چطور عمران خان یک شبه نماینده ریاض شد؟

مناسبات اسلام آباد با تهران نتیجه جبر همسایگی است

۲۹ بهمن ۱۳۹۷ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۱۷۹۲ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
صابر گل عنبری در یادداشتی اختصاصی برای دیپلماسی ایرانی بر این باور است: تلاش اسلام آباد در سال‌های گذشته در عدم ورود جدی به صف‌بندی‌های منطقه‌ای ریاض به ویژه علیه تهران به این معنا نیست که اسلام آباد در روابط با ریاض و تهران اصل را بر توازن گذاشته، بلکه این سیاست اعلامی پاکستان نتیجه جبر همسایگی و اقتضائات آن است، والا منافع این کشور با عربستان در سطوح مختلف در هم تنیده است که روابطش با تهران را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
مناسبات اسلام آباد با تهران نتیجه جبر همسایگی است

صابر گل‌عنبری؛ کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل

دیپلماسی ایرانی - دیروز محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان در چارچوب سفر آسیایی خود وارد پاکستان شد و اگر از منظر "نزاع ایرانی عربستانی" به این سفر نگاه کنیم، به نظر می‌رسد که ایستگاه اسلام‌آباد مهم‌ترین و قابل تامل‌ترین بخش آن است؛ به گونه‌ای که بار دیگر روابط ریاض و اسلام آباد و تاثیرات آن بر روابط تهران و اسلام آباد را در سایه تنش‌های روزهای اخیر در کانون توجه قرار داده است.

قبلا هم با پیروزی حرکت انصاف در انتخابات پارلمانی ژوئیه 2018 و انتخاب رهبرش، عمران خان به نخست وزیری پاکستان پرسش‌های جدی درباره آینده روابط ریاض و اسلام آباد مطرح شد. علت آن هم مواضع عمران خان در مخالفت با سیاست‌های عربستان به ویژه در جنگ یمن و تاکید وی بر ضرورت تقویت روابط با ایران بود.

به همین دلیل، عربستان از سال‌ها پیش عمران خان را وابسته به ایران می‌دانست و همین اتهام وی را آماج حملات رسانه‌های محلی و منطقه‌ای ریاض قرار داده بود؛ تا جایی که شاهزاده خالد بن عبدالله آل سعود در مصاحبه با روزنامه عکاظ عربستان، عمران خان را "نماینده قم در اسلام آباد" نامید.

اما بعد از نخست وزیر شدن عمران خان همه چیز یک باره تغییر کرد. یک ماه نگذشته بود که ریاض را به عنوان نخستین مقصد خارجی خود انتخاب کرد و در جریان بحران ترور جمال خاشقچی با انجام دومین سفر خود به ریاض در کنفرانس "داووس صحرا" شرکت و از محمد بن سلمان حمایت کرد. پرسش این است که چطور عمران خان یک شبه متحول شد و "نماینده ریاض" شد؟ چند دلیل مهم در پس این تحول ناگهانی نهفته است؛ نخست سرعت عمل سریع عربستان و امارات در جذب و مهار عمران خان و تا حدودی فرصت‌سوزی ایران و دیگری واقعیت‌هایی است که عمران خان پس از رسیدن به قدرت با آن‌ها مواجه شد.

وی با وعده بهبود وضعیت اقتصادی و مبارزه با فساد نخست وزیر شد و در نخستین سخنرانی خود پس از عهده‌دار شدن این مسئولیت اوضاع اقتصادی کشورش را بسیار بد توصیف کرد و گفت: "پاکستان در تاریخ خود با چنین شرایط اقتصادی بدی روبه رو نشده است." رسیدن کسری بودجه در ژوئن گذشته به 6.6 درصد تولید ناخالص داخلی و حجم بدهی‌های خارجی به 95 میلیارد دلار تاییدی بر این مدعای نخست وزیر جدید پاکستان است. در کنار آن هم اقدام دولت آمریکا در قطع کمک امنیتی 300 میلیون دلاری به این کشور مزید بر علت بود. از این رو، اقتصاد به عنوان مهم‌ترین فاکتور این چرخش عمران خان ارزیابی می‌شود و این نکته‌ای است که خود وی با گفتن این که به سرمایه گذاری و اموال عربستان نیاز مبرم دارد، بر آن تاکید کرده است. پاکستان همیشه به ویژه در ایام بحران‌های اقتصادی با کمک‌های مالی عربستان از شرایط سخت اقتصادی عبور کرده است.

