اختلاف بر سر ایران و کرانه باختری، نشانه‌ای از بحران در تصمیم‌گیری نظامی است

شکاف در رأس قدرت اسرائیل

۰۶ آبان ۱۴۰۵ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۴۰۹۸۹ اخبار اصلی خاورمیانه
نیروانا مهرآیین در یادداشتی می‌نویسد: بر اساس روایت منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی، نتانیاهو خواهان پیشبرد اقدام موردنظر بود، درحالی‌که زامیر درباره ضرورت و نحوه اجرای آن ملاحظاتی داشت و خواستار بررسی بیشتر و روشن شدن مجوز رسمی شده بود.
شکاف در رأس قدرت اسرائیل

نویسنده: دکتر نیروانا مهرآیین، متخصص حقوق بین الملل، کارشناس حقوق داخلی و فعال صلح و حقوق بشر

دیپلماسی ایرانی: گزارش‌های منتشرشده درباره اختلاف میان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش، بار دیگر توجه‌ها را به شکاف میان تصمیم‌های سیاسی و ارزیابی‌های نظامی در اسرائیل جلب کرده است. محور یکی از این اختلاف‌های گزارش‌شده، اقدامی مرتبط با ایران بود؛ موضوعی که به دلیل احتمال گسترش درگیری و پیامدهای امنیتی آن، حساسیت ویژه‌ای دارد. بر اساس روایت منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی، نتانیاهو خواهان پیشبرد اقدام موردنظر بود، درحالی‌که زامیر درباره ضرورت و نحوه اجرای آن ملاحظاتی داشت و خواستار بررسی بیشتر و روشن شدن مجوز رسمی شده بود. این گزارش‌ها پرسش مهمی را مطرح می‌کنند: اگر یک اقدام نظامی از نظر پیامدهای احتمالی نیازمند بررسی بیشتر باشد، چرا باید بدون روشن شدن همه ابعاد آن به مرحله اجرا نزدیک شود؟ اقدام نظامی علیه ایران می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را به دنبال داشته باشد و اسرائیل را با فشارهای تازه بر توان دفاعی و نیروهای منطقه‌ای خود مواجه کند. با این حال، اطلاعات علنی برای اثبات لغو قطعی یک حمله مشخص یا امتناع نهایی ارتش از اجرای دستور کافی نیست و نتانیاهو نیز وجود رویارویی توصیف‌شده را رد کرده است. بنابراین، موضوع اصلی در این پرونده نه ادعای اثبات‌نشده شکست یک حمله، بلکه گزارش اختلاف بر سر ضرورت یک اقدام حساس و نگرانی درباره پیامدهای آن است. انتشار چنین گزارش‌هایی نشان می‌دهد که حتی درباره تصمیم‌هایی با اهمیت راهبردی، ارزیابی‌های سیاسی و نظامی لزوماً یکسان نیستند.

الخلیل؛ عملیات گسترده، دستاوردهای مورد پرسش و اصرار بر ادامه فشار

در کرانه باختری، اختلاف شکل مشخص‌تری داشت. پس از کشته شدن دو سرباز اسرائیلی در یک حمله، نیروهای اسرائیلی عملیاتی گسترده در منطقه الخلیل آغاز کردند. بازرسی خانه‌ها، جست‌وجوی سلاح، شناسایی مظنونان و اعمال محدودیت بر رفت‌وآمد ساکنان بخشی از این عملیات بود. اما پس از انجام بخش مهمی از بازرسی‌ها، اختلاف بر سر ضرورت ادامه عملیات بالا گرفت. بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای، زامیر معتقد بود که اهداف اولیه تا حد زیادی محقق شده‌اند و ادامه عملیات در همان ابعاد به توجیه عملیاتی روشن‌تری نیاز دارد. در مقابل، نتانیاهو و وزیر دفاع، اسرائیل کاتس، بر ادامه فشار و حفظ بازدارندگی تأکید داشتند. این اختلاف پرسشی جدی درباره منطق ادامه عملیات ایجاد کرد: اگر اهداف اولیه تحقق یافته‌اند، چه دستاورد تازه‌ای قرار است با ادامه همان اقدامات به دست آید؟ گزارش‌هایی درباره بازرسی صدها ساختمان و کشف تعداد محدودی سلاح منتشر شد. این آمار به‌تنهایی شکست کامل عملیات را ثابت نمی‌کند، اما ارزیابی دستاوردهای آن را به موضوعی قابل بحث تبدیل می‌کند. برای داوری دقیق باید مشخص شود که عملیات چه تعداد مظنون را شناسایی کرده، چه اطلاعاتی به دست آورده و تا چه اندازه خطر حملات بعدی را کاهش داده است. بدون چنین اطلاعاتی، نه می‌توان ادعای موفقیت کامل را پذیرفت و نه شکست قطعی را نتیجه گرفت. آنچه روشن است، اختلاف بر سر ادامه عملیات و اصرار رهبری سیاسی بر تداوم فشار، با وجود گزارش‌هایی درباره تردید فرماندهی ارتش نسبت به ضرورت ادامه آن است.

