کشورهایی که از ترس روسیه به امریکا پناه برده اند

نشست ورشو، صدای جنگ گاز طبیعی

۰۷ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۱۹۶۲ اروپا نگاه ایرانی
شهره پولاب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: وابستگی رهبران کشورهای اروپای مرکزی و شرقی به حمایت ایالات متحده در برابر تهدید روسیه زمانی بیشتر می شود که به استراتژی خود اتکایی اروپا در امور دفاع و امنیت به عنوان ضعف ناتو نگاه می کنند.
نشست ورشو، صدای جنگ گاز طبیعی

نویسنده: شهره پولاب، دکترای جغرافیای سیاسی

دیپلماسی ایرانی: لهستان درروزهای 13 و 14 فوریه 2019 میزبان نشست ورشو با عنوان صلح و امنیت در خاورمیانه بوده که توسط ایالات متحده سازماندهی شده بود. ورشو میزبانی رویدادهای بزرگ بین المللی دیگری مانند نشست ناتو در سال 2016 و کنفرانس سازمان ملل متحد برای مقابله با تغییرات اقلیمی در سال 2018 را نیز بر عهده داشته است. 

با توجه به اعلام قبلی مایک پمپئو مبنی بر ضد ایرانی بودن این نشست، وزارت امور خارجه لهستان ارتقاء آینده صلح و امنیت در خاورمیانه و طیف وسیعی از مسائل مهم مانند تروریسم و افراط گرایی، گسترش تسلیحات و توسعه برنامه های موشک های بالستیک و تهدیدات گروه های نیابتی در منطقه را از اهداف مهم این نشست عنوان کرد.
علیرغم اهداف ظاهری کنفرانس ورشو مبنی بر صلح و امنیت در خاورمیانه و حتی خطر منطقه ای ایران، در لایه زیرین این اهداف می توان به مناقشات میان ایالات متحده و کشورهای اروپایی و بازگشت اروپای جدید به شرایط قدیم و تقسیم بندی اروپای شرقی و غربی دوران جنگ سرد رسید. با این تفاوت کاملا اساسی که این بار حامیان دو بلوک شرق و غرب جای خود را با یکدیگر عوض می کنند. آنچه علت اصلی این واقعه خواهد بود افق نگاه متفاوت کشورهای اروپایی به ایالات متحده امریکا بوده که بر اساس استراتژی انرژی و جریان انتقال گاز طبیعی شکل می گیرد. به نظر می رسد موقعیت ژئوپلیتیک لهستان بیشترین سهم را در ایجاد تغییرات پیش رو خواهد داشت.

با درنظر گرفتن دو عامل "تهدید روسیه" و "ژئوپلیتیک انرژی" که بیشترین نقش را در منافع ملی لهستان ایفا می کنند، می توان از دو منظر ژئوپلیتیک و جغرافیای سیاسی به سیاست های کنونی لهستان و همچنین اثرات این سیاستها بر چگونگی شکاف میان کشورهای اروپایی و تغییر در یارگیری های امریکا و روسیه پرداخت.

ابتدا به لحاظ ژئوپلیتیک باید از تاثیر موقعیت جغرافیایی لهستان بر سیاست های کنونی این کشور گفت که با قرارگرفتن در مرکز اروپا و همسایگی با آلمان به عنوان قوی ترین اقتصاد اروپا از سوی غرب و همجواری با روسیه بزرگترین دارنده منابع گازی جهان از سوی شمال شرق از موقعیت ژئوپلیتیک خاصی برخوردار بوده و با توجه به این امر که تاریخ لهستان بشدت از این دو کشور متاثر بوده، همپیمانی با ایالات متحده را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده که حاصل کار دور شدن از برخی کشورهای اروپای غربی بوده است. 

