آمریکا و حمایت از عدنان الزرفی چه آینده ای را برای این کشور رقم می زند؟!

ایران و دو سناریو در قبال دولت آتی عراق

۱۷ فروردین ۱۳۹۹ | ۲۲:۳۳ کد : ۱۹۹۰۵۴۷ خاورمیانه انتخاب سردبیر
جلال میرزایی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: اکنون جمهوری اسلامی ایران یا باید ریسک این را بپذیرد که با حمایت از دولت عدنان الزرفی موجبات تشکیل کابینه وی را فراهم آورد که در آینده با ناکام ماندن این دولت، جریان های غرب گرا و وابسته به عربستان و آمریکا در عراق مورد حمله و هجمه قرار گیرند که ریسک آن بسیار بالاست، چون قطعاً دولت عدنان الزرفی با روی کار آمدن کابینه اش با حمایت جدی آمریکا و عربستان روبه‌رو خواهد بود و مشکلات دولت‌های پیشین عراق را نخواهد داشت و یا اینکه تهران نباید فریب مواضع اخیر عدنان الزرفی را بخورد. چون در همین راستا سوال بعدی که در زمان مطرح می‌شود این است که اگر ایران ریسک حمایت از اطمینان از الزرفی را بپذیرد آیا در آینده با همراهی و همسویی عربستان و آمریکا سیاست تضعیف روابط با تهران و خلع سلاح حشدالشعبی در دستور کار بغداد نخواهد بود؟!
ایران و دو سناریو در قبال دولت آتی عراق

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – تحرکات اخیر ایالات متحده آمریکا در خاک عراق این ظن را تقویت کرده که واشنگتن به دنبال فراهم آوردن بستر لازم برای تشکیل کابینه عدنان الزرفی به عنوان مهره نزدیک به مواضع واشنگتن است. در آن سو نیز اکنون بسیاری از نیروهای محور مقاومت و همچنین ائتلاف ها، احزاب و شخصیت های وابسته تلاش جدی برای رایزنی سیاسی و مطرح کردن گزینه ای برای جایگزینی الزرفی هستند. لذا اکنون عراق به صحنه یک رقابت سیاسی جدی و حساس میان نیروهای همسو با ایالات متحده آمریکا در یک طرف و در طرف دیگر جریان های وابسته به جمهوری اسلامی ایران در تشکیل دولت آتی در این کشور بدل شده است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی دقیق تر این مسائل، گفت وگویی را با جلال میزرایی، نماینده مجلس شورای اسلامی ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید:

در چند هفته اخیر شاهد تحرکات و تحولاتی با محوریت ایالات متحده آمریکا در خاک عراق هستیم. از یک سو بر اساس گزارش روز جمعه گذشته روزنامه نیویورک تایمز، کاخ سفید طرح جدی برای نابودی کامل کتائب حزب الله عراق بعد از سلسله حملات راکتی و خمپاره‌ای 11 و 14 مارس منسوب به این گروه به پایگاه التاجی (محل استقرار نیروهای ائتلاف آمریکایی در شمال بغداد) را در دستور کار قرار داده است و در آن سو ایالات متحده اخیرا در یک مراسم رسمی پایگاه هوایی القیاره واقع در جنوب شرق استان مرزی نینوا را به نیروهای عراقی تحویل داد. در این راستا و 48 ساعت پیش از این اقدام نیز آمریکا به عنوان رهبر نیروهای ائتلاف بین المللی ضد داعش در یک مراسم رسمی، پایگاه نظامی القائم در شمال غرب استان الانبار را هم تحویل نیروهای امنیتی عراق داده بود و 24 ساعت بعد از آن نیز نیروهای نظامی ارتش فرانسه به دلیل آن چه تهدیدات امنیتی و انتشار ویروس کرونا عنوان شد، بغداد را ترک کردند. پیشتر مشابه این حرکت توسط نیروهای ارتش چک صورت گرفت که به نظر می رسد این اقدام پاریس و پراگ با تحریک واشنگتن صورت گرفته باشد. مضافا این که تصمیم ناگهانی ایالات متحده به تخلیه و کاهش شدید نیروهای فعال خود در سفارت، کنسولگری خود در بغداد و اربیل به بهانه شیوع ویروس کرونا می تواند در این راستا قرار گیرد. از نگاه شما ایالات متحده آمریکا که در این روزها با بحران ناشی از تشدید شیوع کرونا رو به رو است و تا به اکنون بیش از سیصدهزار نفر از آمریکایی را به خود مبتلا کرده و حدود هشت هزار و پانصد نفر را به کام مرگ کشانده به دنبال باز کردن پرونده جدیدی در عراق برای حمایت از عدنان الزرفی است؟

