آرمان پدران و انتخاب فرزندان

چرا برخی مسئولان و فرزندانشان زندگی در خارج را انتخاب می‌کنند؟

۲۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۸۹۵۸۷ نگاه ایرانی خاورمیانه
پدرام سلطانی در یادداشتی می‌نویسد: به شخصه با موارد متعددی برخورد کرده ام که فرزندان این افراد در خارج از ایران مشغول کار یا زندگی هستند. یادم می آید که در بازدید از یکی از سفارتخانه های ایران در اروپا، هنگامی که عکس های سفرای بعد از انقلاب که به دیوار یکی از سالن های سفارت زده شده بود را نگاه می کردیم، مشخص شد که دو تن از همین سفرا، پس از پایان مأموریت یا بازنشستگی، مشغول زندگی در آن کشور هستند.
چرا برخی مسئولان و فرزندانشان زندگی در خارج را انتخاب می‌کنند؟

نویسنده: پدرام سلطانی، عضو و نایب رئیس سابق اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران

دیپلماسی ایرانی: در دوره افشا و حاشا، یعنی دوره ای که هم اکنون در آن به سر می بریم، یکی از مناقشه های رایج در شبکه های اجتماعی رو کردن نام و مشخصات نسل دوم و سوم مسئولانی است که اکنون در خارج از ایران کار، تحصیل یا زندگی می کنند. دو گروه بسیار به این موضوع می پردازند و تا آنجا پیش رفته اند که خواستار اخراج (دیپورت) این افراد از کشورهای غربی به ویژه آمریکا هستند. اما آنچه تاکنون به آن کمتر پرداخته شده، ریشه یابی این پدیده است.

به باور من، مهمتر از برخورد انتقادی و چکشی با این پدیده، توجه به این نکته است که کسانی که زمانی جزء بنیانگذاران و بانیان انقلاب و جمهوری اسلامی بودند، اکنون حتی در مجاب کردن فرزندان و نوه های خود به ماندن در ایران و پذیرفتن سبک زندگی ایرانی – اسلامی در مانده اند. شاید گفته شود کسانی که زندگی در خارج از ایران را اختیار کرده اند کسر کوچکی از فرزندان مسئولان هستند. اما سنجش درست این مسئله زمانی اتفاق می افتد که آماری از فرزندان مسئولانی که مدتی در کشورهای غربی خدمت کرده اند، و در آن زمان فرزندانشان فرصت تحصیل و زندگی در آن کشور را یافته اند، داشته باشیم و بسنجیم که اکنون چه تعداد از این فرزندان در خارج از ایران به سر می برند. بر خلاف شخصیت های تراز اول کشور، که بیشتر نام فرزندان یا نوه هایشان رسانه ای شده است، این بار باید مسئولان رده دوم و سوم مانند سفرا و کارکنان وزارت امور خارجه و مأموران دیگر دستگاه ها و نهادها به خارج از کشور، خصوصا کشورهای غربی، در ۴۰ سال گذشته را به عنوان جامعه هدف در نظر گرفت. 

به شخصه با موارد متعددی برخورد کرده ام که فرزندان این افراد در خارج از ایران مشغول کار یا زندگی هستند. یادم می آید که در بازدید از یکی از سفارتخانه های ایران در اروپا، هنگامی که عکس های سفرای بعد از انقلاب که به دیوار یکی از سالن های سفارت زده شده بود را نگاه می کردیم، مشخص شد که دو تن از همین سفرا، پس از پایان مأموریت یا بازنشستگی، مشغول زندگی در آن کشور هستند.

