پراگماتیسم کُردی در قبال رابطه با اسرائیل!

آیا اربیل برای ادامه حضور آمریکا در دوران «پساسردار»، به رابطه با تل‌آویو چشم دوخته است؟

۰۹ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۸۹۸۸۰ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نگاه اسرائیل به موقعیت اقلیم متفاوت از ارزیابی اربیل به برقراری مناسبات با تل آویو است. در این راستا اقلیم به دلیل برخورداری از امتیازات سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی بنای شکل گیری، تداوم و گسترش روابط با همه بازیگران منطقه را دارد و به تبع آن سعی می کند نهایت انعطاف سیاسی را در خصوص بحران های منطقه که خود نیز به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در آن درگیر است به صرف بهره مندی از امتیازات حفظ روابط با همه کشورها را در دستور کار خود داشته باشد. همین نگاه باعث شده است که حتی اربیل در خصوص تجاوزات مکرر ارتش ترکیه و کشتار ساکنین مرزهای شمالی اقلیم در سایه حملات هوایی و زمینی ترکیه هم سکوت کند تا مبادا روابط اربیل – آنکارا خدشه دار شود. نظیر همین نگاه نیز به تنش ایران و آمریکا وجود دارد. یعنی اربیل به دنبال حفظ روابط با تهران و واشنگتن است. حال در مقابل اسرائیل بر این باور است که می تواند همکاری نظامی و اطلاعاتی نزدیک و استراتژیکی با اقلیم کردستان داشته باشد و جای پای محکمی برای خود در همسایگی با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. به این ترتیب اسرائیل می‌تواند حوزه نفوذ خود را علیه ایران، سوریه و عراق گسترش دهد.
آیا اربیل برای ادامه حضور آمریکا در دوران «پساسردار»، به رابطه با تل‌آویو چشم دوخته است؟

نویسنده: عبدالرحمن فتح‌الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – بخش مهمی از مصاحبه مفصل و طولانی جمعه هفته گذشته دوم اسفندماه/21 فوریه مسعود بارزانی، رئیس پیشین اقلیم و رهبر کنونی حزب دموکرات کردستان عراق (پارتی) با نسخه عربی زبان روزنامه ایندیپندنت در خصوص آینده روابط اقلیم کردستان با اسرائیل و نیز ارزیابی وی از معامله قرن در آن مصاحبه، بهانه ای شد که در بستر مواضع، سخنان و حتی تلاش های عملیاتی سران و مقامات اقلیم کردستان به منظور حفظ و تداوم حضور نیروهای نظامی آمریکا در عراق، آن هم در دوران پساسردار، مسئله چالشی تر، حساس تر و به مراتب جدی تری با محوریت «روابط اربیل - تل آویو» مورد ارزیابی قرار گیرد. 

اگرچه در یادداشت هایم، چه در دیپلماسی ایرانی و چه در سایر نشریات و خبرگزاری ها به انحاء مختلف به صورت مستقیم و غیر مستقیم انتقادات گاه تند و جدی را به مسئولین و سران اقلیم، به‌خصوص دو حزب اصلی (اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب دموکرات کردستان عراق) و شخص مسعود بارزانی داشته و کماکان دارم، اما در این مجال و با وجود تمامی نگاه های انتقادیم بر این باورم که نباید به صرف وجود نگاه انتقادی به کارنامه سران اقلیم، ارزیابی ها و تحلیل ها را از دایره انصاف خارج کرد. 

لذا به موازات وجود انتقاداتم با برخی از نگاه های توهم توطئه ای پیرامون مناسبات اربیل و تل آویو مخالم؛ نگاه هایی که به ویژه در جریان تلاش مسعود بارزانی برای برگزاری پروسه همه پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق و حمایت نسبی اسرائیل از آن رفراندوم، پیرامون رابطه و وابستگی سیاسی و تاریخی کُردها به صهیونیست ها به شکل بسیار پررنگ تری که مطرح شد، به گونه ای که در آن برهه به دلیل شدت گرفتن این قبیل نگاه ها شاهد شکل گیری یک موج رسانه ای در این خصوص بودیم.