اساساً نمی توان وجود تبعات منفی بهداشتی و اقتصادی ناشی از شیوع کرونا بر وضعیت داخلی آمریکا را دلیلی بر این دانست که کاخ سفید منافع تعریف شده خود در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی نادیده بگیرد. چرا که اساساً شرایط کنونی نافی پیگیری منافع ایالات متحده آمریکا در حوزه سیاست خارجی، به خصوص در منطقه حساس خاورمیانه نیست. چه بسا بسیاری از کشورها به ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از آن دست کشورهایی باشند که زمانی که در داخل با افزایش چالش ها و مشکلات داخلی مواجه باشند برای فرافکنی، فرار رو به جلو و انحراف در افکار عمومی پرونده ها و مسائل دیگری را مطرح کنند تا افکار عمومی به سمت آن کشیده شود. از این رو در سالی که دونالد ترامپ درگیر انتخابات ریاست جمهوری است و تشدید بحران ویروس کرونا عملاً مقبولیت وی را در افکار عمومی ایالات متحده آمریکا با چالش رو به رو کرده، رئیس جمهوری آمریکا یقیناً ناچار است از ابزارهای دیگری در حوزه هایی مانند سیاست خارجی مسائلی را مطرح کند تا بتواند توان مدیریت و مقبولیت خود را برای جامعه ایالات متحده آمریکا در آستانه انتخابات اثبات کند. در این راستا برگزاری مانور نظامی مشترک با امارات متحده عربی، برگزاری رزمایش مشترک هوایی با رژیم صهیونیستی، در دستور کار قرار دادن تحرکات امنیتی، نظامی، سیاسی و دیپلماتیک در خاک عراق مانند واگذار کردن برخی از پایگاه‌های نظامی در این کشور و تجمیع نیروهای نظامی در چند پایگاه، وارد کردن تسلیحات سامانه های ضد موشکی و ضد هوایی در عراق و احتمال درگیری با برخی از نیروهای الحشد الشعبی مانند کنائب حزب الله حکایت از آن دارد که آمریکا برنامه جدیدی در خاک عراق دارد که برخی آن را حمایت از عدنان الزرفی برای تشکیل کابینه اش تلقی می کنند.

در این میان آمریکا علاوه بر احتمال درگیری با برخی نیروهای الحشد الشعبی مانند کتائب حزب الله احتمال درگیری مستقیم با نیروهای جمهوری اسلامی ایران را نیز مطرح کردند که به واکنش تهران منجر شد. از نگاه شما ارزیابی این تحرکات و مواضع از سوی جمهوری اسلامی ایران چیست؟

در این راستا دو نگاه در داخل نسبت به تحرکات و مواضع اخیر امریکا در عراق وجود دارد؛ برخی این تحرکات آمریکا فقط یک تهدید و بلوف ضد جمهوری اسلامی ایران و نیروهای محور مقاومت در خاک عراق  تلقی می کنند تا واشنگتن موانع تشکیل دولت عدنان الزرفی را برطرف کند. اما در آن سو برخی معتقدند که ایالات متحده آمریکا به واقع به فکر عملیاتی کردن تهدیدهای خود و درگیری با نیروهای الحشد الشعبی است تا بتواند به واقع این عوامل را از سر راه تشکیل کابینه عدنان الزرفی بر دارد. هرچند که در این راستا گروهی در داخل با نگاه بدبینانه ای بر این باورند احتمال وقوع یک کودتای نظامی با همراهی نیروهای امارات متحده عربی و حمایت هوایی رژیم صهیونیستی در خاک عراق برای روی کار آوردن عدنان الزرفی وجود دارد. کما اینکه آیت الله سیستانی در گذشته و در سایه تشدید برخی ناآرامی ها در برخی شهرها و استان های عراق مسئله احتمال وقوع کودتا را مطرح کرد.

