده و پست نخست وزیری به پسرش هم او راضی نکرد و وی کماکان بر این باور است که حرف اول و آخر را در اقلیم کردستان عراق، نه دولت فدرال کردی، بلکه او می زند. 

از این رو است که کماکان سران و مقامات کشورهای منطقه ای و بین المللی بیش از آن که چشم به دهان نچیروان بارزانی و مسرور بارزانی به عنوان رئیس و نخست وزیر اقلیم کردستان عراق داشته باشند، پذیرای مواضع رئیس حزب دموکرات کردستان عراق هستند. اتفاقا به همین واسطه است که ذیل سفرهای دیپلماتیک و دیدارهای رسمی مقامات دیگر کشورها با مسئولین اقلیم همواره اولویت اصلی با دیدار مسعود بارزانی، گفت و گو و رایزنی با وی است. لذا تمام این شرای نشان می دهد هم چنان مسعود بارزانی است که تصمیمات نهایی در اقلیم کردستان عراق را، نه بر مبنای مصلحع کردها، بلکه در چارچوب منافع خود اتخاذ می کند و هیچ وقعی هم به تصمیمات دولت اربیل نمی نهد.

مصداق بارز این مسئله به شکست محمد توفیق علاوی در تشکیل کابینه باز می گردد. در این رابطه تحولات و رایزنی های سیاسی شکل گرفته در آن زمان برای تشکیل دولت موقت از جانب محمد توفیق علاوی به وضوح نشان داد که تصمیم نهایی نه در اربیل، بلکه در پیرمام (شهر مصیف صلاح الدین) و محل اقامت مسعود بارزانی گرفته می شود. چون علیرغم حصول توافق سیاسی میان اربیل با محمد توفیق علاوی در جریان سفرهای ماه فوریه هیات اقلیم کردستان به بغداد و حتی تایید رسمی این توافق از سوی نچیروان بارزانی به عنوان رئیس اقلیم کردستان برای حمایت کردها از تشکیل دولت، در نهایت مسعود بارزانی توافق را به دلیل اصرار بر ابقای فواد حسین در وزارت اقتصاد و دارایی بر هم زد و زمینه شکست و در نتیجه استعفای 28 فوریه/ 9 اسفند98 محمد توفیق علاوی را از سمت جانشنینی نخست وزیری عراق فراهم آورد تا نشان دهد چه کسی تصمیم گیرنده نهایی در اقلیم کردستان عراق است.   

پیرو این واقعیت در جریان رای اعتماد پارلمان عراق به کابینه مصطفی الکاظمی در ساعات ابتدایی بامداد پنج شنبه هفته گذشته نیز همین نگاه قائل به فرد از سوی مسعود بارزانی سبب شد تا پروسه تکمیل کابینه جدید در عراق با مشخص نشدن تلکیف دو پست بسیار کلیدی وزارت امور خارجه و وزارت نفت ناتمام بماند، آن هم در شرایطی که مصطفی الکاظمی به مانند محمد توفیق علاوی از اساس به دنبال تشکیل کابینه ای جدید، بدون حضور وزاری دولت عادل عبدالمهدی است.

حال در این بین نگاه اتوکراتیک مسعود بارزانی برای حقنه کردن فواد حسین به دولت کاظمی پرسش های جدی و منعاداری را در ذهن شکل می دهد، آن هم در وضعیتی که عراق با بحران های متعدد و در عین حال عمیقی از بحران ناامنی گسترده به واسطه احیای مجدد هسته های خفته داعش در کل خاک این کشور گرفته تا بحران در حوزه بهداشت و درمان، ذیل تدوام شیوع کرونا، بحران سیاسی به دلیل استمرار رقابت جریان های عراقی در قبضه قدرت و سهم خواهی از دولت و از همه مهمتر بحران اقتصادی ناشی از کاهش شدید بهای نفت در بازارهای جهانی رو به رو باشد که احتمال کسری بودجه شدید را برای اقتصاد و معیشت عراق طی ماه های آینده رقم می زند. آیا دلیل این همه اصرار برای تداوم حضور فواد حسین در هر سمت و پست دولت بغداد صرفا می تواند این موضع مسعود بارزانی را توجیه کند که شکل گیری اعتراضات مردمی عراق از ماه اکتبر سال گذشته میلادی در مناطق عمدتا شیعه نشین این کشور، ارتباطی با کردها و وزرای کُرد دولت عادل عبدالمهدی ندارد و یا باید دلیل اصرارهای مکرر رئیس حزب دموکرات کردستان عراق را برای بقای فواد حسین در بغداد را ذیل مسائل دیگری جُست؟! 

