چرا و به چه علت؟

همگرایی رژیم صهیونیستی با اعراب در برابر جمهوری اسلامی ایران

۰۶ خرداد ۱۴۰۵ | ۰۶:۰۰ کد : ۲۰۳۹۱۵۳ خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمد بیدگلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: آنچه باعث حرکت کشورها به سوی توازن می شود میزان تهدیدی است که ادراک می شود. هرگاه دولت ها احساس کنند که موجودیت و یا منافع آنها از سوی دیگر دولت ها با تهدید روبه‌روست، با اتحاد با یکدیگر به موازنه در برابر آنها می پردازند. از دیدگاه استفان والت دولت ها در مقابل کشورهایی که منشا بیشترین تهدید هستند متحد می شوند، در این حالت لزوما دولت یا دولت های تهدید کننده جزء قوی ترین دولت ها نیستند. اعراب در سال های اخیر به طور همزمان با تغییراتی در منطقه خلیج فارس مواجه هستند که کاهش حمایت های ایالات متحده آمریکا و سست شدن پایه های استراتژیک با این کشور و افزایش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران از جمله آنهاست.
همگرایی رژیم صهیونیستی با اعراب در برابر جمهوری اسلامی ایران

نویسنده: دکتر محمد بیدگلی، دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل ایران

دیپلماسی ایرانی: عادی‌سازی رابطه اعراب و رژیم منحوس صهیونیستی از زمان انور سادات کلید خورد و برخی از کشورهای عرب رابطه پنهانی با رژیم صهیونیستی با فراز و نشیب و در مقاطع مختلف را آغاز کردند، تأمین منافع نظام سلطه، ضربه زدن به جبهه مقاومت، سرکوب نیروهای فلسطینی و مشروعیت بخشی به اشغالگری رژیم منحوس صهیونیستی از اهداف عادی‌سازی‌های کشورهای عربی با این رژیم جعلی است. 

ناکارآمدی و بلکه سکوت و بی‌ارادگی سازمان همکاری اسلامی در مقابل روند عادی‌سازی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و حتی سکوت در مقابل رویکرد ستیزه‌جویانه رژیم صهیونیستی علیه شهروندان فلسطینی را می‌توان مؤلفه‌ای مهم از سیاست تغییر یا چرخش روند سیاستگذاری سازمان همکاری اسلامی برای تعامل با رژیم صهیونیستی قلمداد کرد که روند عادی‌سازی روابط میان کشورهای اسلامی نیز در نهایت به چرخش بزرگ سیاستگذاری جهان اسلام مقابل رژیم صهیونیستی کمک خواهد کرد. 

اقدام بدون محاسبه دو کشور حوزه خلیج فارس در عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر قدس،  فضا را برای بازی سیاسی و دیپلماتیک این رژیم در جهان عرب و خاورمیانه باز خواهد کرد و کشورهای عربی را در باتلاق اختلافات میان خود با سوء استفاده این رژیم از این فرصت فرو خواهد برد. 

پیش از این، فقط مصر و اردن با رژیم صهیونیستی قرارداد صلح امضا کرده بودند و عمده کشورهای عربی فاقد رابطه دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی بودند. اما رژیم صهیونیستی حالا با تعداد بیشتری از کشورهای عربی روابط برقرار می کند و به آن معنا که مقامات و دیپلمات‌های رژیم صهیونیستی در خاورمیانه تحرک بیشتری خواهند داشت. تبدیل شدن امارات متحده عربی به پایگاه رسمی عملیات موساد و دیگر سرویس های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی که در واقع تحول بزرگی در روند اقدامات جاسوسی، امنیتی و تخریبی رژیم صهیونیستی در منطقه به وجود خواهد آورد و دامنه اقدامات تخریبی آن در شعاع قابل توجه کشورهای پیرامونی امارات، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران را هم در بر خواهد گرفت. این توافق آرایشی جدید در موازنه قوای منطقه ای ایجاد خواهد کرد که سطح تنش ها در منطقه را به ویژه با ایران دو چندان خواهد کرد و مسابقه تسلیحاتی سنگین از پیامدهای آن خواهد بود.