پیرو نکته شما آیا دونالد ترامپ به واسطه تحت الشعاع قرار گرفتن دستاوردهای اقتصادیش در طول سه سال گذشته به واسطه شیوع کرونا به موازات خالی بودن دستان وی در عرصه دیپلماسی به سمت تحرکاتی در عراق پیش رفته و یا این که تحولات جاری عراق به خودی خود برای آمریکا از آن درجه از اهمیت برخوردار است که فارغ از شرایط داخلی، کاخ سفید برای مدیریت آن و کسب منافع دست به این تحرکات زده است؟ آیا به همین واسطه است که اکنون ترامپ بدون در نظر داشتن عواقب جنگ با نیروهای الحشد الشعبی حاضر به درگیری و جنگ نظامی با این نیروها در عراق است؟ 

من معتقدم که شرایط کنونی عراق بی‌شباهت به وضعیت لبنان در سال ۲۰۰۵ نیست. در آن زمان نیز در لبنان شاهد یک بن بست سیاسی برای تشکیل دولت بودیم. از یک‌سو عربستان سعودی با حمایت ایالات متحده آمریکا، برخی کشورهای اروپایی و رژیم صهیونیستی به دنبال روی کار آوردن گزینه مدنظر خود بود و از طرف دیگر حزب الله و برخی نیروها نیز خواهان تشکیل دولتی مخالفت با سیاست های آمریکا و عربستان در لبنان بودند. همین شرایط ملتهب باعث شد که در پی برخی اقدامات حزب الله لبنان در شمال اسرائیل، آتش یک جنگ تمام عیار میان رژیم صهیونیستی و حزب الله شعله‌ور شود. در همان زمان وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریکا یعنی کاندولیزا رایس عنوان کرد که قطعاً این جنگ می‌تواند باعث شکل‌گیری خاورمیانه جدید شود. آن زمان رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در زمین لبنان گرفته می‌شد، به گونه‌ای که هر کشوری که به واسطه حمایت های منطقه ای و فرامنطقه ای می توانست با دست برتر را در تحولات لبنان داشته باشد، توانایی مدیریت تحولات خاورمیانه را در راستای منافع خود داشت. اتفاقا در همین راستا بود که چون حزب الله لبنان مانع تشکیل دولت متمایل به سیاست‌های عربستان و غرب بود به اسرائیل چراغ سبزی برای درگیری و نابودی حزب الله داده شد. پیرو همین نکته اکنون تلاش‌ها و تحرکات سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی، نظامی و اقتصادی اخیر برای حمایت از عدنان الزرفی در عراق سبب شده، آمریکا طی یکی دو هفته گذشته دست به تحرکاتی معنادار و یا اتخاذ مواضعی در خصوص احتمال درگیری با نیروهای حشدالشعبی را مطرح کند که در حال حاضر این نیروها به عنوان جدی‌ترین مانع در رسیدن عدنان الزرفی به قدرت در عراق بدل شده است.