با این حال اصرار و تاکید مسعود بارزانی بر تدوام حضور فواد حسین در دولت بغداد، ذیل دادن پست وزارت امور خارجه به وی، آن هم بدون در نظر داشتن شرایط و اقتضائات بحرانی و حاد عراق به دلیل منافع شخصی وی، هم از یک سو سبب شد تا سهم وزاتی کردهای دولت کاظمی در جریان رای اعتماد به کابینه وی ناتمام بماند و هم در کنار برخی تسویه حساب های سیاسی داخلی اقلیم کردستان عراق با محوریت تنش سیاسی اتحادیه میهنی موجب گردید تا «عبدالرحمن مصطفی»، استاندار سابق کرکوک نیز از تصدی وزارت دادگستری به واسطه نقش آفرینی مخرب آلا طالبانی، ذیل برخی تنش های درون حزبی (اتحادیه میهنی) باز بماند. لذا سینرژی استبداد حلقه قدرت کُردی که منحصر به چند نفر از سران دو حزب دموکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی است، سبب شد از سه سهم کردها در مناصب وزارتی دولت بغداد تنها «نازنین محمد وسو شیخ محمد» به وزارت عمران، مسکن و شهرداری ها برسد. 

در این رابطه اگر مسعود بارزانی به دنبال منافع شخصی خود با تاکید بی منطقش بر تداوم حضور فواد حسین در دولت کاظمی نیست، بلکه وی تمام این لجاجت سیاسی را صرفا برای مصلحت جامعه کردی در عراق به کار گرفته است، می تواند از گزینه های دیگری برای معرفی در پست وزارت امور خارجه استفاده کند. البته این متن و نوشته به دنبال معرفی شخص خاصی نیست، اما در شرایط حساس کنونی عراق فردی چون «هوشیار زیباری» می تواند حداقل هایی را در خصوص سیاست خارجی عراق پیش ببرد، ضمن اینکه نگرانی های مسعود بارزانی را هم می تواند با حضورش رفع کند؛ خصوصا که هوشیار زیباری پس از سقوط رژیم بعث صدام به عنوان نماینده حزب دموکرات کردستان عراق به مدت 8 سال در کابینه نوری المالکی پست وزارت امور خارجه عراق را بر عهده گرفت و پس از آن در کابینه حیدر العبادی همزمان با قطع سهم فدرالی اقلیم کردستان از بودجه عمومی عراق به عنوان وزیر دارایی این کشور منصوب شد. همه این تجارب نشان می دهد که در این وضعیت حساس زیباری می تواند گزینه ای مناسب باشد. اما استیضاح و رد صلاحیت او در جریان اجرای بسته اصلاحی دولت بغداد و مبارزه با فساد سازمان‌یافته در وزارتخانه‌ها و نهادهای دولتی در سال 2016 می تواند مانع جدی برای انتخاب وی باشد. البته اگر مسئله مسعود بارزانی، دغدغه «مصلحت کردی» باشد، نه منافع شخصی. هر چند که در این مدت مسعود بارزانی به روشنی ثابت کرده که دلیل تاکید او بر بقای فواد حسین در دولت بغداد حال با هر نخست وزیری بیشتر تحقق منافع شخصی است.    

با این تفاسیر و فارغ از این که در ناکامی کردها برای تصدی وزارتخانه های دولت جدید عراق کدام یک از دو حزب اتحادیه میهنی و دموکرات کردستان بیشتر مقصر است و این که خود محوری مسعود بارزانی سبب شده تا دولت مصطفی الکاظمی که در شرایط کنونی که باید نام «دولت بحران» به آن داده شود با عدم تعیین تکلیف 4 وزیر، به خصوص دو وزیر کلیدی امور خارجه و نفت ابتر بماند، ذکر این نکته لازم است که بی شک، نه تنها بیش از 5 میلیون کُرد ساکن در اقلیم، بلکه کل جمعیت حدود 40 میلیونی عراق باید تاوان شکست، حرص و بی مسئولیتی پنج و یا شش نفر حلقه قدرت کردی و در راس آن مسعود بارزانی را پس دهند که، نه به کردها اهمیت می دهند و نه هراسی از پایان حیات استبدادی با بحرانی تر شدن شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی اقلیم و کل عراق دارند. صد البته استبداد برخی جریان های شیعی و اهل سنت عراقی نیز در این میان موثر و نقش آفرین بوده اند. شاید در مجموع مسعود بارزانی و حلقه چند نفره قدرت در اقلیم کردستان عراق را «آفت دموکراسی» نامید.     

