چرا دلار سرکشی می‌کند؟

جنون ارزی فرااقتصادی است

۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۱۴:۴۹ کد : ۱۹۷۵۹۲۶ اقتصاد و انرژی گفتگو
مهدی تقوی، اقتصاددان در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است بستر شکل‌گیری التهاب بازار ارز در داخل کشور است نه در خارج.
جنون ارزی فرااقتصادی است

دیپلماسی ایرانی - عبدالرحمن فتح الهی: تب دلار در کشور بالاخره فروکش کرد اما اظهارات ضد ونقیض در این شرایط متشتت بر آشفتگی اوضاع افزوده است. برخی بر این باورند که چون عرضه ارز در انحصار دولت و بانک مرکزی است، به ناچار قیمت ارز بر اساس عرضه و تقاضا تعیین نمی شود؛ لذا افزایش درآمد نفت، درآمدهای ارزی دولت را افزایش می دهد و از این رو، قیمت ارز نشانه ای از توان واقعی اقتصاد ایران نبوده و مجموعه ای از قیمت های مصنوعی را به اقتصاد تحمیل می کند که سبب ایجاد شرایط متشتت ارزی بازار شده است. از آن سو برخی معتقدند که افزایش نرخ کنونی ارز، نرخی تعادلی است که باید سال ها پیش توسط دولت در بازار پی گرفته می شد، چرا که این عده معتقدند که شناور کردن قیمت ها و خروج از پروسه سرکوب و مکانیسم پرس قیمتی از جمله عملکردهایی است که مدت ها پیش باید در دستور کار دولت قرار می گرفت. لذا قیمت دلار در حال حاضر سیر طبیعی ارزی خود را طی کرده و منکر هر گونه حباب قیمت ارز در بازار هستند. مضافا برخی هم این نگاه را دارند که فارغ ار بسترهای شکل گیری رشد نرخ ارز مهم ترین اثر مثبت کوتاه مدت افزایش قیمت ارز، افزایش صادرات خواهد بود، چون که افزایش این نرخ موجب رشد میزان صادرات به خصوص صادرات غیر نفتی کشور می شود و به موازاتش واردات و مقوله قاچاق کالا و ارز به سبب رشد نرخ ارز توجیه اقتصادی خود را ازدست می دهد؛ اما آنچه که در علم اقتصاد بدیهی است این است که افزایش نرخ ارزهایی مانند دلار به معنی کاهش ارزش پول داخلی است و این مساله به معنای بازگشت تورم به کشور است. اکنون جیب مردم از ابتدای سال جاری شمسی که سه هفته از آن گذشته، در حال کوچک و کوچک تر شدن است. اما مساله تولید و به تبع آن واردات هم علاوه بر مساله معیشت مردم نمی تواند از حملات جنون دلار در امان باشد؛ لذا دیپلماسی ایرانی برای بررسی بسترهای شکل گیری تب 48 ساعت گذشته ارزی کشور و تاثیر آن بر شرایط سیاست خارجی گفت وگویی را با مهدی تقوی، اقتصاددان، استاد اقتصاد و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی انجام داده است که در ادامه می خوانید:

با نگاهی به بازار تقریبا از هم گسیخته ارزی کشور در 48 ساعت گذشته از دید شما بسترهای شکل گیری این جنون ارزی را می توان در چه پارامترهایی خلاصه کرد؟

این جنون ارزی مد نظر شما در 48 ساعت گذشته بنابر نظریه های اقتصادی به خصوص اقتصاد بین الملل هیچ گونه منطقی را برای تحلیل بسترهای شکل دهی آن در پی ندارد؛ اساسا با منطق اقتصاد نمی توان عواملی را برای پیدایش چنین نرخی، آن هم در این مدت کوتاه یافت؛ چرا که با هیچ متر و معیاری نمی توان نرخ دلار را تا این اندازه بالا برد. لذا یقینا این نرخ غیرواقعی بود. نظریه برابری قدرت خرید ناظر بر این است که اگر در ایران نرخ تورم بسیار بالا باشد اما در آن سو تورم در ایالات متحده کمرنگ باشد، آنگاه ریال و تومان ایران ارزش خود را در مقابل دلار از دست خواهد داد. به عبارت دیگر قدرت خرید ریال در مقابل دلار کاهش پیدا می کند. اما با رصد شرایط 48 ساعت گذشته با این نظریه هم نمی توان برای این نرخ توجیهی در علم اقتصاد پیدا کرد. چرا که تورم ایران در برابر آمریکا تا به این اندازه نیست که دلار از مرز 6 هزار تومان هم عبور کند. یقینا مساله فرااقتصادی است.

پس به باور شما نمی توان ریشه آن را درناامنی روانی کشور در سایه تحولات فضای دیپلماتیک و عرصه بین الملل به خصوص در حوزه فشار بر ایران جست؟

خیر به هیچ وجه. اکنون حتی در سایه فشارهای جهانی ما شاهدیم که روسیه و چین که همکاری خود را با ایران کماکان ادامه می دهند. اروپایی ها هم به دنبال حفظ برجام هستند و روابط تجاری خود را هم دست به عصا ادامه می دهند. لذا تنها آمریکا است که هر از گاهی تصمیم به تحریم ایران می گیرد. پس شرایط برای بسترهای چنین قمیتی در سایه رفتارهای دیپلماتیک بین الملل برای تب دلاری 48 ساعت اخیر کشور وجود ندارد. هر بستری که برای شکل گیری این شرایط ارزی اخیر وجود دارد در داخل کشور است، نه در خارج.