عمران خان در دو سفر خود به ریاض وعده دریافت 6 میلیارد دلار کمک را گرفت و قرار است ولیعهد عربستان هم در جریان سفر خود 7 میلیارد دلار در پاکستان سرمایه گذاری و پالایشگاه بزرگی در بندر گوادر، رقیب منطقه‌ای بندر چابهار احداث کند. برخی منابع، این رقم را تا 15 میلیارد دلار اعلان و روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا نیز قبلا نوشته بود که ریاض و ابوظبی پیشنهاد سرمایه‌گذاری و وام به ارزش 30 میلیارد دلار به دولت عمران خان داده‌اند. در همین حال هم، حضور و اشتغال حدود 4 میلیون نفر پاکستانی در عربستان و امارات منبع ارزی قابل توجهی (نزدیک به 10 میلیارد دلار) برای دولت پاکستان است که نمی‌توان از آن به راحتی گذشت.  واقعیت دیگر این است که عمران خان با میراث سنگین روابط راهبردی شش دهه کشورش با عربستان از جمله لابی‌های متنفذ آن در نهادهای قدرت پاکستان مواجه است که به این راحتی قابل چشم پوشی و عبور نیست.

پاکستان به گفته ترکی فیصل همواره مهم‌ترین هم پیمان اسلامی عربستان در شش دهه گذشته بوده و بر اساس معاهده نظامی میان دو طرف در دهه شصت قرن بیستم، ارتش پاکستان چند بار از جمله در سال 1969 و در جنگ دوم خلیج فارس به عربستان نیرو فرستاده است. ریاض هم جدا از کمک‌های مالی فراوان از جمله برای ساخت بمب اتمی، در مسائل منطقه‌ای و در راس آن‌ها مساله کشمیر همواره در کنار اسلام آباد بوده و انتخاب ارتشبد پاکستانی راحیل شریف به ریاست "ائتلاف نظامی اسلامی" که عربستان تشکیل داده، با وجود عدم همراهی کامل اسلام آباد در جنگ یمن جلوه دیگری از اهمیت و جایگاه پاکستان در سیاست‌های عربستان است.

در پایان ذکر این نکته هم مهم است که تلاش اسلام آباد در سال‌های گذشته در عدم ورود جدی به صف‌بندی‌های منطقه‌ای ریاض به ویژه علیه تهران به این معنا نیست که اسلام آباد در روابط با ریاض و تهران اصل را بر توازن گذاشته است، بلکه این سیاست اعلامی پاکستان نتیجه جبر همسایگی و اقتضائات آن است، والا منافع این کشور با عربستان در سطوح مختلف در هم تنیده است که روابطش با تهران را تحت الشعاع قرار می‌دهد.  

کلید واژه ها: پاکستاناسلام آباد و ریاضعمران خانایران و پاکستان


( ۵ )

نظر شما :

Iranian ۰۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۱۸:۲۱
مشکل نبودن ثبات شخصیت است و وجدان به خواب رفته انسانها که براحتی از تمام حقایق روزگار گذر میکنند والا هیچکس یکشبه هیچ چیزی نمیشود ، پاکستان کشوری است که در فاجعه منا که تمام دنیا پوشش خبری داشتند و ایران بدقت و هزینه زیاد تمام اجساد حجاج را با احترام به کشور باز گرداند سکوت کرده بود .
Iranian ۰۱ اسفند ۱۳۹۷ | ۲۱:۴۴
تمام کشورهائی که از سرزمین مادری تحت عنوان استقلال جدا شدند در واقع وابسته و بازیچه دست قدرتهای بیگانه شدند تا جائی که نا امنی و دشمنی با سرزمین مادری بحد بیمارگونه ای بالا گرفته و پایانی هم ندارد ، نمونه بارز آن پاکستان است ، در ماجرای سپتامرسیاه محمد ضیاء الحق شخصأ مأموریت یافت و گفته شده که بمدت سه سال در کشور اردن بخشی از ارتش را در سرکوب جنبش فلسطینی ها هدایت میکرد و منجر به کشتار فلسطینی ها و آواره شدن آنها شد و همین توطئه علیه فلسطینی ها درکشور تونس لبنان و سوریه برای درهم شکستن مبارزه فلسینی ها اتفاق افتاد و کشتار مردم فلسطین در جهت منافع صهیونیست ها تا به امروز ادامه یافته است ، پاکستان با عربستان همراه است و روزی میرسد که علنأ با اسرائیل روابط عادی را آغاز میکند .