نفوذ فکر مسموم خود تنظیمی بازار در دولت

اقتصاد حساس به تحریم با برجام درست نمی شود

۱۰ تیر ۱۳۹۷ | ۱۷:۴۶ کد : ۱۹۷۷۵۴۲ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
ابراهیم رزاقی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که در سایه این سیاست های اقتصادی ما رقمی نزدیک به 1500 میلیارد دلار کالا و خدمات به کشور وارد کرده ایم، اما در آن سو تنها 12 میلیون فرصت شغلی را ایجاد کرده ایم. در صورتی که این رقم باید عددی نزدیک به 75 میلیون فرصت شغلی باشد. این اعداد به راحتی ماحصل نوع نگاه دولتمردان را در اقتصاد کشور نشان می دهد.
اقتصاد حساس به تحریم با برجام درست نمی شود

دیپلماسی ایرانی – بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند که پیش از تاثیرگذاری عوامل دیپلماتیک و اقتضائات سیاست خارجی بر اقتصاد کشور این وضعیت به شدت آسیب پذیر داخلی ایران است که بستر را برای ایجاد التهابات فراهم کرده است. به خصوص که برخی بر این باورند که حضور عوامل و نهادهای مختلف شرایط اقتصادی کشور را پیچیده تر از قبل هم کرده است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این عوامل و همچنین میزان تاثیر تبعات رفتار و اقدامات این عوامل بر وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور گفت وگویی را با ابراهیم رزاقی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

از دیدگاه شما فارغ از شرایط و اقتضائات فضای بین الملل و تاثیرات سوء آن بر فضای اقتصادی کشور مجموعه عواملی که در داخل سبب ایجاد نابه سامانی در معیشت و به تبعش امنیت روانی جامعه شده را در چه پارمترهایی می بینید؛ آیا تنها باید به دنبال مقصر در پاستور بود؟

خوب یقینا باید مقصر اصلی را دولت دانست. دولت با در اختیار داشتن بودجه و درآمد ناشی از فروش نفت و پتروشمی سرمایه عظیمی را در اختیار دارد که به راحتی می تواند شرایط را کنترل و مدیریت کند. در این وضعیت که در فضای سیاست بین الملل هم وجود دارد لازم است که دولت جهادی و انقلابی تصمیم گرفته و عمل کند. آیا اکنون چنین رفتاری در دولت مشاهده می شود؟ در این 5 سال حضور روحانی فکر مسمومی در فضای اقتصادی رشد پیدا کرده که اعتقاد دارد اگر آزادی عمل در بازار وجود داشته باشد خود بازار خواهد توانست به یک تعادل و ثبات در طول زمان برسد که مساله شغل و درآمد را به صورت خودکار حل خواهد کرد. البته این فکر نه از دوره روحانی که یادگاری آقای هاشمی رفسنجانی است که دولت به دولت از خود آقای هاشمی با آن سیاست های تعدیل ساختاری سرمایه داری به دولت آقای خاتمی بعد احمدی نژاد و بعد هم روحانی منتقل شده است. در سایه این سیاست های اقتصادی ما رقمی نزدیک به 1500 میلیارد دلار کالا و خدمات به کشور وارد کرده ایم، اما در آن سو تنها 12 میلیون فرصت شغلی را ایجاد کرده ایم. در صورتی که این رقم باید عددی نزدیک به 75 میلیون فرصت شغلی باشد. این اعداد به راحتی ماحصل نوع نگاه دولتمردان را در اقتصاد کشور نشان می دهد. اقتصادی که هیچ تلاشی برای مقاومت و ایستادگی در مقابل برخی زیاده خواهی های بیرونی و داخلی ندارد.

به نظر من دولت و به خصوص تیم اقتصادیش با تمام نیرو در خط انهدام کشور حرکت می کند. پی باید کل دولت نه تیم اقتصادی عوض شود. اخیرا نمایندگان خواستند سه وزیر دولت را استیضاح کنند اما با مخالفت اکثریت مجلس روبه رو شد. پس دولت هم نفوذ خود را دارد. این وسط مسئولین انقلابی هستند که توان پیگیری مطالبات به حق و مطرح کردن دغدغه های خود را ندارند. 