کلید واژه ها: مسعود بارزانی دولت مصطفی الکاظمی اقلیم کردستان عراق


( ۱۱ )

نظر شما :

رستم ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۲:۲۵
بله بارزانی حتی منافع 30 میلیون کورد ترکیه رو در نظر نمی گیره
پروفسور بالتازار ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۲:۴۴
کردستانات سهم ترکیه است. موجدیتی سنی با چهارصد سال سنت پاسداری جان نثارانه از مرزهای عثمانی و صد سال نوستالژی باب عالی استنبول. اگر سلطانی در استانبول دوباره ظاهر شود خون استانبول دوست اکراد هم دوباره به جوش خواهد آمد. کردستانات متعلق به ترکیه است. زحمت بیهوده نکشید
سامان ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۸
بله متاسفانه باید این واقعیت را پذیرفت که احزاب سیاسی واقع در اقلیم عملکرد ضعیفی دارند و در مقابل ترکیه هم منفعلانه عمل میکنند بارزانی ارتباط نزدیکی به ترکیه دارد بعضا شنیده میشه که حزب دموکرات در تلاش برای دریافت وام سنگین از ترکیه است تا از مشکلات اقتصادی خود را نجات دهد و در عوض چشم خود را بر حضور ترکیه در خاک کردستان ببندد این مشگل عدم اتهاد کوردها در روژاوا هم وجود دارد ولی کوردهای روژاوا در تلاش برای اتحاد هستند که انشاالاه محقق میشه جناب پروفسور بالتازار خدا شفات بده خارج از نوبت برو قرصاتو بخور و بخواب
ایران ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۵:۱۵
ایران هم باید به صورت موثر از ظرفیت 30 میلیون کورد اریایی در ترکیه و 10 میلیون تاجیک در امثال ازبکستان(سمرقند و بخارای شریف) استفاده کنه ، چون همین طور که اردوغان و الهام علی اف از ظرفیت پانترکا در ایران استفاده میکنند ما هم می توانیم از ظرفیت هموطنانمان استفاده کنیم ،
ایران ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۵:۲۵
یادمه زمانی که جمعی از سران کورد ترکیه از جمله صلاح الدین دمیرتاش بیانیه داده بودن که اگر یک روز ایران به ترکیه حمله کنه طرف ایران را خواهند گرفت ، اردوغان پشت تریبون داشت یقه جر میداد و از شدت عصبانیت هر چی تونست لیچار بار ایران کرد
پارسا شکیبا ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۷
اولا کامنت ها و نظراتی که در خصوص مناسبات کردی و ترکی مطرح شد هیچ ارتباط موضوعی و محتوایی با مقاله فوق ندارد. شما هم مثل سامان در چارچوب موضوع حرف بزنید. کجای مقاله به ترکیه اشاره کرد که شما دوباره مسئله کردی- ترکی را پیش می کشید. کل مقاله نقد کردی است. در ثانی من هم معتقدم برخی نگاه های متعصبانه و باورهای دگم جامعه کردی به عده معدودی از شخصیت های سیاسی و تاریخیشان سبب شه تا نتوان به یک دیالگو درست برای تبیین شرایط جامعه کردی رسید. این نقیصه در کردهای ایران که با آنها زیست می کنیم با شدت و ضعف مشعود است. باید اجازه نقد و تحلیل همه افراد گذشته و حال داده شود. البته این شرایط به واسطه سایه تفکرات میلیشایی در پ.ک.ک و ی.پ.گ در میان کردهای سوریه و ترکیه نیز رواج دارد. در نکته سوم، روی سخن من با آقای عبدالرحمن فتح الهی است، چون تا اینجای کار عبدالرحمن فتح الهی نشان داده به سیاست داخلی ایران، دیپلماسی و سیاست خارجی، مناسبات بین الملل، اقتصاد، فلسفه و سینما آشنا است. اگر آقای فتح الهی کرد است، خوش به حال کردها با این چنین روزنامه نگاری. چون دو سه سال است که دیپلماسی ایرانی روی تک خال مصاحبه ها و مقالات عبدالرحمن فتح الهی می چرخد. من جای صادق خرازی باشم هر طوری شده این نیروی باارزش را حفظ می کردم. فقط به شرطی که مانند مطلب کشته شدن دو کرد اشنویه ای تند ننویسد و تحلیل کند، تحلیل!