در بحبوحه زمان برگزاری همه پرسی جدایی اقلیم کردستان از عراق که نه تنها مطلوب نگاه تهران نبود، بلکه در تضاد با منافع آنکارا و بغداد نیز قرار داشت، قطعاً به دلایل سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی ناشی از اقتضائات ژئوپلیتیکی اقلیم کردستان عراق، تل آویو برخلاف جریان بین المللی به خصوص کشورهای عربی و حتی ایالات متحده آمریکا در عدم حمایت از برگزاری همه پرسی به پشتیبانی عملی از استقلال اقلیم کردستان برای جدایی از عراق پرداخت و همین مسئله سبب شد تا نگاه اربیل و تل آویو در یک شرایط، نه از پیش طراحی شده، بلکه به واسطه همسویی ناخواسته در یک مسیر قرار گیرد و این نکته باعث شد که بسیاری «پروسه» رفراندوم استقلال اقلیم کردستان عراق را یک «پروژه» با مدیریت و برنامه ریزی تل آویو تلقی کنند. علی الخصوص که مشاهده برخی عکس‌ها و تصاویر اهتزاز پرچم اسرائیل در کرکوک و اربیل در زمان برگزاری همه پرسی استقلال کردستان برای بسیاری تحریک آمیز بود، اما این قیبل مسائل نباید موجب برداشت غلط در رابطه با کردها شود. چرا که بخشی از نفود تدریجی اسرائیل در میان کردها، به خصوص اقلیم کردستان عراق را باید از دل نحوه تعامل و دیالکتیک تاریخی کشورهای عربی، ترکیه و ایران با کردها جستجود کرد.

اما با وجود تمام این نکات باز هم نمی توان مدعی شد که اقلیم کردستان مجری طرح‌های اسرائیل در منطقه به خصوص تقابل با جمهوری اسلامی ایران است. خصوصاً که در شرایط حساس کنونی بعد از ترور سردار سلیمانی که تلاش برای اخراج نیروهای آمریکایی از خاک عراق و کل منطقه غرب آسیا پررنگ تر شده است، مخالفت اربیل با خروج نظامیان ایالات متحده از عراق این فرضیه را تقویت کرده است که اربیل از یک سو برای حفظ امنیت خود در برابر بغداد، آنکارا و به خصوص تهران و نیز احتمال ظهور هسته های خفته داعش و دیگر گروه های تروریستی خواهان تدوام حضور آمریکایی ها، حداقل در خاک اقلیم است. 

علیرغم ذکر این نکات هم نمی‌توان گفت که این گمانه‌زنی‌ها درست است، چرا که اقتضائات روابط اربیل – واشنگتن متفاوت از آن چیزی است تل آویو از کُردها انتظار دارد. برای اسرائیل اقلیم کردستان عراق یک متحد غیرعرب است؛ متحدی که مستقیما درگیر تنش بیش از 70 ساله فلسطین نیست. پیرو این نکته و از زمان تشکیل نطفه اولیه اسرائیل، این بازیگر نوظهور منطقه خاورمیانه به دنبال تحقق راهبرد «اتحاد پیرامونی» دیوید بن گورین، اولین نخست وزیر اسرائیل با هدف گسترش روابط اسرائیل با کشورها و گروه‌های غیرعرب در منطقه بوده است تا به انزوای این کشور پایان داده شود. 

در طول سال های اخیر گسترش این نگاه و راهبرد بن گورین کار را به جایی رسانده است که اسرائیلی ها خارج از جغرافیای خاورمیانه، از شرقی ترین کشورهای آسیای دور تا جنوبی ترین کشورهای قاره آفریقا و غربی ترین کشورهای آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین به عنوان کشورهای هدف در این استراتژی تعریف کنند. 

اتفاقا در همین راستا حتی کشوری مانند سودان که درگیر مسائل داخلی خود بعد از سقوط عمر البشیر است، از نگاه مقامات تل آویو برای پیگیری راهبرد اتحاد پیرامونی دور نماند و در همین رابطه شاهد دیدار چند هفته پیش بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با عبدالفتاح البرهان، رئیس شورای حاکمیتی سودان در اوگاندانا بودیم. 

در سایه این نگاه و راهبرد تل آویو برای تعریف و گسترش مناسبات پیرامونی خود قطعا بازیگران غیرعرب منطقه خاورمیانه از اهمیت صد چندانی برخوردار است و به دلیل همین اهمیت بود که برای اجرای این دکترین، اسرائیل از همان روزهای نخست حیات خود تلاش جدی برای شکل گیری روابط با کردها را آغاز کردند که محوریت این تلاش ها به ملا مصطفی بارزانی، پدر مسعود بارزانی، رئیس سابق اقلیم کردستان عراق، باز می گشت. 

