با توجه به روابط ویژه روسیه با ایران و کشورهای منطقه

آیا سفر لاوروف، تکلیف عصر جدید هرمز را روشن می‌سازد؟

۲۹ مهر ۱۴۰۵ | ۱۴:۲۳ کد : ۲۰۴۰۹۵۷ اخبار اصلی خاورمیانه
محمدمهدی عمادی مقدم در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: سفر سرگئی لاوروف به تهران در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۷ مهر ۱۴۰۵) می‌تواند فرصتی برای بازتعریف ابعاد بین‌المللی مسئله هرمز فراهم کند. اهمیت این سفر را باید در هم‌زمانی آن با تشدید تنش‌های منطقه‌ای، تداوم اختلافات ایران و آمریکا و افزایش حساسیت بازیگران نسبت به امنیت انرژی ارزیابی کرد.
آیا سفر لاوروف، تکلیف عصر جدید هرمز را روشن می‌سازد؟

نویسنده: محمدمهدی عمادی مقدم، کارشناس مسائل بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: بند پنجم تفاهم اسلام‌آباد، با تأکید بر ضرورت رایزنی تهران با عمان و سایر کشورهای عربی، چارچوبی برای تنظیم ترتیبات جدید مدیریت تنگه هرمز ترسیم می‌کرد. منطق این بند را باید در پیوند میان نگرانی‌های امنیتی ایران، ملاحظات تجارت دریایی و ضرورت ایجاد نظری مشترک در منطقه و دنیا درباره یکی از گذرگاه‌های راهبردی تجارت جهانی جست‌وجو کرد. بااین‌حال، فاصله میان مفاد تفاهم و تحولات عملی نشان می‌دهد که فرایند مورد انتظار برای شکل‌دهی به سازوکار جدید، تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است. بخش قابل توجهی از این امر، به تلاش برخی کشورهای عربی مثل بحرین و عربستان برای معطل ساختن ابتکارات مطرح شده برای تنگه هرمز باز می‌گردد. البته در چنین شرایطی، مسئله اصلی تنها تأخیر در برگزاری رایزنی‌ها یا تدوین ترتیبات اجرایی نیست، بلکه ابهام درباره مسیر دیپلماتیکی است که باید مطالبات ایران را به توافقی سیاسی و قابل اجرا تبدیل کند. استمرار این وضعیت می‌تواند فضای ابتکار عمل را محدود کند و زمینه را برای افزایش اختلاف‌نظرها درباره حدود اختیارات، مسئولیت‌ها و قواعد حاکم بر تردد دریایی فراهم آورد. از منظر روابط بین‌الملل، هرگونه تأخیر در تثبیت چارچوب مذاکراتی، به معنای واگذاری بخشی از ظرفیت شکل‌دهی به دستورکار آینده به تحولات میدانی و محاسبات سایر بازیگران است. بنابراین، تهران برای جلوگیری از فرسایشی‌شدن این روند، به دیپلماسی فعال، هماهنگی نهادی و تعریف روشن اولویت‌های مذاکره نیاز دارد.

در این میان، سفر سرگئی لاوروف به تهران در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۷ مهر ۱۴۰۵) می‌تواند فرصتی برای بازتعریف ابعاد بین‌المللی مسئله هرمز فراهم کند. اهمیت این سفر را باید در هم‌زمانی آن با تشدید تنش‌های منطقه‌ای، تداوم اختلافات ایران و آمریکا و افزایش حساسیت بازیگران نسبت به امنیت انرژی ارزیابی کرد. روسیه، با توجه به روابط راهبردی خود با ایران و ارتباطات دیپلماتیکش با کشورهای عربی، ظرفیت دارد زمینه گفت‌وگو میان دیدگاه‌های متفاوت درباره آینده تنگه هرمز را فراهم سازد. در این چارچوب، هماهنگ‌سازی ابتکارات تهران، مسکو و پکن می‌تواند به شکل‌گیری یک چارچوب مذاکراتی منسجم‌تر درباره امنیت دریایی و مدیریت تردد کشتی‌ها کمک کند. البته وجود منافع مشترک میان این سه کشور، لزوماً به معنای توافق کامل آن‌ها درباره جزئیات حقوقی، اجرایی و سیاسی مدیریت تنگه نیست. هر ابتکار مشترک باید از مرحله اعلام مواضع سیاسی عبور کند و به پیشنهادهایی مشخص درباره صلاحیت‌های ساحلی، مدیریت مسیرهای دریایی و خدمات ناوبری تبدیل شود. همچنین، همراه‌کردن عمان و سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس برای افزایش پذیرش منطقه‌ای ترتیبات جدید و کاهش احتمال مخالفت‌های سیاسی اهمیت اساسی دارد. از این رو اگر پیشنهادهای روسیه و چین بتوانند میان حقوق حاکمیتی ایران و  ضرورت‌های امنیت دریایی پیوند برقرار کنند، زمینه تفاهم گسترده‌تری ایجاد خواهد شد. بااین‌حال، تا زمانی که جزئیات پیشنهادهای مطرح‌شده و میزان توافق طرفین روشن نشده است، نمی‌توان درباره محتوای نهایی یا نتیجه مذاکرات داوری قطعی کرد.

فارغ از این منظر، مسئله محوری این است که ظرفیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز چگونه می‌تواند به دستاوردی پایدار در عرصه دیپلماسی تبدیل شود. موقعیت جغرافیایی ایران در مجاورت این گذرگاه، مزیت مهمی برای اثرگذاری بر ترتیبات امنیتی منطقه ایجاد می‌کند، اما بهره‌برداری سیاسی از آن مستلزم محاسبه دقیق هزینه‌ها و پیامدهاست. تهران باید میان تثبیت حقوق حاکمیتی خود، حفظ امنیت منطقه و مقابله با تهدیدات آمریکا، سازگاری عملی برقرار کند. هرگونه سازوکار جدید، در صورتی از دوام بیشتری برخوردار خواهد شد که مسئولیت‌های طرفین، قواعد اجرایی و شیوه حل اختلافات را به‌صورت روشن تعریف کند. در مقابل، ابهام در صلاحیت‌ها یا نادیده‌گرفتن نگرانی‌های موجود، می‌تواند خطرات فعلی را تشدید کند و اجرای توافق احتمالی را با دشواری روبه‌رو سازد. بنابراین، رایزنی با روسیه و چین باید مکمل گفت‌وگوهای مستقیم با عمان و سایر کشورهای منطقه باشد، نه جایگزین آن‌ها. دستاورد واقعی دیپلماسی ایران زمانی شکل می‌گیرد که حمایت سیاسی شرکای راهبردی به تفاهمی منطقه‌ای، برخوردار از پشتوانه حقوقی و دارای سازوکار اجرایی مشخص تبدیل شود. به همین دلیل ارزیابی نتیجه سفر لاوروف باید بر اساس میزان پیشرفت در تدوین پیشنهادهای عملی، روشن‌شدن اختلافات و فراهم‌شدن زمینه توافق میان کشورهای ذی‌ربط صورت گیرد. تا آن زمان، حفظ ابتکار دیپلماتیک، پرهیز از اعلام نتایج پیش از نهایی‌شدن مذاکرات و پیگیری منافع ملی در چارچوب حقوق بین‌الملل، اهمیت تعیین‌کننده خواهد داشت.

کلید واژه ها: ایران و روسیه تنگه هرمز ایران و تنگه هرمز محمدمهدی عمادی مقدم سرگئی لاوروف سفر لاوروف به تهران روابط روسیه و کشورهای عربی


نظر شما :