آبتین ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۶:۱۳
کل آذربایجان و کشور آذربایجان و قفقاز هم متعلق به ایران است جناب پولوفسول.
محمد ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۹:۳۷
کورد همان ماد است و تاریخی دیرین دارد
خسرو ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۰:۵۶
مسعود بارزانی از سنتهای عشیره ای خاورمیانه پیروی می کند ، سالها خودش و خانواده اش و طایفه اش برای داشتن یک وجب خاک جانفشانی کرده اند، و حالا این اقلیم را ملک خود میدانند و فرزندانشان را وارث همه چیز ، برای اینکه وضعیت فعلی را تداوم بخشند حاضر به هر معامله ای باهر قدرتی هستند دمکراسی نوعی فرهنگ زندگی است که با زمان بدست می آید نباید انتظار داشته باشیم با چند ده سال حکومت در منطقه ای که عشیره و طایفه و سنت و مذهب خیلی مهمتر هستند بدست آید آقای فتح اللهی به نکات کلیدی انگشت گذاشتند ولی چیزهایی که خواسته اند در عراق نمی تواند کمتر از پنجاه سال اتفاق بیفتد ببینید بعد از چهل ودوسال انقلاب در ایران و تمرین انتخابات و مردم سالاری در چه سطحی هستیم تازه سطح سواد و همبستگی ملی در ایران بالاتر از عراق است
محسن ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۱:۲۶
با سلام. قبلا مقالاتی از آقای فتح الهی را خاندەبودم، اما هرگز فکرنمیکردم کە اینچنین بی ادبانە و خودخواهانە، در موورد اقلیمی قلم فرسایی کند، کە با تمام مشکلات، انتقادات، فسادها و... زیباترین رخسار دموکراسی در خاورمیانە است. هرچند نیک میدانم کە هجمە ایشان در مورد آقای مسعود بارزانی هیچ ارتباطی با دموکراسی و رفراندوم و... ندارد، اما گاە ناگزیر بە نوشتن مطالبی میشوی کە با آن در تناقض هستی؟؟!! کامنتهای آقایان محترم، نشاندهندە انست کە کمتر کسی از آنها، مقالە را خواندەاست، اما تنها بخاطر انتقاد تقلیدی، ابراز وجود و حتی فحاشی و یا شاید دستور، چند کلمەای را ردیف نمودەاند. من از وب سایت شما در عجبم کە اجازە دادەاید علی نامی، رهبران ملتی را بی شعور بنامد. ما در خانوادە و محیطی پرورش یافتەایم و در مکتبی بزرگ شدەایم، کە بر خلاف آقای فتح اللهی و اندکی از قلم فرسایان، آمادە نیستیم برای ابراز وجود و حتی دشمنی، فحاشی پیشە کنیم. هرچند امیدی بە دیدی کامنت خود ندارم، اما بە حسب وظیفە میهنی خود در قبال کردستان، ناچار بە نوشتن این چند کلمە شدم و امیدوارم، فرصتی پیش آید و من و آقای فتح اللهی در منظرەای مستقیم واقعیتها را بیان کنیم. ما و آیندە.. بدرود
علی ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۱:۵۴
در زمان تنظیم پیمان صلح لوزان انگلیس وفرانسه در مقابل اصرار ترکیه برای پیوستن موصل،کرکوک،اربیل«« که طبق عهدنامه میثاق ملی جزو سرزمین ملی ترکان است»» وحتی حلب،وادلیب هم جزو میثاق ملی است وترکان دیر یا زود این قسمت از سرزمین ملی خودرا به مام وطنشان برخواهند گرداند،مثل حاتای« اسکندرون،» ولی پیمان ناتو دست وپای ترکیه رابسته بطوریکه با این درخواست ترکیه مخالفت میکنند،ولی با قبرس تا اندازه ای کنارآمدند، وحتی اخیرا در شرق مدیترانه،واژه وحتی حوزه نفتی میان لیبی با ترکیه را هم به ترکیه واگذار کردند،وکشتی های اکتشافی ترکیه مشغول استخراج نفت است« مراحل