اسب زین ترک ها

ایران نمی‌تواند تنها نظاره‌گر اظهارنظرهای مقامات ترکیه باشد

۰۷ اسفند ۱۳۹۵ | ۱۷:۳۵ کد : ۱۹۶۷۳۷۴ نگاه ایرانی خاورمیانه
سیامک کاکایی، کارشناس مسائل ترکیه در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی: در پایان باید تاکید کرد که روابط ایران و ترکیه از یک منحنی پیشینه تاریخی و اقتضائات همسایگی تبعیت می کند و روابط نسبتا خوبی است و پیش بینی نمی شود که این روابط دستخوش چالشی جدی شود.
ایران نمی‌تواند تنها نظاره‌گر اظهارنظرهای مقامات ترکیه باشد

سیامک کاکایی؛ پژوهشگر مسائل ترکیه

دست کم در یک هفته ی اخیر، اظهارنظرهای تندی از سوی مقامات بلندپایه ی ترکیه، علیه ایران شنیده شد که جای تامل و بررسی دارد. نخست، سخنانی که هفته ی گذشته، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه در جریان سفر به چند کشور حوزه خلیج فارس بیان کرد و به نقد سیاست ایران پرداخت. دوم و به فاصله مدت کوتاهی بعد از آن، در جریان نشست امنیتی مونیخ، وزیر امور خارجه ترکیه، ایران را به طایفه گرایی و فرقه گرایی در منطقه متهم کرد. بعد از آن هم شاهد مجادلات لفظی بین ایران و ترکیه بودیم که متعاقب آن، سفیر ترکیه در تهران به وزارت امور خارجه احضار شد. اما بعد از این اتفاقات بود که رئیس جمهوری ترکیه اعلام کرد کشورش به دنبال تنش با ایران نیست اما این نکته را نیز مورد تاکید قرار داد که ایران باید نسبت به نگرش خود در منطقه تجدید نظر کند.

مجموعه این مواضع و اظهارنظرها، بیانگر رویکردی جدید در سیاست منطقه ای ترکیه و به خصوص در ارتباط با ایران است. اگرچه چنین موضع گیری هایی در ارتباط با ایران، از سوی مقامات ترکیه تازگی ندارد اما به نظر می رسد که سطح چنین مجادلاتی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در تحلیل این مساله می توان عوامل متعددی را مورد بررسی قرار داد. شاید مهم ترین دلیل و عامل، آن باشد که نشانه هایی از تغییرات در سیاست منطقه ای ترکیه و اولویت بندی های آن مشاهده می شود. بعد از بهار عربی و ناامنی هایی که در کشورهای عربی شکل گرفت، ترکیه وارد دوره ای از انزوای منطقه ای شد و با توجه به درگیر شدن این کشور در موضوع سوریه و تبدیل شدن آن به یک بحران و چالش در روابط دو کشور، شاهد پس رفت سیاست های منطقه ای ترکیه نسبت به یک دهه پیش از آن بودیم. به نظر می رسد که اکنون، شاهد بازگشت سیاست ترکیه و حرکت در مسیر کشورهای عربی از سوی ترکیه هستیم.

مساله دوم آن است که ترکیه، همچنان در عرصه سوریه و عراق درگیر است و سیاستی تهاجمی را اتخاذ کرده و نیروهای نظامی خود را در شمال عراق و سوریه مستقر کرده است. همین عامل، منجر به ایجاد چالش با دو کشور همسایه ترکیه شده است. این موضوع هم به ملاحظاتی باز می گردد که ترکیه، تحت عنوان دغدغه های خود، در اتباط با تحولات سوریه تعقیب می کند.

مساله سوم را باید در حرکت ترکیه به سوی گسترش روابط با اسرائیل جستجو کرد. اسرائیل از هر نوع سیاستی که منجر به ایجاد تنش منطقه ای علیه ایران شود، حمایت می کند و نتیجه روابط ترکیه با اسرائیل، سیاستی خواهد بود که می تواند ملاحظاتی را برای ایران به همراه داشته باشد.