هزینه‌ای که بر دوش ساکنان گذاشته شد؛ امنیت با چه بهایی؟

در کنار بحث دستاوردهای نظامی، پیامدهای انسانی عملیات الخلیل نیز اهمیت دارد. محدودیت رفت‌وآمد، بازرسی‌های گسترده و نگرانی درباره امکان بازگشت ساکنان به خانه‌هایشان، زندگی روزمره فلسطینیان را تحت تأثیر قرار داد. هر عملیات نظامی باید از نظر اهداف مشخص، ضرورت اقدامات و تناسب هزینه‌ها با نتیجه مورد انتظار ارزیابی شود. اگر ادامه یک عملیات به محدودیت‌های بیشتر برای غیرنظامیان منجر شود، دولت مسئول است توضیح دهد که چرا این محدودیت‌ها همچنان ضروری‌اند و چه دستاورد امنیتی مشخصی از آن‌ها انتظار می‌رود. این پرسش به معنای انکار ضرورت بررسی یک حمله مرگبار یا شناسایی عاملان آن نیست؛ بلکه به ضرورت پاسخ‌گویی درباره دامنه و مدت اقدامات نظامی مربوط می‌شود.

در چنین شرایطی، اختلاف گزارش‌شده میان فرماندهی ارتش و رهبری سیاسی فقط بحثی درباره تاکتیک نیست، بلکه به نحوه سنجش پیامدهای تصمیم‌ها و مسئولیت کسانی مربوط می‌شود که بر ادامه عملیات اصرار دارند.

دو پرونده، یک پرسش اساسی؛ دستاورد نظامی کجاست؟

پرونده ایران و عملیات الخلیل از نظر میزان قطعیت اطلاعات و وضعیت اجرایی با یکدیگر تفاوت دارند. در ایران، گزارش‌ها درباره اختلاف بر سر اقدامی احتمالی و نگرانی از گسترش درگیری است؛ در الخلیل، اختلاف بر سر ادامه عملیاتی بود که آغاز شده و در آن مقطع متوقف نشد. با این حال، هر دو پرونده پرسشی مشترک را مطرح می‌کنند: معیار تصمیم‌گیری درباره آغاز یا ادامه یک عملیات چیست و چه شواهدی باید نشان دهد که هزینه‌های آن با دستاوردهای امنیتی تناسب دارد؟ تأکید بر قدرت نظامی به‌تنهایی پاسخ این پرسش نیست. نتیجه باید با اهداف مشخص، اطلاعات قابل ارزیابی و پیامدهای واقعی سنجیده شود. در عین حال، وجود اختلاف میان نخست‌وزیر و رئیس ستاد ارتش به‌خودی‌خود به معنای شکست نظامی یا فروپاشی زنجیره فرماندهی نیست. آنچه گزارش‌ها نشان می‌دهند، تفاوت ارزیابی‌ها درباره ضرورت اقدام و ادامه فشار است؛ تفاوتی که می‌تواند تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر کند و نیاز به توضیح عمومی درباره اهداف عملیات را افزایش دهد.

انتخابات و تصمیم‌های امنیتی؛ پرسش‌هایی درباره اولویت‌های دولت

انتشار این گزارش‌ها در آستانه انتخابات اسرائیل، حساسیت سیاسی آن‌ها را افزایش داده است. تهدیدهای منطقه‌ای و نحوه مواجهه با ایران از موضوعات مهم سیاست داخلی اسرائیل هستند و تصمیم‌های نظامی می‌توانند بر ارزیابی عملکرد دولت تأثیر بگذارند. منتقدان ممکن است بپرسند آیا در تصمیم‌های مورد بحث، ملاحظات سیاسی نیز نقشی داشته‌اند؛ اما هم‌زمانی تصمیم‌ها با انتخابات به‌تنهایی این ادعا را ثابت نمی‌کند. برای نتیجه‌گیری درباره انگیزه‌های نتانیاهو، شواهد مستقیم لازم است. پرسش قابل طرح این است که آیا دولت اهداف و پیامدهای تصمیم‌های امنیتی خود را به اندازه کافی روشن کرده و آیا ارزیابی حرفه‌ای فرماندهان در روند تصمیم‌گیری به‌طور کامل بررسی شده است. این مسئله به‌ویژه زمانی اهمیت دارد که یک اقدام احتمالی بتواند به گسترش درگیری منطقه‌ای منجر شود یا ادامه یک عملیات، هزینه‌های انسانی و اجتماعی بیشتری به همراه داشته باشد.

اختلاف بر سر ایران و الخلیل؛ چه چیزی تأیید شده و چه چیزی هنوز روشن نیست؟

در پرونده ایران، گزارش‌هایی درباره اختلاف بر سر یک اقدام احتمالی منتشر شده، اما اطلاعات علنی نشان نمی‌دهد که حمله‌ای مشخص به‌طور قطعی لغو شده یا ارتش در نهایت از اجرای دستور سر باز زده باشد. در پرونده الخلیل، اختلاف بر سر ادامه عملیات گزارش شده و رهبری سیاسی بر ادامه فشار تأکید کرده است؛ با این حال، اطلاعات موجود نیز شکست کامل مأموریت را اثبات نمی‌کند. تمایز میان این دو وضعیت برای ارزیابی دقیق ضروری است. می‌توان درباره هزینه‌های عملیات، دستاوردهای اعلام‌شده و ضرورت پاسخ‌گویی دولت پرسش‌های جدی مطرح کرد، بدون آنکه اختلاف گزارش‌شده به نافرمانی اثبات‌شده یا شکست قطعی تبدیل شود. آنچه این تحولات در کانون توجه قرار می‌دهد، مسئله‌ای اساسی در اداره جنگ است: تصمیم نظامی باید بر مبنای اهداف روشن، ارزیابی پیامدها و سنجش نتیجه اتخاذ شود و ادامه عملیات نیز باید با توضیحی روشن درباره ضرورت آن همراه باشد.

کلید واژه ها: اسرائیل بنیامین نتانیاهو ایران و اسرائیل عیال زامیر حمله اسرائیل به ایران جنگ اسرائیل و ایران نیروانا مهرآیین


نظر شما :