کاوش وحفر چاه» لذا سرزمین های یاد شده در بالاجزو سرزمین های میثاق ملی ترکیه است،وهر کسی بایستی با علم به این موضوع درباره آنها صحبت کند،البته در تنظیم توافقنامه چند تن از بزرگان عشایر کرد منطقه هم حضورداشتند که در جواب پیشنهاد خودمختاری از طرف انگلیس وفرانسه،شدیدا مخالفت خودرا با خودمختاری اعلام کردند وپیوند ابدی خود را با ترکان گوشزد وتکرار کردند،وگفتند ترکان وکردان دوستیشان تا بازار نیست بلکه تامزار است، که هیت های انگلیس وفرانسه هم از این همه صداقت ووفاداری کردان به ترکان انگشت به دهان شدند« به روایت از مفسر سیاسی ترک در شرح پیمان لوزان» ایلبر اوردلی» لذا ارادت خاص بارزانی ها به ترکیه چندان بی مقدمه نیست،،،،جدای اینکه سرگذشت بارزانیها با ترکها داستانی دراز دارد، .خدمت ایران سامان،ورستم هم اینرا بگویم که بی مطالعه شعار ندهید،،که با شعار فحش،انگ دروغ شانتاژ نمتوان کاری کرد،،،واقعیت خواست مردم است نه خواست گروهک ها..
Ali ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۱:۵۴
چیزی که اردوغان دنبالشه و با پانترکها الان متحد شده در اصل سو استفاده از مذهب و اسلام برای رای آوردن هست و پانترکیسم یا همون حزب حرکت ملی اصولا ناسیونالیسم نیست. بلکه ترکیب نژادپرستی و قوم گرایی با یک سری خرافات ما قبل تاریخه. ما گروه کردی رو نمی‌بینیم که مثلا به تاریخ ایران حمله کنه یا اسم خلیج فارس رو جعل کنه چون در اصل ایران و کردها پیوند تاریخی دارن، درحالیکه پانترکیسم با افتخار این کارها رو میکنه.
خسرو ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۲
بعضی ها با آمار غیرواقعی در مورد دیگر کشورها خوانندگان را گمرا ه می کنند ، جمعیت تاجیک های ازبکستان 5درصد کل جمعیت سی میلیونی کشور هست ولی خب از آن طرف 40درصد جمعیت تاجیکستان ، ازبک ها هستند و سمرقند و بخارا با اینکه بیشتر تاجیکان را در خود جای میدهد اکثریت جمعیت شان ازبک ها هستند ، از طرفی اگر جمعیت کرد ترکیه 30 میلیون بود باید حزب hdp چهل درصد رای میداشت درحالی که 11درصد رای دارد ودر ضمن مردم عادی در تمام کشورها تفاوت زیادی با هم ندارند و زندگی آرام را انتخاب می کنند
علی ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۵
دوست عزیز محسن در همین کامنتها حتماٌ دیده اید که فقط مانده به آقای اردوغان فحش ناموسی دهنددر حالیکه ایشان رئیس جمهور یک کشور مهم وهشتادمیلیونی است درصورتیکه مثلاٌ آقای بارزانی از مسئولان اقلیم خود مختار 4 میلیونی در یک کشور دیگر است اشتباه نکنید ایشان رهبر یک ملت نیست
ایران ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۴
برو تاشکند ازبکستان نیازی نیست حتی به سمرقند و بخارا بری تا ببینی مردم تاجیک این شهر اگر از ازبک ها بیشتر نباشند کمتر نیستند، تاجیک‌های این کشور را بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون تخمین می‌زند.استان‌های سمرقند، بخارا، سرخان‌دریا، قشقه‌دریا، نمنگان، فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیک‌نشین این کشور هستند. برخلاف آمار رسمی پارسی زبانان ازبکستان (تاجیک‌ها) ۳۰ تا ۴۰ درصد برآورد شده‌اند که در امار رسمی و مراکز دولتی به عنوان ازبک ثبت می شوند ، کردستان که دیگه نیازی نیست عالم و آدم میدانند کرد های ترکیه حدود 30 میلیون نفر هستند