در این خصوص اسرائیل در آن زمان تماس هایی با ملا مصطفی بارزانی برقرار کرد که حاصل این تلاش‌ها و تماس ها دو دیدار وی (ملامصطفی بارزانی) از اسرائیل در سال ۱۹۶۸ و سال ۱۹۷۳ بود که آن دو حضور ملا مصطفی بارزانی در اسرائیل هم نتیجه چندانی برای برقراری مناسبات اسرائیل با کردها در پی نداشت. اگر چه باعث شد که نگاه کردها در خصوص تنش اعراب و اسرائیل تعدیل شود و به تبع آن کردها به سمت نگاه میانه رفتند و پیرو آن، نه حمایتی از اسرائیل در طول سال های جنگ کردند و نه همراهی با فلسطینی‌ها و اعراب از خود نشان دادند. با وجود آن که برگزاری همه پرسی استقلال  کردستان عراق دوباره فرصت مغتنمی برای مقامات اسرائیلی به منظور شکل گیری روابط با کردها به وجود آمد، ولی در نهایت، هم همه پرسی و هم تلاش های حمایتی تل آویو از اربیل به شکست کشیده شد و دوباره تحرکات سیاسی برای ایجاد روابط دیپلماتیک میان اسرائیل و اقلیم به کما رفت.

در این میان قطعا نقش ایالات متحده هم بسیار مهم و حائز اهمیت است. چرا که کاخ سفید سعی دارد از اهرم کُردها، چه کردهای سوریه و چه کردهای اقلیم، به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم برای حفظ امنیت اسرائیل استفاده و یا به تعبیری سوء استفاده کند. اما نمی‌توان از این مفروض این استنباط را استخراج کرد که اقلیم مجری طرح های اسرائیل در منطقه بوده و یا اربیل هم خواهان ایفای چنین نقشی است. چرا که اقلیم کردستان عراق اساسا به واسطه علقه های خود با ایران و نیز جبر ژئوپولتیکی ناشی از همسایگی با جمهوری اسلامی و مهمتر از آن حساسیت جدی تهران نمی تواند خود را به عنوان مهره ای در جهت تداوم امنیت اسرائیل قلمداد کند. هر چند که احتمالا مقامات اربیل در نگاه غایی خود شکل گیری مناسبات سیاسی و دیپلماتیک با اسرائیل را یک واقعیت اجتناب ناپذیر تصور می کنند، چنانی که مسعود بارزانی در مصاحبه جمعه پیش خود با نسخه عربی زبان روزنامه ایندیپندنت در خصوص ارزیابیش از آغاز روابط میان اربیل – تل آویو اذعان می کند که ما بر این باوریم رابطه با اسرائیل یک مسئله طبیعی است، چرا که شکل گیری این روابط تبدیل به یک واقعیت شده است و هیچ کسی نمی تواند آنها (اسرائیلی ها) را به دریا بیندازد؛ لذا من بر این باورم که بیشتر کشورهای عربی در حال حاضر دارای روابط با اسرائیل هستند و این یک مسئله طبیعی و بهتری است. 

پیرو این نکته شاید برخی تحلیل های دیگر در طول سال های گذشته بر نیاز تل آویو به تامین انرژی از خاک اقلیم به عنوان یکی دیگر از محورهای تلاش اسرائیل به منظور نزدیکی هر چه بیشتر به اربیل تاکید داشت، خصوصا که برخی آمارها از تامین ۷۷ درصدی نفت اسرائیل از کردستان عراق خبر می داد که حتی اگر هم چنین آماری را درست بدانیم، این واردات در سایه تغییر وضعیت منطقه تغییرات جدی پیدا کرده است. شاید اسرائیل در مقاطعی به دلیل عدم دسترسی به منابع نفتی در کشورهای حاشیه خلیج فارس، اقلیم کردستان را نقطه طلایی و حیاتی برای تامین انرژی خود تصور می کرد، اما یقینا اکنون مناسبات پررنگ و نزدیکی های سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و انرژی کشورهای عربی به خصوص عربستان سعودی به عنوان شاخص ترین کشور عربی در تولید نفت خام، شرایط را به شدت متفاوت از چند سال گذشته کرده است. 

بنابراین اقلیم کردستان محصور در خشکی که محدویت های ژئوپلتیکی خاص خود را دارد در مقام قیاس با کشوری مانند عربستان، آن هم در حوزه تامین انرژی اسرائیل تقریبا هیچ به حساب می آید. به ویژه که فدرالیته بودن اربیل و وابستگی به دولت بغداد دایره محدویت های اقلیم را در برقراری برخی مناسبات،‌ آن هم با اسرائیل که از حساسیت های بسیار جدی برای بغداد برخودار است، هم بیشتر خواهد کرد. 