لهستان که هراس از ایده فضای حیاتی هیتلر را به دورنمای تصرف مناطق شرقی لهستان توسط شوروی در جنگ جهانی دوم گره زده، با عدم اطمینان به روسیه برای انضمام شبه جزیره کریمه به خاک روسیه در سال 2014 درخواست ایجاد یک نیروی نظامی سنگین در امتداد مرز شرقی لهستان را به عنوان معیار بازدارندگی در برابر تجاوز روسیه توجیه می کند. همچنین وجود پایگاه نظامی استراتژیک کالینگراد روسیه نیز در جوار مرزهای لهستان بر نگرانی های ورشو دامن زده است. استدلال لهستان مبنی بر ضعف موقعیت نظامی استراتژیک ناتو دراروپای مرکزی و شرقی موجب شده تا دولت ترامپ را برای ساخت یک پایگاه دائمی نظامی در خاک لهستان مجاب کند و از آن جایی که بزرگترین چالش لهستان بازدارندگی در مقابل تهدید روسیه است مناسبات نظامی و تسلیحاتی با آمریکا را با امضای قراردادی به مبلغ 4.7 میلیارد دلار برای تحویل سیستم دفاع ضد موشکی پاتریوت افزایش داده و قرارداد خرید سکوهای متحرک پرتاب موشک از آمریکا را در اولین روز نشست ورشو به امضا رسانده است.
 نکته اساسی اثرگذار دیگر بر منافع ملی لهستان را می توان در ژئوپلیتیک انرژی جستجو کرد که بر اساس خط لوله گاز نورد استریم 2 "Nord Stream II" و طرح سه دریاچه شکل می گیرد. 

پروژه خط لوله نورد استریم 2 که متعلق به شرکت گازپروم روسیه بوده و توسط کنسرسیومی از شرکت های اروپایی به رهبری آلمان پشتیبانی می شود، محل مناقشه لهستان با روسیه و آلمان است. از آن جایی که برای ورشو تبدیل شدن به مرکز عمده انرژی از طریق انتقال گاز به اروپای مرکزی و شرقی مورد هدف بوده و برای ایالات متحده نیز رقابت برای حضور در بازار گازی اروپا بسیار مهم است، ترامپ به حمایت از ورشو و در مخالفت با برلین کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه را دنبال می کند. 

از سوی دیگر طرح سه دریاچه مطرح می شود که پروژه مشترک لهستان با کرواسی در سال 2016 با هدف ساختن پروژه های زیربنایی در امتداد محور شمال - جنوب در زمینه های انرژی و حمل و نقل بین کشورهای حاشیه ای دریای بالتیک و دریای سیاه بوده و لهستان را قادر می کند تا از اتکای به گاز روسیه کاسته و به مرکز مهم انرژی برای کشورهای مرکزی و شرقی اروپایی تبدیل شود. اتصال لهستان از طریق دانمارک به میدان های گازی نروژ راهی را برای انتقال گاز به اروپا فراهم می کند که ترامپ برای توسعه حمل و نقل انرژی در منطقه ای میان دریاهای آدریاتیک، بالتیک و سیاه در نظر دارد.

دوم آن که به لحاظ جغرافیای سیاسی می توان به اثرات استراتژی انرژی ایالات متحده بر جغرافیای لهستان اشاره کرد. چرایی پذیرش لهستان از سوی ایالات متحده به جای متحدان سنتی مانند فرانسه و آلمان تنها مربوط به ماهیت در حال تغییر روابط ایالات متحده و اتحادیه اروپا محدود نخواهد بود بلکه انرژی نقش مهمی در بحث عدم تعادل تجاری میان آمریکا و اروپا ایفا کرده است. استراتژی ترامپ برای کاهش کسری تجاری ایالات متحده نه تنها برای اعمال تعرفه ها و سایر محدودیت های وارداتی بلکه افزایش صادرات آمریکا در بخش های سودآوری مانند ال ان جی LNG است. از آن جایی که افزایش واردات اروپا از ال ان جی آمریکا یکی از اولویت های سیاست اروپایی امریکا محسوب می شود، ترامپ همکاری قوی آلمان با روسیه را در زمینه انرژی خلاف منافع ملی امریکا دانسته و آن را برنمی تابد. 

برای روسیه نورداستریم به منزله اهرم فشار بر اوکراین و برخی کشورهای همسایه بوده که با قطع گاز این کشورها خواهد توانست بیش از پیش بر منطقه مسلط شود. اوکراین و دیگر متحدان اروپایی این خط لوله را موجب افزایش قدرت روسیه در اروپا پنداشته اما فرانسه و آلمان که تهدید روسیه را کم اهمیت و به لحاظ جغرافیایی محدود به شرق اروپا می دانند، در جبهه مخالف قرار می گیرند. همچنین در حالی که کشورهایی مانند آلمان و اتریش به طور آشکارا از این پروژه حمایت می کنند، کشورهایی مانند لهستان و کشورهای بالتیک حتی کمیسیون اروپا مخالف آن بوده که شکاف حاصل از این تضاد منافع می تواند بر نظم کنونی اتحادیه اروپا اثرگذار شود.