یکی از دلایل عمده تشدید روند عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، حمایت گسترده واشینگتن است. همان طور که در گذشته روابط ایران با رژیم صهیونیستی در مسیر عکس روابط این رژیم با اعراب قرار داشت. به دلیل حضور ایران عصر پهلوی در بلوک غرب و وابستگی آن به آمریکا، این کشور به همراه ترکیه از معدود کشورهای جهان اسلام بودند که رابطه مناسبی با رژیم صهیونیستی داشتند. رهبران عرب به دلیل هراس از دست‌دادن تاج و تخت خود خواهان رابطه با رژیم صهیونیستی به منظور جلب حمایت و کسب رضایت ایالات متحده آمریکا هستند. در واقع انگیزه کشورهای عربی برای عادی‌سازی روابط با تل‌آویو به این تفکر اشتباه باز می‌‌‌گردد که راضی کردن رژیم صهیونیستی به معنای رضایت آمریکا و کسب حمایت آن است. به همین جهت کشورهای عربی نسبت به اقدام آمریکا برای انتقال سفارت خود از تل‌آویو به قدس سکوت نمودند و برخی دیگر نیز از این اقدام حمایت کردند.

در بحرین و امارات، خانواده خاصی از صد سال پیش در آنجا حکومت می‌کنند و تصمیم‌گیری‌ها در خصوص مسائل کشور و روابط خارجی به‌صورت خانوادگی و فردی است و مردم هیچ نقشی در تصمیم گیری ندارند. از نظر کشورهای حاشیه خلیج فارس، رژیم صهیونیستی گزینه مناسبی برای جلوگیری از کاهش نقش ایالات متحده در منطقه و همچنین یک شریک تجاری ثروتمند که دارای اقتصادی با فناوری پیشرفته است که می تواند برای موازنه سازی بر علیه ایران به آنها کمک شایانی نماید، خواهد بود. از نظر رژیم صهیونیستی نیز، برقراری روابط حسنه با کشورهای عرب خلیج فارس انزوای این رژیم را کاهش؛ و راهی برای مقابله با فشار فلسطینیان برای مذاکره درباره یک کشور جدید است، زیرا حمایت اعراب هم ردیف اصلی این کارزار طولانی مدت بوده است. این روابط در دهه گذشته قوی‌تر شده است، زیرا رژیم صهیونیستی و اعراب خلیج فارس به یک هدف مشترک بر سر ایران رسیدند که هر دو طرف آن را تهدید جدی برای امنیت ملی خود قلمداد می کنند. تشدید روند عادی‌سازی روابط میان تل‌آویو و پایتخت‌های عربی به وجود بحران‌های داخلی در کشورهای عربی مرتبط دانست. عربستان سعودی به منظور تضمین چتر حمایت غرب و کسب حمایت و پشتیبانی آمریکا از برنامه‌ها و جاه‌طلبی‌های خود سعی دارد از طریق عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی حمایت کنگره و لابی‌های متنفذ و قدرتمند صهیونیستی در آمریکا، اروپا و سایر کشورها را جذب کند. هم‌اکنون بحرین با برقراری روابط رسمی با رژیم صهیونیستی و روابط نامحدود با آمریکا می‌خواهند با دست بازتر و آزادی عمل بیشتری به سرکوب مردم ادامه دهند.

بر اساس نگرش ایدئولوژیکی، تهدیدهای رژیم صهیونیستی ضد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ناشی از تقابل ایدئولوژیکی و فکری است و این تهدیدها مستمر بوده و تنها شکل تهدید است. تهدید دیگر عادی‌سازی به ایدئولوژی ضد صهیونیستی ایران مربوط می‌شود. ایدئولوژی اساسی جمهوری اسلامی ایران در مورد موجودیت رژیم صهیونیستی و ویژگی درگیری‌های دایر در فلسطین اشغالی برای جمهوری اسلامی ایران یک مسئله اسلامی مرکزی و مهم محسوب می‌شود. از این‌رو مطرح‌شدن رژیم صهیونیستی در افکار عمومی منطقه به عنوان شریک سیاسی و راهبردی کشورهای عربی می‌تواند باعث مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تل‌آویو شده و ایدئولوژی ضد صهیونیستی جمهوری اسلامی را تضعیف کند. 

