تحریم های ترامپ، پرکننده حفره‌های تحریمی اوباما است

ناتوانی دولت روحانی در دور زدن تحریم‌های امریکا

۲۲ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۴:۳۴ کد : ۱۹۷۸۴۱۶ پرونده هسته ای انتخاب سردبیر
فواد ایزدی در گفت وگو با دییپلماسی ایرانی معتقد است که در حال حاضر نه تنها تحریم های آمریکا در دوان اوباما در دستور کار قرار دارد که حتی سیستم جدید تحریمی ترامپ هم بر آن اضافه شده است. از این رو تحریم‌های جدید آمریکا حفره های تحریم های پیشین را پر کرده است و این امر فشار مضاعفی را بر ایران وارد می‌کند.
ناتوانی دولت روحانی در دور زدن تحریم‌های امریکا

عبدالرحمن فتح الهی – با بازگشت دور اول تحریم های آمریکا در نیمه دوم ماه جاری شاهدیم که شرایط کشور چندان مثبت ارزیابی نمی شود، آن هم در شرایطی که هنوز تحریم های اصلی آمریکا موسوم به تحریم های ثانویه با محوریت فشار بر صنعت نفت و گاز کشور هنوز اعمال نشده است. لذا بسیاری بر این باورند که اگر چه در شرایط کنونی تنها آمریکا است که تحرمی های خود را علیه کشور اعمال کرده اما وضعیت ایران به مراتب بدتر از سال های ابتدایی دهه 90 شمسی است که تهران سیبل همه تحریم ها از جمله تحریم های آمریکا، اتحادیه اروپا، شورای امنیت سازمان ملل و غیره بود. از این رو دیپلماسی ایرانی برای تحلیل این مساله گفت وگویی را با فواد ایزدی، استاد داشنگاه تهران و کارشناس مسائل آمریکا ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

با توجه به این که تحریم های کنونی علیه ایران تنها از سوی آمریکا اعمال می شود، اما به نظر شرایط ایران از سال های ابتدایی دهه 90 شمسی که تهران سیبل همه تحریم ها از جمله تحریم های آمریکا، اتحادیه اروپا، شورای امنیت سازمان ملل و غیره بود، بدتر است. دلیل این وضعیت را در چه پارامترهایی می دانید؟