علی ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۰۳
اکثر کامنت گزاران بدون مطالعه موضوع مقاله فقط با نگاه کردن به کامنتهای قبلی باهم دیگر به مسابقه فحش ودروغ ،انگ،وناسزا گویی می پردازند،مخصوصا ترک ستیزان ،وابسطه به گروهکهای تروریستی،در صورتی که اصل هدف سایت محترم دیپلوماسی ایرانی بالابردن اطلاعات سیاسی ودرک وفهم وتولید شعور سیاسی در مشترکین کامنت گذار میباشد،نه تولید نفرت پراکنی وانگ،دروغ برهم دیگر،لذا از مجریان محترم سایت دیپلوماسی ایرانی تقاضا دارم به کامنتهای غیر مربوط به موضوع ،ترتیب اثر ننماید ،تا افرادی با ذهنیت مریض گونه،وتعلیمی،وبانیت شوم وارد دیگر تحلیل گران واقعی نگردند،،وتولید دل چرکینی ونفاق ،بین فرزندان ایرانزمین ننمایند، .یا حق.
حسن ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۷
در جواب آقایی ایرانی نام که در ازبکستان دنبال آمار تاجیکان ودر ترکیه دنبال آمار اکراد است ،اول نخواستم جوابی بدهم،ولی برای روشن شدن احتمالیش چند سطر مینویسم شاید مفید واقع شود،چون خیلی پیاده است..اولا چطور ارزش انسان به درازی قدش نیست بلکه به زیادی عقل وکمال،درکوشعور است،در مملکتها هم شعور وذکاوت،کاردانی،علم وپشتکار،افراد یک مملکت،مهمتر از تعداد نفوسشان است،بطوریکه آلمان،وژاپن با نفوس یک دهم کشور هند، مقبولیت وجایگاه اقتصادی،علمی،سیاسی اش بیشتر از هند است،ویاروس ها با جمعیت یک دهم چین خیلی از کشور چین قوی واز جایگاه بین المللی،علمی،هم جلوتر است،،،،،،،،،،،وکشوری مثال سنگاپور که از نظر وسعت یک هزارم افغانستان است وجمعیتش هم یک دهم افغانهاست ولی اقتصادش هزار برابر افغانهاست،وجایگاه بین الملی اش هم خیلی قوی تر از آنها......لذا اینکه گیر دادهای در ترکیه ۳۰ میلیون کرد است، انشاله که بیشتر هم باشند،ولی من که چندین سال در ترکیه درس خوانده ام ۹۵ در صد اکراد ترکیه با ذهنیت شما مخالف اند،وخود را بیشتر از ترکان پانترک می دانند،بطوریکه بنیانگذار پانترکیزم در ترکیه یک کرد بنام ضیا گوک آلپ،میباشد،و ۵۰ در صد طرفداران اردوغان کرد هستند،،،،،پس بقول مولوی همفکر وهم عقیده بودن بیشتر از هم زبان وهم نژاد بودن اهمیت دارد،،،،،،ودر مورد تاجیکان ازبکستان بگذریم که آمار تو درست است یا دولت ازبکستان،یا شوروی سابق،ولی دری زبانهای ازبک وتاجیکستان طبق نوشتجات تاریخی بعد از روی کار آمدن تیمور لنگ در ازبکستان بوجود آمده بطوریکه تیمور جهانگشا هر جا را فتح میکرده ،افراد باسواد،وصنعتگر،وکاردان را با خود به پایتختش سمر قند منتقل میکرد،وچون این افراد از ملتهای مختلف بودند،وآموزش زبان ترکی هم برایشان مشکل بوده لذا متوسل به زبان رایج دری« تاجیکی،» که در زمان تیمور هم بیشتر شاعران هم به آنزبان مینوشتند، ویواش یواش در بین اهالی ازبک وتاجیک متداول گردیده است،،،والا از نظر ژنوم dna وآرایش کرومزومی هیچ اشتراکی با اکراد ندارند،که شما خواهان اتفاق با آنها هستی،زمان کشورگشایی از بعد ناپلیون،وهیتلر،به سر آمده ودنیای امروز به تو این اجازه را نمی دهد که سمرقند را با دیار بکر پیوند دهی ویکی کنی،،ولی آرزو بر کودکان عیب نیست..موفق باشید.
