برنده کیست؟

جنگ جهانی سوم، آلمان و ملاحظاتی برای ما

۱۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۳۰ کد : ۱۹۸۵۴۱۹ اروپا نگاه ایرانی خاورمیانه
مجتبی لشکر بلوکی در یادداشتی می نویسد: برای کشوری با مختصات سیاسی – جغرافیایی ایران، بازدارندگی نظامی قطعا یکی از ستون های آرامش و امنیت کشور است. اما بازدارندگی نظامی برای پیشرفت کافی نیست. باید با اقتصاد و صادرات، عمق استراتژیک خود را در منطقه و جهان افزایش دهیم.
جنگ جهانی سوم، آلمان و ملاحظاتی برای ما

نویسنده: مجتبی لشکربلوکی، مشـاور وزیر امـور اقتصـادی و دارایی و استاد دانشگاه صنعتی شریف

دیپلماسی ایرانی: جنگ جهانی اول را همه ما شنیده ایم برای اینکه تصوری پیدا کنیم که میزان گستردگی خسارات و تلفات آن چه بوده است چند عدد را با هم مرور می کنیم: در فاصله سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ هشت تا ده میلیون قربانی نظامی و هفت میلیون قربانی غیرنظامی داشت. ۲۰ میلیون نفر مجروح. هشت میلیون نفر در این جنگ ناپدید شدند و هیچگاه پیدا نشدند. یعنی تصورش را بکنید که نیمی از جمعیت کشوری به بزرگی ایران یا کشته شوند، یا مجروح یا ناپدید. در نتیجه‌ این جنگ سه انقلاب روی داد و چهار امپراتوری فروپاشید. هر چند رخداد این جنگ ناشی از شرایط پیچیده آن موقع بود و صف بندی ها و جبهه آرایی های سیاسی متعدد منجر به این جنگ شد، اما بی شک بازیگر اصلی این جنگ، کشوری نبود جز آلمان.

نتیجه برای آلمان چه بود؟ فروپاشی امپراطوری آلمان، تحمیل غرامت‌های تحقیرآمیز بر اساس بند گناه معاهده ورسای به آلمان و در هم شکسته شدن اقتصاد آلمان. 


جنگ جهانی دوم، از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ طول کشید. این جنگ گسترده‌ترین جنگ جهانی تاریخ بشر بود که در آن بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از سی کشور به صورت مستقیم در آن جنگیدند. بین ۵۰ تا ۸۰ میلیون نفر (نظامی و غیرنظامی) کشته شدند که این آمار خونین‌ترین درگیری انسان در طول تاریخ بشریت است. همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ بر اثر قحطی در چین، ایران، اندونزی،  فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتاده‌اند. 

نتیجه برای آلمان چه بود؟ حدود ۲۵ درصد از خاک آلمان به دیگر کشورها واگذار شد. ۶۵ درصد توان تولید محصولات غذایی آلمان از بین رفت. بسیاری از کارخانه ها نابود یا غارت شدند. بخش عظیمی از دانش فنی و علمی و اختراعات ثبت شده در آلمان به دیگر کشورها منتقل شد. آلمان، چهار تکه شد و هر قسمت تحت اداره یک کشور (فرانسه، انگلستان، آمریکا، و روسیه) قرار گرفت. 

جدای از این بدبختی ها، آلمان مجبور شد میلیاردها یورو خسارت پرداخت کند. به چند نمونه دقت کنید: در محاصره سن پترزبورگ صدها هزار نفر از گرسنگی و سرما مردند. دولت آلمان ۱۲ میلیون یورو خسارت به بازماندگان این فاجعه می‌پردازد. بازماندگان قربانیان لهستانی حدود ۲۲۵ میلیون یورو غرامت دریافت کردند. آلمان یک میلیارد هم به کارگران لهستانی اردوگاه‌های کار اجباری پرداخت کرده است. زندانیان اردوگاه‌های مرگ نیز در دهه ۱۹۷۰ نیم میلیارد یورو دریافت کردند. غرامت خواهی ها همچنان ادامه دارد: یونان اخیرا رقم وحشتناکی درخواست غرامت از آلمان مطرح کرده است (عدد درخواستی خیلی بالاتر از موارد مشابه است). 


جنگ جهانی سوم اما داستان عوض شد. 

آلمان در جنگ جهانی اول آسیب دید، در جنگ جهانی دوم با خاک یکسان شد. اما در جنگ جهانی سوم، کاملا موفق شد! چگونه؟ با اقتصاد، انضباط و صادرات. اگر امروز به شرایط آلمان نگاه کنید متوجه می شوید که آلمان شریک تجاری بیشتر کشورهای اروپایی است و بازار کشورهای همسایه، همان هایی که روزی می خواست آنها را تصاحب کند را فتح کرده است. قطب اقتصادی و مالی اروپاست، کانون ثبات اتحادیه اروپا و صادر کننده اول در بین کشورهای اروپایی. آلمان توانسته خاطره تلخ دو جنگ جهانی را در حافظه جمعی جهان از بین ببرد و اکنون «ساخت آلمان» محبوب ترین در بین کشورهاست. «آنقدر رونق اقتصادی» ایجاد شده که آلمان مجبور شده است از خارج نیروی کار متخصص جذب کند. در سال گذشته تا نیمه سال دولت آلمان ۵۰ میلیارد یورو درآمد مازاد داشت (یک بار دیگر عدد را بخوانید!).