در این رابطه مقامات کاخ سفید و مشخصا دیوید شینکر، معاون وزیر امور خارجه آمریکا علاوه بر تهدید نیروهای محور مقاومت در عراق، جمهوری اسلامی ایران را به کارشکنی در تشکیل کابینه عدنان الزرفی متهم کرده است. هدف یا اهداف واشنگتن از این اتهام‌زنی ها علیه تهران چیست؟ آیا آمریکایی ها سعی دارند ایران را عامل کارشکنی و دخالت در امور عراق جلوه دهند تا افکار عمومی این کشور (عراق) نسبت به ایران بدبین شود؟ 

قطعا مسئله دخالت ایران در مسائل عراق مطرح نیست. چون ایران و  هر کشور دیگری دوست دارد که دولت در همسایگانش از عناصر سیاسی تشکیل شده باشند که به دنبال صلح، ثبات، تداوم، تعمیق و گسترش روابط با دیگر همسایگانش باشد. اگر آمریکا در عراق و هر کشور دیگری به دنبال پیگیری منافع خود با روی کار آوردن مهره های نزدیک به سیاست‌هایش برای تحقق برخی از برنامه‌ها ضد جمهوری اسلامی ایران است، طبیعی است که تهران در راستای منافع خود بخواهد اقداماتی را انجام دهد. البته این اقدامات لزوما به معنای دخالت در امور عراق و یا هر کشور دیگری نیست. اما در مقابل، این ایالات متحده آمریکا است که خلاف این رویه را در عراق دنبال می‌کند. حال در این میان متاسفانه در سایه برخی غفلت‌ها، اقدامات اشتباه و یا کم کاری های ما آمریکا به دنبال افزایش فشار و تضعیف دولت های همسو با ایران در عراق در طول سال‌های گذشته بوده است، کما اینکه سایه سنگین فشارهای آمریکا در ادوار مختلف باعث ایجاد خسارت ها و جنگ های جبران ناپذیری میان ایران و عراق شده است. بنابراین جمهوری اسلامی ایران برای جلوگیری از تکرار این تجربیات تلخ ناچار است برخی واکنش ها را در دستور کار قرار دهد. ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران روابط خوب و حسنه با تمام جریان های اهل سنت، احزاب کردی و به خصوص شیعیان عراق دارد. اما آمریکا سعی دارد تمام نقاط قوت و نفوذ ایران در عراق را از بین ببرد و در این راستا دولت های نزدیک به ایران در عراق را تضعیف می کند، انسجام گروه های شیعی را به هم می زنند و حتی طی یکی دو سال اخیر با حمایت مالی کشورهای عربی منطقه دست به تجاوز علیه اماکن دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در برخی شهرها و استانهای عراق و یا برگزاری راهپیمایی عمومی ضد جمهوری اسلامی ایران و نیروهای محور مقاومت زده‌اند. البته کار به همین جا ختم نشده است و در ادامه شاهد بودیم که آمریکا در یک جنایت آشکار دست به ترور سردار سلیمانی و ابومهدی مهندس زد و اخیرا با فشار به برهم صالح، رئیس جمهور عراق مهره نزدیک به خود یعنی عدنان الزرفی را مامور تشکیل کابینه در این کشور کرد. این نشان می دهد که آمریکا هزینه های بسیاری صرف کرده است تا به این نقطه برای روی کار آوردن مهره نزدیک به خود برسد. حال در این بزنگاه کاخ سفید به موانع جدی برخورد کرده‌ است. لذا اکنون تشکیل و یا عدم تشکیل کابینه عدنان الزرفی به یک نقطه بسیار حساس و شکننده رسیده است. اگر در نهایت گزینه مد نظر آمریکایی‌ها در پارلمان عراق رای اعتماد را کسب نکند، تمام استراتژی و برنامه ریزی های یکی دو سال اخیر آمریکا به شکست خواهد رسید، اما در آن سو اگر کابینه الزرفی تشکیل شود آمریکا به طور بسیار جدی می تواند برنامه های میان مدت و بلند مدت خود را برای تحت الشعاع قرار دادن روابط ایران با عراق، انزوای تهران در منطقه و نیز پیگیری تحرکات گروه‌های محور مقاومت در عراق  و به تبع آن در کل خاور میانه را در دستور کار دولت بغداد قرار دهد. پس می‌بینید که آمریکایی‌ها در این مدت تحرکات بسیار زیادی انجام دادند چون فشار به برهم صالح برای انتخاب عدنان الزرفی بدون در نظر گرفتن رای و نظر فراکسیون اکثریت پارلمان در عراق کار کمی نیست.