اتفاقا ذیل همین واقعیت که ناشی از محدویت های اربیل است، مسعود بارزانی در مصاحبه مذکور پیرامون آینده مناسبات با اسرائیل و احتمال برقراری روابط با آن صراحتا عنوان می کند که قلیم کردستان همچنان بخشی از عراق است و نمی تواند به صورت جداگانه با رژیم صهیونیستی روابط دیپلماتیک برقرار کند. لذا تا زمانی که ما (اقلیم) همچنان بخشی از خاک عراق هستیم، اگر اسرائیل سفارت خود در بغداد را افتتاح کند، کنسولگری آن در اربیل نیز افتتاح خواهد شد و ما از آن استقبال خواهیم کرد، با این حال بدون افتتاح سفارتخانه اسرائیل در بغداد امکان ندارد که مستقلا رابطه ای دیپلماتیک از جانب اقلیم با اسرائیل برقرار شود.

با این وصف من بر این باورم که نگاه اسرائیل به موقعیت اقلیم متفاوت از ارزیابی اربیل به برقراری مناسبات با تل آویو است. در این راستا اقلیم به دلیل برخورداری از امتیازات سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی بنای شکل گیری، تداوم و گسترش روابط با همه بازیگران منطقه را دارد و به تبع آن سعی می کند نهایت انعطاف سیاسی را در خصوص بحران های منطقه که خود نیز به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در آن درگیر است به صرف بهره مندی از امتیازات حفظ روابط با همه کشورها را در دستور کار خود داشته باشد. همین نگاه باعث شده است که حتی اربیل در خصوص تجاوزات مکرر ارتش ترکیه و کشتار ساکنین مرزهای شمالی اقلیم در سایه حملات هوایی و زمینی ترکیه هم سکوت کند تا مبادا روابط اربیل – آنکارا خدشه دار شود. نظیر همین نگاه نیز به تنش ایران و آمریکا وجود دارد. یعنی اربیل به دنبال حفظ روابط با تهران و واشنگتن است. حال در مقابل اسرائیل بر این باور است که می تواند همکاری نظامی و اطلاعاتی نزدیک و استراتژیکی با اقلیم کردستان داشته باشد و جای پای محکمی برای خود در همسایگی با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. به این ترتیب اسرائیل می‌تواند حوزه نفوذ خود را علیه ایران، سوریه و عراق گسترش دهد. همین امر باعث شده تا سران و مقامات اسرائیلی، کُردها را به عنوان یک هم پیمان استراتژیکی قابل اعتماد در منطقه به حساب آورده و بخش قابل توجهی از استراتژی سیاست خارجی خود را به آن اختصاص دهند.

کلید واژه ها: اسرائیلاقلیم کردستان عراقایران و اقلیم کردستانعراق و اسرائیلمسعود بارزانیایران و عراقترکیهاقلیم کردستان عراق و اسرائیلترکیه و اقلیم کردستان عراق


( ۴ )

نظر شما :

