منافع آمریکا در حمایت از حکومت اقلیم کردستان

وقتی واشنگتن علیه داعش دست به سلاح شد

۱۲ شهریور ۱۳۹۳ | ۰۱:۳۰ کد : ۱۹۳۷۴۲۳ اخبار اصلی خاورمیانه
آمریکا آنگاه به تهدیدات تروریستی دولت اسلامی واکنش نشان داد که منافع خود را به طور مستقیم در خطر می‌دید، حضور این نیروها در سوریه تهدیدی برای آمریکا به حساب نمی‌آمد، هر چند که جان انسان‌ها هم در این کشور در خطر قرار داشت، اما اخلاق جهان شمول لیبرال در این کشور منفعتی نداشت که به مداخله نظامی دست بزند.
وقتی واشنگتن علیه داعش دست به سلاح شد

نویسنده: یحیی زرین نرگس*

دیپلماسی ایرانی: از همان ابتدای شروع پیش روی های گروه تروریستی دولت اسلامی (معروف به داعش) در عراق این کشور با بزرگترین چالش های یک دهه ی اخیر خود؛ که تمامیت ارضی و جان شهروندان و حتی حاکمیت کشور را تهدید می نمود، مواجه شد. بالا گرفتن اختلافات در حکومت مرکزی میان جناح های مختلف و اوج گیری نارضایتی ها در میان عشیرت های سنی بر سرعت پیش روی این گروه تروریستی دامن می زد و شرایط مناسبی برای کنترل آنها بر بخش هایی از خاک این کشور را فراهم نمود.

با پیشروی های بیشتر این نیرو و همزمان شکست ارتش عراق، نیروهای پیشمرگ (Peshmerga) کُرد حکومت اقلیم کردستان علاوه بر حفظ مناطق رسمی حکومت منطقه ای خود، با احساس ضعف نیروهای دولت مرکزی، خود را به سرحدات مناطق کُرد نشین و مورد منازعه به ویژه مناطق مورد نظر در اصل 140 قانون اساسی عراق (مناطق مورد منازعه تقریباً به 7 درصد از خاک عراق اشاره دارد که در مرزهای چهار استان ـ انبار، صلاح الدین، کرکوک و دیاله ـ قرار دارند و با سه استان تشکیل دهنده حکومت اقلیم کردستان (سلیمانیه، اریبل و دهوک) همجوار هستند) رسانده و به حالت تدافعی درآمدند. خوشبینی رهبران کرد از این که این درگیری متوجه دولت مرکزی است نه اقلیم چندان طولی نکشید، و حملات تروریست ها متوجه آنها نیز شد. پیشمرگه ها در ابتدا با دفاع و مقابله، پیروزی هایی به دست آورده و شکست هایی به تروریست های دولت اسلامی وارد نمودند، اما این قدرت نمایی نیز دیری نپاید و با عقب نشینی پیشمرگان از مناطق مسیحی نشین قره قوش (Qaraqosh) و غافل گیری و عقب نشینی از شنگال (Shangal) (منطقه ی ایزدی نشین که عقب نشینی پیشمرگه به عنوان شکست قلمداد شد)، خطر به صورت رسمی متوجه این مناطق شد. پیش روی نیرو های دولت اسلامی در مناطق کُردنشین ادامه داشت و با کنترل شهر مخمور (Makhmoor) توسط آنها که حدوداً در 60 کیلومتری اربیل (Erbil)، پایتخت اقلیم کردستان قرار داشت، ونزدیکی تا فاصله ی 40 کیلومتری این شهر، زنگ خطر را برای اقلیم و هم پیمان آن در منطقه و اروپا و آمریکا به صدا درآورد. باراک اوباما دستور حملات هوایی را برای تقویت جبهه ی نیروهای پیشمرگ و بمباران نیروهای دولت اسلامی صادر نمود. با شروع حملات هوایی جنگنده های آمریکایی و رسیدن سلاح های جدید به دست پیشمرگان کُرد و تقویت روحیه ی آنها، معادله جنگ این بار به نفع کردها تغییر کرد، تا حدی که ضربات سنگینی به نیروهای تروریستی دولت اسلامی وارد کردند و بسیاری از مناطق از تروریست ها بازپس گرفته شد.