نکته قابل توجه این است که آنچه می تواند تا حد زیادی تنشهای ایجاد شده میان دو گروه از کشورهای اروپایی را کنترل کند، منابع گاز طبیعی ایران است. ایران پس از روسیه بزرگترین تولیدکننده گاز جهان بوده و ارسال گاز ایران به اروپا می تواند به انحصار گاز روسیه پایان دهد. بین‌المللی‌ کردن موضوع ایران و سوق دادن جهان به اعمال فشار بر این کشور می تواند به منزوی‌سازی کشورهای قدر اروپایی مانند فرانسه و آلمان منجر شود که همچنان از حفظ برجام و عدم تحریم کامل ایران حمایت می‌کنند. ورشو برای ایالات متحده بستری برای ترجیح دادن کشورهای مرکزی و شرقی اروپا نسبت به کشورهای اروپای غربی است که از شراکت با ایران دست بر نمی دارند. چنانچه مکانیسم اینستکس INSTEX از سوی فرانسه، آلمان و انگلیس برای تجارت مشترک اتحادیه اروپا و ایران در مقابل تحریم های ایالات متحده به دوری بیشتر دو سوی آتلانتیک دامن زده است. 

وابستگی رهبران کشورهای اروپای مرکزی و شرقی به حمایت ایالات متحده در برابر تهدید روسیه زمانی بیشتر می شود که به استراتژی خود اتکایی اروپا در امور دفاع و امنیت به عنوان ضعف ناتو نگاه می کنند. همچنین همگرایی دیدگاه رهبران برخی کشورهای اروپای شرقی و مرکزی مانند لهستان و مجارستان با ترامپ در ارتباط با دفاع قوی از مرزهای ملی و عدم پذیرش مهاجران پتانسیل واگرایی نسبت به رهبران برخی کشورهای اروپای غربی مانند آنگلا مرکل در آلمان را تشدید می کند. درحالی که لهستان بر آن است که فرصت های واقعیت سیاسی جدید را در همکاری های دوجانبه با ایالات متحده دریابد، آلمان بر ضرورت تقویت مقاومت و اتحاد اروپا تاکید دارد.

همچنین در حالی که آلمان و فرانسه به زمان های بهتر با روسیه از طریق دیپلماسی فکر می کنند، شکاف میان ترامپ و اتحادیه اروپا گسترده تر می شود. بدین گونه "ایالات متحده و لهستان" در مقابل "روسیه و آلمان" قرارگرفته و یارگیری های جدیدی را آغاز می کنند که شاید نتایجی فراتر از ترس لهستان از تکرار پیمان مولوتوف- ریبن تروپ داشته باشد. 

کلید واژه ها: نشست ورشواروپا و امریکاایالات متحده امریکاروسیه


( ۲۵ )

نظر شما :

نیک نفس ۰۷ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۲
مطالبتون بسیار عالی و هوشمندانه بود
ساغر خطیبی ۰۷ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۹:۰۲
بسیار ریزبینانه و موشکافانه هدف های پنهان نشست ورشو و نقش روسیه در اروپا مورد بررسی قرار گرفته در این مقاله. تحلیل ها جذاب و خواندنی هستن
ل. انصاری نطنزی ۱۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۰۳:۱۷
بانوی روشن اندیش موجب افتخار و دلگرمی هستید
مجید ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ | ۲۲:۳۷
روسیه هراسی دوباره روسیه هراسی بازی قدیمی وکهنه هیچ گونه پتانسیل مادی وتکنیکی در روسیه وجود ندارد که بشود از ان ترسید روسیه فقط وفقط دنبال دفاع از منافعش است اگر بعد از کودتای اوکراین کریمه را ملحق به روسیه کرد تاریخ را بخوانید هدیه خود را از دولت کودتای اوکران پس گرفت .