کوروش ۰۹ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۱
از آقای فتح اللهی انتظار داریم اول از این استراتژی گسترده روابط اربیل و آنکارا یک مصداق قابل درک ارائه می‌کردند و بعد تحلیلشان را بر آن استوار می‌کردند. مصداقی مانند برگزاری عملیات و مانور نظامی آذربایجان و اسرائیل، رابطه گسترده اقتصادی ترکیه و اسرائیل، خرید اسلحه پاکستان از اسرائیل، یا حتی سفر آشکارا و پنهان مقامات دو طرف! وگرنه تمام تحلیل شما صرفا حدسی است که منطقی هم نیست مگر اینکه بخواهید شعارهای قدیمی بدهید که فراوان در مورد اقلیم شنیده ایم.
خسرو ۰۹ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۹:۳۲
ترکیه مطابق توافق هایش با دولت عراق و دولت اقلیم و حقوق بین المللی برای تعقیب تروریستهای پ ک ک وارد شمال عراق می شود و ساکنین مرزهای شمالی عراق را کشتار نمی کند همین کار را ایران هم می کند در موارد مشابه تروریستهای پژاک یا دمکرات را تعقیب و معدوم می کند سعی شده که روابط بارزانی ها با اسراییل کم اهمیت جلوه کند و در این موضوع دولتهای ایران وترکیه و عراق مقصر شوند کدام منطقه فدرال در دنیا به اندازه اقلیم شمال عراق اختیارات دارد ؟برای مقایسه کاتالونیای اسپانیا (بارسلونا ) میتواند مشابه اقلیم عمل کند؟ دیدیم که بعد از رفراندوم استقلال کاتالونیا ، دولت اسپانیا مقامات محلی را بازداشت کرده و رییس حکومت فرار کرد در حالی که مسعود بارزانی هنوز رییس هست و ... اختیارات اقلیم باید مشابه اختیارات یک استان ایران باشد وگرنه با این اختیارات وسیع روزی عراق را تجزیه خواهد کرد
ابراهیم قدیمیڿچڿ ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۰:۱۷
. کردها لقمه لذیذی برای دیگران جهت،حفظ وگسترش منافع خود در منطقه هستند واز علاقمندی وتحریک تقریبا غیر قابل امکان حصول انها در جهت ایجاد کشور مستقل سوئ استفاده میکنند..با از بین بردن خودامتیاز بسیار بسیارباارزشی که برخلاف منافع کل مردمان منطقه است به دیگران میدهند. اهداف اسرائیل در کردستان ایجاد سرگرمی نظامی برای چهار کشور منطقه و برکناری خود از در گیریهای نظامی باضعف انها وحضور اقتصادی ونظامی در قلب منطقه در جهت منافع خودو بدون هزینه وحتی باایجاد در امد است. اسرائیل بیشتر به کردها نظر دارد تاکردها نسبت به اسرائیل.همبستگی کردها با اسرائیل و دیگران هدیه بزرگی است که کردها بدون دسپ اورد مهمی حتی با هزینه زیاد وممتد و از دست دادن روابط با چهار کشوربزرگ همسایه مورد نیاز بسیار به انها میدهند.کردها با ایجاد روابط دوستانه معقول با چهار کشور منطقه میتوانند دست اوردهای بزرگی در زمینه اقتصادی واجتماعی برا ی خود داشته باشند.منطقه زیبا وطبیعی کردستان با از دست دادن ارامش طبیعی خود وسعی در مصرف کنندگی تجهیزات صنعتی تولید غربی چیزی جز الودگی وزیان غیر قابل اصلاح بدست نمی اورد. شما فکر میکنید اگر اربیل خدای نکرده مانند تهران شود پیشرفتی حاصل شده است؟بهبود خدمات مورد نیاز کردستان ومردمان خوب کرد با حفظ شرایط طبیعی کردستان و ارامش با دیگران وبرنامه ریزی های لازم بدون ایجاد تشنج قابل استحصال است.اگر قرارباشد که امید واریم که نباشد نیروی نظامی در جهت امنیت کردستان مورد نیاز باشد نیروی نظامی عراقی وترکی وایرانی مناسب تر است یا اسرائیلی وامریکائی. شما تصور میکنید انها از شما فرمان میگیرند.این شمائید که باید هرروز یشتر از انها فرمان بگیرید.
افخمی ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۷:۲۸
اربیل اینجوری میکند،اربیل اونجوری میکند.اربیل فلان میکند اربیل چنان میکند.به فرض اینکه کردها در عراق بخواهند پای دشمنان ما را به همسایگی ما باز کنند،یعنی ما اینجا مترسک هستیم که اجازه آن رابه یک خانواده در به دربدهیم که تا دیروز نوکر رسمی ما بودند ؟
مسعود ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۱:۰۹
اینکه آقای " فتح الهی" به نسبت دیگر نویسندگان محترم تا حدود زیادی جانب "انصاف" را رعایت کرده اند جای تقدیراست ! توجه نویسندگان عزیز و حتی مقامات محترم سیاسی را یه این نکته ی بسیار حساس جلب می کنم که یادشان باشد میلیونها از هموطنان عزیز آنها را " کردها " تشکیل می دهند و آنها علی رغم افتخار به ایرانی بودن خود با حساسیت ویژه ای مسایل کردستان عراق و همچنین اظهار نظرها و موضع گیریهای نویسندگان محترم و مقامات سیاسی و .... را در آن زمینه دنبال میکنند! شایسته است مراعات کنید !
دکتر ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۲:۰۹
کسایی که بهداشت فردی و جمعی رو در حدی رعایت نمیکنن که بیشترین نرخ مرگ و میر کووید 19 رو در دنیا نداشته باشیم راجع به کردهایی از میدن که بیشتر از کل مبتلایان کشور ما رو در اقلیم قرنطینه کردن. این تناقضات و نخبگان با نظرات کارگشاشون میبینه، وضعیت فعلی کشور طبیعی جلوه میکنه.