ذیل این تحلیل شما آیا آمریکایی‌ها به واقع تنها برای روی کار آوردن عدنان الزرفی اکنون مسئله درگیری احتمالی با نیروهای حشد الشعبی را مطرح کرده اند و یا اینکه به واقع در آینده و با روی کار آمدن دولتی نزدیک به مواضع کاخ سفید، عملاً تضعیف و نابودی این گروه ها در دستور کار آمریکا است؟

هر دو مسئله می تواند به صورت همزمان در دستور کار آمریکا باشد. چون هیچ کدام نافی دیگری نیست. اتفاقا هر دو هدف در طول و راستای هم قرار دارند. اما اکنون اولویت روی کار آوردن دولت عدنان الزرفی است و چون برخی از نیروها، احزاب و جریان های محور مقاومت در پارلمان عراق مانع از تشکیل کابینه الزرفی شده‌اند بنابراین آمریکایی‌ها با مطرح کردن احتمال درگیری با این نیروها سعی در تضعیف آنان را دارند. اما اگر این کابینه تشکیل شود قطعاً آمریکا در آینده دست بازتری برای تضعیف نیروهای محور مقاومت در عراق و کل منطقه خواهد داشت. اما از آن طرف باید این نکته مهم را هم در نظر داشت که درگیری با نیروهای محور مقاومت و یا تضعیف آنان اقدام ساده ای برای واشنگتن نیست. در این رابطه هر چند آمریکایی‌ها طی چند ماه اخیر اقداماتی ضد نیروهای وابسته به الحشد الشعبی در خاک عراق انجام داده اند، اما این اقدامات برای تضعیف نیروهای حشدالشبی موثر نبوده است. لذا کاخ سفید برای تضعیف جدی الحشد الشعبی در میان مدت و بلند مدت علاوه بر توان نظامی و امنیتی به توان سیاسی و دیپلماتیک نیاز دارند و این مهم تنها با روی کار آمدن دولتی نزدیک به مواضع کاخ سفید در عراق میسر خواهد بود. چون در این راستا آمریکا نمی‌تواند در عراق راسا دست به خلع سلاح، تضعیف و نابودی الحشد الشعبی بزند. برای تحقق این مهم قطعاً به یک دولت همسو با غرب مانند الزرفی نیاز است. چرا که با حضور دولت های نزدیک به مواضع جمهوری اسلامی ایران در بغداد تاکنون تمام تلاش های سیاسی، امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی آمریکا برای تضعیف نیروهای الحشد الشعبی و تحت الشعاع قرار گرفتن روابط تهران و بغداد به شکست کشانده است. حتی فشارهای اخیر حیدر العبادی، نخست وزیر سابق عراق به عادل عبدالمهدی برای کاهش روابط اقتصادی با ایران نیز به واسطه استقلال نسبی عادل عبدالمهدی به در بسته خورد. کما اینکه مسئله عدم تمدید معافیت های تحریم‌ واردات برق و گاز از ایران و یا محدود کردن فعالیت سیاسی برخی احزاب و اشخاص به شکست کشیده شد. پس قطعا ایالات متحده آمریکا برای رسیدن به منافع خود نیاز دارد یک دولت نزدیک به مواضعش در بغداد مانند الزرفی روی کار آید.

به فشار اقتصادی امریکا بر دولت بغداد در راستای عدم تمدید معافیت های تحریمی ضد ایران اشاره داشتید. در این رابطه آمریکا که از ماه نوامبر سال گذشته میلادی تا کنون به تمدید معافیت عراق از تحریم های علیه ایران با هدف ایجاد یک جایگزین برای تامین برق مورد نیاز خود به ویژه در فصل گرما ادامه می دهد، آخرین بار این معافیت را به جای 90 یا 120 روز، تنها برای 45 روز تمدید کرده بود. اما  اخیرا دولت آمریکا معافیت عراق از تحریم های علیه جمهوری را تنها برای یک ماه دیگر تمدید کرده است تا این کشور بتواند به واردات انرژی از ایران همچنان ادامه دهد. آیا در این شرایط که عراق علاوه بر بحران سیاسی ناشی از عدم حضور نخست وزیر با بحران ناشی بهداشتی در سایه تداوم و تشدید شیوع کرونا و نیز چالش های اقتصادی ناشی از افت شدید بهای نفت در بازارهای جهانی و معضلات امنیتی به واسطه درگیری با داعش در نقاط مختلف کشور دست و پنجه نرم می کند، آیا می تواند در یک ماه پیش رو نیاز خود را به واردات برق از ایران قطع کند؟ آیا از نگاه شما این اقدام کاخ سفید نیز در راستای حمایت از عدنان الرزفی برای تشکیل کابینه انجام گرفته است؟