پس نزدیک شدن به ایام پایانی مهلت 120 روزه ترامپ در خصوص برجام هم در افزایش ناامنی روانی بازار و شکل دهی شرایط 48 ساعت گذشته تاثیرگذار نبوده است؟

خیر؛ مساله اصلا برجام نیست. اکنون آمریکا که از برجام خارج نشده است. در ثانی تحریم هایی که تا کنون بوده هیچ کدام در حوزه فناوری هسته ای نبوده است. مضافا در دوره اوباما در دو مرحله منابع ارزی بعد از اجرای برجام به کشور ترریق شد. از آن سو ما در شرایط نبود تحریم ها اکنون بیش از سه و نیم برابر ذخیره سابق نفت به بازار انرژی عرضه می کنیم. این در حالی است که سود ناشی از صادرات گازی و پتروشیمی هم افزایش های نجومی یافته است. حال معما اینجاست که با این شرایط و درآمدها چگونه ظرف 48 ساعت دلار به بالای 6 هزار توان می رسد؟ جواب این معما در آستین روحانی و روحانی ها است.       

شما معتقدید که دولت در حال بازی با ارز است؟

یقین بدانید که چنین است. شما به این اظهارات و سخنان مقامات دولتی توجه نکنید. ببینید اگر دولت می خواست که دلار حاصل از درآمد نفتی خود را با نرخ واقعی ارز به فروش برساند، درآمد ارزی آن به مراتب کمتر از آن چه که خود انتظار داشت می شد. در این صورت درآمد ارزی که به ریال بود برای دولت کمتر می شد.

انتظار دولت چیست؛ رفع کسری بودجه و یا طمع بیشتری برای بازی ارزی دولت در کار است؟

در سایه فشارهای جهانی که روسیه و چین همکاری خود را با ایران کماکان ادامه می دهند. اروپایی ها هم به دنبال حفظ برجام هستند و روابط تجاری خود را هم تا کنون دست به عصا پیش برده اند، تنها آمریکا است که هر از گاهی تصمیم به تحریم ایران می گیرد. پس شرایط برای بسترهای چنین قمیتی در سایه نامنی روانی ناشی از رفتارهای دیپلماتیک بین الملل برای تب دلاری 48 ساعت اخیر کشور وجود ندارد.

رفع کسری بودجه که مسلم است؛ حال این کسری چه رقمی است و این که تب دلاری 48 ساعت اخیر توانسته این کسری بودجه را رفع کند، نیازمند بررسی تحولات آتی بازار خواهد بود. به نظر می رسد که یکی از راه های تامین کسری بودجه همین بازی ارزی است که البته مختص این دولت نبوده و در دولت های پیشیت هم چنین رویه های مطرح بوده است. اما تدوام این شرایط یقینا به نفع دولت هم نخواهد بود. لذا به نظر می رسد در حد همین رفع کسری بودجه تب دلار ادامه پیدا کند. اما نکته مهم این است که در همین مدتی که ما شاهد رشد نرخ ارزی در کشور بوده ایم، قدرت خرید قشر حقوق بگیر به دلیل ضعیف شدن ریال به شدت کاهش یافته است. لذا تمامی آن وعده های پایان سال دولت در خصوص افزایش 10 درصدی حقوق کارمندان عملا در سایه این شرایط از بین رفته است. نه تنها ما اکنون با همان حقوق سال گذشته روبه روییم که حتی ملت اکنون قدرت خرید خود را نسبت به سال گذشته هم از دست داده است. چون که این تب دلاری نه تنها این 10 درصد رشد حقوق را خورده که مضافا جیب مردم را هم کوچکتر کرده است.

با نکاتی که در خصوص اهداف دولت در خصوص افزایش نرخ ارز مطرح کردید، عملا در آن سو در تناقض با این اهداف، برخی دیگر از برنامه های خود دولت هم زیر سوال می رود. مانند پیگیری دیپلماسی اقتصادی از طریق دستگاه سیاست خارجی کشور که ظریف 6 اولویت اقتصادی- سه اولویت صادراتی (کالاهای غیرنفتی، خدمات فنی ومهندسی و نیروی کار متخصص) و سه اولویت وارداتی (فناوری، سرمایه و توریسم)- را برای این امر اختصاص داده بود. با توجه به نکات شما سفر خارجی وزیر امورخارجه به سنگال، نامیبیا، اروگوئه و برزیل در سایه همراهی شرکت های خصوصی و تجار ایرانی و سفرهای آتی این چنینی را می توان برای تحقق دیپلماسی اقتصادی مفید تلقی کرد؟

اولویت های وارداتی را در سایه تداوم این وضعیت، تاکید دارم در سایه تداوم این شرایط که باید عملا کان لم یکن تلقی کرد. یقینا افزایش تورم هم در آینده ای نزدیک دوباره به کشور باز می گردد. پس اولویت واردات و تولید داخلی در سایه دیپلماسی ایرانی نمی تواند صورت پذیرد؛ حال ظریف به هر کجا سفر کرده و یا می خواهد که سفر کند. اما در این شرایط چون که صادرکننده ریال بیشتری را با دلار به دست می آورد می تواند به عنوان مشوق صادرات عمل کند. لذا پیگیری سه اولویت اقتصادی وزارت امورخارجه در حوزه صادرات در این شرایط مهیا است.  

