روابط تهران و پکن استراتژیک است اما این کلمه باید در عمل پیاده شود

تاملی درباره روابط دیرینه و پیچیده ایران و چین

۱۰ مهر ۱۳۹۸ | ۱۱:۵۳ کد : ۱۹۸۶۶۲۸ آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
محمد حسین ملائک در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: نا متناسب و نا همگن بودن تحلیل های سیاسی با نظرات و پیشنهادها. عدم وجود سازمان و تشکیلات فکری سازمان یافته در کشور حتی در سطح مدیریت یک جلسه. خود عرضه کردن افراد و این که هر کس می خواهد خودش را جلو انداخته و کار خود را پیش ببرد و توجهی به سایر بخش ها ندارد. بالاخره اولویت های موجود در روابط ایران و چین با توجه محدودیت های موجود چیست؟ 
تاملی درباره روابط دیرینه و پیچیده ایران و چین
User Image

نویسنده : سید محمد حسین ملائک

سید محمد حسین ملائک، سفیر اسبق ایران در سوئیس و چین بوده است.

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: در اواخر شهریور ماه  به ضیافتی  نیمه رسمی که به افتخار معاون مدیرکل امور غرب آسیا و شمال افریقای حزب کمونیست چین توسط یک نهاد حاکمیتی و دو مرکز علمی ایرانی برپا شده بود دعوت شدم. ایشان که مصادف با برگزاری جشن های هفتادمین سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین به ایران سفرکرده بود در این جلسه در مقابل تعدادی از مسئولین اجرایی و علمی کشور قرار گرفت  تا به نظرات آنها در مورد روابط ایران و چین و مشکلاتی که آنها احساس می کنند در روابط دو کشور وجود دارد و باید به آنها پرداخت گوش دهد. 

شنیدن نظرات تعداد محدودی از مدعوین ایرانی که از بین صاحبان مناصب اجرایی و علمی انتخاب شده بودند قابل توجه بود. در بدو جلسه نظرات سیاسی و یک تحلیل کلی از روابط بیان شد که نشان می داد از بعد نظری متفکران ایرانی، روابط ایران و چین را در عرصه مطالعات ادبیات مختلف و ادغام آن با آرزوهای خود کار جالبی کرده اند. اما آن نظرات بسیار متفاوت تر از توصیف فعلی یا میان مدت روابط بود. دنیای آینده ای که با چین ترسیم می کردند البته ناشی از علاقه مفرط آنها به توسعه روابط بر مبنای 95 درصد امید و پنج درصد واقعیات بنا شده بود. لیکن وقتی طرف چینی در بخشی از وقت صحبت خود به این اشاره کرد که آمریکا واقعیتی در روابط ایران و چین است مشخص بود که طرف ایرانی آمادگی این امتزاج سیاسی را به آسانی ندارد.  

یکی از صاحب منصبان فعلی که البته سمت های عالی در روابط خارجی و حتی کار مستقیم با چین داشته و دارد نکته ای را بیان کرد که تقریبا توصیف واقعی از روابط ایران و چین است. وی گفت: "روابط ایران و چین استراتژیک است اما این کلمه باید در عمل پیاده شود." این جمله در واقع و البته متاسفانه عمق فهم و بنیان نظری، علمی و اجرایی اکثر بخش های کشور در رابطه با چین را می رساند. وی همچنین اشاره کرد که تا کنون فعالیت مطبوعاتی و مصاحبه های متعددی به نفع چین در کشور انجام داده است  که لزوم و هدف طرح این مطلب را در این سطح متوجه نشدم.  

صاحب منصب یک دستگاه حاکمیتی در نوبه خود تلاش داشت طرف چینی که از نظر سطح بروکراتیک به مراتب پایین تر از خودش بود را در مورد مسائل و مشکلات مالی روابط توجیه کند. معلوم نبود او که  بنا به گزارش خود به جلسه در یکی دو سال گذشته بیش از ده بار به چین سفر کرده و حتما با مسئولین هم رده و یا بالاتر از خودش در مورد این مسائل صحبت و مذاکره داشته از این مقام پاییین تر از خودش چه انتظاری داشت و اصلا چرا در مقابل ایشان قرار گرفته بود. 

دوست و همکار دیگری که بیشتر در حوزه نفت و قدری هم در صحنه سیاست خارجی فعایت داشته در وقت خود تلاش داشت به طرف چینی "بیاموزد" که حوزه نفتی خلیج فارس بسیار با اهمیت است و پروژه هایی برای همکاری دوجانبه وجود دارد که چینی ها از آن "اطلاع" ندارند و تنها ایشان می تواند راهنمایی لازم را به آنها انجام دهد. 

با خود فکر کردم که برداشت طرف چینی که صحبت خود را حول این جمله محوری بسط می دهد که: به دلیل تحریم های موجود و تحریم های یک جانبه برخی از کشورها سطح روابط با آنچه دوستان انتظار دارند فاصله زیادی دارد، از این جلسه چه می تواند باشد؟ 

نا متناسب و نا همگن بودن تحلیل های سیاسی با نظرات و پیشنهادها. عدم وجود سازمان و تشکیلات فکری سازمان یافته در کشور حتی در سطح مدیریت یک جلسه. خود عرضه کردن افراد و این که هر کس می خواهد خودش را جلو انداخته و کار خود را پیش ببرد و توجهی به سایر بخش ها ندارد. بالاخره اولویت های موجود در روابط ایران و چین با توجه محدودیت های موجود چیست؟ 

واقعا چه کسی هدایت روابط ایران و چین را مدیریت می کند؟   

کلید واژه ها: ایران و چینایرانآمریکا و چینچینتحریم ایران


( ۳ )

نظر شما :

سراج ۱۰ مهر ۱۳۹۸ | ۱۳:۴۶
شما که خود دستى بر آتش داشته/دارید چنین گویید. ما به چه حالى و دیگر به حال چه بگرییم... :(