قطعاً این فشارهای اقتصادی آمریکا بر دولت بغداد برای حمایت از کابینه عدنان الزرفی انجام شده است. ببینید واقعیت آن است که اکنون دولت مستقر حسان دیاب در لبنان که مواضعی نزدیک به حزب الله و جمهوری اسلامی ایران دارد، یک دولت ضعیف است. تکلیف دولت در سوریه نیز مشخص است. بنابراین آمریکا اکنون نقطه توجه و کانون تلاش های خود را به عراق کشانده است تا بتواند با روی کار آوردن دولتی نزدیک به خود کنترل این کشور را در همسایگی ایران به دست گیرد. لذا تمدید و یا عدم تمدید معافیت های تحریمی در عراق وابستگی بسیار جدی به روی کار آمدن یا نیامدن دولت عدنان الزرفی دارد. در این راستا اگر این دولت تشکیل شود قطعاً معافیت های تحریمی آمریکا تمدید خواهد شد تا فشاری به دولت عدنان الزرفی وارد نشود. اما اگر این دولت به شکست کشیده شود و دولت جایگزین در بغداد، دولتی نزدیک به جمهوری اسلامی ایران باشد، بعید نیست که آمریکا بخواهد معافیت ها را تمدید نکند تا اهرم فشاری به دولت جایگزین احتمالی در عراق باشد.

بسیاری معتقدند تمام شرایط کنونی که در عراق شکل گرفته است ناشی از تبعات ترور سردار سلیمانی و خلاء حضور ایشان در تحولات منطقه، به خصوص تحولات سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک آتی عراق است. آیا اکنون پررنگ تر شدن خلاء سردار سلیمانی در تحولات این روزهای عراق سبب شده است که ایالات متحده آمریکا برنامه های گسترده و متنوعی را در ابعاد مختلف برای افزایش فشار بر جریانات سیاسی به منظور قبولاندن عدنان الزرفی به عنوان جانشین نخست وزیری و تشکیل کابینه وی در دستور کار خود قرار دهد؟ آیا سفر دریابان علی شمخانی، دبیر دبیر شورای عالی امنیت ملی به عراق برای ایجاد نزدیکی و هماهنگی میان جریان سیاسی عراقی در خصوص انتخاب نخست وزیر می تواند خلاء سردار سلیمانی را پر کند؟