نقش بانک مرکزی در این تب لاینقطع دلاری 48 ساعت گذشته چیست؛ چرا که سناریوهای مختلفی برای اهداف پشت پرده بازی ارزی بانک مرکزی مطرح است؛ از رفع کسری بودجه ای که شما هم به آن اشاره داشتید تا عدم خروج ارز از کشور، نبود ذخیره ارزی به دلیل مشکلات بانکی و چالش در سوئیفت ارزی و غیره؟

پاسخ واقعی را باید یا از سیف جویا شد یا از کمیجانی، قائم مقام بانک مرکزی؛ شاید مجموعه همه این سناریوها بسترساز این شرایط کنونی التهاب غیرواقعی بازار هم باشند، اما یقینا در راستای نقشی که دولت به بانک مرکزی سپرده، نقش این متولی امر بازار ارز با هر هدفی که شما به برخی از آنها اشاره کردید، فقط نقشی مخرب بوده است. البته علاوه بر تمامی نکاتی که تا کنون برای رشد نرخ ارز اشاره شد، من معتقدم که به دلیل شرایط پایان سال و افزایش تقاضا ارزی در آستانه سفرهای نوروزی مردم نمی توان این پارمتر را هم در کنار سایر عوامل رشد نرخ ارز نادیده گرفت. به خصوص که هنوز کشور به صورت کامل از تب تعطیلات خارج نشده است. اما با این تفاسیر هم مجموعه شرایط نمی تواند تا این اندازه بازار را ملتهب کند که در 48 ساعت دلار به بالای 6 هزار تومان برسد.    

آیا این شرایط به صورت آنی در کشور روی داده است یا بسترهای آن از قبل وجود داشته؟

با تحلیل شرایط اقتصادی به خصوص در دهه 90 شمسی به نظر ما با اقتصادی روبه روییم که شاخص های آن با اما واگر روبه رو بوده است که نهایتا شرایط را به اینجا رسانیده است. در دوره ای احمدی نژار با مساله هدفمندی یارانه ها در سایه آزادسازی نرخ حامل های سوختی و انرژی به دنبال افزایش قدرت خرید بود، اما در آن سو زمانی که تورم به بالای 40 درصد رسید، عملا نه تنها یارانه کفاف قدرت خرید را نمی داد که حتی وضعیت قدرت خرید مردم نسبت به دوران قبل از پرداخت یارانه ها ضعیف تر هم شد. لذا زعمای دولت از هر حزب و جناحی که به دنبال اهداف خود از قِبل افزایش نرخ ارز هستند باید این را هم مد نظر قرار دهند که تورم جنبه اجتناب ناپذیر رشد نرخ ارز است که البته به نظر می رسد که  برای دولت و دولتی ها مساله شرایط معیشتی مردم چندان اهمیتی ندارد.

این شرایط سوء افزایش نرخ ارز بر معیشت مردم به مراتب تاثیر پررنگ تری در حوزه تولید داخلی خواهد داشت، به خصوص که شعار امسال هم حمایت از کالای ایرانی است؟

تولیدکنندگانی که متکی به مواد اولیه خارجی، ماشین آلات و ابزار آلات ساخت خارج برای تولید خود هستند، با این وضعیت نابسامان ارزی عملا نمی توانند تولیدی داشته باشند. مگر با این شتاب قیمت می توان تولیدی را هم انجام داد؟ شعار حمایت از کالای ایرانی به پارامترهای بسیاری در حوزه اقتصاد وابسته است که با بسترهایی که افزایش نرخ ارز در کشور ایجاد کرده است این متغیرها به سود حمایت از کالای ایرانی نخواهد بود، چرا که عملا با این شرایط، یا کالایی تولید نمی شود یا این کالای تولید داخل در سایه افزایش واردات مواد اولیه و ماشین آلات به حدی افزایش پیدا می کند که کسی توان خرید آن را نخواهد داشت. در ادامه هم به واسطه بالا بودن قمیت کالای تولید داخلی نه تنها قدرت رقابت در داخل برای این کالاها ازبین می رود که حتی شرایط رقابت با کالای خارجی را هم در حوزه صادرات پیدا نخواهد کرد.   

انتشار اولیه: سه شنبه 21 فروردین 1397 / انتشار مجدد: شنبه 1 اردیبهشت 1397

کلید واژه ها: برجامدیپلماسی اقتصادیبانک مرکزیمهدی تقویدلارنرخ ارز


نظر شما :