اگر اوضاع وارونه بود چه می‌شد؟

رفیق ترامپ و حقیقت

۱۸ دی ۱۳۹۵ | ۱۳:۵۸ کد : ۱۹۶۶۰۲۴ اخبار اصلی آمریکا
زمانی که ترامپ پیروزی‌اش در آرای الکترال را با اختلافی فاحش به دست آورد، با شخصیتی درگیر بود که عدم صداقت از آن می‌بارید
رفیق ترامپ و حقیقت

نویسنده: کریس پاتن

دیپلماسی ایرانی: زمانی که دونالد ترامپ دفتر ریاست جمهوری را در انتهای ماه به دست بگیرد، آمریکا بیش از هر زمان دیگری در این سال ها دچار تفرقه می شود. تا به حال انتظار برای مراسم تحلیف رئیس جمهوری آمریکا برای دشمن قدیمی این کشور، روسیه تا این اندازه پر از شور و شوق و برای نزدیک ترین متحدان این کشور تا این حد همراه با غم و اندوه و عصبانیت، نبوده است. تا به حال هیچ یک از رئیس جمهورهای ایالات متحده با این میزان رای کمتر نسبت به رقیب، تقریبا 2,8میلیون رای، به کاخ سفید نرسیده است. رهبر دولتی که قرار است برای مردم تصمیم بگیرد به شکلی روشن توسط یک اقلیت از آن مردم انتخاب شده است. این مدلی است که تنها دموکراسی کرملین به آن تن می دهد.

همه می دانند که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، مستقیما به وسیله رای مردم مشخص نمی شود بلکه آرای الکترال تعیین کننده هستند. پدران بنیانگذار جمهوری آمریکا، با این سیستم مصالحه ای بین آرای مردمی و رای کنگره ایجاد کردند تا تعادل تاثیر هر ایالت را تضمین کنند. الکساندر همیلتون معتقد بود که آرای الکترال از پیروزی نامزدهایی که واجد شرایط نیستند و استعداد دروغگویی و ایجاد محبوبیت دارند، جلوگیری می کند. این اعتقاد به نظر من، نشان می دهد مردانی که پیش نویس قانون اساسی ایالات متحده را تهیه کرده اند حس طنز خوبی داشته اند.

زمانی که ترامپ پیروزی اش در آرای الکترال را با اختلافی فاحش به دست آورد، با شخصیتی درگیر بود که عدم صداقت از آن می بارید. او در ایالت های مهمی از دیوار مستحکم دموکرات ها از جمله میشیگان، ویسکانسین و پنسیلوانیا با مجموع تنها 107هزار رای بیشتر یعنی 0,09 درصد آرا به پیروزی رسید. این انتخابات لغزشی کوچک نبود بلکه فرو ریختن موتور بزرگ دموکراسی آمریکا است، و با تاسف برای آمریکا، وعده ای «بزرگ شدن دوباره» برای روسیه.

ظاهرا ساختن دوباره آمریکای بزرگ به معنی تعهد به حذف کلاهبرداران نخبه گرا از دولت و جانشینی کابینه با میلیاردرها و فارغ التحصیلان گلدمن ساکس است. این یعنی محرک های رشد اقتصادی و پس از آن اعمال تعرفه 35 درصدی بر واردات. یعنی این که، در میان چیزهای دیگر، وعده بازگرداندن شغل کارگران کارخانه های فولاد و معدنچیان، پایان دادن به جذب اقلیت ها، اخراج تمام مهاجران ثبت نام نشده، کاهش مالیات و افزایش هزینه های زیرساخت های صدها میلیارد دلاری، لغو طرح درمانی اوباما، از بین بردن یا به نوعی مذاکره مجدد درباره بدهی ملی، شکنجه شبه نظامیان و هدف قراردادن خانواده های آنان.