واقعیت آن است که تلاش‌های ایالات متحده آمریکا برای تضعیف نفوذ و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در عراق و همچنین نابودی نیروهای الحشد الشعبی پیش از ترور سردار سلیمانی شکل گرفته بود، اما با ترور سردار سلیمانی و خلاء حضور ایشان این تلاش ها شدت بیشتری پیدا کرده است. در این راستا برگزاری برخی راهپیمایی‌ها، تجمعات و اعتراضات عمومی ضد جمهوری اسلامی ایران و نیروهای محور مقاومت در عراق، حمله و تجاوز به کنسولگری های ایران در نجف و کربلا و همچنین تضعیف دولت عادل عبدالمهدی و فشار بر وی برای استعفا در دوران حیات سردار سلیمانی صورت گرفت. در این رابطه من معتقدم که ترور سردار سلیمانی توسط آمریکایی ها اقدام جداگانه‌ای نبوده، بلکه یک واکنش برای تضعیف جدی‌تر ایران و نیروهای محور مقاومت در عراق و مکمل تلاش های پیشین و فعلی کاخ سفید بوده است. اما توان نظامی، امنیتی و هوشمندی دیپلماتیک سردارسلیمانی بر تحولات عراق، لبنان، سوریه، یمن و دیگر پرونده ها سبب شده بود که آمریکا نتواند منافع خود را در خاورمیانه پیگیری کند. لذا اکنون واشنگتن با خلاء حضور ایشان بیشتر موانع را از سر راه خود برداشته است. ولی از آنجا که پرونده تحولات دیپلماتیک منطقه و نیز اقتضائات امنیتی و نظامی در دست مقام معظم رهبری است و ایشان نیز هوشمندی و اشراف کاملی بر این تحولات دارند و هم چنین راهبرد مشخص و معینی برای تحقق و تبیین این راهبردها و منافع در منطقه از جانب ایشان وجود دارد قطعا خلاء حضور سردار سلیمانی نمی تواند مانع از پیگیری اهداف و منافع ایران در منطقه شود، چرا که نظام قائل به یک فرد نیست، همان گونه که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز قائل به یک فرد نیست. اگرچه به واقع سردار سلیمانی به واقع فرد بی همتایی در مدیریت تحولات منطقه بود. از طرف دیگر اکنون آمریکایی ها برنامه های جدی برای تقابل با ایران در منطقه دارند. لذا حتی اگر سردار سلیمانی هم زنده بود لزوماً به معنای آن نبود که آمریکایی‌ها این برنامه ها را در دستور کار قرار نمی‌دادند.

نکته بسیار مهمی که در این میان وجود دارد این است که عدنان الزرفی اخیراً توئیت هایی در خصوص حمایت از ایران برای مقابله با کرونا و لزوم برداشته شدن تحریم های آمریکا را مطرح کرده و در آن سو به حمایت از نیروهای الحشد الشعبی پرداخته است. در این راستا برخی معتقدند که الزرفی این مواضع را با نگاه لفاظانه و تنها برای تعدیل مخالفت ها به منظور تشکیل کابینه خود اتخاذ کرده است و در صورت به قدرت رسیدن وی قطعاً این سیاست ها تغییر پیدا خواهد کرد و به سمت شدت کاهش مناسبات با ایران و تضعیف نیروهای حشدالشعبی خواهد رفت. اما برخی معتقدند به واسطه کاهش شدید بهای نفت در بازارهای جهانی و کسری جدی بودجه عراق و نیز تبعات بهداشتی ناشی از شیوع کرونا در عراق و چالش های دیگر به خصوص احتمال احیای هسته‌ای خفته داعش اکنون باید به سمت همکاری و همراهی با گزینه ای مانند عدنان الزرفی پیش رفت که از حمایت آمریکایی‌ها و کشورهای عربی منطقه برخوردار است و تاکنون نیز نشان داده که از یک هوشمندی و معامله‌گری سیاسی قابل قبولی برخوردار است. تحلیل شما در این رابطه چیست؟ آیا تهران فریب این لفاظی ها را خواهد خورد و یا این که در یک نگاه اهم و فی الاهم باید حمایت از الزرفی را در دستور کار قرار داد؟ 