پس مسئله چیز دیگری است. موضوع این نیست که مثلا یک مسئول با سوء استفاده مالی فرزندانش را به آن سو فرستاده، مسئله درک زندگی و تحصیل در کشورهای آزاد و پیشرفته و داشتن فرصت برای مقایسه است. عموم فرزندان این گروه از مسئولان کشور هم، عیاش یا سوء استفاده چی نیستند، و یقینا با تعالیم اسلامی و ایرانی هم به دلیل تربیت خانوادگی به خوبی آشنا هستند و کم و بیش اینگونه بار آمده اند. اما آنها فرصت داشته اند که معنای انتخاب، اختیار، رواداری و آزادی را در آن جوامع از نزدیک درک کنند، همچنین کیفیت حکمرانی و خدمت رسانی دولت به مردم را در آن کشورها ببینند و با شرایط مشابه در ایران مقایسه کنند.

آنها به گمان من، گفت وگوهای متعدد و طولانی با پدران و مادران خود داشته اند و چه بسا حتی اختلاف نظرهایی هم داشته اند. دور از تصور نیست که حتی بخشی از فرزندان این مسئولان که آنجا نمانده اند، یا به اجبار یا به تمکین از دستور پدر به ایران بازگشته باشند، و لذا این آمار می توانست بیش از آنچه هست هم باشد.

امروز ما، مانند بسیاری از اتفاقات و پدیده های دیگر رایج در کشور، در حال محکوم کردن معلول هستیم و کمتر از علت سخن می گوییم، علتی که در سینه این مسئولان و فرزندانشان نهفته است. آنها شاهد زنده ای برای خوب و جذاب نبودن سبک زندگی تعریف و ترویج شده در ایران و کیفیت رو به افول مستمر زندگی در کشور هستند. آنها کسانی بودند که با باور و اعتقاد (برخی هم البته با تظاهر) وارد سیستم شدند و این باور و اعتقاد را حتی به فرزندان خودشان نتوانستند بفروشند. به گمان من بزرگترین ظلمی که این گروه به کشور کردند این بود که صریح و گشوده با بالادستانشان حرف نزدند، نگفتند که با آرمان نمی شود عمری زندگی کرد، نمی شود فرزند را قانع کرد، چه برسد به مردم، نمی شود توقعات مردم را از داشتن یک زندگی آبرومندانه و آزادانه مدیریت کرد، نمی شود حس زندگی و حق انتخاب سبک زندگی را در آنها از بین برد، و نمی شود و نمی شود و نمی شود....

آنها بدل شدند به کسانی که در هوای مقام (یا شاید جبر معاش) واقعیت را در خانه خود دیدند و چشم بر آن بستند. انتظار اینکه این مسئولان بیایند و با افکار عمومی سخنان رفته میان خود و فرزندانشان را فاش بگویند انتظار بعیدی است، اما سزا و بایسته است آنهایی که هنوز دهان خود را پر از شعارهای قدیمی می کنند، دوستانه با این افراد گپی بزنند و با خود صادقانه خلوت کنند و بپذیرند که مردم برای آرمان های آنها زندگی نمی کنند، آنها باید برای آرمان های مردم کار کنند.  

کلید واژه ها: جمهوری اسلامی ایران ایران مهاجرت از ایران مسئول سیاست خارجی مسئولان


( ۱۱ )

نظر شما :