مساله چهارم، تمایل ترکیه به افزایش سهم خود در معادلات منطقه ای است. با توجه به کاهش ارزش لیر و سرمایه گذاری ها و همچنین کاهش درآمدهای توریستی، اکنون مقامات ترکیه به دنبال آن هستند که روابط منطقه ای خود را تقویت کنند. اما به نظر می رسد که فارغ از آن، سیاست خارجی ترکیه وضعیت جدیدی را حول محور ایدئولوژی گرایی پیدا خواهد کرد. کشاندن مساله ایران به فرقه گرایی و اشاره به نفوذ یا سیاست های منطقه ای ایران نشان می دهد که ترکیه چالشی جدی در وضع منطقه ای خود نسبت به ایران احساس می کند. اگرچه ایران و ترکیه، همواره فراز و فرود هایی در روابط خود داشته اند اما این روابط پایدار بوده است. در کنار این موضوع، رقابت های منطقه ای دو کشور غیرقابل کتمان است. در این میان مساله نفوذ منطقه ای ایران، به ساحت جایگاه فرهنگی، تاریخی و مذهبی ایران با کشورهای همجوار خود باز می گردد. این موضوع عمقی استراتژیک برای ایران محسوب می شود که گاه ممکن است مرتبط با سیاست های حکومتی و سیاسی نیز نباشد. بنابراین این مساله قابل مقایسه با رویکردهایی که ترکیه و عربستان تعقیب می کنند، نیست. این جایگاه، یک مزیت نسبی برای ایران است.

ترکیه و عربستان سعودی، نسبت به وضع منطقه ای و افزایش دامنه نفوذ ایران در منطقه نگران هستند و به نظر می رسد که به اشکال مختلف، درصدد ایجاد موانع و چالش هایی برای ایران در این عرصه ها هستند. اما این تمام ماجرا نیست و ایجاد چنین مجادله هایی، می تواند به حل مساله سوریه ضربه بزند. به خصوص بایستی به این نکته توجه داشت که نوع نگاه ایران و روابط منطقه ای آن، نگاهی حمایتی بوده است. استقبال از ورود ترکیه به اجلاس های ایران و روسیه درباره سوریه، نشان از همین موضوع دارد که نمی تواند از سوی ترکیه نادیده گرفته شود. اگر به تحولات تابستان گذشته باز گردیم، این واقعیت وجود دارد که ایران تا چه اندازه از دولت حاکم ترکیه در جریان کودتا حمایت کرد. این حمایت به معنای تثبیت اوضاع سیاسی در آن کشور بود.

در پایان باید تاکید کرد که روابط ایران و ترکیه از یک منحنی پیشینه تاریخی و اقتضائات همسایگی تبعیت می کند و روابط نسبتا خوبی است و پیش بینی نمی شود که این روابط دستخوش چالشی جدی شود. اما مجادلات یا اظهارنظرهای تندی که مقامات ترکیه علیه ایران ابراز کردند، از سوی تهران نادیده انگاشته نخواهد شد. به نظر می رسد که ترکیه از این راه خواهد کوشید که از دامنه انتقادات نسبت به رویکردهای منطقه ای و دخالت های ترکیه بکاهد. ضمن این که اظهارنظرهای مقامات ترک نشان می دهد که در ارتباط با خاورمیانه، اسب خود را زین کرده اند که بر اساس آن سیاست تهاجمی را پیش گرفته که به فراخور وضعیت ساماندهی منطقه، می تواند تقابل جدیدی را پیش آورد. از طرفی هم ایران نمی تواند تنها نظاره گر اظهارنظرهای مقامات ترکیه باشد. اما در هر حال، باید تاکید کرد که نگاه حمایتی که تهران نسبت به روند تثبیت اوضاع سیاسی در آنکارا داشته است، نباید از سوی دولت ترکیه به دست فراموشی سپرده شود. حسن همجواری و تاکید بر احترام متقابل، در روابط میان دو کشور وجود داشته است. در غیر این صورت، حرکت در مسیر تنش زایی، فارغ از تاثیرات منفی بر روابط دو کشور، بر گفتمان سیاسی و منطقه ای ترکیه خواهد گذاشت و این میان، ایران، انتظاری جز برخورد عقلایی از مقامات ترکیه ندارند.

کلید واژه ها: مقامات ترکیهترکیهایران و ترکیه


نظر شما :