البته ذکر این مهم پیش از آوردن علل اصلی حمایت آمریکا ضروری است که سیاست خارجی آمریکایی با تعریف رئالیستی حفظ و پاسداری از منافع ملی خود قابل درک بوده و افتادن به دنبال تحلیل های اخلاق جهان شمول، انسان دوستانه، حمایت از جان مردمان در خطر عراقی چندان کارآمد نمی باشد. با این مقدمه برآنیم که منافع آمریکا در اقلیم کردستان را در قالب چند عامل قابل توجه، شناسایی نماییم.

1_انرژی: یکی از فاکتورهای مهم منافع آمریکا در اقلیم کردستان، منابع انرژی آن به خصوص نفت این منطقه است. منطقه ی اقلیم با داشتن 45 میلیارد بشکه ذخایر نفتی و بیش از 100 تریلیون فوت مکعب گاز، از مناطق بسیار قابل توجه انرژی به حساب می آید. مصرف بالای روزانه ی آمریکا و تضمین امنیت انرژی آن، بدون شک هم پیمان منطقه ای خوبی همچون اقلیم کردستان را به موردی قابل توجه برای آمریکا بدل نموده است.

2_ حفظ جان شهروندان، سفرا، کمپانی های آمریکایی: درک این نکته که آمریکا خود را حافظ جان شهروندان آمریکایی در هر نقطه از جهان می داند، کار چندان سختی نیست. در اقلیم کردستان 40 کمپانی نفتی و چندین سفارت خانه و دفتر کنسولی و کارشناس و سرمایه گذار خارجی وجود دارد که بخشی از این کمپانی ها و کارشناسان و سفرا را شهروندان آمریکایی تشکل می دهد، حفظ جان آنها یکی از علل مهم حمایت آمریکا از اقلیم کردستان است، زیرا منافع حاصل از حضور این نیروها برای نظام لیبرال دموکراسی و سرمایه گذاران آمریکایی بسیار قابل توجه است؛ و آمریکا در برابر افکار عمومی آمریکایی ها خود را حافظ جان شهروندان خود می داند، بریدن سر جیمز فولی و کشتن او، احتمال مداخلات بیشتر آمریکا در مقابله با داعش در اقلیم کردستان و عراق و حتی سوریه را نیز بالا می برد.

3_ اقلیت مسیحی در خطر: یکی دیگر از فاکتورهایی حمایت آمریکا از حکومت اقلیم و حمله به تروریست های دولت اسلامی، حفظ جان مسیحیان ساکن اقلیم کردستان، موصل و آوارگان مسیحی در کمپ های این منطقه است. منافع این مهم برای آمریکا چندگانه است، از سویی حمایت عالی ترین مقام و نهاد مسیحی یعنی پاپ در واتیکان را به دست آورده تا حدی که پاپ فرانسیس حتی به دفاع از این حملات پرداخته است و این مشروعیت بیشتر این عملیات را در پی دارد، از سویی دیگر نیز باعث شده تا اذهان شهروندان آمریکایی به عنوان پشتوانه ای قوی برای توجیه حمله درآید. باید دانست که همزمان با به خطر افتادن مسیحیان در اقلیم کردستان و تهدید جان این اقلیت که با تروریست های داعش به لحاظ ایده ئولوژیک در تضاد بودند و بالا گرفتن احتمال کشتار آنها از سوی این گروه، باعث شد تا تحرکات برای حملات هوایی به تروریست های دولت اسلامی در آمریکا و کاخ سفید بیشتر شود. حال با همین فاکتور، دولت آمریکا مردمان کُرد ایزدی (Yazidi) در حال کشتار توسط تروریست ها را نیز به بهانه ای برای ترویج و تبلیغ برای اخلاق جهان شمول لیبرال دموکراسی خود به کانون تبلیغ رسانه ای  برای کمک به اقلیم جهت حفظ آنها از نسل کشی قرار دادند.