افخمی ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۱:۱۵
جناب سلطانی به درستی این مورد که همانند زخم بدخیمی جامعه ایران را رنج میدهد اشاره نمودند ولی عواقب آن را بیشتر صنفی وکمی خلاف اخلاق جلوه دادن بنظرم مکفی نیست بلکه برداشت بنده (شاید درست نباشد) این است که این قشر که کاست مخصوص به خود را تشکیل داده اند ودر ویلاهای چند ده وچند سد میلیارد دلاری در شمیرانات و لواسانت ودیگر اماکن اینچنینی زندگی کرده و اهل وعیال مرتب برای اقامت وخرید های آنچنانی (بنده بیش از سه دهه خود شاهدم) به غرب سفر می کنند بی شک بخشی از این جماعت وخانواده شان در دام های اطلاعاتی دشمن وبیگانه افتاده وبه خطری برای منافع وامنیت ملی تبدیل خواهند شد.خداوند کشور ما را از کید خبائث مصون دارد.آمین.
من که نبودم ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۳:۲۲
از کجا این همه پول می آورند برای اینها؟ ویلاهای چند ده وچند صد میلیارد دلاری در شمیرانات و لواسانت ودیگر اماکن اینچنینی زندگی کرده و اهل وعیال مرتب برای اقامت وخرید های آنچنانی که همه میگویند؟اختلاس از بیت المال ملت؟
حسین ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۴:۱۹
کاهش این دلبستگی به عوامل سفارتخانه ها و مامورین خارج از کشور، خیلی ساده انگارانه است. این همه دانشجو که از ابتدا رویای تحصیل در اروپا و آمریکا دارند یا خیل مشتاقان مهاجرت که در سفارتخانه ها در تهران صف بسته اند یا آمار بالای خرید مسکن در خارج، گویای عمومیت این مساله است و نشان دهنده عمق فاجعه است. ماستمالی چیزی را عوض نمیکند عزیزان.
فدوی ۲۷ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۵:۳۶
البته شاید ربطی هم نداشته باشه ولی احساس کردم نکته ای بنویسم ... شاید کسی ربطش را یافت ... ای کاش برای این مقاله و به عنوان عکس نویسنده ، از یک عکس بدون کراوات استفاده می کردین ... همچین یه خورده چیزه ... کلا چیز دیگه ... آره هموه ...
تقی ۲۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۰۰:۲۸
البته چگونگی زندگی شخصی هر کس به خودش مربوط است و میتواند در ایران و یا خارج از ایران زندگی کند به شرط آنکه دست تو جیب خودش ببرد نه ملت.متاسفانه ارزیابی این نویسنده نشان از علاقه مندی ایشان به فرهنگ غرب میباشد که پر از دنیا پرستی و خود پرستی و عیاشی میباشد.علت علاقه این اشخاص که از صدقه سری ملت و با رانت دولتی به خارج از کشور رفته اند محیط باز کشورهای غربی است و اکثر این افراد به علت داشتن ثروت و امکانات پدر و مادرشان بدنبال لذت بردن از این ثروت هستند و چون علنا نمیتوانند در ایران به عیاشی و ولخرجی دست بزنند چون زیر سوال خواهند رفت اقدام به رفتن به اروپا و امریکا میکنند تا به آرزویشان برسند و در نهایت عده ای از اینها گرفتار تورهای اطلاعاتی میشوند و والدین اینها که در حکومت مسئولیت دارند به خاطر فرزندانشان مجبور به همکاری میشوند و امنیت کشور را به خطر می اندازند.و یکی از بارزترین این گرفتاریها رنگ عوض کردن مسئولینی است که از بانیان این نظام و انقلاب بودند و حالا به خاطر این فرزندان عیاش و غربگرا به هر قیمتی شده میخواهند روابطشان با غربیها حفظ شود نمونه آن حضور سفیر انگلیس در اغتشاشات جدید میباشد که متاسفانه مسئولین چشم به خطای این ملعون بستند تا مبادا دولت فخیمه انگلیس ناراحت شود و فرزندان اینها از اروپا و امریکا دیپورت شوند.سایت محترم لطفا این مطلب را درج نمایید تا بلکه این نویسنده حامی این آقا زاده ها متوجه قضایا شود.ممنون
مهندس مهراب لاهیجانی ۲۸ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۱:۳۷
توجه کنید که هیچ از اوارگان سوری و عراقی علی رغم وجود مرز زمینی به ام القرای جهان اسلام ( ایران) نیامدند و ترجیح داده اند که با هزار خطر به بلاد کفر عزیمت کنند !
مسعود ۰۲ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۰:۵۴
ما شاهد شکاف عمیق و شاید خطرناک نسلها درایران هستیم ،