مساعدت امنیتی در خاورمیانه: یک صفحه شطرنج سه وجهی است (بخش هفتم)

تلاش مسکو برای تکرار سناریوی اوکراین با استفاده از نفوذ «تسلیحاتی» در خاورمیانه و شمال آفریقا

۲۶ فروردین ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۰ کد : ۱۹۹۰۷۰۸ اخبار اصلی خاورمیانه
ایالات متحده، روسیه و ایران هر یک رویکردی متفاوت و مختص خود برای کمک به امنیت در خاورمیانه دارند که این مساله پیامدهای قابل توجهی در تشکیل دولت ها و ثبات در منطقه خواهد داشت.
تلاش مسکو برای تکرار سناریوی اوکراین با استفاده از نفوذ «تسلیحاتی» در خاورمیانه و شمال آفریقا

نویسندگان: رابرت اسپرینگبورگ (استاد بازنشسته امور امنیت ملی و پژوهشگر موسسه امور بین المللی ایتالیا)، اف. سی. «پینک» ویلیامز (ژنرال بازنشسته که در سال های 2008 تا 2011 به عنوان رئیس دفتر همکاری های نظامی و ارتباط دفاعی با سفارت ایالات متحده در قاهره خدمت کرده)، جان زاواژ (استادیار امور امنیت ملی در دانشکده تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی که در سال های 2017 تا 2018 به عنوان رئیس همکاری های نظامی و ارتباط دفاعی سفارت ایالات متحده در یمن مشغول به کار بوده)

دیپلماسی ایرانی: در ادامه، استراتژی ها و تاکتیک های مساعدت امنیتی سه بازیگر و رقیب اصلی در منطقه مِنا یعنی ایالات متحد، روسیه و ایران بیشتر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. لازم است که شرایط و اهداف هر یک از این کشورها ارزیابی شوند.

شیوه های روسیه در ارائه مساعدت امنیتی - اهداف استراتژیک روسیه در مساعدت امنیتی در خاورمیانه به انتخاب های آن درباره اینکه از چه کسی حمایت و با چه کسی مخالفت کند، شکل می دهند. برای درک این مساله می توان به واکنش روسیه به آشفتگی سال 2019 در سودان توجه کرد. براساس اسناد افشا شده مرکز دوزیر در لندن توسط میخائیل خودورکوفسکی، بازرگان تبعیدی روسی، برای گاردین، روسیه سعی کرده از طریق اخبار و فیلم های جعلی طراحی شده برای «معرفی تظاهرات کنندگان به عنوان مخالفان اسلام، طرفدار اسرائیل و طرفدار دگرباشان جنسی» مشروعیت اپوزیسیون سودانی را از بین ببرد. مسکو همچنین به طور همزمان گروهی از مزدوران شاغل در گروه واگنر را برای آموزش افسران نظامی سودانی و به عنوان بخشی از تلاش ها با هدف تقویت مشارکت با شورای نظامی انتقالی به سودان فرستاد. شورای نظامی انتقالی موافقت کرده بود از قراردادهای اساسی روسیه در سودان حمایت کند. سودان تا سال 2019 پس از الجزایر به دومین خریدار تسلیحات روسی در آفریقا تبدیل شد و نیمی از کل تسلیحات سودان از روسیه به آنجا می رفت. عمر البشیر، رئیس جمهوری پیشین سودان، شخصا ورود یک شرکت روسی معدن کاری طلا را به کشورش تایید کرد و در میانه فروپاشی دولتش، در حال مذاکره درباره ساخت یک پالایشگاه نفت و همچنین یک پایگاه دریایی روسی در دریای سرخ بود. برخی گزارش ها حاکی از آن هستند که مزدوران گروه واگنر در سرکوب معترضان توسط شورای نظامی انتقالی نقش داشته اند. برداشت اپوزیسیون سودانی این است که روسیه به عنوان بخشی از استراتژی کلی خود برای حفظ سرمایه گذاری های اساسی نظامی، استراتژیک و اقتصادی در دوران عمر البشیر از جان سخت های شورای نظامی انتقالی حمایت می کرده است.

فعالیت های اخیر روسیه در لیبی نیز منعکس کننده فعالیت های آن در سودان است. روسیه با به رسمیت شناختن حکومت وفاق ملی در طرابلس و برنامه استقرار سازمان ملل متحد در ظاهر، در حدود سال 2016 شروع به برقراری رابطه نزدیک با خلیفه حفتر، فرمانده نظامی لیبی، و ارتش ملی او کرد و در مارس 2019 مانع از قطعنامه سازمان ملل با درخواست متوقف کردن اقدامات علیه طرابلس از سوی حفتر شد و سه روز بعد هم حفتر به مسکو سفر کرد. ظواهر امر نشان می داد که حفتر در سال 2016 شروع به دریافت اسلحه از روسیه کرده و در مقابل، وعده داده است پس از پایان درگیری ها با ساخت پایگاه های روسی در بنغازی و طبرق موافقت کند. در همان زمان یا اندکی بعد، مزدوران گروه واگنر و دومین شرکت پیمانکار نظامی تحت کنترل کرملین یعنی «آر بی اس»، شروع به تقویت نیروهای حفتر کردند. در سال 2018 حفتر با یوگی پریگوژین، مالک رسمی گروه واگنر، دست نشانده پوتین و مالک کارخانه ای که گفته می شود مسکو از آن برای مداخله در انتخابات ریاست جمهوری 2016 ایالات متحده استفاده کرده است، دیدار کرد. 300 مزدور واگنر در 2019 مسئول ایمن کردن بندرهای طبرق و درنه برای ناوگان روسی و کنترل جریان نفت لیبی شدند. سال گذشته روزنامه «آر بی سی» روسیه گزارش داد که نیروهای این کشور برای پشتیبانی از برخی عملیات حفتر به شرق لیبی فرستاده شدند و گزارش های دیگری هم بودند که از درمان سربازان حفتر در بیمارستان های روسی خبر می دادند. «روس نِفت» در سال 2017 با شرکت ملی نفت لیبی توافقنامه ای را برای افزایش استخراج نفت امضا کرد. یک ناظر آشنا به نفوذ روسیه در لیبی پس از قذافی می گوید: «روسیه فکر می کند که بهترین راه برای تضمین ثبات در لیبی حکمرانی یک رهبر استبدادی و فردی با پیشینه نظامی است. به علاوه، حفتر از نظر کرملین فردی است که می تواند حضور نظامی، اقتصادی و نظامی روسیه را در این کشور تضمین کند.»

