ترامپ و تلاش های بی وقفه برای خطرناک کردن بیشتر سیاست خارجی

وقتی اختلال در عملکرد جای هرج و مرج را در کاخ سفید می گیرد (بخش دوم و پایانی)

۲۹ بهمن ۱۳۹۸ | ۲۰:۰۰ کد : ۱۹۸۹۶۱۸ اخبار اصلی آمریکا
رابرت اوبرایان، مشاور جدید امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، هرج و مرج قبلی در کاخ سفید را با یک نوع جدید از اختلالات در عملکرد جایگزین کرده است.
وقتی اختلال در عملکرد جای هرج و مرج را در کاخ سفید می گیرد (بخش دوم و پایانی)

نویسنده: جان گانز

دیپلماسی ایرانی: وقتی بولتون مشغول شهادت دادن در ساختمان کنگره در جریان پرونده استیضاح رئیس جمهوری دونالد ترامپ بود، رابرت اوبرایان، جانشین او که یک وکیل مدافع از ایالت کالیفرنیاست و پیشتر در وزارت خارجه دولت ترامپ کار کرده، مشغول جمع کردن تکه های درهم شکسته دولت بود.

مشاور امنیت ملی جدید در سرمقاله ای برای واشنگتن پست به وضوح اعلام کرد که هدف روابط بین سازمانی متداول را دنبال نمی کند و برای پیشبرد دیدگاه «دیدگاه دولتی با شمار اندک افراد و کارآمد» ترامپ، تصمیم دارد شورای امنیت ملی، نمایندگان رئیس جمهوری در بین سازمان ها را تا یک سوم، برابر با حدود 60 تا 70 نیرو، تعدیل کند. طبق گزارش ها اوبرایِن این ماه به این هدف دست یافته است.

این طراحی بازتاب همان فرایندی است که گزارش ها درباره ترور سردار سلیمانی آشکار می سازد. محفل تصمیم گیری درباره ایران در اوایل سال جاری میلادی غیر از رئیس جمهوری و اوبرایِن، تنها چند عضو معدود دارد و تماس های تلفنی محرمانه و جلسات جداگانه با مایک پنس، معاون رئیس جمهوری، مایک پومپئو، وزیر امور خارجه، مارک اسپر، وزیر دفاع، و مارک میلی، رئیس ستاد مشترک ارتش، شامل بوده است. اگرچه برخی از اعضای شورای امنیت ملی نیز در جلسات حضور داشتند، اما گروهی غیررسمی و موقتی بودند که رازنگه دار به شمار می رفتند و حتی آژانس هایی که در آن کار می کردند را نیز در جریان امور قرار نداده اند.

این نوع تشکیل گروه با روحیات ترامپ که همه بزرگسالی خود را در یک تجارت خانوادگی گذرانده، همخوانی دارد و همچنین امکان ایجاد ائتلاف های کوچک با مشاوران مشتاق پیشبرد اهداف بی ثبات و غیرمتداول همچون به لرزه درآوردن اوکراین یا حمله به ایران را برای رئیس جمهوری فراهم می آورد. یک محفل کوچک از افرادی با تفکر مشابه به ترامپ درک اغراق شده ای از قدرت و انعطاف پذیری می دهد.

به همین دلیل بود که به رغم آشفتگی های پس از ترور سردار سلیمانی، به نظر می رسید اعتماد بیشتری به تیم جدید رئیس جمهوری و رویکرد آن وجود دارد. اوبراین به شدت مشغول برگزاری مصاحبه های خبری بود و با خبرنگاران همکاری می کرد تا آنها درباره این روند بنویسند. یک متحد ترامپ گفته: «تیم جدید رئیس جمهوری را درک می کند. شیمی آنها با هم می خواند.» یک مقام پیشین دولت در رابطه با همین اظهارات گفته: «بحث و مجادله کمتر است و اقدامات سریع تر انجام می شوند.»

همه چیز دست کم تا جایی که مساله به اوبراین مربوط می شود، به سبک و سیاق جان کندی پیش می رود. سی و پنجمین رئیس جمهوری ایالات متحده نیز اطمینان داشت که دوایت آیزنهاور، رئیس جمهوری پیش از او، زمان زیادی را به شور می گذرانده و دولت او متشنج بوده است. کندی می خواست تصمیم گیری ها جسورانه، خلاقانه و منعطف باشند و در جریان جلسات با گروه کوچکی از مشاوران تحصیل کرده و بلندپرواز گرفته شوند. اگرچه برخی آن زمان به رئیس جمهوری جوان درباره این رویکرد هشدار داده بودند، اما ظاهرا این شیوه طرفدارانی هم دارد که یکی از آنها اوبراین است؛ مشاور جدید امنیت ملی رویکرد کندی را الگویی برای تیم جدید ترامپ توصیف کرده است. اگرچه بسیاری تیم کندی را ماجرای خلیج خوک ها مقصر دانستند، اما اوبراین شیوه برخورد او را با بحران موشکی کوبا اثباتی بر تاثیرگذاری استفاده از تیم سیاست خارجی کوچک تر می داند.

کندی در اکتبر 1962 توانست نهایتا راهی برای عقب کشیدن از آستانه جنگ بیابد، اما بهتر است که روند او در یک بازه زمانی طولانی تر مورد قضاوت قرار بگیرد. مایکل فارِستال، یک کارمند شورای امنیت ملی، 24 اوت 1963 از طریق تلگرام  رئیس جمهوری را در تعطیلات در بندر هایانیس ترغیب کرد حمایتش را از کودتایی که علیه رئیس جمهوری ویتنام جنوبی برنامه ریزی شده بود، نشان دهد. 26 اوت که همه به سر کار بازگشتند مشخص شد که نه مشاور امنیت ملی و نه رئیس ستاد مشترک ارتش با این ایده موافق نبوده اند. اگرچه فارِستال مجبور به استعفا شد، اما تلاش چندانی برای بهبود روند صورت نگرفت. سه ماه بعد از این جریانات رئیس جمهوری ویتنام جنوبی در پشت خودروی زرهی او ترور کردند و کندی را نیز در خودرویش در شهر دالاس، ایالت تگزاس، کشتند. لیندون جانسون، جانشین کندی، به همان روند آشفته ادامه داد و با بسیاری از اعضای گروه او، فجیع ترین تصمیمات را در رابطه با ویتنام گرفت.

یادآوری تاریخ امروز اهمیت بسیاری دارد. مشکل در این نیست که ترامپ می خواهد کارها را به شیوه ای متفاوت از روال پیشین در واشنگتن پیش ببرد؛ مساله این است که او کارها را به شیوه ای می آفریند که همه می دانند به فاجعه می انجامد. «تفکر گروهی» و تمایل به گردهم آوری مشاورانی با افکار مشابه بود که کندی و جانسون را به سمت تصمیم گیری ها درباره ویتنام پیش برد و همین روند است که تصمیم های ترامپ در رابطه با ترور سردار سلیمانی را توضیح می دهد و به همین دلیل است که قانع کردن افراد خارج از محفل افراد نزدیک به رئیس جمهوری درباره درستی این تصمیم بسیار دشوار است. دولتداری گروهی شاید بهتر از نبود دولت باشد، اما مخاطرات در هر دو شرایط یکسان خواهد بود.

منبع: فارن پالسی / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: دونالد ترامپآشفتگی در کاخ سفیدسیاست خارجی ترامپمشاور امنیت ملی آمریکا


( ۱ )

نظر شما :