اما با نگاهی به شرایط اقتصادی کشور در طول این دورانی که به آن اشاره داشتید ما در سال 74  تورم حدود 50 درصدی را تجربه کردیم و در سال های پایانی عمر دولت احمدی نژاد هم شرایط اقتصادی به شدت بحرانی بود. ولی به چه دلیل در دوره روحانی و به خصوص و در سایه حضور برجام در یک سال اخیر وضعیت به شکل جدی وخیم تر شده است؟

وضعیت وخیم تر شده است به دلیل این که این سیاست ها به مرور زمان در طول این تقریبا سی سال حضور این دولت ها در امر اقتصاد، مشکلات روی هم انباشته شده و امروز به شکل بحران خود را یکجا نشان می دهد. اقتصاد به شدت ملتهب و حساس به تحریم نمی تواند با برجام هم درست شود. برجام مسکن نبود، بلکه کاتالیزور بحران بود. اگر در گذشته این اقتصاد توانسته بود کمی از سیاسیت های سرمایه سالارانه برخی اشخاص که منافات جدی هم با قانون اساس دارد، فاصله بگیرد یقینا امروز حال و روز اقتصاد و معیشت ایران این گونه نبود. اشخاصی که به نام خصوصی سازی و یا واردات ثروت های کلانی را عاید خود کرده اند. همین آقایان امروز پاسخگوی این شرایط هستنند. فساد سیستماتیک، دلال بازی، سفته بازی، احتکار، گران فروشی و انواع و اقسام جرائمی که مشکلات جدی را برای معیشت امروز مردم ایجاد کرده است. شرایط اقتصاد کشور به گونه ای شده برخی با رانت خواری در فرصت های کوتاه به ثروت های عظیمی دست پیدا می کنند. 37 هزار سکه به چه کسی فروخته شده است؟ 6 هزار خوردور را چه کسی با هک کردن سایت وزارت صنعت و معدن وارد کرده است؟ دلار 4221 تومانی به چه کسانی واگذار شده است؟ پس می بینید که روحانی هم بر خلاف تمامی اظهارات و شعارهایش در عمل چه شرایطی را برای مردمی که صاحب این نظام و انقلابند ایجاد کرده است. در اصل سوم قانون اساسی دولت وظیفه دارد که خوراک، پوشاک، مسکن و رفاه عمومی را فراهم کند. پس اقتصاد ایران طبق قانون اساسی یک اقتصاد الهی است نه سرمایه سالارانه. آیا امروز چنین اقتصادی در کشور وجود دارد؟ پس دولتمردان امروز باید پاسخگوی این کم کاری ها و مشکلاتی باشند که برای اقتصاد ایران ایجاد کرده اند.   

آیا به واقع با تمرکز بر شرایط و عوامل داخلی در ایجاد نابه سامانی های اخیر اقتصادی باید تمامی قصور را در دولت خلاصه کرد و این گونه به دولت تاخت. البته نه این که از سهم اهمال دولت برای شکل گیری این اقتصاد متشتت بکاهم، اما نباید سایر ارگان ها و نهادها به خصوص نهادهای فرادولتی را که اتفاقا هم پاسخگوی رفتار و اقدامات خود نیستند در به وجود آمدن این شرایط مقصر دانست؛ شما از خصوصی سازی گفتید، همین نهادها و ارگان های فرادولتی با همین خصوصی سازی چه شرایطی را در کشور ایجاد کرده اند؟