ابتدا به ساکن من هم معتقدم که اگر چه تحریم های کنونی ایران فقط از جانب آمریکا علیه کشور اعمال می شود، اما وضعیت کشور به مراتب بدتر از سال های ابتدایی دهه 90 شمسی است که سیبل همه تحریم های جهانی بودیم. اما در پرده دیگر معتقدم که ریشه این شرایط و تاثیرات مضاعف تحریم ها بر شرایط امروز کشور را باید در داخل جستجو کرد. دلیل اول به این مسله باز می گردد که در دولت نهم و دهم با شروع تحریم ها، تهران راهبرد خود را بر دور زدن تحریم ها قرار داد. از این جهت راهکارهایی را برای عملیاتی کردن مقابله با تحریم ها در دستور کار خود گذاشت. اما دولت روحانی این باور را داشت با دادن امتیازهای بزرگ در صنعت هسته ای کشور و بستن این پرونده تقریبا جدی و چالشی می تواند راه خود را در تعامل با آمریکا و از بین بردن تحریم ها باز کند. لذا نه تنها راهکارهای دولت نهم و دهم را در دور زدن تحریم ها پی نگرفت که حتی بسیاری از آن را هم متوقف کرد و ساختارهای دور زدن تحریم ها را هم به هم ریخت. با این اقدام بسیاری از روش های دور زدن تحریم توسط ایران لو رفت و تاثیر جدی بر آسیب پذیری اقتصاد ایران در برابر تحریم ها گذاشت. در سایه این نکته این سوال که چرا کشور وضعیت به مراتب بدتری از سال 92 دارد به این دلیل است که اکنون کشور می خواهد از نو شروع کند. چون تمام دستاوردهای دور زدن تحریم در کشور دیگر وجود ندارد. دلیل دیگر هم تحریم های جدیدی است که ضمن تحریم های اوباما اعمال شده است، مانند قانون کاتسا. در همین رابطه آقای رئیس جمهوری هم اعلام داشتند که قانون کاتسا را می توان مادر تحریم های جدید دانست. پس می بینید که آن اشتباهاتی را که ما مرتکب شدیم، ترامپ و کاخ سفید مرتکب نشدند. به عبارت دیگر در حال حاضر نه تنها تحریم های آمریکا در دوان اوباما در دستور کار قرار دارد که حتی سیستم جدیدی تحریمی ترامپ هم بر آن اضافه شده است. از این رو تحریم های جدید آمریکا حفره های تحریم های پیشین را پر کرد. لذا در طول این 4 دهه آمریکا به یک توانمندی جدی در تحریم ایران دست یافته است. در صورتی که ما هم می توانستیم در طول این 4 دهه تجربه های لازم را در شیوه های مقابله با تحریم داشته باشیم. اما به جای آن در این سال ها دولت‌های جدید تمام دستاوردهای مثبت دولت های پیشین را نادیده گرفتند. لذا زمانی که از باقی ماندن شیوه های دور زدن تحریم سخن گفته می شد برخی ها ادعا می کردند که طرفداران این نگرش به دنبال بابک زنجانی های دیگر هستند. یعنی برخی ها ضایعه بابک زنجانی را به کل سیستم دور زدن تحریم ها بسط می دادند و با همین منطق آن را زیر سوال می بردند. دلیل دیگر هم به رفتار دولت در قبال بازیگرانی مانند چین و روسیه بعد از برجام باز می گردد. در آن دوران دولت چین و رئیس جمهوری این کشور به ایران سفری داشتند، اما به دلیل ذوق زدگی ایران در سایه حصول برجام و نگاه و تعامل با آمریکا آن چنان که باید نتوانستیم از آن سفر چینی ها دستاوردهای لازم را کسب کنیم. از این رو ذهنیت برداشته شدن تحریم و تعامل با آمریکا سبب شد تا نوعی گسل میان مسکو و پکن با تهران روی دهد. اکنون با خروج آمریکا از توافق هسته ای و بازگشت تحریم ها تهران که نیاز جدی به روسیه و چین دارد با عدم اعتماد پکن و مسکو روبه رو است. به موازات این مسائل آن سفری که قرار بود آقای ولایتی به چین انجام دهد هنوز صورت نگرفته است. در همین راستا، خوب، ظرفیت هایی هم در آمریکا لاتین برای ایران شکل گرفته بود که اکنون دیگر نمی توان به آنها هم امید داشت، چرا که اروپا محوری و آمریکا محوری وزارت امور خارجه دیگر ظرفیت ها را برای کشور تقریبا از بین برده است.

در این راستا وضعیت داخلی هم می تواند بر شدت بخشی تحریم ها اثر گذار باشد؟

 به نظر می رسد که شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور هم سبب شده تا اقتضائات کشور در مقابله با تحریم ها چندان مناسب نباشد آن هم به دلیل این که دولت تمام بار حل مشکلات کشور را روی برجام گذاشته بود با القاب عجیبی مانند خورشید تابان برجام، هست و نیست ایران را به توافق هسته ای گره زد. اکنون هم با از میان رفتن برجام شرایط در داخل به اینجا کشیده شده و به تبعش هم تاثیر جدی بر اثر بخشی بیشتر تحریم ها خواهد داشت. در کنار این مساله لیست بلند اشتباهات دولت هم سبب شده تا وضعیت برای ضربه پذیری بیشتر کشور در مقابل تحریم ها بالاتر رود.

به موازت تمام نکاتی که به آن اشاره داشتید در یگ ناگه عمیق تر به واقع تفاوت تحریم های اوباما با ترامپ در چیست؟

پیشتر هم اشاره داشتم ترامپ به این واقعیت رسیده که باید با تحریم های جدید ذیل تحریم های گذشته این کارایی را داشته باشد که ناتوانی های گذشته آمریکا را در تحریم های همه جانبه و اثر بخش ایران را جبران کند. لذا تحریم های ترامپ در حکم پر کننده حفره های تحریم ها پیشین آمریکا عمل می کند. این شرایط هم سبب شده تا تحریم های آمریکا به تنهایی وضعیت را برای کشور بغرنج تر از سال های ابتدایی دهه 90 شمسی کند. لذا از همان سه ماه پیش که ترامپ از برجام خارج شده بود و هنوز تحریم های آمریکا علیه ایران اعمال نشده بود تمامی شرکت ها و بانک ها به این یقین رسیده بودند که همکاری خود را با ایران قطع کنند. پس ایران اکنون هم با تحریم های اوباما دست و پنجه نرم می کند وهم با سیستم تحریمی ترامپ.