سوابق فعالیت های روسیه در اوکراین، کریمه و کشورهای حوزه بالتیک برای ایجاد «دشمن داخلی» می تواند نشان دهنده شیوه دیگری از مساعدت امنیتی این کشور در منطقه مِنا باشد. روسیه در سال 2014 با الحاق کریمه به خاک خود موافقت کرد و به درگیری های جدایی طلبانه در شرق اوکراین دامن زد. در حال حاضر اطلاعات نظامی روسی سر دسته های گروه ها در شرق اوکراین را به کار می گیرد و به آنها وعده شغل در دولت روسیه را می دهد. این موارد و همچنین تبلیغات روسیه مبنی بر اینکه کشورهای بالتیک «هدایای مسکو در زمان اتحاد جماهیر شوروی بودند و بنابراین، متعلق به روسیه هستند»، کشورهای این حوزه را بر آن داشته تا درصدد ریشه کن کردن عناصر خرابکار داخلی برآیند. 

اگرچه هیچ گزارش موثقی از تلاش های مشابه اختلال آمیز در منطقه مِنا وجود ندارد، اما چندان جای تعجب نخواهد داشت اگر که مسکو همچنان به دنبال به کارگیری عناصر «دشمن داخلی» در این منطقه باشد. اتحاد جماهیر شوروی سابق در زمان اوج نفوذ خود در مصر افزادی مانند سامی شرف، رئیس کابینه جمال عبدالناصر، رئیس جمهوری پیشین مصر، را به کار گرفت. شرف بعدتر به یکی از توطئه گران اصلی در طرح 1971 برای سرنگونی انور سادات، رئیس جمهوری وقت، تبدیل و از سوی  روس ها به منزله تهدیدی برای منافعش تبدیل شد.

رویه استاندارد روسیه برای نفوذ در دولت های منطقه مِنا، به ویژه آنهایی که روابط طولانی و صمیمی با ایالات متحده دارند، از طریق انتقال اسلحه است. احتمالا هدف اصلی روسیه ایجاد روابط با تصمیم گیران نظامی و غیرنظامی است. مصر، ترکیه و لبنان همه نشان دهنده همین مساله هستند. هنگامی که دولت باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین، ارائه سامانه های تسلیحاتی به مصر را متوقف کرد، روسیه به سرعت قدم پیش گذاشت و در سال 2015 یک سامانه ضدهوایی یک میلیارد دلاری و موارد بیشمار هواپیما و سایر تجهیزات نظامی به قاهره فروخت. دولت نخست وزیر سعد حریری در لبنان در نوامبر 2018 پیشنهاد دیرینه 5 میلیون دلاری کمک نظامی روسیه را پذیرفت؛ کمکی که تجلی تمایل کرملین به «ایجاد روابط مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی در بیروت به عنوان بخشی از یک استراتژی برای افزایش نفوذ روسیه در خاورمیانه، ارتقای نقش آن به عنوان سفیر صلح، و به حاشیه راندن ایالات متحده» بود. اوایل همان سال یک شرکت نفتی روسی بخشی از کنسرسیومی بود که یک قرارداد برای بهره برداری از دو بلوک دریایی در آبهای لبنان منعقد کرد. مسکو از سال 2011 از گردهمایی ارتدکس لبنان که یکی از رهبران اصلی آن معاون رئیس پارلمان است، به عنوان بخشی از تلاش های گسترده تر خود برای پیوند روسیه با ادیان شرقی ارتدکس، حمایت کرده است. حریری ظاهرا به دلیل تمایلش به جلب حمایت روسیه در مدیریت روابط با سوریه، مرتبا به مسکو سفر کرده است. ترکیه در سال 2019 با خرید سامانه دفاع هوایی «اس-400» روسیه موافقت کرد که ظاهرا یکی از دلایل آن کاهش محبوبیت رئیس جمهوری رجب طیب اردوغان و تمایل به تقویت او از طریق تحریک احساسات ضد آمریکایی بود.

همه این موارد نشان می دهد که هدف مساعدت امنیتی روسیه که معمولا از طریق روابط اقتصادی و سیاسی تقویت می شود، رهبران اقتدارگرا هستند به ویژه آنهایی که قدرتشان از حمایت مردمی نیست. این امر می تواند اهرم فشار روسیه بر نخبگان نیازمند به حمایت خارجی را افزایش دهد و به بازپرداخت از طریق خریدهای بیشتر تسلیحاتی، امتیازات اقتصادی، امتیازات دیپلماتیک و غیره بینجامد. (این مطلب ادامه دارد.)

منبع: کارنگی اهدا برای صلح بین المللی / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: منافع روسیه در خاورمیانه گسترش نفوذ روسیه در خاورمیانه منطقه بالتیک سودان لیبی


( ۲ )

نظر شما :