به سوال بسیار مهمی اشاره کردید. در این راستا تمام دولت‌های بعد از سقوط صدام حسین که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشتند، علیرغم اینکه با چراغ سبز ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای عربی برای تشکیل کابینه همراه بودند، اما به دلیل نزدیکی به تهران نهایتاً با کارشکنی و فشار واشنگتن و ریاض مواجه بودند و در اواخر عمر این دولت های بغداد، همین چالش ها دامن ایران را نیز می گرفت. کما اینکه در دولت عادل عبدالمهدی نیز بخشی از افکار عمومی عراق مشکلات و کم کاری های دولت را ناشی از دخالت جمهوری اسلامی ایران می‌دانند. بنابراین و در این راستا اکنون جمهوری اسلامی ایران یا باید ریسک این را بپذیرد که با حمایت از دولت عدنان الزرفی موجبات تشکیل کابینه وی را فراهم آورد که در آینده با ناکام ماندن این دولت، جریان های غرب گرا و وابسته به عربستان و آمریکا در عراق مورد حمله و هجمه قرار گیرند که ریسک آن بسیار بالاست، چون قطعاً دولت عدنان الزرفی با روی کار آمدن کابینه اش با حمایت جدی آمریکا و عربستان روبه‌رو خواهد بود و مشکلات دولت‌های پیشین عراق را نخواهد داشت و یا اینکه تهران نباید فریب مواضع اخیر عدنان الزرفی را بخورد. چون در همین راستا سوال بعدی که در زمان مطرح می‌شود این است که اگر ایران ریسک حمایت از عدنان الزرفی را بپذیرد آیا در آینده با همراهی و همسویی عربستان و آمریکا سیاست تضعیف روابط با تهران و خلع سلاح حشد الشعبی در دستور کار بغداد نخواهد بود؟
 

کلید واژه ها: جلال میرزاییایرانعراقآمریکاعدنان الزرفی


( ۴ )

نظر شما :

زهرا ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۵
سلام، مصاحبه ای جامع و کامل و مطابق با واقعیتهای داخل عراق و اهداف امریکا و عربستان در منطقه و عراق است، امیدوارم رهبران سیاسی عراق هوشمندانه و رو سفید از این مشکل عبور کنند . درود بر دکتر میرزایی
موسی امیدی ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۰۰:۵۴
تحلیلی واقع بینانه از شرایط منطقه و حضور و رقابت امریکا و ایران در عراق هست .
علی ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۲
دولتمردان عراقی (چه شیعه و چه سنی) باید حافظ منافع ملت عراق و نگران دخالت بیگانگان باشند. تلاش برای رابطه با همه کشورها در چارچوب منافع مشترک و احترام متقابل و عدم مداخله در امور داخلی عراق با در دستور کار ایشان قرار گیرد. به نظر می رسد حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم عراق و حرکت به سمت توسعه این کشور مقدور نخواهد بود مگر از طریق تعامل و همکاری با دول صنعتی و پیشرفته جهان. لذا ثبات و آرامش در عراق ضروری بوده و لازمه سرمایه گذاری شرکتهای پیشرو در صنعت نفت و پتروشیمی و خودرو و کشاورزی و غیره است. تجربه دولتهای حاشیه خلیج فارس و موفقیتهای بزرگ آنها در افزایش امکانات و رفاه اقتصادی مردم نمونه خوبی است. امروز ملت عراق باید تصمیم بگیرند که کدام راه را انتخاب می کنند، سرنوشت فرزندان عراق در گرو این تصمیم است. انتخاب بین رشد و رونق اقتصادی و رفاه از یکسو و تنش و بی ثباتی و انزوا از سوی دیگر.
خسرو ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۳:۳۳
نباید با عراق مانند یک مستعمره رفتار کرد ، نباید غرور ملی عراقیها را خدشه دار کرد ، دیدیم که مردم عراق وحتی شیعیان مایل نیستند برادر بزرگ داشته باشند ، اعتراضات مردم عراق را تحریک دشمنان ندانیم ، فراموش نکنیم که بزرگترین وخونین ترین جنگ ایران در چند صد سال اخیر با عراق بوده است ، ارزش روابط کنونی و بستر دوستی وبرادری دوملت را با انحصار طلبی خراب نکنیم ، ایران امپراطوری نیست و ملت ایران افکار امپریال ندارند ، درگیر بازی کثیف امریکاییها نشویم ، ملت عراق را به عنوان دوست وبرادر ابدی بدانیم
در جواب خسرو ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ | ۰۲:۰۷
بسیار بجا و زیبا نوشتی. اما متاسفانه اگر ما خرد و عقل این چیزها رو داشتیم الان خودمان ابرقدرت بودیم و یک کشور پیشرفته! سیاست خارجی ما آینه ایست از ذهنیت مسئولین وضعیت مدیریت داخلی ما.