با نکات شما این سوال پیش می آید که تفاوت نگاه دولت ترامپ با اوباما در خصوص ایران چیست، چرا که اکنون راهبرد تحریم ها می تواند چشم اندازه کاخ سفید را روشن کند؟

به سوال مهمی اشاه کردید. ببینید در دوره ترامپ تحریم ها و اساسا نگاه کاخ سفید به ایران نگاه براندازانه و فروپاشی از درون است. به عبارت ساده تر واشنگتن به دنبال از بین بردن نظام حاکم در تهران است. از این رو تمامی تغییراتی که در سیستم سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا روی داده با محوریت حل پرونده ایران بوده است. به موازات این نکته معتقدم که تمام نوسانات و التهابات اقتصادی کشور به خصوص در حوزه سکه و دلار را می توان یک پروسه امنیتی و سیاسی با بسترسازی براندازی از جانب این بازیگران تلقی کرد. اما در دوره اوباما هر چند که برخی ها به دنبال این براندازی بودند اما حداقل اوباما سعی داشت که پرچسپ حمایت آشکار آمریکا از فروپاشی ایران مطرح نشود. در آن دوره کاخ سفید سعی داشت تا با خارج کردن اهرم های قدرت از دست تهران پروسه براندازی و فروپاشی را به صورت پنهان پیگیری کند. پس چون هدف اوباما گرفتن اهرم قدرت از ایران بود این ادبیات سخت براندازانه ترامپ در دستور کار اوباما قرار نداشت.  

اما در دوره اوباما چرا مساله براندازی به این شیوه پی گرفته نشد؟

اوباما بر عکس ترامپ علاقه ای نداشت که متهم به براندازی شود چون اگر تهران در آن سال ها به این باور می رسید که هدف اوباما براندازی و فروپاشی است، یقینا سیر و روند مذاکرات منجر به برجام از سوی ایران شکل نمی گرفت. لذا در دوران اوباما سعی شد تا اهرم های قدت از ایران گرفته شود و در مرحله بعد پروسه فروپاشی از درون انجام گیرد. از این رو اوباما اعتقاد داشت با برجام می توان اهرم هسته ای ایران را از دست تهران خارج کرد.

در دولت های نهم و دهم حداقل یک نوع یک دستی با نظام در خصوص مذاکره و یا عدم مذاکره با آمریکا وجود داشت که اکنون این امر به نشتت سیاسی در مساله مذاکره رسیده است. این وضعیت چه شرایطی را برای کشور در آینده دیپلماسی ایجاد خواهد کرد؟

من معتقدم که این تشتت فراتر از این حرف ها است. اکنون این تنش در خود دولت هم به شکل جدی وجود دارد. تنشی که در همه زمنیه ها هم وجود دارد. از سیاست داخلی، سیاست خارجی تا فرهنگ، اقتصاد و جامعه. حتی میان تیم سیاست خارجی با تیم اقتصادی، تیم اقتصادی با تیم امنیتی و غیره اختلاف نظر وجود دارد. از این رو من معتقدم تا زمانی که تیم قبلی به خصوص در سیاست خارجی که برجام را مدیریت کرده است سکان دار دیپلماسی باشند وضعیت کماکان ادامه دارد. به گونه ای که اگر وزیر امورخارجه هم به صراحت اعلام کند برجام از دید ما اعتبار ندارد نمی توان به حرف این افراد اعتماد کرد. چرا که این افراد در طول این 40 سال نگاه خود را نسبت به مذاکره با امریکا بارها نشان اده اند.           

کلید واژه ها: باراک اوبامابرجامترامپقانون کاتسادکتر فواد ایزدی


( ۱۰ )

نظر شما :