در همین راستا، این احتمال وجود دارد که عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی و خارج‌شدن آن از حالت تابو ممکن است به انزوای نسبی جمهوری اسلامی ایران در جامعه بین‌المللی منجر شود. از طرف دیگر یکی از اهداف مهم رژیم صهیونیستی از عادی سازی روابط با امارات و بحرین فراموشی موضوع فلسطین است. آنها از هر فرصتی برای تثبیت رژیم صهیونیستی در منطقه و فراموشی حقوق فلسطینیان استفاده می کنند. مسلما عادی سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی شکاف دیرینه را در منطقه غرب آسیا آشکار کرد. بدین سان، در طول دهه ها، بسیاری از کشورهای عربی در گفتار و تبلیغات به رژیم صهیونیستی حمله کردند، اما در واقع رویکردهای دو جانبه فردی را در روابط با این کشور دنبال کردند.

کلید واژه ها: ایران و اسرائیل ایران و کشورهای عربی ایران و اسرائیل و کشورهای عربی محمد بیدگلی پیمان ابراهیم امارات و اسرائیل بحرین و اسرائیل رژیم صهیونیستی عادی‌سازی روابط با اسرائیل


( ۳ )

نظر شما :

سید محمدرضا طباطبایی ۰۷ خرداد ۱۴۰۵ | ۰۱:۲۱
باسلام متاسفانه بعضی از کشورهای عربی به دلیل سرکوب معترضین داخلی و ترس از دست دادن قدرت، به آمریکا متوسل شده اند و قرارداد نظامی چندین ساله با آمریکا امضا کرده اند و بخاطر جلب رضایت بیشتر آمریکا تَن به عادی سازی روابط با رژیم صهیونی داده اند و متاسفانه سازمان همکاری های کشور های اسلامی نیز در این قضیه منفعل است. تشکر از دکتر بیدگلی عزیز که مثل همیشه موضوع را بدرستی تحلیل کردند.
سیده فرشته محتشم خواه گشتی ۰۷ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۱:۰۲
بسیار عالی همانند تمامی تحلیل های دیگر شما سپاسگزارم جناب دکتر بزرگوار
معصومه سمنانی ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۰۷
به نظر من، این مقاله تحلیل بسیار دقیق، هوشمندانه و قابل‌تأملی درباره روند عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با اسرائیل ارائه می‌دهد. آقای دکتر بیدگلی به خوبی توانسته این موضوع را فراتر از یک توافق سیاسی ساده بررسی کند و ابعاد مختلف آن را از منظر امنیتی، منطقه‌ای، ایدئولوژیک و راهبردی توضیح دهد. من فکر می‌کنم یکی از نقاط قوت اصلی این مقاله، توجه به پیامدهای بلندمدت عادی‌سازی برای منطقه است. آقای دکتر بیدگلی با نگاه عمیق و منسجم نشان می‌دهد که این روند می‌تواند بر موازنه قدرت در خاورمیانه، جایگاه فلسطین، و حتی ساختار امنیتی منطقه تأثیرات مهمی بگذارد. این نوع تحلیل باعث می‌شود خواننده موضوع را فقط در سطح اخبار روزمره نبیند، بلکه آن را در چارچوب تحولات کلان منطقه‌ای درک کند. از نظر من، مقاله در تبیین نقش آمریکا و تأثیر قدرت‌های خارجی در پیشبرد این روند نیز بسیار موفق عمل کرده است. همچنین تأکید آقای دکتر بر مسئله فلسطین و هشدار نسبت به به حاشیه رفتن این مسئله، از بخش‌های بسیار مهم و ارزشمند مقاله است. این موضوع نشان می‌دهد که متن فقط به روابط میان دولت‌ها توجه ندارد، بلکه به سرنوشت ملت‌ها و تحولات عمیق‌تر جهان اسلام نیز حساس است. به طور کلی، من این مقاله را متنی قوی، منسجم و روشنگر می‌دانم که با نگاهی جدی و واقع‌بینانه به یکی از مهم‌ترین مسائل سیاست منطقه‌ای پرداخته و توانسته ابعاد پنهان و پیامدهای مهم این روند را به خوبی برای مخاطب روشن کند.