اولا من تنها دولت را در روحانی و کابینه اش خلاصه نمی کنم. در مجلس هم برخی آقایان و وکلای مردم از این سیاست ها دفاع می کنند. قوه قضائیه هم حال دانسته یا نادانسته شرایط را برای جولان برخی افراد فراهم کرده است. مجموعه حاکمیت ما در هر سه قوه شرایط را برای براندازی ترامپ فراهم کرده اند. البته این مهیا کردن شرایط به صورت ناآگاهانه است. به عبارت دیگر کسانی که در این نظام وظیفه ای بر عهده دارند به جای بسیج مردم و مشارکت دادن آنان در امر اقتصاد چه وضعیتی را در کشور ایجاد کرده اند. امروز یک بازنشسته ساده باید چگونه از پس امورات زندگیش برآید؟ اما در خصوص نقش نهادهای فرادولتی هم باید گفت که در زمان دفاع مقدس که رژیم بعث عراق با کمک کشورهای عربی منطقه و نیز بازیگران اروپایی و آمریکا تهاجمی گسترده را علیه ایران به راه انداخت با دفاع همین نهادها مواجه شد و در نهایت هم کشور را در جنگ به پیروزی رساند. اما در آن هشت سال ما بیش از سیصد هزار شهید و نزدیک به پانصد هزار جانباز داشتیم. شرایط اقتصاد بحرانی و جنگ زده کشور هم که بماند. همین نهادها با دستان خالی توانستند وضعیت صنایع دفاعی کشور را سروسامان دهند. در ادامه نیز با حضور در میدان بازسازی کشور کمک های شایانی برای آبادانی کشور داشتند. به تبعش هم در صنایع هسته ای و صنایع فضایی هم حضور شایانی داشتند و توانستند کشور را ارتقاء دهند. صنایعی که به لطف آقای روحانی در این 5 سال تقریبا کنار گذاشته شد. برجام که جان صنایع هسته ای را گرفت. صنایع فضایی هم که عملا دیگر پیگیری نمی شود. حال این نهادها با این کارنامه نمی توانند در امر مدیریت جهادی اقتصادی حضور داشته باشند. اتفاقا اگر این نهادها به امر تولید داخلی ورود یابند ما دیگر آن قدر نسبت به تحریم ها حساس نخواهیم بود. پس نکته ای که در سوال شما و برخی دیگر هم وجود دارد نوعی بی انصافی در حق این نهادها است. امروز همین بزرگواران برای دغاع از حیثیت ایران در دیگر نقاط جان فشانی می کنند.

اما هزینه های این حضور در دیگر نقاط با آن بودجه های کلان نمی تواند فشار مضاعف بر اقتصاد بیمار امروز کشور ایجاد کند؟  

کدام هزینه؟! مگر ما برای دفاع از کشور چقدر هزینه کرده ایم؟ چندی پیش کاخ سفید اعلام کرده بود که تهران نزدیک به 6 میلیارد دلار تنها در سوریه هزینه کرده است. اگر بر فرض این حرف صحیح هم باشد نمی توان از 50 تا 60 میلیارد دلار بودجه، سرمایه و درآمد نفتی 6 میلیارد آن را صرف دفاع از حیثیت خود کرد؟ مگر خود آمریکایی ها چندین برابر همین مبلغ را برای سوریه، عراق، افغانستان و دیگر جاها هزینه نکرده اند؟ چرا ما باید در داخل به برخی فضاسازی ها دامن بزنیم؟ بزرگترین دشمنان کشور در داخل هستند که با برخی باورهای غلط در خصوص این عزیزان زمینه را برای برخی شائبه ها ایجاد کرده اند. اتفاقا اگر روحیه جهاهی این نهادهای فرادولتی در امر اقتصاد حضور می یافت امروز کار معیشت مردم به اینجا کشیده نمی شد.

حضور این نهادها در صنایع دفاعی، هوایی و فضایی و یا حتی صنایع هسته ای به دلیل مرتبط بودن با هویت آنان قابل توجیه است. حتی بازسازی کشور هم به جای خود قابل احترام است. اما جناب رزاقی دخالت در امر اقتصاد برای این نهادها که اساسا از ماهیت های به شدت متفاوتی برخوردارند می تواند اقتصاد را نابود کند؟

مگر همین نیروها در امر کشف و استخراج نفت حضور پیدا نکردند؟ یا مگر در خصوص تولید انواع محصولات فعالیت نداشتند؟ خوب اگر این متد ادامه پیدا کند چه شرایطی برای کشور فراهم می شود.

وضعیت وخیم تر شده است به دلیل این که این سیاست ها به مرور زمان در طول این تقریبا سی سال حضور این دولت ها در امر اقتصاد مشکلات روی هم انباشته شده و امروز به شکل بحران خود را یکجا نشان می دهد. اقتصاد به شدت ملتهب و حساس به تحریم نمی تواند با برجام هم درست شود. برجام مسکن نبود، بلکه کاتالیزرو بحران بود. 