مسعود ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۳:۴۰
جناب نویسنده ی به وکالت !؟ جنجال آفرینی و شیطنت نکن !
مظلوم ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۰۵:۳۵
سلام بر دوستان عزیز ای کاش این نظر بنده نمایش داده شود. چند نکته رو لازم است که از دیدگاه خودم به دوستان عزیز گوشزد کنم. صحبت های ذیل صحبتهای من به تنهایی نسیت حرف یک اقلیم تنها هم نیست حرف یک ملت پاشیده شده از ظلم در چهار منطقه از خاورمیانه است. ملتی که بالاترین تاریخ و تمدن را به عنوان قوم ماد داشته و دارد اما با داشتن یک تمدن قوی و تاریخی عمیق متاسفانه همواره در حال جنگ و ظلم دیدن از طرف همسایگان و دوستان خودش بوده. بحث من ترک و عرب و فارس نیست. ملت کرد هرگز خیانت و تعارض به هسایگان خود نکرده تاریخ هنوز زخم های زیادی به کردها بدهکار است. شیمیایی هلبچه توسط صدام حسین . انفال و زنده به گور کردن ۱۸۰۰۰ هزار نفر کرد توسط رژیم بعث . نسل کشی توسط رژیم بعث‌ سوریه در زمان حافظ اسد. به رسمیت نشناختن و کشتار توسط حکومت های مختلف ترک از اتا تورک گرفته تا اردوخان . کودک کشی و تعرض در عفرین و کوبانی و کوردستان روژاوا . غارت و کشتار در سنجار توسط داعش و هزاران مورد دیگر که زبان فارغ از توصیف آن است . آقای نوسینده به جای نقد کردن یک فرد بیا و ادای دین به دموکراسی و آزادی داشته باش و مرد و مردانه مظلومیت کردها رو بنویس. کرد در تاریخ از تمام ملتها مطلوم تر بوده از یهودی های که توسط نازی ها هلوکاست شدنند تا فلسطینی که سنگش را به سینه زدید اما چرا کسی خون کردها را در خاور میانه ندید آقای نویسنده شما که از دموکراسی دفاع می کنید خود کلمه ی دموکراسی از خنده غش کرده و به ریا کاری شما می خندد. بارزانی در جمله ای معروف وصف زیبایی از کردها کرد. کاک مسعود فرمود کردها پشتیبانی جز کوه ها ندارد. پس بدانید روزی کوه ها انتقام ملت کرد را می گیرند.مرد باش منتشر کن
محسن ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۱:۴۳
علی آقای محترم... من تنها مسئول کامنت خودم هستم کە با نگاهی سطحی خواهید دید کە کوچکترین بی احترامی بە کسی نکردەام. اما این شماید کە بە رهبر بە قول شما چهار ملیون انسان توهین کردەاید. قرار نیست احترام هر رهبری را تنها در چارچوب دولتمداری تعریف کنیم. شما در اندیشە زندەکردن امپراطوری عثمانی هستید، اما ما کردها، اجازە نداریم بە فکر پس گرفتن سرزمینی باشیم کە از ما غضب کردەاند. ما هم مردمانیم...