در سالی که آمده، بهتر است همه در واشنگتن رفتار بهتری با ترامپ داشته باشند در غیر این صورت حداقل هدف توییت های تند و زننده او، ایمیل های نفرت انگیز و حتی حملات سایبری خواهند بود. وای به حال کسی که به دخالت های فراوان روسیه در انتخابات برای گرما گرفتن رابطه بین ترامپ و ولادیمیر پوتین، اشاره کند. مهم نیست که سازمان سیا و اف بی آی نتیجه گرفته باشند که روسیه هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان را هک کرده اما تنها ایمیل های دموکرات ها به بیرون درز کرده است. مهم نیست که باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده در حال حاضر به گزارش دخالت های روسیه، با تحریم آنها و سرویس های اطلاعاتی مسکو پاسخ می دهد.

 سوال درباره این مسائل سنگین، پس از مراسم تحلیف ترامپ ادامه خواهد یافت و می توانید شرط ببندید که در آینده اطلاعاتی که از واشنگتن درز خواهد کرد چند برابر می شود. برخی از این اطلاعات ممکن است دروغین و واهی باشد اما بی گمان برخی دیگر درست هستند و احتمالا هولناک. در هر صورت این مسائل تفرقه آمیز، ایالات متحده و رئیس جمهور آن را تضعیف می کنند. با این حال ترامپ در برابر آنها طوفان به پا خواهد کرد مگر این که محققان بتوانند ثابت کنند که میان نهادهای روسی مرتبط به پوتین و مبارزات انتخاباتی کمپین ترامپ هم دستی وجود داشته است. تنها می شود حدس زد که جایزه بزرگی در انتظار کسی است که چنین ارتباط خائنانه ای را کشف کند.

اوضاع زیبایی نیست اما می توان سپاسگذار بود که اوضاع به گونه دیگری نیست. تصور کنید که ترامپ رای های عمومی را با حاشیه ای مطمئن پیروز می شد اما شکستی اندک در آرای الکترال را تجربه می کرد. تصور کنید که در چنین شرایطی سازمان سیا گزارش می کرد که سازمان های اطلاعاتی روسیه ایمیل های کمپین ترامپ را منتشر کرده اند تا نقطه ضعفی در این کمپین ایجاد کنند. تصور کنید که در چنین شرایطی هیلاری کلینتون کابینه خود را با میلیاردرها پر می کرد.

ترامپ در چنین شرایطی چه می کرد؟ به احتمال زیاد طرفداران خود را به خیابان می کشید و آنها را مجاب می کرد که کلینتون و همسرش قاتلانی فاسد هستند. در واقع اگر شرایط برعکس بود نگرانی بزرگ تری برای آمریکا وجود داشت.

بنابراین ما برای روزهای تاریک پیش رو چه می توانیم بکنیم؟ برای شروع ما نباید اجازه دهیم که دروغ خود را در گفتمان عمومی، به حقیقت تبدیل کند. اگر رسانه های اجتماعی پر از دروغ است ما باید با آن مقابله کنیم. اگر همکارانمان تیترها و عناوین اخبار جعلی را تکرار می کنند باید به آنها اعتراض کنیم و دروغ ها را با حقیقت به چالش بکشیم. اگر اخبار تلویزیون و رادیو واقعیت را تحریف می کنند، تلفن را برداریم و به آنها نشان دهیم که چه فکر می کنیم. باید از رهبران جامعه بخواهیم که آستین های خود را بالا بزنند و همین کارها را انجام دهند.

هر کدام از ما به عنوان شهروند باید برای حقیقت و در مقابل تعصب و فریب دادن مبارزه کنیم. چرا که اگر ما شکست بخوریم، دموکراسی شکست خواهد خورد. همان طور که سنت آگوستین گفته است: «حقیقت مانند یک شیر است. شما لازم نیست از آن دفاع کنید. رهایش کنید و او از خودش دفاع می کند.»

منبع: پراجکت سیندیکیت/ مترجم: روزبه آرش  

کلید واژه ها: دونالد ترامپهیلاری کلینتونانتخابات امریکا


( ۱ )

نظر شما :