خود شما از منتقدین جدی قراردادهای نفتی I.P.C بودید. چرا که آن را نوعی کنسرسیوم نفتی دولت یازدهم می دانستید. اما با نگاهی به دوران قبل از آن به خصوص در دولت های نهم و دهم با حضور این نهادها چه شرایط در صنعت نفت شکل گرفت؟

ببینید من هیچ دفاعی از دولت نهم و دهم ندارم. اما در آن دوران صنعت به سمت خودکفایی پیش رفت. من احمدی نژاد را از دیگر روسای جمهوری استثنا نکردم. او هم به شرایط و مشکلات کشور به شدت دامن زد. اما همین مسکن مهر و یا تولید بنزین داخلی می توانست در ادامه با رافع نقص ها و کاستی هایش شرایط را برای اقتصادی خودبنیان فراهم کند. در دوران آقای رفسنجانی با آن نوع خصوصی سازی که شکل گرفت غارت بیت المال صورت گرفت که تا به امروز هم ادامه دارد. بعد هم باید گفت که من هم با کسانی که در همین نهادها به دنبال منافع شخصی خود هستند مخالفم.

اما در این میان زمزمه های قربانی کردن دولت و یا حداقل حذف تیم اقتصادی دولت مطرح است. نظرتان در این رابطه چیست؟

به نظر من دولت و به خصوص تیم اقتصادیش با تمام نیرو در خط انهدام کشور حرکت می کند. پس باید کل دولت نه تیم اقتصادی عوض شود. اخیرا نمایندگان خواستند سه وزیر دولت را استیضاح کنند اما با مخالفت اکثریت مجلس روبه رو شد. پس دولت هم نفوذ خود را دارد. این وسط مسئولین انقلابی هستند که توان پیگیری مطالبات به حق و مطرح کردن دغدغه های خود را ندارند. امروز فضایی شکل گرفته که همه آن منتقدین در تنگنا قرار دارند. همین آقای روحانی چگونه بر منتقدین خود تاخته است. مگر منتقدین چه گفتند و یا چه می گویند؟ چرا ثروت کشور باید به دست عده ای خاص برسد؟ عده ای خاص؛ آیا جمعیت آنها به ده هزار نفر می رسد؟ منظور من کل دولت ها و وابستگان آنها در طول این 29 و30 سال اخیر است. پس من معتقدم که بیش و پیش از تاثیر سیاست و فشار ترامپ بر اقتصاد این مسئولین ما هستند که بحران داخلی را ایجاد کرده اند. دولت قانون را دور می زند. مجلس هم که نظارت خود را هم بر فعالیت دولت هم در امر قانون گذاری رها کرده است. از آن طرف قاطعیت پررنگی که در قوه قضائیه وجود ندارد. قاطعیتی که هر جا خلاف قانون را مشاهده کرد حتی در همان نهادهای فرادولتی با آن برخوردی جدی داشته باشد. رسانه ها هم که تنها به توجیه امور پراخته اند. همین دوتابعیتی ها که ثمره این هشت دولت است امروز شرایط را به جایی رسانده اند که نمی توان به دنبال وضعیت مطلوبی بود.

مجموعه کاستی هایی که به آن اشاره داشتید می تواند در ادامه باعث خیزش اجتماعی و برخی اعتراضات دامنه دار شود. در صورت وقوع چنین وضعتی آینده کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

من معتدم که ایران مانند برخی کشورهایی که در آن انقلاب های رنگی شکل گرفت نیست. اگر در ادامه شرایط برای اعتراضات مهیا شود که احتمال آن دور از ذهن نیست ما با وضعیتی به مراتب بدتر از سوریه مواجه خواهیم بود. چون فقط مشکلات اقتصادی نیست. بلکه معضلات محیط زیستی، خشک سالی، کم آبی و حتی بی آبی، شرایط سیاسی و دیگر عوامل می تواند شرایط را به شدت بحرانی تر کند. لذا باید برای جلوگیری از وقوع چنین وضعیتی به دنبال راهکار بود. به دنبال آدم انقلابی بود.

کلید واژه ها: برجاماقتصادتحریمسیاست های تعدیل ساختاریابراهیم رزاقی


نظر شما :