کوروش ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۱
رویاهای پانترکی توران بزرگ و به دست آوردن اینجا و آنجا دیگر پوسیده است. ترکیه همین حالا توان خود را در جنگ داخلی با کردهای چپگرا، و تنش‌های مستمر با سوریه، قبرس، یونان و اخیرا لیبی و عربستان از دست داده است. تغییرات جمعیتی کردها در ترکیه به صورتی است که اگر به دنبال صلح نروند همین ترکیه امروزی هم چند ده سال بعد وجود نخواهد داشت. کسانی مثل اردوغان در اوایل سلطنتش و اوزال عاشق چشم و آبروی کردها نبودند که به طرف صلح رفتند. بلکه به این واقعیت آگاه بودند که بدون پایان درگیریها ترکیه به جایگاه مورد نظرشان نمی‌رسد. اردوغان البته بعدا ماندن در قدرت را به صلح ترجیح داد. اگر ترکیه را بخواهیم کشوری در نظر بگیریم که بخواهد رویاهای پانترکی را درباره الحاق سرزمین‌های مختلف دنبال کند، می‌بینیم که حتی با اشغال یک نوار کوچک در کردستان سوریه چنان موج افکار عمومی در مقابل شان ایجاد می‌شود که دیگر فکر این کارها را نکنند. آذربایجان هم حتی از پس گرفتن قره باغ ناتوان است و کشورهایی آسیای میانه هم می‌دانند درصورت زیاده روی و ایجاد تنش روسیه لحظه ای در الحاق آنها مانند کریمه درنگ نخواهد کرد و ترجیح می‌دهند زیر چتر روسیه باشند و ترکیه را در حد یک نشست سالیانه قبول داشته باشند. میثاق ترکها توهمی بیش نیست و البته همان ترکها هموطنان شیعه آذری ما را به خاطر مذهبشان لازم باشد به گروه های تکفیری مورد حمایتشان در سوریه و لیبی خواهند فروخت. اگر همین ها که سینه چاک می‌دهند برای ترکیه و اصلا کاری به مقاله و حرف آن ندارند بروند و با این گروه ها در استانبول و آنکارا دیدار کنند و نتیجه اش را ببینند!
آبتین ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۴۵
شما اول میاید با اسامی جعلی میگید کردستانات برای ترکیه ست و جوابتون رو که میدن چون حرفی برای گفتن جز نفرت پراکنی ندارید، به بقیه ایراد میگیرید. برو عموجان دوره بزن در رو گذشته.
آبتین ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۸:۵۵
همونزورکه قبلا هم گفتم اگه قرار به میثاق و این چرندیات باشه، بخشی از آرارات هم متعلق به ایران بوده که در تاریخ معاصر جدا شده اون رو هم ترکیه باید پس بده.
ارش ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۷:۰۳
درود بر ابتین
علی ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۳:۵۷
نترسید هیچ امپراطوری جدید نه در این جا نه در هیچ جای دنیا نه تجدید می شود نه بنا نهاده می شود . ترکها به قدر کافی امپراطوری داشته اند هنوز هم بخش قابل توجهی سرزمین در دست ترکهاست هنوز آنقدر آثار تاریخی ترکها در تمامی این منطقه هست که کسی جرات انکار آن را ندارد خلاصه کلام یعنی ترکها هیچ عقده ای برای داشتن امپراطوری جدیدندارندبرعکس بعضی ها که برای خود تاریخ بافی می کنند یا کسانی برای آنها تاریخ می بافند . چه اشکالی دارد ساکنان یک منطقه ای در هرجا با رای گیری به هر کشوری که می خواهند ملحق شوند یا از آن جدا شوند . مثال منطقه هاتای ترکیه که با رای گیری عمومی از مردم ، آنها خواستار الحاق به ترکیه شدند
خسرو ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۵
سوال فتح اللهی در مورد اولویت اقتدارگرایی و حفظ امنیت یا توسعه سیاسی وشکل دهی جامعه مدنی ، شاهکله اصلی مقاله است گرچه دل پر نویسنده از بارزانی ها در همه جا مشهود است ، بنظر میرسد در حال حاضر با توجه به شاخص های اجتماعی اقلیم وعراق ، اولویت با حفظ امنیت وآرامش باشد تا با ارتقا سطح سواد و رواج اقتصاد تولیدو ایجاد حس شهروندی عراقی ، بسترهای لازم برای رفتاردمکراتیک اجتماعی فراهم آید ، دمکراسی تنها با تحزب (نمونه افغانستان )بدست نمی آید - دمکراسی بدون وجود ضروریاتش(تساهل و تسامح و... ) تبدیل به آنارشی و جنگ داخلی می شود حال به دوستان کرد پیشنهاد می کنم در مورد موضوع مقاله نظر بدهند چون این مقاله در مورد ترکیه یا آذربایجان نیست
آبتین ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۳:۵۴
اولا ما هر جا توهینی بشه و پانترکها بخوان زیاد هارت و پورت کنن جواب میدیم. دوما اگه همه پرسی در مناطق اشغال شده اشکالی نداره الهام علیف هم آذربایجان جدا شده توسط روس‌ها رو به ما برگردونه حتما ما هم توش یک همه پرسی برگزار می‌کنیم!