تجویز راهبردی: 

برای کشوری با مختصات سیاسی – جغرافیایی ایران، بازدارندگی نظامی قطعا یکی از ستون های آرامش و امنیت کشور است. اما بازدارندگی نظامی برای پیشرفت کافی نیست. باید با اقتصاد و صادرات، عمق استراتژیک خود را در منطقه و جهان افزایش دهیم. حضور نامحسوس در دیگر کشورها (برندها، محصولات، تکنولوژی ها، خدمات) هم اشتغال می آفریند و هم ثروت و هم امنیت. توان اقتصادی و توان سایبری (که شاید بعدا درباره اش نوشتم) دو رکن ثروت و امنیت آینده جهان هستند. توان نظامی بازدارندگی ایجاد می کند اما اقتصاد و صادرات پیشبرندگی. بازدارندگی بدون پیشبرندگی توسعه آفرین نیست. 

کلید واژه ها: جنگ جهانی سومایرانآلمان


( ۱۶۴ )

نظر شما :

سهراب ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۷
نویسنده این مقاله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را اصلا نخوانده یا دقیق نخوانده است.
یحیی ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۶:۱۹
آقای لشکر بلوکی بدون احساس تعلق به یک ملت و یک کشور نمی توان به فکر منافع ملی و آبادی ان کشور بود. متاسفانه ذوب شدگان در انواع گرایشات جهان وطنانه چه از نوع چپ گرایانه و چه ظاهراً اسلامی(در باطن چپ ) و چه عرفانی ، مانع اصلی و مخالف تعریف منافع ملی و تبدیل آن به آرمان و هدف والا و پیگیری آن هدف والا توسط مسئولین کشور است.
تماشاگر ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۳۸
احسنت. ولی چه سود، الان یک مشت دلواپس می آیند این استاد را که تمام حرفش منطقی و مستند است، به وطن فروشی و تسلیم و خیانت و ..... متهم می کنندّ آنهم بدون هیچ منطق و دلیلی.
محمد ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۶
همه برای صلح تلاش کنیم جهان به یاری خداوند متعال به طرف خیر و خوبی پیش خداوندا به ما کمک کن تا خوبی های جهان را بیشتر کنیم خداوندا به دولت مردان جهان کمک کن تا به طرف صلح قدم بردارند
احمد محمود ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۴
خواب دیدی خیره مقایسه ما با المان؟؟؟؟
۱ ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۵۲
با سلام وتشکر از مطالب ارزنده شما . باید عرض کنم در تمام جنگها یهود بی قرار یکی از دلایل شروع جنگ بوده که خارج از بحث علمی شماست وما صرفا به عنوان یکی از دلایل اصلی شعله ور شدن جنگ یاد کردیم
مهندس مهراب لاهیجانی ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۰:۴۹
احسنت بر متفکران وطن دوست ایرانی و صد افسوس که در سطح راهبردی و سیاست گذاری از این توان فکری عظیم استفاده نمیشود. بلکه بدنه کارشناسی کشور نقش تدارکات چی را دارد.
مجید شبان ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۱:۳۸
ما هم با همت و پشتکار مردم و دولت و با اتکا به خداوند منان پیشرفت و خاص خواهیم شد همانطوری شاهد اقدرار ایران عزیز هستیم
علی بزمایون ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۴۹
باقلدرمأبانه رفتارکردن راه ب جایی نمیبریم منظورم اینست که نبایدفقط قلدری خودرا ب کسی دیکته کنیم بایداقتصادی پویاداشت بعددیگران خودپی ب توان بازدارنگی ماببرندتاآن توان بازدارندگی پشتوانه ی اقتصادمان شودوالی آخر
بولدوزر ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۰:۴۲
تجویز راهبردی: برای کسانی که سود و زیان مردم را یکسان می پندارند تجویز راهبردی نکنید!
اکبر ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۱۰
حرف مفت تز تسلیم با ادبیاتی اتو کشیده
ریو ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۶:۲۷
( ( فقط به این شرط که ...)) جناب لشکر بلوکی در درستی ی و منطق نهفته در مطالب شما که تردیدی نیست اما البته اکثریتی از بیماران به روانپزشک مراجعه می کنند با تاکید بر این مطلب که : جناب دکتر ! هرکاری بگی من میکنم و هر دارویی که تجویز بفرمائید من مصرف می کنم اما ، (( فقط به این شرط که : خوب نشم )) ! درود به بولدوزر .. با مهر
پارسی ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۴۳
با درود بر آقای سهراب که جان کلام را بیان نموده مشکل ما فقط و فقط در قانون اساسی و تمرکز قدرت است و بس .