4_ دانشگاه آمریکایی سلیمانیه: یکی از راه هایی که آمریکا به صدور فرهنگ لیبرال دموکراسی می پردازد، راه کار فرهنگی و ایجاد دانشگاه ها و مراکز فرهنگی با زیربنای آموزشی لیبرال می باشد. دانشگاه آمریکایی سلیمانیه یک مرکز بسیار مهم برای این فعالیت به حساب می آید. در این دانشگاه نسل آینده ی سیاستمداران و حاکمان حکومت اقلیم و حتی عراق پرورش داده می شوند که یکی از نتایج آن پرورش افرادی است که خود را افرادی لیبرال می دانند و این به اشاعه ی فرهنگ لیبرال دموکراسی در عراق و اقلیم کردستان می انجامد. اهمیت این دانشگاه تا آنجا بوده که حتی فرید ذکریا و توماس فریدمان که از روزنامه نگاران به نام آمریکایی به حساب می آیند، حملات به مواضع دولت اسلامی و حمایت از اقلیم کردستان را برای حفظ این دانشگاه از علل مهم به حساب آورده اند.

5_ حفظ اقلیم کردستان به عنوان الگوی موفق جنگ های آمریکا در منطقه: یکی از پایه های سیاست خارجی آمریکایی صدور الگوی لیبرال دموکراسی در جهان و ایجاد کشورها و مناطق منطبق با این فرهنگ می باشد. آمریکایی ها باور دارند که با ساقط کردن صدام حسین و برچیدن رژیم سابق فرصتی برابر را برای تمام عراقی ها در جهت ایجاد حکومتی دموکراتیک ایجاد نمودند، اما پس از یک دهه آنها تنها منطقه ای را که توانسته به صورت حدودی خود را با این الگو تطابق دهد، اقلیم کردستان عراق می دانند. در دید آنها حکومت اقلیم کردستان طی یک دهه ی اخیر توانسته است در منطقه ی تحت حاکمیت خود این الگو را با ایجاد اقتصادی رو به رشد، ثبات سیاسی و اقتصادی، فرهنگ سکولاریسم، تساهل قومی و مذهبی پیاده نماید، بنابراین هم این منطقه الگویی مناسب از خواسته های آمریکایی است و هم مرکز قابل توجهی برای منافع آنها، بنابراین شایان توجه و کمک می باشد.

به عنوان یک نتیجه گیری کلی، باید گفت؛ آمریکا آنگاه به تهدیدات تروریستی دولت اسلامی واکنش نشان داد که منافع خود را به طور مستقیم در خطر می دید، حضور این نیروها در سوریه تهدیدی برای آمریکا به حساب نمی آمد، هر چند که جان انسان ها هم در این کشور در خطر قرار داشت، اما اخلاق جهان شمول لیبرال در این کشور منفعتی نداشت که به مداخله نظامی دست بزند. حال آنکه تهدید نظامی حکومت اقلیم کردستان یعنی تهدید منافع آمریکا که بیش از یک دهه روی آن سرمایه گذاری نموده است، اجازه ی به خطر افتادن دستاوردهای خود را نخواهد داد. بنابراین، آمریکا تا آن زمان که از رفع تهدید بر علیه حکومت اقلیم کردستان مطمئن نشود، به حملات خود ادامه خواهد داد، این چیزی است که در وهله ی اول، منافع آمریکا و پس از آن افکار عموی و هم پیمانانش از این دولت می خواهند.

* کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا

کلید واژه ها: اقلیم کردستاندولت اسلامیلیبرالحکومت اقلیمدموکراسیحکومت اقلیم کردستان


نظر شما :